• اسناد مقاومت
  • اسناد بین‌المللی
  • اسناد جنایت
  • فعالیت‌های کانون‌های شورشی
  • سایر زبانها
    • EN
    • AL
چهارشنبه, مرداد ۲۸, ۱۴۰۵
نتیجه‌ای نبود
بازدید همه نتایج
ایران افشاگر
  • پرونده
  • مروری بر جنگ روانی
  • مزدوران را بشناسید
  • صفحه ویژه
ایران افشاگر
  • پرونده
  • مروری بر جنگ روانی
  • مزدوران را بشناسید
  • صفحه ویژه
نتیجه‌ای نبود
بازدید همه نتایج
ایران افشاگر
صحبت‌های احمد حنیف‌نژاد درباره بهمن بازرگانی

صحبت‌های احمد حنیف‌نژاد درباره بهمن بازرگانی درکتاب «بازیافت یک مردار پس از نیم قرن»

صحبت‌های احمد حنیف‌نژاد درباره بهمن بازرگانی از کتاب «بازیافت یک مردار پس از نیم قرن»

دی ۱۰, ۱۳۹۸
در مروری بر جنگ روانی

صحبت‌های احمد حنیف‌نژاد درباره بهمن بازرگانی از کتاب «بازیافت یک مردار پس از نیم قرن»

صحبت‌های احمد حنیف‌نژاد درباره بهمن بازرگانی

عباس داوری:

برادر مجاهد احمد حنیف‌نژاد، من و شما با هم در تبریز به‌اصطلاح هم‌تیم بودیم و شما در تبریز دستگیر شدید و ما هنوز دستگیر نشده بودیم و آن موقع که شما دستگیر شدید، ما نمی‌دانستیم سازمان ضربه خورده. بعد که ما را گرفتند و به‌اوین آمدیم من دیدم که تو را در تبریز به‌شدت شکنجه کرده و منتقل کرده بودند اوین و نمی‌توانستی راه بروی. کمرت بسیار آسیب دیده بود، تمام پاهایت باند پیچی بود و واقعاً زیر بغل تو را دو نفر می‌گرفتند که بتوانی راه بروی. اینها را من به‌چشم دیدم. حالا می‌خواهم در مورد بهمن بازرگانی و حرفهایی که علیه سازمان گفته، نظرت را بشنویم.

احمد حنیف‌نژاد:

