• اسناد مقاومت
  • اسناد بین‌المللی
  • اسناد جنایت
  • فعالیت‌های کانون‌های شورشی
  • سایر زبانها
    • EN
    • AL
جمعه, مرداد ۳۰, ۱۴۰۵
نتیجه‌ای نبود
بازدید همه نتایج
ایران افشاگر
  • پرونده
  • مروری بر جنگ روانی
  • مزدوران را بشناسید
  • صفحه ویژه
ایران افشاگر
  • پرونده
  • مروری بر جنگ روانی
  • مزدوران را بشناسید
  • صفحه ویژه
نتیجه‌ای نبود
بازدید همه نتایج
ایران افشاگر
برگزاری اجلاس سه‌روزه شورای ملی مقاومت ایران باحضور خانم مریم رجوی

برگزاری اجلاس سه‌روزه شورای ملی مقاومت ایران باحضور خانم مریم رجوی

فصل‌اول و دوم بیانیه سی و هفتمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران

یک کارگزار امنیتی نظام آخوندی: «ناگوارتر اما، وقتی است که عامل سومی به صحنه وارد می شود و در جلو چشمهایمان محوری ترین سرمایه و اسباب اقتدار نظام یعنی ”پشتوانه مردمی“ مان را از ما می ربایند و بر موج مطالبات بسیار به حق آنان سوار می شوند. این عامل سوم و به تعبیر مقام معظم رهبری ”ضلع سوم مثلث“ با اهرمهایش که همان ”کانونهای شورشی“ باشند دیگر نه اصولگرا را می شناسند و نه اصلاح طلب را»

شهریور ۱۳, ۱۳۹۷
در اطلاعیه های شورای ملی مقاومت

فصل‌اول و دوم بیانیه سی و هفتمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران

فصل‌اول و دوم بیانیه سی و هفتمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران

فصل اول بیانیه شورای ملی مقاومت ایران :

قیامهای سترگ و سراسری مردم ایران

۱-درحالی که این بیانیه در مرحله انتشار است، میهن ما پس از خیزش بازار تهران و خیزشهای براز جان و خرمشهر در تیرماه، بار دیگر در مرداد ماه صحنه قیامهای سراسری است. تاکنون در شهرهای اصفهان، شیراز، کرج، مشهد، اراک، رشت، اهواز، قهدریجان، اندیمشک، دزفول، شاهین شهر، نجف آباد، قرچک ورامین و مناطق مختلف تهران بزرگ، خیزش و قیام و شعارهای «مرگ بر دیکتاتور»، «مرگ برخامنه ای»، “مرگ بر روحانی»، «آخوندها حیا کنید، مملکتو رها کنید» و «وای به روزی که مسلح شویم»، زمین را زیر پای حاکمیت بحران زده و درمانده آخوندها می لرزاند و جهان شاهد این واقعیت انقلابی است که در ایران پایینی ها این حکومت را نمی خواهند و بالایی ها قادر به حکومت نیستند.

هم چنانکه مسعود رجوی در پیام شماره ۱۰ ارتش آزادیبخش ملی ایران گفت:

«این قیامی است تا سرنگونی و پیروزی. تداوم دارد. گسترش می‌یابد. عمق پیدا می‌کند. با مقاومت سازمانیافته پیوند و پشتوانه دارد. دشمن ضد بشر در برابر آن، هیچ راه حل و برون‌رفت و برگ برنده ندارد».

خامنه ای پس از دو هفته سکوت در روز ۲۲مرداد اذعان کرد که قیامهای مرداد، ادامه قیامهای دیماه است، اما به نحوی مضحک همه چیز را به آمریکا نسبت داد و گفت:

«رئیس‌جمهور آمریکا گفت شش ماه دیگر شما خبرهای مهمی از ایران خواهید شنید؛ آن شش ماه دیگر، همین مرداد بود، همین قضایای چند روز قبل از اینِ مرداد که چند جا چند نفری جمع یک شعاری دادند. دارند پول خرج می کنند، زحمت می کشند برای این که یک حادثه درست کنند، این‌جوری از آب درمی‌آید».

تلاش رقت بار ولی فقیه، دو روز هم دوام نیاورد و یکی از سرسپردگان ولایتش در باره تلنبار ناگواریها برای رژیم گفت:

“ناگوارتر اما، وقتی است که عامل سومی به صحنه وارد می شود و در جلو چشمهایمان محوری ترین سرمایه و اسباب اقتدار نظام یعنی ”پشتوانه مردمی“ مان را از ما می ربایند و بر موج مطالبات بسیار به حق آنان سوار می شوند.این عامل سوم و به تعبیر مقام معظم رهبری ”ضلع سوم مثلث“ با اهرمهایش که همان ”کانونهای شورشی“ باشند دیگر نه اصولگرا را می شناسند و نه اصلاح طلب را . همین اهرمها که منافقین آن را در دهه شصت ” هسته های مقاومت“ می نامیدند این روزها با پر رویی تمام و با شعار عجیب و ناهنگام ” وای به روزی که مسلح شویم“ به آتش افکنی در سرمایه بنیادین نظام که همانا نسل جوان این سرزمین باشند، مشغولند. چه می شود کرد اگرکه ادعای کسانی که می گفتند ”برانداز مسلح“ را می خواهیم به ”مخالف نظام“ و ”مخالف نظام“ را به ”منتقد نظام“ تبدیل کنیم، هنوز هم در گوشمان زنگ می زند. آنها با همین ادعا سالها چون موریانه پایه های اعتقادی همین جوانان را خوردند و نه تنها کسی را به سمت نظام و ارزشهای آن نکشاندند، بلکه فرزندان جوان خودمان را به ”طعمه منافقین“ و کانونهای شورشی آنها تبدیل کردند…آن چه امروزه شاهد آن هستیم، آتشی است که در سراسر این مملکت روزانه زبانه می کشد. اگرنگاه مردمخواهانه نظام ما به مطالبات برحق مردم نبود و اگر دست نیروهای امنیتی نظام برای مقابله با مردم ”معترض به نارساییهای واقعی“ باز بود، هرگز منافقین نمی توانستند این گونه در روشنای روز، در هر گوشه یی از این مملکت، جولان بدهند و هر کاری که خواستند بکنند. این جاست که ضرورت هوشیاری و بصیرت نیروهای امنیتی و انتظامی ما حرف آخر را می زند. چراکه می توانند نقش خود را در شناسایی کانونهای آتش افروز منافقین ایفا کنند و صفوف جوانان احساساتی و البته غیر هوشیار را از دسترسی دسیسه های ”کانونهای شورشی“ دور نمایند. هم چنین نقش رسانه های دلسوز انقلاب بسیار تعیین کننده است که با هشدارهای مکرر، می توانند به افشای دشمنان منافق بپردازند و تا دیر نشده آژیر خطر را در هر مناسبتی و در هر مقاله و مطلبی به صدا در آورند».

همین شخص «زنگ خطر» را در باره فضای مجازی به صدا در آورده، می نویسد:

«به جرأت می توان گفت در فضای مجازی مربوط به تلگرام، دشمن و به طور خاص سازمان منافقین خلق حاکمیت دارد. برای کسانی که با شگردهای این سازمان آشنا باشند این سخن به هیچ عنوان گزافه نیست بلکه عین واقعیت می باشد. فرهنگ براندازی که امروزه در شبکه های اجتماعی حاکم است را – اگر نگوییم صد در صد – به میزان بسیار بالایی متاثر از ادبیات و لحن براندازانه و بسیار ملموس سازمان باصطلاح ”مجاهدین خلق“ است. در اغلب گروههای تلگرامی اعم از گروههای سیاسی و خیلی از گروههای اجتماعی این فرهنگ موج می زند . شاید باورمان نشود که خیلی از گروههای باصطلاح اصولگرا و به ظاهر مومن به انقلاب نیز از خطر نفوذ “فرهنگ منافقانه این سازمان » در امان نیستند. به این می گویند حاکمیت مرموزانه و بی سر و صدا در پهنه یی که تا درون خانه های مسئولین نظام و در بالاترین سطوح ادامه دارد. این روزها می بینیم که خیلی از فرزندان افراد مومن و حزب اللهی و وابسته به نظام نیز تا فرق سر در فضای مجازی تحت حاکمیت منافقین فرورفته اند و متوجه نیستند. اپیدمی کانالها و گروههای اجتماعی در فضای مجازی تلگرام، مصداق محیط تنفسی آلوده پیدا کرده است که کودکان ما تا خود ما و تا مادر بزرگها و پدر بزرگهای ما همه و همه در آن تنفس می کنیم و لاجرم از عوارض آن گریزی نیست» (علی زارعی -تهران پرس ۲۴مرداد۹۷).

۲-قیامهای دیماه ۱۳۹۶ که در روز پنجشنبه ۷ دی ۱۳۹۶، در ۶ شهر (مشهد، بیرجند، نیشابور، کاشمر، شاهرود و نوشهر) با خیزش اعتراضی مردم فرودست و به جان آمده بالا گرفتند، دوران نوینی در تاریخ انقلاب دموکراتیک مردم ایران را به ثبت رساندند. این قیامهای مردمی و سراسری با گذشت یک روز در شهرهای بزرگ و کوچک در سراسر ایران و در بیش از ۱۴۰ شهر در تمامی ۳۱ استان کشور، از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب کشور گسترش پیدا کرد. ایران زمین زیر گامهای استوار و مشتهای گره کرده زنان و مردان دلیر به لرزه افتاد.

