مثلث خیانت، معادله چندمجهولی نیست تا آن را حل و روشن کنیم
مثلث خیانت یعنی مصداقی، روحانی و یغمایی از گنداب متعفن رژیم فاشیستی سرا پا رسوا و منفور خلق؛ نوبرش را نیاوردهاند. خیانتکاران سابقهیی به درازنای جنبشها و احزاب و سازمانهای مبارز ضد دیکتاتوری دارند.
طبیعی است که خیانت پیشگان، ننگ و بدنامی خیانت را نپذیرند و دیوار حاشا را بالا بیاورند.
ما در اینجا برای اختصار، فقط به یک دلیل و نشانه تاریخی اشاره میکنیم. فردی که از یک حزب یا سازمان به هر دلیل بیرون میزند، گیرم با انبوهی بغض و کینه، اگر به همان نسبت هم ضد دیکتاتوری حاکم باشد؛ هرگز حاضر نمیشود که با رسانههای وابسته به رژیم به گفتگو بنشیند. مثلث خیانت یاد شده نه تنها یکبار که رسانهیی معلومالحال چون «ضد میهن تی وی» پایگاه لجنپراکنی خود میکنند. باد به غبغب میاندازند و فریبکارانه از واژگان مظلوم و بیدفاع سوءاستفاده میکنند.
در تاریخ مبارزات آزادیخواهانه ایران و جهان، هراندازه که امر مبارزه دشوار و طولانی می شود به همان نسبت سر و کله خائنان رنگ و وارنگ هم پیدا می شود. باید سرشت یک مبارز واقعی داشت تا این را فهمید و تعجب نکرد.
وقتی کسی به سمت رژیم رفت، دیگر کاری برایش نمیماند جز خراب کردن و کوبیدن تشکیلاتی که تا دیروز، خودش یکی از اعضای فعال آن بوده است. بطور اصولی اگر فرضا آن سازمان خطایی داشته است، او هم سهیم بوده و نه بیگناه و بیدفاع. از او می پرسند چرا خاموش ماندی و همرنگ جماعت شدی و حالا که پایگاه عوض کردهیی در رسانه رژیم رجزخوانی میکنی؟
دوستان و یاران مقاومت!
من در پایانه عمر خود به صراحت از مقاومت ایران و رهبران قهرمان آن مسعود و مریم دفاع میکنم با وجدانی بیدار و آگاه.
خائنان چون به کسب و کار خیانت پرداختند اولین وظیفهشان رد و نفی مقاومت است. آنان که همچون رژیم حاکم با یک مقاومت سراسری مستحکم و آشتی ناپذیر رویا روی هستند ناچارند سرا پای مقاومت را معیوب و آکنده از اشتباهات و خیانت ها کنند تا بلکه دیگران دوری گزینند.
در برابر استبداد مهیب و بی رحم اگر مقاومت نباشد انگار که ملتی با غیرت نیست و اگر هست، مردگانی بیش نیستند. هستند یا نیستند مسئولیت تاریخی است که به گردن رهبران سیاسی می باشد.
بیاد دارم که بعد از کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، چه ولوله و هیجان سخت عصبی و خشمگینانه بدنه حزب توده و سازمان جوانان که خود عضو آن بودم و سازمان نظامی آن را فراگرفت و درهم پیچید که چرا حزب توده با آنهمه ادعا که کودتا را با کودتا پاسخ میدهیم، در روز موعود با بیعملی فلج شد؟. این پرسش مقدر تا به کادرها و هواداران و مردم هم رسید. میگفتند حزب توده گیرم با تلفات سنگین و نتیجه نهایی شکست، می بایست بیرون می آمد و با کودتا گران مقابله می کرد. اگر شکست بود اما شرف و آبروی حزب از بیعملی از بین نمی رفت.
لابد مسعود قهرمان مرتکب گناه کبیره شد که جلو خمینی ایستاد! خائنان و معاندان به مسعود و یاران بلافصل او می گویند: چرا بدون موازنه قوا، جلو خمینی ایستادی با تلفات سنگین؟ آنان منهای خیانت و دشمنی، درک تاریخی ندارند. آنان بینش شان تا نوک بینی ست و تاریخ و آینده نگر نیستند.