من دوم شهریور سال ۵۰ در تبریز دستگیر شدم. مرحله اول بازجویی را در ساواک تبریز بودم. بعد که به‌نتیجه نرسیدند، مرا به تهران و به‌اوین منتقل کردند. ابتدا سلول ما با بچه‌های فدایی بود. در آذرماه دیگر بازجویی‌های اصلی مجاهدین بارش را زمین گذاشته بود. برادرانی را که جرمهای سنگین یا بالنسبه سنگین داشتند، به‌یک اتاق نسبتاً بزرگ عمومی آوردند. شاید ساواک طبق تجاربش می‌خواست بین ما دعوا و فتنه بالا بگیرد. اما مجاهدین آن را به‌یک فرصتی تبدیل کردند برای جمعبندی ضربه و نحوه لو رفتن و انتقال تجارب ضربه و بازجوییها و تعیین خط کار دادگاهها و بازجوییهای بعدی و سبک کردن جرم بعضی از برادران که هر چه زودتر بیرون بروند و کار را ادامه بدهند. شرایط سختی بود در این شرایط همه بچه‌های سابقه‌دار در جنب و جوش بودند به‌خصوص برادران کادر مرکزی مثل شهید سعید محسن، اصغر بدیع زادگان علی باکری، ناصر صادق محمد بازرگانی، برادر مسعود و علی میهندوست…
هر روز برنامه‌ریزی برای کارهای روزانه داشتیم. عمده کار این جمع، جمعبندی ضربه بود. بنابراین برادران مسئول و مرکزیت سازمان شب و روز نمی‌شناختند چون هر لحظه امکان جدا کردن ما از همدیگر وجود داشت. در چنین شرایطی بهمن (بازرگانی) هیچ جنب و جوش و تحرکی از خود نشان نمی‌داد. در نشستهای جمعبندی و آموزشی فعال و کوک جمع نبود.
دائماً در خودش فرو رفته بود. در این سلول عمومی، به‌رغم ضربه‌ای که سازمان خورده بود، همه شاد و سرحال و در جنب و جوش بودند حتی ما بازی فوتبال و والیبال هم به‌نوعی در همان اتاق ۴*۱۲ متری طبق برنامه روز انجام می‌دادیم. بازی می‌کردیم و عصرها جمعی می‌دویدیم. ولی بهمن با بقیه مجاهدین اصلاً کوک نبود.
بعد از پایان محاکمات و تعیین‌تکلیف احکام دادگاهها، در خرداد ۵۱ به زندان قصر آمدیم. از کادر مرکزی سازمان، به‌جز برادر مسعود و بهمن بازرگانی کسی زنده نمانده بود همه کادر رهبری را ساواک شاه اعدام کرد و در نتیجه وجود بازماندگان برای احیای سازمان و جمع‌وجور کردن تشکیلات در زندان و برقراری رابطه با بیرون، و پیشبرد خط واستراتژی خیلی مهم بود. همه از دادگاه برگشته، زیر بار ضربه، رهبری سازمان را هم از دست داده بودند. این وضعیت، عناصر مسئولی می‌خواست که مجدداً تشکیلات را برپا کنند. تشکیلات در حال گسست بود و در واقع پیوندهای تشکیلاتی گسسته می‌شد. واقعاً شرایط خیلی سختی بود. در چنین شرایطی بهمن هیچ نقش مثبتی نداشت حضور غیرفعالش با توجه به‌سابقه تشکیلاتی و جایگاه شناخته شده تشکیلاتی‌اش، بازتاب منفی و تخریبی در اذهان بچه‌های ما و نیروهای سیاسی دیگر داشت. اما مسعود سفارش او را می‌کرد و ما هم گوش می‌کردیم.
مهر ماه ۵۱ تعدادی از ما را به زندان مشهد تبعید کردند. من هم جزو آنها بودم و بهمن بازرگانی هم با ما بود. در مشهد بهمن تحت عنوان آموزش یا نشست، زیرآب پایه‌های عقیدتی و آموزشهای ایدئولوژیکی سازمان را ناصادقانه و نامردانه می‌زد. شیوه‌ای که شروع کرده بود کاملاً خائنانه بود. از اعتماد و رابطه تشکیلاتی کاملا سوءاستفاده می‌کرد.
وقتی متوجه این روش خائنانه شدیم انتقاد و اعتراض کردیم که چرا چنین کاری می‌کند، او همین نقش را باز هم پشت پرده و با شیوه‌های پنهانی ادامه می‌داد. از نظر من تا می‌توانست خرابکاری می‌کرد و از پشت خنجر می‌زد. با بعضی از برادران بحثهای خارج از کادر آموزشهای سازمانی می‌کرد که تماماً انفعال و بی‌عملی را القا می‌کرد و روحیه‌ها را در واقع می‌کشت. جوشش انقلابی و امیدبخش در وی دیده نمی‌شد. با این شیوهٔ کارش و با پاسیویسم خودش نیروهای تازه وارد را مسأله‌دار می‌کرد. ما بایستی کلی تلاش می‌کردیم تا آثار منفی برخوردهای او را خنثی بکنیم. عمدتاً با توده‌ایها نشست و برخاست می‌کرد. در حالی‌که بچه‌های فداییها و بعضی رفقای دیگر بودند که مواضع انقلابی داشتند و به‌مسلحانه اعتقاد داشتند، اما بهمن با آنها رابطه چندانی نداشت. بعد از علنی شدن مواضع اپورتونیستهای بیرون زندان، اینها هم در واقع برای ما شروع به‌شاخ و شانه کشیدن کردند. فرمان دست بهمن بازرگانی بود. توی زندان یک عده از بچه‌هایی که سابقاً با او بودند و بعد او آنها را با خودش همراه کرده بود ویکی از بچه‌های سابق ملل اسلامی به‌نام عباس مظاهری، اینها را کوک می‌کرد برعلیه بچه‌های ما تشنج ایجاد کنند. حتی دعوا راه می‌انداختند. بچه‌های ما به‌لحاظ مسائل سیاسی و به‌خاطر حیثیت سازمان چیزی نمی‌گفتند و فرو می‌خوردند تا فضای سیاسی آلوده و خراب نشود و روی دیگران آثار منفی به‌جای نگذارد. ولی این بهمن بازرگانی به‌رغم حرفهایی که امروز بعد از دهه‌ها به‌هم بافته، در آن زمان اصلاً به این حرفها پای بند نبود.من چند مورد یادم است که کوک می‌کردند که با بچه‌های ما درگیر بشوند و چند بار هم بچه‌ها را زدند و حتی از کتک کاری و درگیر شدن زیر چشم مأموران دشمن باکی نداشتند….