قیام کنندگان در آغاز با شعار «مرگ بر گرانی، مرگ بر روحانی، مرگ بر دیکتاتور» و «سوریه را رها کن، فکری به حال ما کن»، با شورش علیه سرکوب و دیکتاتوری و ابراز انزجار از سیاست مخرب و ویرانگر حمایت از رژیم اسد و جنگها و دخالتهای تروریستی رژیم ولایت فقیه در منطقه، حرکتی را آغاز کردند که در کمتر از ۲۴ ساعت به شعار «مرگ بر خامنه ای» و «مرگ بر اصل ولایت فقیه» ارتقا پیدا کرد. مردم به پاخاسته با صراحت اعلام کردند که برای نان، کار و آزادی قیام کرده و دیگر نمی خواهند به شکل گذشته زندگی کنند. «استبداد دینی، رژیم جمهوری اسلامی و ولایت فقیه» را با همه باندها و دسته بندیهای درون آن رد می کنند. شعار «اصلاح طلب، اصول گرا، دیگه تمومه ماجرا» بر این حقیقت مُهر تایید کامل زد.

روز پنجشنبه هفتم دی، از همان ساعتهای اولیه خیزش مشهد، دبیرخانه شورای ملی مقاومت ایران اعلام کرد، تظاهرات مردم مشهد که از میدان شهدا؛ مقابل ساختمان شهرداری آغاز شد، به سرعت منطقه وسیعی از شهر را فرا گرفت و جمعیت آن به ده هزار تن بالغ شد. تظاهرکنندگان شعار می دادند «مرگ بر گرانی»، «دولت اعتدالی؛ با وعده های خالی»، «یک اختلاس کم بشه؛ مشکل ما حل میشه». مأموران نیروی انتظامی به منظور ارعاب و پراکنده ساختن مردم اقدام به تیراندازی هوایی و پرتاب گاز اشک آور کردند. اما‌ جوانان آنها را هو کردند و گاز اشک آور را به سمت نیروهای رژیم برگرداندند. مردم شعار می دادند: «مرگ بر روحانی» و «مرگ بر دیکتاتور».

همزمان با قیام مشهد، مردم شهرهای نیشابور، کاشمر، شاهرود، بیرجند و نوشهر و یزد نیز در اعتراض به گرانی و شرایط طاقت فرسای معیشتی دست به تظاهرات زدند. در نیشابور جمعیت انبوه با شعار های «نترسید نترسید ما همه با هم هستیم» و «ای جوان ایرانی بلند شو بلند شو» جوانان را به قیام و پیوستن به اعتراضات دعوت می کردند.

در کاشمر مردم شعار می دادند: «غیرت هر ایرانی مرگ بر گرانی». خانم مریم رجوی با درود به قیام کنندگان مشهد، این قیام را مبین خواست عموم مردم برای سرنگونی رژیم آخوندی توصیف کرد.

صدها گزارش ویدئویی از طریق مردم و جوانان شورشی به طور گسترده در رسانه های مجازی و واقعی پوشش پیدا کرد و مهمترین رسانه های جهان در تیتر اول خود به این رویداد پوشش دادند.

رویتر نوشت:

تصاویر منتشر شده، تظاهرکنندگان مشهد را نشان می‌دهد که شعار «مرگ بر دیکتاتور» و «مرگ بر روحانی» سر می‌دهند. تظاهرکنندگان شعار می دهند: «سوریه را رها کن، فکری به حال ما کن» و به این ترتیب اعزام نیروهای (رژیم) ایران در حمایت از اسد علیه قیام (مردم سوریه) را مورد اعتراض قرار می‌ دهند.

خبرگزاری فرانسه نوشت:

در مشهد دومین شهر ایران و چند شهر دیگر مردم در اعتراض به افزایش قیمتها و بیکاری به خیابانها آمدند و شعار «مرگ بر دیکتاتور» سردادند.

در سومین روز قیام رژیم آخوندی مذبوحانه تلاش کرد در مشهد یک ضد تظاهرات بزرگ با شعار “جنبش سبز اموی، پیرو راه رجوی“ راه اندازی کند.

رژیم همچنین در مصلای تهران مراسم «۹ دی» را با شعارهای «مرگ بر ضد ولایت فقیه »، «مرگ بر منافق فتنه گر» و «منافق فتنه گر اعدام باید گردد» برگزار کرد.

۳-در همین روز قیام شعله ورشده در مشهد و شهرهای خراسان در شرق کشور، با قیام مردم کرمانشاه در غرب میهن اوج دیگری یافت. در میدان آزادی کرمانشاه جوانان دلیر شعارهای «نان؛‌ کار؛ آزادی»، «مرگ بر دیکتاتور» و «مرگ بر روحانی» را طنین افکن ساختند. مردم شعار می‌دادند «زندانی سیاسی، آزاد باید گردد»، «نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران» و «سوریه رو رها کن، فکری به حال ما کن». تظاهرکنندگان علیه بی‌عملی رژیم آخوندی نسبت به زلزله‌زدگان کرمانشاه شعار می دادند و در اعتراض به چپاول اموال مردم ایران توسط ولی فقیه ارتجاع فریاد می‌زدند: «ملت گدایی می‌کند، آقا خدایی می‌کند».

درحالی‌که انواع نیروهای سرکوبگر رژیم و یکان ضد شورش نیروی انتظامی در سطح شهر کرمانشاه مستقر شده بودند، یگان ویژه با ماشین آب پاش در صدد پراکنده ساختن مردم برآمد. اما مردم صحنه را ترک نکردند و با شعار «بیشرف؛ بیشرف» با آنها مقابله کردند.

قیام‌کنندگان کرمانشاه تابلوها و پلاکاردهای رژیم به‌ویژه پلاکاردهای بسیج و سپاه را پاره کردند. نیروهای ضدشورش با باتون به شرکت‌کنندگان حمله ور شدند و شماری از مردم را به شدت مضروب و مجروح کردند. نیروهای سرکوبگر همچنین با بازکردن آب فشار قوی بر روی مردم در صدد پراکنده ساختن مردم بر آمدند. زنان با شعار «نیروی انتظامی خجالت خجالت»، «نترسید نترسید، ما همه با هم هستیم» مزدوران را به سخره گرفتند. سرکردگان نیروی ضدشورش با بلندگو می گفتند «تجمع شما غیر قانونی است. منطقه را زودتر ترک کنید». اما مردم آنها را هو کرده و فریاد شعارهای «زندانی سیاسی آزاد باید گردد»، «مرگ بر دیکتاتور» و «مردم نترسید». «ای جوان ایرانی؛ بلند شو؛ بلند شو»؛ «نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران» در آسمان کرمانشاه طنین انداز شد.

روز جمعه قیام آشکارا سراسری شد و شهرهایی چون قزوین، زاهدان، خرم آباد، همدان، اهواز، ساری، اصفهان، قائم شهر، رشت، قم، قوچان علیه ظلم و بی عدالتی حکومت آخوندی به پاخاستند.

مریم رجوی، با درود به مردم قهرمان کرمانشاه و دیگر شهرهای به پا خاسته در روز جمعه گفت: دیروز مشهد، امروز کرمانشاه و فردا سراسر ایران، این قیام ناقوس سرنگونی دیکتاتوری سراپا فساد آخوندی و طلوع دموکراسی، عدالت و حاکمیت مردمی را به صدا در آورده است. دیکتاتوری فاسد و رو به زوال آخوندها در مقابل اتحاد و همبستگی ملی و مقاومت و پایداری و استمرار قیامهای حق‌طلبانه شما، بدون تردید شکست خواهد خورد.

۴-روز جمعه در مشهد، آخوند احمد علم الهدی نماینده خامنه ای در مراسم حکومتی نماز جمعه به عقده گشایی علیه قیام پرداخت و گفت:

«فتنه، تنها دستاویز دشمن ماست, نمونه اش را توی جریان دیروز در همین مشهد شما دیدید. یک عده اراذل اوباش جمع بشوند بگویند سوریه را ول کن, مشکل ما را تمام کن، این درسته؟این درسته که یک منافقینی که رهبرشون یک زن است بیاد بگوید تشکر می کنم از شما؟…این یعنی از حرکت شما حزب اللهی های کشور غضبناکند، یک زن رهبر منافقین بگوید من تشکر می کنم؟! هیچوقت با هر فراخوانی نیایید توی عرصه، ببینید کیست که میگوید بیایید، یعنی شما فکر کردید اگر یک میدانی درست کردند برای مطالبه شما به نفع شما تمام میشود؟ خوب ببینید چه می کنید؟ یک گروه تروریست آدمکشی که ۱۷ هزار را به خاک و خون کشانده ما از اینها توقع انصاف نداریم, طبیعی است که عربده کشی یک مشت خائنی که وسط یک عده مطالبه گر برحق آمدند، به عنوان صدای ملت در مشهد و نیشابور و کاشمر و بیرجند نمایش میدهند».

۵-رژیم آخوندی برای روز ۹دی به مناسبت سالروز سرکوب قیامهای سال ۸۸، از قبل بسیج کرده بود، اما در این روز تهران و بسیاری دیگر از شهرهای میهن به میدان قیامی سراسری تبدیل شدند. در خیابان انقلاب و در مقابل دانشگاه تهران، پرچمهای قیام سراسری هرچه بالا بلند تر برافراشته شدند و تظاهر کنندگان شعارهای «مرگ بر اصل ولایت فقیه»، «خامنه‌ای حیا کن، مملکت رو رها کن» و ”اصلاح طلب اصول گرا، دیگه تمومه ماجرا” سردادند. این شعارها در شهرهای دیگر نیز طنین افکند ونشان داد که توفان قیام تا براندازی استبداد مذهبی با همه باندها و اجزای تشکیل دهنده اش سر بازایستادن ندارد. در میدان انقلاب و مقابل دانشگاه تهران رژیم نیروهای ویژه پاسداران و یگانهای ضد شورش را برای پراکنده کردن تظاهر کنندگان به کار گرفت، اما دانشجویان شجاعانه با مأموران سرکوبگر درگیر شدند. همزمان، در کرج، رشت، ساری، سبزوار، اهواز، قم، اصفهان، قزوین، سبزوار، بجنورد، قم، شیراز، قوچان، شهر کرد، همدان، زاهدان و خرم‌آباد و در نقاط مختلف استانهای خراسان و کرمانشاه، تظاهر کنندگان با شعارهای «مرگ بر دیکتاتور» با مزدوران سرکوبگر درگیر شدند. جنگ و گریز جوانان با پاسداران و بسیجیان خامنه ای تا نیمه های شب جریان داشت. در برخی از شهرها جوانان رودرروی مزدوران سرکوبگر رژیم شعار دادند: «وای به روزی که مسلح شویم».