کسانی که به راحتی شرف و اعتبار خود را می فروشند، هرگز به شرف و اعتبار یک جنبش اهمیت نمیدهند. هر جنبش آزادیخواه جلوه و تجلی اعتراضی ملت خودست. وقتی تسلیم شد به معنی تسلیم شدن خلق است.
از این ایرادات مغرضانه زیاد ردیف می کنند تا خود و اربابان را تبرئه و بی گناه جلوه دهند که البته آب گندیده در هاون می کوبند. لزومی به طول و تفصیل استدلالی نیست.
امروز رژیم با آنکه هنوز خط مماشات هوایش را دارد در حضیض ذلت و بدنامی است و نمیداند با بحرانهای همه جانبه و خشم اعتراضی مردم جان به لب رسیده، چه خاکی بر سر بریزد و مقاومت ایران به استحکام و بیهیچ بیم و تزلزل در صحنه ملی و جهانی پای اهداف و آرمان خود ایستاده است.
خائنان مزور و حقیر و در کار خود بدنام و ذلیل بدانند که در جنبش پایدار و تیزپای مقاومت ایران اگر پیرانی هستند که البته طبیعی ست، مصداق عنوان یکی از شعرهای این نگارنده را دارند که: «پیرم اما پلنگم».
از صاحب این قلم بخوانید:
بعد از صدای انفجار عظیم شکست رژیم، صدای حرفه یی وزوز مگسان وزارتی – رحمان کریمی
چوب بلند خمینی و خمینیسم تا اعماق، هر چه لجن بود بالا آورد – رحمان کریمی
تا کی می خواهید مردم را گمراه و سردر گم کنید؟- رحمان کریمی
سخنیبا روشنفکران متعهدبه آزادی مردمایران، ازرحمان کریمی
عجب خائن مزور پر رویی واقعا! ، از رحمان کریمی
رحمان کریمی: آن اوباش جانیان مخدوم و این حقیر خادمان وقیحتر از مخدوم
رحمان کریمی: فریبایی بر هشت رود خیانت و رذالت، مَلّاح
رحمان کریمی: مشخصه مارکسیست در جوامع استبدادی چیست؟
رحمان کریمی: قعرمان عملیات محیّرالعقول
رحمان کریمی: مبارزه فقط در سطح ملی یا ملی و بین المللی؟
رحمان کریمی: نبرد بی امان تا نیل به آزادی، ادامه خواهد داشت
رحمان کریمی: انشا نویسی «اقلیت» از روی دست وزارت بدنام و بریده مزدوران حقیرش
رحمان کریمی: ایران تغییر رژیم می خواهد نه ترمیم موقت و غیرقابل اعتماد آن
رحمان کریمی: مردم برخیزید و به این فاجعه نقطه پایان بزنید
رحمان کریمی: سخنی با تأسف اما بی بغض و کین
رحمان کریمی: همدستان جلادان حاکم، فردا را هم در جوی خون می بینند !!
رحمان کریمی: دموکراسی در حاکمیت، دموکراسی در تبعید و تعقیب و خطر نفوذ دشمن هار
رحمان کریمی: تنخواه گردان های سیاسی شاه و شیخ در خارج کشور
رحمان کریمی: موتور سوختگان با نعل وارونه زدن، رژیم را شارژ می کنند!!
رحمان کریمی: سخن یک غیر روشنفکر درباره روشنفکران میهنش
رحمان کریمی: دیدبانی واقعیت ها از برج عاج های خارج کشور
رحمان کریمی: خائنان حرفه یی علیه مقاومت پیشتاز ایران
رحمان کریمی: یک گام به پیش، چهل فرسنگ به پس
رحمان کریمی: مجاهدین خلق را می توان انکار کرد اما حذف، هرگز
رحمان کریمی: وجوه متمایز دو قیام خلق به جان آمده ایران
رحمان کریمی: رژیم مغروق و خس و خاشاک های روی مرداب
رحمان کریمی: مردم ایران خواسته های مبرم دیگری هم دارند
رحمان کریمی: خائنان نمی توانند پاسداری رژیم را در بهانه های واهی پنهان کنند
رحمان کریمی – تابش تند مقاومت در ویلپنت، بعضی ها را بد جوری چرزانده است
رحمان کریمی: درباره گردهمایی عظیم ملی و بین المللی مقاومت ایران
رحمان کریمی- سالی که نکوست از بهارش پیداست