صحبت‌های احمد حنیف‌نژاد درباره بهمن بازرگانی
قطعه ای از کتاب «بازیافت یک مردار پس از نیم قرن»

برای مشاهده ادامه کتاب «بازیافت یک مردار پس از نیم قرن» در اینجا کلیک کنید!

 

 

درهمین رابطه بخوانید:

پاسخی‌به همریشان بهمن بازرگانی ازقبیل خائن‌اکثریتی بهزاد کریمی – کتاب بازیافت یک مردار پس از نیم قرن – در باره یاوه‌ها و مجعولات بهمن بازرگانی و اطلاعات آخوندی

بازیافت یک مردار، پس از نیم قرن – دربارهٔ یاوه‌ها و مجعولات بهمن بازرگانی و اطلاعات آخوندی (قسمت دوم)

نصرالله اسماعیل زاده: بیان حقیقت برای مردم ایران و ثبت در تاریخ

هراس از خیزشها و گرایش جوانان به مجاهدین در سریالهای جنون آمیز تلویزیون حکومتی

بیانیۀ سی و هشتمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران (فصل هفتم، تروریسم و شیطان‌سازی علیه مقاومت)

تحریف تاریخ توسط وزارت اطلاعات آخوندها برای مقابله با درخشش تاریخچه مجاهدین خلق ایران

حمید اسدیان : جعل تاریخ به روایت یک فیلسوف نمای قلم به مزد اندکی از یاوه ها و دروغ پردازیهای بهمن بازرگانی

صحبت‌های عباس داوری درباره بهمن بازرگانی از کتاب «بازیافت یک مردار پس از نیم قرن»

صحبت‌های مهدی ابریشمچی درباره بهمن بازرگانی از کتاب «بازیافت یک مردار پس از نیم قرن»

صحبت‌های محمود احمدی درباره بهمن بازرگانی از کتاب «بازیافت یک مردار پس از نیم قرن»

صحبت‌های محمد سیدی‌کاشانی درباره بهمن بازرگانی از کتاب «بازیافت یک مردار پس از نیم قرن»

صحبت‌های مهدی فیروزیان درباره بهمن بازرگانی از کتاب «بازیافت یک مردار پس از نیم قرن»

صحبت‌های عبدالصمد ساجدیان درباره بهمن بازرگانی از کتاب «بازیافت یک مردار پس از نیم قرن»

صحبت‌های محمد حیاتی درباره بهمن بازرگانی از کتاب «بازیافت یک مردار پس از نیم قرن»

صحبت‌های محمود عطایی درباره بهمن بازرگانی از کتاب «بازیافت یک مردار پس از نیم قرن»

صحبت‌های محمد سادات‌دربندی درباره بهمن بازرگانی از کتاب «بازیافت یک مردار پس از نیم قرن»

 

 

 

 

تگ‌ها: جنگ روانی علیه مقاومت ایرانعملیات روانی وزارت اطلاعاتعناوین پوششی وزارت اطلاعاتوزارت اطلاعات آخوندها
اشتراک کنیدتوئیتپیناشتراک کنیدبفرستبفرست