روز ۹دی ۶ تن از فرزندان دلاور شهر دورود، حمزه لشنی زند، حسین رشنو، محمد چوباک، احسان خیری، محسن ویرایشی و محمد کهزادی درجریان قیام مردم و حمله نیروهای سرکوبگر خامنه ای به شهادت رسیدند. مردم دورود تصاویر بزرگی از این شهیدان در شهر به نشانه تداوم راهشان نصب کردند.

قیام و تظاهرات مردم روز۱۰دی نیز در شهرهای مختلف از جمله تهران، کرمانشاه، تویسرکان، دورود، گرگان، ایلام، شهریار، مشهد، چابهار، اردبیل، مراغه، ارومیه، نهاوند، نورآباد، خوی، سنندج، بهشهر، تاکستان، شوشتر، تبریز، رشت، خرمدره، ایذه و اصفهان جریان داشت.

در تویسرکان به‌دنبال حمله وحشیانه پاسداران یکی از تظاهرکنندگان به شهادت رسید. مردم شعار «مرگ بر خامنه‌ای» دادند و یک خودرو رژیم و بخش‌هایی از فرمانداری را به آتش کشیدند.

علی مؤمنی، فرزند دلیر مردم نور آباد، از شهیدان روز ۱۰دی ماه است که با شلیک مستقیم پاسداران ولایت خامنه ای جان باخت.

در ایذه نیز در اثر شلیک مستقیم پاسداران، دو تن از تظاهرکنندگان به شهادت رسیدند.

در اهواز جوانان دلیر یک خودرو یکان ویژه را در اختیار گرفتند.

در سنندج تظاهر کنندگان شعار «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» سردادند و از شهرهای خرمدره، بهشهر، چابهار، همدان، الیگودرز و ارومیه تصاویر تظاهر کنندگان در حال سردادن شعار های ضد حکومتی و درگیری با مزدوران سرکوبگر در سیمای آزادی و شبکه های اجتماعی وسیعاً پخش شدند.

۶-در روزهای ۱۱و۱۲دی قیامهای سراسری به اوج رسید و در نقاط مختلف نیروهای سرکوبگر رژیم به روی مردم آتش گشودند. یک اطلاعیه دبیرخانه شورا روز۱۱دی از شهادت دست کم ۱۲تظاهر کننده در جریان قیامهای چند روز اخیر خبرداد و شورای امنیت ملل متحد، آمریکا و اتحادیه اروپا را به اقدامات فوری برای جلوگیری از جنایت علیه بشریت توسط رژیم آخوندی فراخواند.

محمد ابراهیمی، حسین شفیع زاده، نعمت الله شفیعی، شهاب حسینی (فرزندان دلاور مردم قهدریجان)، نعمت الله صالحی (فرزند دلیر مردم جوی آباد اصفهان) و اصغر هارون رشیدی (فرزند دلیر مردم همایون شهر) در شمار شهیدانی هستند که روز ۱۱دی درحملات مزدوران جنایتکار خامنه ای جان باختند.

طبق گزارشها و تصاویری که در شبکه های اجتماعی و سیمای آزادی منتشر شدند، در روز۱۲دی تظاهرات مردمی و قیام و خیزش در ۶۵ شهر کشور شعله می کشیدند و در بسیاری از شهرها درگیریهای شدیدی بین مردم و پاسداران جریان داشتند.

تهران، یزد، نورآباد، اهواز، دهلران، کرج، رشت،‌ قهدریجان، همایون شهر، کنگاور، تبریز، کرمانشاه، سنندج، ایذه، زرین شهر، قزوین، دهدشت، گیلان غرب و شهرضا، خرم آباد، تویسرکان، نورآباد ممسنی، تاکستان، مشهد، فولاد شهر اصفهان، تبریز، زاهدان، کاشان، مریوان، ایلام و اسلام‌آباد غرب در شمار این شهرها بودند.

حکومت آخوندی که روزهای ۱۱و۱۲دی به کشتار و آتش گشودن به روی تظاهر کنندگان روی آورده بود، از روزهای بعد با اقدام به بستن اینترنت و شبکه های اجتماعی، تلاش کرد تا از انتشار خبرها و کلیپها و هم چنین اطلاع رسانی و هماهنگی کانونها و شهرهای شورشی جلوگیری کند. از سوی دیگر، قیام کنندگان تصاویر خامنه ای را در خیابانها به زیر کشیدند، به نیروهای ضد شورش تهاجم کردند و موتورسیکلت های آنها را آتش زدند و با استفاده از کوکتل مولوتف، به ‌مراکز سرکوب و امنیتی، کیوسکهای نیروی سرکوبگر انتظامی و ‌پایگاه‌های بسیج و سپاه پاسداران حمله کردند.

۷-روز ۱۱دی آخوند غیاث‌الدین طه محمدی، امام جمعه همدان، گفت:

«حدود ۶۰ دفتر امام جمعه در اغتشاشات مورد هجوم قرار گرفت و این نشان می‌دهد که دشمن از آنجا که ضربه خورده عصبانی است» (سایت آفتاب نیوز۱۱دی۱۳۹۶)

دری نجف‌آبادی، وزیر سابق اطلاعات و امام جمعه کنونی اراک، نیز دراین باره گفت:

«در ناآرامی‌های اراک به منزل ما حمله شد و من در منزل بودم، البته در اتفاقات اخیر سن این‌ها بسیار کم بود، سن افرادی که به منزل ما حمله کردند هرچند سروصورت خود را بسته بودند زیر ۳۰ سال و حتی کمتر از ۱۸ سال بودند» (خبرگزاری فارس ۲۷دی۹۶)

سپس آخوند احمد خاتمی عضو هیأت رئیسه مجلس خبرگان رژیم نیز در جریان قیام گفت:

“به ۲۰حوزه علمیه حمله کردند“ (خبرگزاری صدای و سیما ۳۰بهمن۹۶)

تهاجم به مراکز ارتجاع و حمله به امام جمعه های رژیم که منصوب یا نماینده خامنه ای هستند، همراه با کندن و آتش‌ زدن عکس‌ها و پوسترها و بیلبوردهای خامنه‌ای و خمینی از برجسته ترین ویژگیهای قیامهای دیماه بود. این حملات و شعارهای فراگیری چون «اسلامو پله کردید، مردمو ذله کردید»، «حکومت آخوندی نمی خوایم نمی خوایم» و «آخوندها حیا کنید، مملکتو رها کنید» و «سید علی حیا کن حکومتو رها کن»، حاکی از شکست رژیم در پرده پوشی استبداد و خودکامگی تحت نام اسلام است و نشان می دهد که جامعه ایران به دلیل مقاومت سازمانیافته و پایدار ضد ارتجاعی، در مقایسه با تمامی جوامع و کشورهای اسلامی، از فریب مذهبی و تهدید بنیادگرایی با آگاهی عمیق و مبارزه یی پیگیر عبور کرده است.

خبرگزاری فرانسه روز۱۱دی گزارش داد:

«علیرغم فراخوان حسن روحانی به آرامش, روز دوشنبه رسانه ها نوشتند که سلسله تظاهرات جدیدی در طی شب در ایران انجام شد. یک خبرگزاری به نام ایلنا گفت تظاهر کنندگان در شهر تاکستان در شمال غرب ایران, یک مدرسه مذهبی و ساختمانهای دولتی را به آتش کشیدند.»

خبرگزاری فرانسه افزود:

«سلسله تظاهرات کنونی در ایران گرچه بخاطر قیمتهای بالای هزینه زندگی شروع شد، اما بسرعت در سراسر کشور گسترش پیدا کرد و بر علیه تمامیت نظام اسلامی چرخید. تظاهر کنندگان شعار ”مرگ بر دیکتاتور“ سر دادند و به سمبلهای رژیم حمله کردند و فضای انقلاب ایجاد کردند…در حالی که اعتراضات بالا میگیرد، دولت ایران ”عناصر مخالف“ در خارج کشور را مسبب آنها میداند…».

۸-روز سه شنبه ۱۲دی که قیام در دهها شهر کشور بالا گرفته بود، نوبخت معاون و سخنگوی دولت روحانی نیز در تلویزیون حکومتی ظاهر شد و ضمن مقایسه قیام در ایران با فوران بهار عرب در سوریه، سازمان مجاهدین را به شدت مورد حمله قرار داد و گفت:

«اول تصور این بود که در سوریه این اغتشاشات یک اغتشاشات مدنی هست اعتراضات مدنی هست، بعد مشخص شد که اینها پشت صحنه هستند و چه بر سر شهرهای سوریه و عراق آوردند…آیا کسی از بدخواهی سازمان منافقین تردید دارد؟ اینها که تا دیروز پشت مرزهایمان امنیت داده شده بودند الان هم برای امنیت بخشیدن اینها را در یک جای دیگه گذاشتند اینها خوی شان خوی تروریستی است. یعنی اینها آنجا بیکار ننشستند، با این فضاها می توانند به نحو مطلوبی هم استفاده بکنند، به هم بپیوندند و برای چنین حادثه ای خودشان را آماده بکنند».

