صحبتهای محمود احمدی درباره بهمن بازرگانی از کتاب «بازیافت یک مردار پس از نیم قرن»
صحبتهای محمود احمدی درباره بهمن بازرگانی
عباس داوری:
سلام برادر رضوان، بهمن بازرگانی مدعی شده که در سال۱۳۵۱ مرکزیت مجاهدین در زندان میخواستند ناصر سماواتی را خفه کنند و بکشند و بهمن بازرگانی مدعی است که با طرح موضوع با طاهر احمدزاده و با پادر میانی احمدزاده مانع شده آیا این موضوع صحت دارد و اصلاً شما چنین چیزی را شنیده بودید؟
محمود احمدی:
در آن زمانی که بهمن بارزگانی میگوید (سال۵۱) من هم در زندان قصر بودم. در آن موقع بحثی که در درون سازمان در زندان مطرح شد این بود که شیوه برخورد ما با ناصر سماواتی چگونه باشد.
در این زمینه نظرات گوناگونی وجود داشت که نظر برادر مسعود این بود که برخورد ما باید جوری باشد که ساواک نتواند سوءاستفاده بیشتری از او بکند. آنچه در جمع پذیرفته شد بهعنوان تصمیم جمعی، همین نظر بود یعنی نظر برادر مسعود، و این شیوه برخورد با ناصر سماواتی در زندان قصر باعث شد که دیگر ساواک نتوانست از او سوءاستفاده بیشتری بکند و او را بیشتر علیه سازمان مورد سوءاستفاده قرار بدهد. آنچه بهمن بازرگانی میگوید اصلاً واقعیت ندارد و چنین تصمیمی که او در مورد خفه کردن و کشتن ناصر سماواتی میگوید مسخره است و مطلقاً وجود نداشته و سناریویی است که بهمن بازرگانی بعد از ۴۰سال و اندی با کمک وزارت اطلاعات ساخته تا ادعاها و سناریوهای وزارت و طیف مزدوران آن را در مورد قتلهای مشکوک در درون مجاهدین، رونق بدهد!
اما واقعیت این است که برادر مسعود چند نفر را مشخص کرد که قرار شد آنها با ناصر سماواتی شام و ناهار بخورند و در واقع یک جمع کوچک برای او تشکیل شد و با او هماتاق شدند. این طرح در عمل با زحمتهای بابا و مهدی فیروزیان خیلی خوب انجام شد و مسأله جمع را هم با ناصر سماواتی حل کرد که در معرض برخورد و اصطکاک نبودند. مخصوصاً بعد از شهادت بنیانگذاران، تحمل آدمی که خیانت کرده بود و با پرویز ثابتی به مصاحبه تلویزیونی رفته بود، برای جمع مجاهدین خیلی دشوار بود و فقط ابتکار برادر مسعود بود که مسأله را حل کرد
عباس داوری:
در مورد وضعیت بهمن بازرگانی در زندان مشهد که با هم بودید، اگر نکتهیی هست بگو…
محمود احمدی:
بهمن بازرگانی در همان شهریور سال ۵۰ دستگیر شد و در زندانهای مختلف بود. من در تابستان ۵۱ در زندان قصر با او بودم. بعد از زندان قصر شماره۳ به زندان مشهد تبعید شدیم. او تا سال۵۵در زندان مشهد بود و از آنجا به تهران و اوین منتقل شد و بعد هم بهقصر رفت و از آنجا آزاد شد. وقتی که در زندان ادعای مارکسیست شدن کرد، ما اصلاً با او دعوایی نداشتیم و حتی به توصیه قبلی برادر مسعود، ما احترامش را هم واقعاً نگه میداشتیم و مراعات میکردیم. ولی چیزی که او در حقیقت از ما پنهان کرد و هم در زندان تهران و هم در زندان مشهد که سالها با او بودیم ویراژ میداد، مسأله بریدگی از مبارزه بود. او بهطور کلی از مبارزه مسلحانه و استراتژی سازمان بریده بود ولی این را پنهان میکرد و این خیانتی بود که به ما کرد. از یکطرف ما به توصیه مسعود او را خیلی مراعات میکردیم، اما برخورد او با ما صادقانه نبود. بهطور موذیانه بریدگی و حرفهای خودش را ترویج میکرد. تجربه ثابت کرد که تغییر ایدئولوژی در واقع و قبل از هر چیز بریدن از مبارزه بود و تأثیری هم که روی بقیه میگذاشت همین بود. یعنی ما هیچوقت ندیدیم که کسی از حشر و نشر با او تأثیر مثبت مبارزاتی و انقلابی بگیرد. هر چه بود پوچی و یأس و بریدگی بود.
ما واقعاً چون مراعاتش را میکردیم، انتظار عدم صداقت و بعد هم چنگ و دندان کشیدن بهروی مجاهدین بعد از علنی شدن جریان اپورتونیستهای چپنما را نداشتیم. راستش فکر میکردیم اگر هم مارکسیست شده، میرود بهسمت چریکهای فدایی. اما با کمال تعجب دیدیم که ته خط هممسلک تودهایها شد. در زندان مشهد هر چه میتوانست علیه ما انجام داد.
بهنظر من اگر بهمن بازرگانی میخواست حرف صادقانهای بزند باید میگفت من چنان بریده بودم که برای همیشه مبارزه برای آزادی مردم را کنار گداشتم و همه حرفهایی که میزنم از آبشخور همین بریدگی، عدم صداقت و خیانتی است که با یاران دیروز داشتهام.

صحبتهای محمود احمدی درباره بهمن بازرگانی
برای مشاهده بقیه مطالب کتاب «بازیافت یک مردار پس از نیم قرن» در اینجا کلیک کنید!
درهمین رابطه بخوانید:
نصرالله اسماعیل زاده: بیان حقیقت برای مردم ایران و ثبت در تاریخ
هراس از خیزشها و گرایش جوانان به مجاهدین در سریالهای جنون آمیز تلویزیون حکومتی
بیانیۀ سی و هشتمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران (فصل هفتم، تروریسم و شیطانسازی علیه مقاومت)
تحریف تاریخ توسط وزارت اطلاعات آخوندها برای مقابله با درخشش تاریخچه مجاهدین خلق ایران
صحبتهای عباس داوری درباره بهمن بازرگانی از کتاب «بازیافت یک مردار پس از نیم قرن»
صحبتهای مهدی ابریشمچی درباره بهمن بازرگانی از کتاب «بازیافت یک مردار پس از نیم قرن»
صحبتهای احمد حنیفنژاد درباره بهمن بازرگانی از کتاب «بازیافت یک مردار پس از نیم قرن»
صحبتهای محمد سیدیکاشانی درباره بهمن بازرگانی از کتاب «بازیافت یک مردار پس از نیم قرن»
صحبتهای مهدی فیروزیان درباره بهمن بازرگانی از کتاب «بازیافت یک مردار پس از نیم قرن»
صحبتهای عبدالصمد ساجدیان درباره بهمن بازرگانی از کتاب «بازیافت یک مردار پس از نیم قرن»
صحبتهای محمد حیاتی درباره بهمن بازرگانی از کتاب «بازیافت یک مردار پس از نیم قرن»
صحبتهای محمود عطایی درباره بهمن بازرگانی از کتاب «بازیافت یک مردار پس از نیم قرن»
صحبتهای محمد ساداتدربندی درباره بهمن بازرگانی از کتاب «بازیافت یک مردار پس از نیم قرن»