مطالب مرتبط

ماشین سرکوب فراملی: نقش مزدوران در پروژه جهانی تروریسم رژیم علیه مجاهدین

ماشین سرکوب فراملی: نقش مزدوران در پروژه جهانی تروریسم رژیم علیه مجاهدین

آذر ۱۲, ۱۴۰۴
یک نمونه جعل و دروغ چماقداران سابق در دادگاه نمایشی قضاییه جلادان

یک نمونه جعل و دروغ چماقداران سابق در دادگاه نمایشی قضاییه جلادان

شهریور ۲۴, ۱۴۰۴
۶دهه شیطان سازی علیه مجاهدین، از شاه تا شیخ

۶دهه شیطان سازی علیه مجاهدین، از شاه تا شیخ

شهریور ۱۷, ۱۴۰۴
افشای شعبه پوششی وزارت اطلاعات موسوم به «نجات» در استان مازندران

افشای شعبه پوششی وزارت اطلاعات موسوم به «نجات» در استان مازندران

مرداد ۱۵, ۱۴۰۴

آخرین مطالب

سازمان مجاهدین خلق ایران خواستار دیدار گزارشگر ویژه حقوق‌بشر در مورد ایران با زندانی سیاسی اسحاق روح‌افروز شد

سازمان مجاهدین خلق ایران خواستار دیدار گزارشگر ویژه حقوق بشر با زندانی سیاسی اسحاق روح‌افروز شد

مرداد ۲۸, ۱۴۰۵

دستگاه اطلاعات فرماندهی نیروی انتظامی رژیم با انتشار یک کلیپ در خبرگزاری مهر آخوندی که توسط وزارت اطلاعات کنترل می‌شود...

به گواهی اسناد: ۲۸ مرداد کودتای سیاه شاه و شیخ و استعمار

به گواهی اسناد: ۲۸ مرداد کودتای سیاه شاه و شیخ و استعمار

مرداد ۲۸, ۱۴۰۵

سند تاریخی اذعان شاه به‌دست‌نشاندگی رضاشاه و خودش توسط استعمار انگلیس یادداشت از وزارت‌خارجه آمریکا: پیام شاه به انگلستان از طریق سفیر...

جاودانگی و درگذشت خواهر مجاهد نسرين (اكرم) شهرابی فراهانی

جاودانگی و درگذشت خواهر مجاهد نسرین (اکرم) شهرابی فراهانی

مرداد ۲۷, ۱۴۰۵

جاودانگی و درگذشت خواهر مجاهد نسرین (اکرم) شهرابی فراهانی، عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران، از فرماندهان ارتش آزادیبخش...

گسترش کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» به ۶۰زندان مختلف در هفته صد و سی و چهارم

گسترش کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» به ۶۰زندان مختلف در هفته صد و سی و چهارم

مرداد ۲۷, ۱۴۰۵

بیانیه کارزار سه شنبه های نه به اعدام در هفته صد و سی و چهارم روز سه شنبه ۲۷ مرداد...

ما را دنبال کنید

درباره ایران افشاگر

سایت "ایران افشاگر" افشا کننده مزدوران و ماموران وابسته به وزارت بدنام اطلاعات آخوندی و طرح ها، توطئه ها و ترفندهای پشت پرده فاشیسم مذهبی حاکم بر میهنمان ایران است.

📧 تماس با ما

پیوندها

سایت مریم رجوی
سایت مجاهدین خلق ایران
سایت شورای ملی مقاومت
سایت همبستگی ملی
سایت کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت

Welcome Back!

Login to your account below

Forgotten Password?

Retrieve your password

Please enter your username or email address to reset your password.

Log In

Add New Playlist

نتیجه‌ای نبود
بازدید همه نتایج
  • پرونده
  • مروری بر جنگ روانی
  • صفحه ویژه
  • مزدوران را بشناسید
به نسخه موبایل بروید