در همان روز (۱۲دی) رئیس جمهور رژیم آخوندی در یک تماس تلفنی یک ساعته با رئیس جمهور فرانسه از وی خواست علیه مجاهدین در این کشور دست به عمل بزند. او در همان حال که شعارهای «مرگ بر روحانی» در شهرهای ایران طنین انداز بود، ادعا کرد:

«امروز در ایران دموکراسی دقیقی حاکم است و نمونه بارز آن در انتخابات ریاست جمهوری با حضور پرشور ملت پای صندوق ها، در پیشگاه جهانیان به نمایش درآمد»!

خبرگزاری فرانسه در باره این تماس تلفنی گزارش داد:

«حسن روحانی از همتای فرانسوی خود امانوئل ماکرون خواست که تدابیری علیه فعالیتهای یک گروه تروریستی ایرانی، مستقر در فرانسه، که از نظر وی در تظاهرات اخیر در ایران دخیل بوده است، اتخاذ نماید. رئیس جمهور رژیم ایران در اشاره آشکاری به مجاهدین خلق ابراز داشت: “ما به این امر انتقاد داریم که یک گروه تروریستی پایگاهی در فرانسه داشته باشد و علیه مردم ایران [بخوانید علیه رژیم ایران] عمل کند و خشونت را تشویق کند. ما از دولت فرانسه می خواهیم که علیه این گروهک تروریستی اقدام کند» (خبرگزاری فرانسه۱۲دی ۱۳۹۶).

روزنامه فرانسوی فیگارو (۱۴ دی) نیز نوشت:

«روحانی بار دیگر داستان مجاهدین را پیش می کشد. حسن روحانی از امانوئل ماکرون خواسته است علیه مخالفان وی در تبعید دست به اقدام بزند».

فیگارو افزود:

«در الیزه گفته می شود: هیچ گفتگویی با ایرانیها نداشته ایم که طی آن در نقطه یی موضوع مجاهدین به رخ ما کشیده نشود».

۹- خامنه ای درهمان روز ۱۲دی که به خاطر اوج گیری قیام روحانی را سراغ ماکرون فرستاده بود، به ناگزیر سکوت چند روزه خودش را هم شکست و ضمن اعتراف به «ایجاد مشکل برای نظام اسلام» و موکول کردن حرفهایش به بعد، گفت:

«دشمن منتظر یک فرصت است، منتظر یک رخنه است که از این رخنه وارد بشود شما همین قضایای این چند روز را مشاهده کنید همه کسانی که با جمهوری اسلامی بد هستند، آن کسی که پول دارد و آن کسی که سیاست دارد، کسی که دستگاه امنیتی دارد همه دست روی دست هم می گذارند تا برای نظام اسلامی مشکل ایجاد کنند. من در خصوص این قضایا حرف‌هایی دارم و در وقت خودش سخن خواهم گفت».

اما سخن پراکنی اصلی خامنه ای که روز ۱۹دی صورت گرفت، به سخنرانی شاه در ۱۶آبان ۵۷ در مرحله پایانی سلطنتش شباهت داشت که در آن به شنیدن «پیام انقلاب ملت ایران» اذعان کرد. خلیفه ولایت بحرانزده با همان ناگزیری سلطان رو به زوال، اما به سیاق و سبک آخوندی، خطر انقلاب و براندازی از ناحیه مجاهدین و مقاومت سازمانیافته را تحت عنوان رأس سوم مثلث سرنگونی «از طرق اطلاعاتی» و «خبر» و «اطلاع» محرز دانست و گفت:

“قرائن و شواهد اطلاعاتی نشان می دهد که این قضایا سازماندهی شده بوده و در شکل گیری آن، یک مثلث فعال بوده است.یک رأس این مثلث، امریکا و صهیونیستها بودند که طراحی را انجام دادند… رأس دوم این مثلث، یکی از دولتهای پولدار خلیج فارس است که هزینه این نقشه را تأمین کرد و رأس سوم نیز پادوها بودند که مربوط به سازمان آدمکش منافقین هستند و از ماهها قبل آماده بودند» (که) «بروند این و آن را ببینند، کسانی را در داخل نشان کنند و پیدا کنند که بهشان کمک کنند تا بیایند به مردم فراخوان بدهند -فراخوان را هم آنها دادند- شعار ”نه به گرانی“ بگذارند. خب این شعاری است که همه خوششان می‌آید؛ با این شعار یک عدّه‌ای را جذب کنند….و مردم را هم دنبال خودشان بکشند؛ هدف این بود».

خامنه ای با تأکید بر جداکردن حساب مرتبطین با مجاهدین با دیگران، اضافه کرد:

«تفاوت بگذارند مسئولین ما، مسئولین ذیربط بین آن کسی که بر اثر یک هیجانی از فضای مجازی احساساتی میشه و یک کاری میکند و یک حرفی میزنه، با آن کسی که…مرتبط با منافقین است؛ اینها با هم یکسان نیستند».

۱۰-نیاز به توضیح ندارد که وقتی خامنه ای خطاب به مسئولان و مقامات حکومتی در بحبوحه قیام دستور می دهد حساب هرکس را که مرتبط با مجاهدین باشد از بقیه جدا کنند، هدفش برحذر داشتن مردم و جوانان به پاخاسته از روی آوردن به مسیر مجاهدین و مقاومت سازمانیافته و کانونهای شورشی و شوراهای مقاومت برای براندازی است. تهدیدی که البته یادآور قوانین و احکام قتل عامی است که در استبداد دینی علیه مجاهدین و هرگونه همکاری و همراهی با آنها صادر و به طور رسمی اعلام شده است.

یاوه های خلیفه ولایت و دستگاه گفتمان سازی فاشیسم دینی حاکم بر ایران، که بیهوده می کوشند نیروی لایزال یک جنبش سازمانیافته انقلابی و میهنی با کهکشانی از شهیدان سرفراز و چند دهه پایداری بی تزلزل در برابر وحشیانه ترین اشکال سرکوب را به طور متناقضی به ابرقدرتهای شرق و غرب عالم و این و آن دولت متعارض در منطقه نسبت بدهند، مهمل تر از آن است که نیاز به توضیح داشته باشد. اما تکرار آن توسط خامنه ای در این شرایط مشخص، می تواند حاکی از شدت ترس او از قدرت بنیان کنی باشدکه تخت خلافتش را به لرزه افکنده است.

این ترس آمیخته به تهدید، در سخنان نماینده خامنه ای در شورای عالی امنیت رژیم و دبیر این شورا یعنی پاسدار شمخانی هم آشکار است، آن جا که روز ۱۱دی در اوج قیامهای سراسری اعلام کرد:

«منافقان پرچم‌های این سناریو را به دست دارند و پاسخ مناسب را از جایی که نمی‎دانند، دریافت خواهند کرد».

بعداً معلوم شد که تهدید سربسته او اشاره به توطئه های زنجیره ای تروریستی است. از جمله اقدام تروریستی در آلبانی علیه گردهمایی نوروزی مجاهدین با حضور خانم رجوی و آقای جولیانی شهردار پیشین نیویورک که توسط نخست وزیر آلبانی در ۳۰ فروردین ۹۷ فاش شد. همچنین اقدام تروریستی که در همان روز برگزاری گردهمایی بزرگ مقاومت در پاریس با همکاری ارگانهای ضدتروریستی و پلیس و قضائیه چند کشور اروپایی خنثی شد.

۱۱-نمونه دیگری از شدت ترس و نگرانی سرکردگان سپاه خامنه ای از مقاومت سازمانیافته، اظهارات پاسدار -سرتیپ سنایی‌راد، معاون سیاسی سپاه پاسداران، است که با ذکر قطره چکانی دستگیریهای گسترده در جریان مقابله با قیام می گوید:

«شدیدترین درگیری‌ها در تویسرکان روی می‌دهد که [در آن] چند نفر هم کشته شده اند: از جمله دو نفر که در حمله به زندان کشته می‌شوند که هنوز شناسایی نشده‌اند، چون لیدر و تحریک کننده‌های اعتراضات در این شهر از منافقین هستند و از شهرهای دیگر آمده اند تا شناسایی نشوند؛ و کسانی دستگیر شده اند که از بعد عملیات مرصاد تحت تعقیب بوده اند…. در این میان تعدادی هم خانم بازداشت شده اند که میانسال هستند؛ در دهه ۶۰ هم آن‌هایی که اعتراضات خیابانی سازمان منافقین را رهبری می‌کردند، بیشتر خانم‌ها بودند و اکنون نیز حلقه اصلی تحریک و شروع خانم‌ها بودند. به‌عنوان مثال چهار نفر از این خانم‌ها ایلام را به آشوب کشیدند. بعد از دستگیری این افراد مشخص شد هیچ کدام آن‌ها ایلامی نبودند. به همین ترتیب آن‌هایی که از کرج بودند در کرمانشاه دستگیر شده اند یا آن‌هایی که از بندرعباس بودند در شیراز دستگیر شده اند؛ این‌ها منافقینی بودند که سازمان یافته در شهرها حضور می‌یافتند و شعارها را جهت می‌دادند» (جهان نیوز ۷بهمن ۱۳۹۶).

۱۲-در مورد دستگیریهای سراسری برای سرکوب و مهار قیام توفنده دیماه و شمار دستگیر شدگان، حکومت آخوندی هرگز اطلاع رسانی نکرده است. این، نه فقط به خاطر فقدان شفافیت شناخته شده رژیم در این قبیل موارد، بلکه تاکتیک مشخصی است برای سربه نیست کردن دستگیر شدگان در زندانها. سرکردگان دستگاه سرکوب رژیم و رسانه های مارک دار استعماری، که امداد رسانی آنها به رژیم آخوندی شناخته شده است، در جریان قیام گاه به صراحت و گاه با ترفند و به صورت پیچیده این را القا می کردند که رژیم در سرکوب قیام از تمام ظرفیت نهادهای خود استفاده نکرده و به خوبی مهار اغتشاشات را «مدیریت» کرده است. اما واقعیت این بود که در پس این ترفندها، یکی از وحشیانه ترین اشکال سرکوب، از جمله قتل دستگیر شدگان بدون هیج خبری از دستگیری یا محاکمه آنها به کار گرفته شد. سپاه پاسداران، به خصوص سازمان اطلاعات سپاه، همراه با وزارت اطلاعات و سازمان بسیج و قرارگاههای ویژه لباس شخصی های خامنه ای و انصار حزب الله و تمامی ارگانهای سرکوبگر و امنیتی نظام ولایت فقیه تمام ظرفیت سرکوب خود را به کار گرفته اند و ترفندهایی نظیر قتل در زیر شکنجه تحت عنوان «خودکشی» را هم بر آن افزوده اند.

دبیرخانه شورا در روز ۲۱دی، با صدور اطلاعیه یی درباره دستگیریهای گسترده اعلام کرد:

«دستگیریهای گسترده و جمعی جوانان در شهرهای مختلف، که از آغاز قیام مردم ایران در روز ۷ دی شروع شد، هم چنان ادامه دارد. بر اساس گزارشهای رسیده از داخل ایران و از درون رژیم، شمار دستگیرشدگان تا پایان دومین هفته قیام سراسری مردم ایران دست‌کم به هشت هزار تن می رسد. طی روزهای اخیر چند تن از این زندانیان تحت شکنجه های قرون وسطایی رژیم آخوندی به شهادت رسیده اند».

این اطلاعیه با اعلام رقم ۱۶۰۰ دستگیری فقط در استان خوزستان می افزاید:

«علیرغم پنهانکاری رژیم آخوندی، کارگزاران این رژیم در برخی از شهرها ناگزیر به گوشه هایی از ابعاد این دستگیریها اذعان کرده اند. یک هفته پیش محمود صادقی عضو مجلس ارتجاع گفت تعداد دستگیر شدگان به ۳۷۰۰ تن می رسد. معاون سیاسی و امنیتی فرمانداری تهران روز ۱۲ دی ماه اعلام کرد فقط طی سه روز (۹ و ۱۰ و ۱۱دی) ۴۵۰تن در تهران دستگیر شده اند».

همچنین در روز ۱۳ بهمن ۹۶ رسانه های حکومتی (از جمله خبر آنلاین و جهان صنعت) اظهارات اصغر جهانگیری، رئیس سازمان زندانهای رژیم، را منتشر کردند که به رقم ۴۹۷۲ دستگیری اعتراف می کرد.

۱۳- رژیم آخوندها با همنوایی محافلی که در بقای این رژیم منفعت دارند، بسیار کوشیده و می کوشد که قیامهای دیماه را اعتراضهای معمولی که نمونه های آن در سایر نقاط جهان هم دیده می شوند قلمداد کند. اما یک سئوال ساده اینست که چرا شیوه و شدّت واکنشهای این رژیم هیچ شباهتی با آن نمونه ها که می گوید ندارد؟ و چرا رئیس جمهور این رژیم برای مقابله با اعتراضها در ایران، از رئیس جمهور فرانسه خواستار ایجاد محدودیت برای مجاهدین می شود؟ پاره یی از تصریحات یک پژوهشگر فرانسوی (استفن دودونآنون) در روزنامه لوموند (۳ ژانویه ۲۰۱۸)، می تواند به این سؤالها پاسخ دهد . به نوشته لوموند:

«حکومت اسلامی ایران در برابر تظاهرات اعتراضی، که در این کشور ابعاد ملی یافته، کاملاً غافلگیر شده است. آنچه در ایران امروز می گذرد یک انقلاب به معنای حقیقی کلمه است. این انقلاب ریشه در اعتراض های پراکنده ای دارد که علیه فقر و فاجعه زیست محیطی طی سال های گذشته به طور دائم در جریان بوده است. بی دلیل نیست که این تظاهرات و اعتراضها عمدتاً در مناطق و شهرهای حاشیه کویر ایران روی می‌داد. (اما) آنچه اکنون در جریان است کاملاً متفاوت است. رویدادهای جاری ایران یک انقلاب بزرگ ملی است که به طور بنیادی رأس حکومت اسلامی ایران را نشانه گرفته است.توده های اصلی انقلاب حاضر در ایران را مردم پابرهنه محلات و مناطق فقیرنشین تشکیل می‌دهند و در این معنا می توان گفت که جمهوری اسلامی ایران دچار یک فروپاشی اجتماعی و ایدئولوژیک شده است. بدون شک انقلاب جاری، جمهوری اسلامی ایران را به خطر انداخته (و) کلیه اظهارات مقامات رژیم نشان می‌دهند که اردوی ترس تغییر کرده است: آنکه می ترسد حکومت است، نه مردم. در قیاس با جنبش سبز، که عمدتاً در تهران متمرکز بود و از همین رو سرکوب آن برای حاکمان ایران آسان بود؛ انقلاب جاری ایران، سراسری، سریع و رادیکال است و به همین دلیل مهار و سرکوب آن دشوار و پرمخاطره است. زمین لرزه کرمانشاه در پدیداری زلزله سیاسی حاضر در ایران بی نقش نبوده است. انقلاب مردم ایران نه این یا آن فرد بلکه کلیت نظام اسلامی ایران را هدف گرفته است».

۱۴- تحلیلگران بر «غافلگیر شدن» رژیم و برهم خوردن تعادل آن در اثر قیامهای دیماه تاکید می کنند، اما برای شورای ملی مقاومت ایران این رویداد نه غیرمترقبه بود و نه دور از انتظار. شورا طی سالهای گذشته همواره بر خصلت انفجاری جامعه تاکید کرده و در بیانیه های خود زمینه های عینی و چشم انداز رشد تضاد های درونی رژیم و تضاد اصلی بین جامعه و رژیم را آبستن خیزشها و قیامهای مردمی می دانسته است.

شورا در بیانیه مرداد ۱۳۹۶ اعلام کرد:

«مجموعه رویدادها در جبهه حاکمان و در صفوف توده ها و نیز اوضاع کلی کشور نشان از آن دارد که جامعه در شرایط انقلابی قرار دارد و غلبه بر تمام فجایعی که محصول حاکمیت استبداد دینی است، با سرنگونی این نظام جهل و جنایت آغاز خواهد شد».

بیانیه شورا، ضمن پرداختن به جنبش دادخواهی و کارزار سراسری تحریم انتخابات نامشروع رژیم ولایت فقیه، که با شعار «نه جلاد، نه شیاد» برپا شد، تأکید کرد:

«آن چه در چند روز و شب پس از انجام انتخابات در جامعه اتفاق افتاد، سیمای نیروی سوم را به رخ باندهای حکومت و ناظران جهانی کشید. جنبش اجتماعی در سراسر ایران تحت حاکمیت استبداد مذهبی نشان داد که در هر فرصت مناسب می تواند عرض اندام کند. زنان و مردان ایران زمین بی ترس و لرز، معیارها و قواعد ارتجاعی حاکمیت را نادیده می گرفتند و در چارگوشه میهن اسیرِ ارتجاع، در هر مکانی که فرصت تجمع می یافتند فریاد آزادیخواهی سر می دادند. اگر خامنه ای مدت کوتاهی پس از رؤیت این خیزشهای پرشکوه فرمان ”آتش به اختیار“ می دهد، قبل از هر چیز به ناتوانی در مقابل جامعه آماده به قیام اعتراف می کند».

۱۵-خامنه ای هرچند قیام شکوهمند ۶ دی ۱۳۸۸ را با نیروی سرکوب مهار کرد، اما به خوبی می دانست که باد کاشته و توفان درو خواهند کرد. ولی فقیه از سال ۱۳۸۸ به طور مداوم کابوس «فتنه» جدید می دید و برای جلوگیری از انفجار خشم انباشته شده در جامعه، با سبعانه ترین شیوه ها مبارزه روزمره مردم را سرکوب می کرد. او در رؤیای تثبیت امنیت ولایتش با بهره برداری از شرایط بین المللی و تسلط رویکرد مماشات، بیشترین امکانات کشور را برای به غل و زنجیر کشیدن مردم اختصاص داد. اما این راهکار ددمنشانه، که با تدابیر رئیس جمهور شیادش رنگ آمیزی می شد، نتوانست مانع بروز خشم و نفرت مردم جان به لب آمده شود. وضعیت فلاکتبار مردم و شرایط انقلابی، به ویژه درهم شکستن اتوریته ولی فقیه در قیامهای سال ۱۳۸۸ و پایان سال ۱۳۸۹، کارگران، معلمان، پرستاران، دهقانان، دانشجویان، بازنشستگان، ارتش بیکاران، غارت شدگان، زنان، مدافعان محیط زیست، دستفروشان،کولبران و…را به رویارویی با رژیم می کشاند و در این دوران شاهد هزاران حرکت اعتراضی از جانب توده های مردم بودیم.

زمان کوتاهی پیش از خیزش دی ماه، مردم سراسر ایران در یکی از درخشان ترین اتحادها و همبستگی های خود به طور مستقل به یاری زلزله زدگان استان کرمانشاه شتافتند و بی اعتمادی مطلق از حاکمیت و بی اعتباری رژیم را در مارش یاری به سوی کرمانشاه نشان دادند. خامنه ای و سپاه منفور پاسداران به رمز و راز این همبستگی و صدای ناقوسی که در دی ماه به گوش همگان رسید، پی نبردند.

اکنون هفت ماه پس از قیام، نمایندگان مجلس رژیم نسبت به ناراضی بودن ۹۹درصد از مردم درمناطق زلزله زده کرمانشاه هشدار می دهند (قاسم جاسمی، ایلنا ۱۰مرداد ۱۳۹۷). هموطنان زلزله زده در کرمانشاه به علت فقر و بیکاری بالاترین آمار فروش کلیه را دارند. یک کارگزار رژیم می گوید:«ما با مواردی از زنان مواجهیم که به ۵ میلیون تومان نیاز دارند و دستشان از هرجایی کوتاه است و می‌خواهندکلیه‌شان را بفروشند (سایت جماران اول دی ۱۳۹۶). به نوشته رسانه های رژیم ۸۱مدرسه در استان کرمانشاه نیاز به باز سازی دارند و ۵۵ مدرسه در روستاها تخریب شده اند. همین منبع برآورد کرده است که “یک سوم مدارس و بالغ بر ۱۴۰تا ۱۵۰ هزار کلاس درس درکشور» فرسوده هستند و «هنگام زلزله، بمب ساعتی می شوند» (‌جامعه فردا ۱۰ آذر ۹۶).

فصل دوم:

تداوم قیام پرتوان رنگین کمان بیشماران

۱۶- از روز ۷ دی سال ۱۳۹۶، تضادهای انباشته شده در جامعه که طی چندین سال به صورت اعتراضات روزمره خود را نشان می داد، قیام تهیدستان در دهها شهر و شهرستان جامعه ایران را وارد مرحله جدیدی کرد. خیزشهای زحمتکشان و محرومان آن چنان انفجاری در سپهر سیاسی ایران ایجاد کرد که آثار آن بر ولایت ننگین خامنه ای روز به روز بیشتر خود را نشان می دهد. ولی فقیه قیامهای سترگ مردم را با کلماتی همچون اغتشاشگر و وحشی توصیف کرد و روضه خوانهای بی مایه دستگاه ولایت مردم را فتنه گر و آشغال نامیدند. جبهه دژخیمان و شیادان حکومت خود به خوبی می دانستند که حنای عوامفریبیشان دیگر رنگی ندارد، آنان حتی با تکیه بر سرنیزه و با توسل به دستگیریهای گسترده و به رخ کشیدن داغ و درفش و کشتن زیر شکنجه نمی توانند قیام کنندگان برای «کار، مسکن، آزادی» را ساکت کنند. گامهای پرقدرت غارت شدگان و ستمدیدگان شهرهای شورشی در چارگوشه ایران بحران انقلابی را در مقابل چشم همگان قرار داد و کل نظام استبدادی مذهبی را نشانه گرفت. قیامهای توده ای اما به دی ماه محدود نشد و خیزشها و اعتراضهای توده ای روزانه ادامه پیدا کرد.

جنبش اعتراضی فرودستان با ابعاد کلان آن از نظر کمی و کیفی که در تاریخ معاصر ایران پس از انقلاب مشروطه بی سابقه است، در طول سال گذشته به طور روزمره ادامه داشت و به ویژه پس از قیام دی ماه با شتاب به پیش می رود. محموعه جنبشها و خیزشهای خیابانی نشان از آن دارد که جامعه به خوبی دریافته که راه حل واقعی و نجات نه در درون رژیم که خود مولد اصلی ابرچالشهاست، بلکه در بیرون رژیم و از طریق سرنگونی آن به دست مردم است.

در طول سال گذشته کارگران، مزدبگیران، کشاورزان، معلمان، پرستاران، دست فروشان، حاشیه نشینان، کولبران و جوانان جویای کار برای رهایی از فقر و بیکاری، بی خانمانی و گرسنگی، استبداد و عقب ماندگی به اشکال گوناگون مبارزه کردند. افزون بر این، در سال گذشته غارت شدگان مؤسسه های مالی دولتی وابسته به سپاه پاسداران و دیگر نهادهای لشگری و کشوری، اقدام به صدها حرکت اعتراضی کردند.

به گزارش رسانه حکومتی ایلنا، پاسدار حسین ذوالفقاری، معاون امنیتی و انتظامی وزیر کشور، روز ۱۷ اسفند، در همایش استانداران، پیرامون حجم و ماهیت تجمعهای اعتراضی گفت:

«ما در گذشته چنین پدیده ای نداشتیم و با وضعیت متفاوت ‌تری از گذشته مواجهیم… این اعتراضات عبور از همه جریانهای سیاسی کشور بود… تا آخر آذر ماه حدود ۵ هزار تجمع عمده در کشور برگزار شد… ۸۴ درصد معترضان زیر ۳۵ سال سن و فاقد سابقه امنیتی بودند».

حرفهای این کارگزار حکومت اعتراف به کیفیت و کمیت جنبش مردمی است که کل نظام را نشانه گرفته و خواهان سرنگونی آن هستند.

یک عضو مجلس ارتجاع از اهواز در این باره می گوید:

«خوزستان با ۹۰۰ مورد تحصن در یک سال گذشته رتبه اول تجمعات در کشور را دارا می باشد که حرف مشترک تمامی این تجمعات ضعف مدیریت مسائل در استان می باشد». (خبرگزاری مجلس رژیم، سه شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۷)

سازمان چریکهای فدایی خلق ایران به مناسبت اول ماه مه، روز جهانی کارگران، ترازنامه برخی حرکتهای اعتراضی کارگران و مزدبگیران در سال ۱۳۹۶ را منتشر کرده است. بر اساس این ترازنامه، در سال گذشته ۲۰۴۹ حرکت اعتراضی از جانب کارگران، مزدبگیران، بازنشستگان، کشاورزان، معلمان، پرستاران، جوانان جویای کار، دست فروشان و طرفداران حفاظت از محیط زیست صورت گرفته است. در این بیلان حرکتهای اعتراضی غارت شدگان و قیامهای دی ماه محاسبه نشده است.

در سال گذشته رسانه های مقاومت پیرامون جنبشهای اعتراضی ارتش بیشماران، خیزشهای اقشار گوناگون مردم ایران و قیامهای مردمی در شهرهای شورشی همراه با فعالیتهای کانونهای شورشی به تفصیل آگاهی رسانی کرده اند و در این جا به طور مختصر به چند مورد از حرکتهای مردمی که به رغم سرکوب و قهر حاکم بیانگر استمرار اعتراض و قیام و شورشهای ضد حکومتی است، اکتفا می کنیم.

۱۷-بالا گرفتن قیام کشاورزان ورزنه و شرق اصفهان در بهمن ماه، نشانه برجسته یی از تداوم قیام سترگ سراسری در دیماه بود. این خیزش در ادامه مبارزات کشاورزان این منطقه برای دست یابی به حقآبه یی بود که بر اثر طرحهای ضد مردمی رژیم به خشکسالی این منطقه انجامیده بود. کشاورزان محروم و زحمتکش شرق اصفهان در پیگیری مبارزه حق طلبانه خود روز ۲۷ بهمن به پاخاستند و خواستار حقآبه خود و جریان پیدا کردن آب در زاینده رود شدند.

طبق آمار «سازمان جهاد کشاورزی استان اصفهان» ۱۵۸ هزار و ۷۱۴ نفر معادل ۱۱.۳درصد شاغلان این استان به کشت محصولات زراعی و محصولات باغی مشغول هستند.

بحران آب در ایران خسارتهای کلانی به کشاورزان محروم زده و باعث نابودی کشتزارها و مراتع کشور شده است. زندگی فاجعه بار کشاورزان، نتیجه بلافصل طرحهای غارتگرانه رژیم و به ویژه سپاه منفور پاسداران است که نقش اصلی در بحران آب دارند. مردم در باره این چپاول و غارتگری گفته اند: نفت و گاز را دزدیدند، خاک را دزدیدند و فروختند و آب را هم دزدیدند!

خامنه ای و سپاه پاسداران که میلیاردها دلار برای صدور ارتجاع و مداخله آشوبگرانه در دیگر کشورها هزینه می کنند، در مورد بحران آب منفعل و نظاره گر فاجعه انسانی هستند.

خبرگزاری حکومتی ایلنا در روز ۵ اسفند ۱۳۹۶، بی ‌آبی را «سهم محروم ‌ترین اقشار جامعه» یعنی همان روستاییانی دانست که صدها سال است در اطراف رودخانه ‌هایی همچون زاینده ‌رود روی زمین کشاورزی خود کار کرده ‌اند. کشاورزان محروم بارها اعلام کردند که؛ نان شب ندارند و سؤال می کردند که آیا این عدل است، آیا این عدالت است؟

کشاورزان معترض ورزنه‌ روز ۹ اسفند، مقابل بخشداری ورزنه تجمع کردند. از این پیشتر آنها با حرکت تراکتور‌های خود و قرار دادن آن ها کنار یکدیگر اعتراض خود را ابراز کرده بودند. کشاورزان ورزنه روز ۱۱ اسفند تجمع خود را به کنار خط انتقال آب اصفهان به یزد منتقل کردند. روز ۱۶ اسفند کشاورزان شرق اصفهان با تجمع در حاشیه پل خواجو دست به راهپیمایی به طرف شرکت آب منطقه ای اصفهان زدند.

روز ۱۷ اسفند، کشاورزان ورزنه و شرق استان با همراه داشتن دست نوشته هایی با عنوان «ما کشاورز فقیریم، ذلت نمی پذیریم» مقابل استانداری تجمع کردند و خواستار تأمین سهم حق آبه بهاره و دریافت خسارت قبلی خود شدند. روز ۱۸ اسفند، کشاورزان تراکتورهای خود را در دو طرف جاده مستقر کرده و خود به سمت محل پمپاژ آب ورزنه به طرف یزد حرکت کردند. کشاورزان شعار می دادند: نترسید، نترسید ما همه با هم هستیم، هر کس حرف از حق بزند او را خرابکار می ‌نامید، خاک بر سرتان با این عدالت تان و…

قیام کنندگان ورزنه در روز ۱۹ اسفند، راهپیمایی خود را از مقابل سازمان آب منطقه ای اصفهان و پل خواجو آغاز کردند و مقابل دفتر یک عضو مجلس رژیم از استان تجمع کردند. در همین روز تعدادی از مردم اصفهان در حمایت از کشاورزان شهرهای شرق این استان مقابل سازمان آب در اصفهان دست به تجمع زدند. در همین روز یک نماینده مجلس رژیم از شاهین شهر گفت:

«پنج میلیون نفر از مرداد ماه آب خوردن در اصفهان ندارند، ۴۲۰ میلیون متر مکعب آب شرب نیاز است اما در حال حاضر تنها ۱۰۰ میلیون آب پشت سدها موجود است»

۱۸-حرکتهای دلیرانه کشاورزان با شعارهای «این همه بی‌ عدالتی هرگز ندیده ملتی»، «آب زاینده رود حق ماست»، «زاینده رود ما کو؟»، «یگان ویژه حیا کن ورزنه را رهاکن» و…ترس و وحشت مزدوران رژیم را افزایش داد.

شنبه شب ۱۹ اسفند کشاورزان ورزنه با تاریک شدن هوا ورودی شهر را با تراکتورهای خود بستند و نیروهای سرکوبگر شماری از تراکتورهای کشاورزان را که تنها سرمایه شان است را به آتش کشیدند. نیروهای سرکوبگر رژیم با گاز اشک آور، تیراندازی و چماق به کشاروزان تشنه آب یورش برده و تعداد زیادی را زخمی و دستگیر کردند.

روز ۲۰ اسفند کشاورزان برای آزادی دستگیرشدگان در مقابل بخشداری بن رود تجمع کرده و در آن را قفل کردند و روز بعد تجمع کشاورزان با شعار «ای وای از این خیانت، مسئول بِکش خجالت» ادامه یافت.

روز ۲۴ اسفند، مردم ورزنه در بخشداری با شعار «بخشدار اگر نداریم، بریم قبرس بیاریم» تجمع کردند.

در روز ۲۵ اسفند ۱۳۹۶ کشاورزان شورشی اصفهان در اقدامی بی نظیر بساط نماز جمعه رژیم را برهم زدند. آنها پشت به پیش نماز حکومتی نشستند و شعار دادند: «رو به میهن، پشت به دشمن». این حرکت اعتراضی خلاقانه بازتاب گسترده ای در رسانه های جمعی داشت. در همین روز کشاورزان معترض ورزنه، اژیه و مناطق اطراف، در کنار پل خواجو دست به تجمع زده و با شعار «روحانی دروغگو زاینده رود ما کو؟» در خیابانهای شهر به راهپیمایی پرداختند.

کشاورزان محروم در ساعت تحویل سال (سه شنبه ۲۹ اسفند) با در دست داشتن پلاکاردی که روی آن نوشته شده بود: «تا کی قرار است نان در خون ما بزنید و تناول کنید.»، سفره هفت سین خود را در کنار تراکتورهایشان پهن کردند. در سفره هفت سین کشاورزان، یک ماهی مرده را در داخل تنگ بلوری از خاک گذاشته و زیر آن نوشته بودند: «غارتگران آب را از من گرفتند». آنها همچنین به جای سبزه، علف خشک گذاشته و زیر آن نوشتند: «سبزی جای خود را به کویر داد». از جمله مواد دیگر سفره هفت سین کشاورزان ورزنه ظرفی پر از ساچمه و تعدادی سنگ بود و در یک سینی هم مأموران پلاستیکی تفنگ به دست را به نشانه نیروهای سرکوبگر گذاشته بودند. آگاهی کشاورزان از ظلم و ستمی که بر آنها اعمال می شود در این اقدام ابتکاری به خوبی نشان داده شد.

خیزش دلیرانه کشاورزان تشنه آب در ورزنه و شرق اصفهان گرچه با سرکوب و دستگیریهای گسترده موقتاً مهار شد اما از آن جا که شرایط مادی که منجر به این قیام چند ده روزه شد همچنان وجود دارد و رژیم نه می خواهد و نه می تواند به خواستهای برحق زحمتکشان پاسخ دهد، این منطقه آبستن خیزشهای بعدی خواهد بود. این منطقه شورشی که پس از قیامهای دی، در بهمن و اسفند به پرچمدار خیزش تبدیل شد، تأثیر خود را در قیامهای بعدی در سایر نقاط کشور نشان داد. یکی از شعارهایی که با ابتکار کشاورزان شرق اصفهان سر داده شد و پس از آن به شعار همگانی در خیزشها تبدیل شد چنین بود: «دشمن ما همین جاست، الکی میگن آمریکاست.»

نکته مهم در سلسله قیامها و خیزشهای ماههای گذشته نقش و جایگاه زنان در این جنبشها است. زنان هم در صف مقدم نبرد به طور فعال حضور داشتند و هم نقش هدایت کننده و سمت دهنده در این سلسله نبردها برای آزادی را داشتند.

۱۹-درحالی‌که دشمن در اصفهان برای فرو نشاندن خیزش بزرگ کشاورزان بسیج کرده بود، خیزش هموطنان عرب در خوزستان بالا گرفت. مردم محروم عرب در اهواز در روز ۷ فروردین در اعتراض به انکار هویت شان دست به تجمع اعتراضی زدند. این اعتراض برحق طی روزهای بعد به خیزشی گسترده در شهرهای عرب نشین خوزستان مثل معشور، حمیدیه، شیبان، خرمشهر، آبادان، ملاشیه و…. جریان پیدا کرد و تا ۱۷ فروردین ادامه یافت. سپس به دستور خامنه ای نیروهای سرکوبگر رژیم به شهرهاى عرب نشین روانه شدند و ورودیهای شهرها را با استقرار بازرسیهای متعدد بستند. در داخل شهرها نیز در خیابانهای اصلی و چهارراهها و حتی داخل بازارها تعداد زیادی از موتورسواران امنیتی و نیروهای ضد شورش جهت ایجاد ترس و رعب بین مردم و جلوگیری از تظاهرات مسالمت آمیز آنها، اقدام به رژه کردند.

شایان توجه است که در عرصه ورزشی کشور نیز مانند سایر عرصه‌ها فضای قیام و طنین فریاد های مرگ بر دیکتاتور، به رمز اتحاد و اعتراض علیه محدودیتها و تبعیضهای ارتجاعی به ویژه علیه زنان میهنمان و علیه هموطنان آذری و عرب تبدیل شده و رژیم را بارها در ورزشگاهها به چالش کشیده است. این تحول چنان دیکتاتوری آخوندی را سراسیمه کرده که وزیر کشور رژیم آن را مشکل مطرح شده در شورای امنیت نظام دانسته و تهدید به برگزاری بازیها بدون تماشاگر می کند. رحمانی فضلی در پاسخ به این سؤال که “در دو مسابقه فوتبال در تهران و خوزستان شاهد اتفاقاتی بودیم که عده‌ای آن را فوتبالی و مسبوق به سابقه دانسته و عده‌ای آن را ادامه اعتراضها می‌دانند، کدام تحلیل مقرون به واقعیت است؟»، می گوید:

«زمینه رویدادهایی که در ورزشگاهها رخ داد، نارضایتی بود. درست است که تماشاگران به برخی مسائل فوتبال اعتراض داشتند، اما شعارها با جنس اعتراض هماهنگی نداشت. خواهش ما در شورای امنیت این بود که نگذاریم این اتفاقات در ورزشگاهها بیفتد؛ چون تکرار این حوادث می‌تواند شرایطی را ایجاد کند که برای حفظ امنیت مردم و حتی بازیکنان به ‌عنوان شورای امنیت تصمیم گرفته شود تا برخی بازیها بدون تماشاگر برگزار شود » (ایرنا۳۰مرداد ۱۳۶۷).

۲۰- موج قیامها پس از اصفهان و خورستان، در جنبش گسترده و متحد اعتصاب در شهرهای کردستان خامنه ای را به ستوه آورد. هموطنان کرد، پس از آن که رژیم مرزهای همجوار با کردستان عراق را مسدود کرد، سلسله یی از اعتصاب و اعتراض برپا کردند که فراتر از خواستهای حق طلبانه صنفی، دیکتاتوری آخوندی را به چالش کشید. در روز ۲۶ فروردین، با فراخوان قبلی، بازاریان شهرهای بانه و جوانرود، در اعتراض به بالابردن تعرفە گمرکی و بستە شدن مرزها، بار دیگر اعتصاب کردند. این اعتصاب روز بعد نیز ادامه یافت و مغازه داران جوانرود با پهن کردن سفره خالی و برگزاری تجمع، اعتراض خود را به نمایش گذاشتند.

روز ۲۸ فروردین، مغازه داران سقز و مریوان و روز ۲۹ فروردین بازاریان شهرهای مهاباد و پیرانشهر به اعتصاب مغازه داران شهرهای دیگر پیوستند.

رژیم که از گسترش اعتصاب به وحشت افتاده بود، نیروهای سرکوبگر ضد شورش را در مقابل پاساژهای شهر بانه مستقر کرد و فضای سایر شهرها هم امنیتی شد. همزمان خبرگزاری رسمی رژیم، به نقل از معاون سیاسی فرماندار بانه، نوشت: «عوامل خارجی در تشویق بازاریان و اصناف به اعتصاب و اعتراض در این شهرستان و بسته شدن واحدهای تجاری و صنفی نقش دارند». نیروهای امنیتی رژیم تعداد زیادی از معترضان را در شهرهای مریوان، بانە و سقز بازداشت کردند.

به رغم اقدامات سرکوبگرانه رژیم، جنبش اعتصاب و اعتراض همراه با مقاومت متحد مردم و زحمتکشان در مقابل رژیم ادامه یافت. تجمع های اعتراضی و پهن کردن سفره های خالی در شهرهای مختلف در اردیبهشت بیشتر بالا گرفت و تداوم یک ماهه این جنبش اعتراضی یک فضای قیام و خیزش را در استانهای آذربایجان غربی و کردستان و کرمانشاه پدید آورد.

۲۱-پیکار متحد و پیروزمند فولادگران در اهواز

گروه ملی صنعتی فولاد اهواز یکی از بزرگترین واحدهای تولیدی کشور است که در سه سال گذشته به دنبال واگذاری این شرکت به کلان سرمایه داران وابسته به قدرت، وارد یک دوران بحرانی همراه با کاهش خطوط تولید، تعدیل نیرو و نیز پرداخت نامنظم حقوق و بیمه کارکنان شرکت شده و اعتراضها و اعتصابهای متعدد کارگران، از جمله اعتصاب قدرتمند کارگران این مجتمع در اسفند سال ۱۳۹۶ را برانگیخته است. اما عقب نشینی های نسبی کار فرمای حکومتی، منجر به بهبود تولید و شرایط زندگی کارگران نشد.

روز ۸ خرداد، کارگران این واحد تولیدی با فراخوان قبلی دست به تجمع اعتراضی در مقابل استانداری خوزستان زدند و با سر دادن شعار اقدام به بستن مسیر منتهی به میدان فلسطین در اهواز کردند. اعتصاب و تجمع و راهپیمایی های اعتراضی کارگران در روزهای بعد ادامه پیدا کرد.

روز ۲۰ خرداد، کارگران خشمگین فولاد اهواز در ادامه تجمع ‌های اعتراضی خود به عدم تعیین تکلیف مالکیت و تولید و عدم پرداخت مطالبا‌تشان پل لشکر اهواز روبروی سینما هلال را بستند و با شعارهایی چون «می ایستیم،می میریم، حقمون رو می گیریم»، «کارگر می میرد، ذلت نمی پذیرد» و «مرگ بر ستمگر، درود بر کارگر» نشان دادند که جنبش فولادگران بخش توفنده دیگری از قیام زحمتشکان و محرومان بپاخاسته در سراسر ایران است.

از این رو، روز ۲۱خرداد مأموران سرکوبگر خامنه ای با حمله به تجمع اعتراضی کارگران تعدادی از آنها را بازداشت کردند. به گزارش دبیرخانه شورا، روز ۲۲ خرداد، کارگران خشمگین و به جان آمده گروه ملی صنعتی فولاد اهواز، دسته دسته و در صفی متحد و به هم فشرده، عازم محل استانداری خوزستان شدند و علیرغم حضور بسیار سنگین نیروهای سرکوب، در مقابل این استانداری تجمع کردند و با سر دادن شعارهایی خواهان آزادی فوری ۶۰ تن از همکاران بازداشتی خود شدند. کارگران شعار می دادند: «کارگر می‌ میرد ذلت نمی ‌پذیرد»، «سوریه را رها کن فکری به حال ما کن» و «دشمن ما همین جاست دروغ میگن آمریکاست».

تجمع کارگران معترض در روز ۲۳ خرداد، پس از صادر شدن احکام آزادی همکاران شان و پذیرش برخی از خواسته های آنان در شانزدهمین روز پایان گرفت.

این تجمعات اعتراضی تا پایان خرداد ماه و آزادی کارگران دستگیرشده ادامه داشت.

۲۲-جنبش روزانه غارت شدگان

اعتراضات غارت شدگان، که به خاطر ابعاد گسترده غارتگری مؤسسات حکومتی، یک جمعیت عظیم چند میلیونی را تشکیل می دهند، در سال گذشته به عنوان بخشی از قیام سراسری تداوم داشت و با قیام پیوند خورد. دریک سال گذشته این غارت شدگان به طور مداوم به تجمع، تحصن و تظاهرات در بسیاری از شهرها و مراکز استانها دست زدند. شمار این حرکتهای اعتراضی که هر روز جریان داشت، به صدها مورد میرسد.

مؤسسات غارتگر مالی نیز به طور عمده وابسته به سپاه منفور پاسداران و افراد وابسته به قدرت هستند.

سپرده گذاران مؤسسات کاسپین، آرمان وحدت، البرز فرشتگان، ثامن، پدیده، ثامن ‌الحجج، ولایت اندیشه، ملل، افضل توس، ولیعصر، عصرنوین، البرز ایرانیان (آرمان) و… در گردهمآییهای اعتراضی خود شجاعانه شعارهایی نظیر «پول ما رو کی برده، دستهای پشت پرده ـ لاریجانی حیا کن، سپرده رو رها کن -مرگ بر این دولت مردم فریب» می دادند.

از حرکتهای اعتراضی غارت شدگان هزاران فیلم، عکس و گزارش در شبکه های اجتماعی و رسانه های مقاومت منتشر شده است. اما حکومت از طریق شورای عالی امنیت ولی فقیه به رسانه های حکومتی دستور داده که به این حرکتهای اعتراضی مداوم پوشش خبری ندهند.

روز ۱۰ آبان، علی وقف ‌چی، عضو مجلس ارتجاع از زنجان، به ایلنا گفت:

«صدا و سیما در روزهای اخیر دو بار مصاحبه ‌های وی درباره اعتراضات مالباختگان را پخش نکرده اند و وقتی موضوع را پیگیری کرده به او گفته ‌اند که شورای‌عالی امنیت ملی در مصوبه ‌ای این اجازه را به صدا و سیما داده که مانع از پخش صدای سپرده ‌گذاران شود»

حرکتهای اعتراضی غارت شدگان در موارد متعدد مورد سرکوب مزدوران رژیم قرار میگیرد، اما معترضان و به خصوص زنان دلیر در مقابل این سرکوبهای وحشیانه مقاومت و ایستادگی می کنند.

 

ادامه دارد…

 

 

 

فصل‌اول و دوم بیانیه سی و هفتمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران

 

 

 

برای مشاهده قسمت‎های دیگر این بیانیه به لینک‌های زیر مراجعه کنید:

شورای ملی مقاومت ایران، بیانیه سی و هفتمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران – قسمت اول

فصل‌سوم و چهارم بیانیه سی و هفتمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران

فصل‌پنجم و ششم بیانیه سی و هفتمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران

فصل‌هفتم و هشتم بیانیه سی و هفتمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران

فصل‌نهم و دهم بیانیه سی و هفتمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران -قسمت پایانی

 

 

تگ‌ها: آلترناتیو انقلابیآلترناتیو دمکراتیک
اشتراک کنیدتوئیتپیناشتراک کنیدبفرستبفرست

مطالب مرتبط

ماشین اعدام فاشیسم دینی در یک جنایت ضد انسانی دیگر زندانی قیام قائم حسینی ۲۱ ساله را سربدار کرد

ماشین اعدام فاشیسم دینی در یک جنایت ضد انسانی دیگر زندانی قیام قائم حسینی ۲۱ ساله را سربدار کرد

مرداد ۲۹, ۱۴۰۵
وضعیت فاجعه‌بار بهداشتی زندانیان زن در زندان فردیس کرج

وضعیت فاجعه‌بار بهداشتی زندانیان زن در زندان فردیس کرج

مرداد ۲۶, ۱۴۰۵
اعدام زندانی قیام شهرام صادقی توسط دژخیمان رژیم آخوندی در کرج

اعدام زندانی قیام شهرام صادقی توسط دژخیمان رژیم آخوندی در کرج

مرداد ۲۵, ۱۴۰۵
تشدید فشارهای ضدانسانی علیه زندانیان سیاسی

تشدید فشارهای ضدانسانی علیه زندانیان سیاسی

مرداد ۲۳, ۱۴۰۵

آخرین مطالب

جاودانگی و درگذشت خواهر مجاهد مژگان مهدوی

جاودانگی و درگذشت خواهر مجاهد مژگان مهدوی

مرداد ۳۰, ۱۴۰۵

جاودانگی و درگذشت خواهر مجاهد مژگان مهدوی، عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران و عضو شورای ملی مقاومت پس...

ماشین اعدام فاشیسم دینی در یک جنایت ضد انسانی دیگر زندانی قیام قائم حسینی ۲۱ ساله را سربدار کرد

ماشین اعدام فاشیسم دینی در یک جنایت ضد انسانی دیگر زندانی قیام قائم حسینی ۲۱ ساله را سربدار کرد

مرداد ۲۹, ۱۴۰۵

ماشین اعدام فاشیسم دینی در یک جنایت ضدانسانی دیگر زندانی قیام قائم حسینی 21 ساله را سربدار کرد فراخوان به...

پیام خانم مریم رجوی به کنفرانس در پارلمان استرالیا

پیام خانم مریم رجوی به کنفرانس در پارلمان استرالیا

مرداد ۲۹, ۱۴۰۵

مریم رجوی: ایران- از قتل‌عام ۶۷ تا اعدام‌های امروز اعضای محترم پارلمان و سنای استرالیا، هموطنان عزیز مقیم استرالیا!از دیدار...

تکذیب رژیم ۵ ساعت پس از اعلام نام و تاریخ دستگیری اسحاق روح‌افروز در سال ۱۴۰۴ توسط مجاهدین

تکذیب رژیم ۵ ساعت پس از اعلام نام و تاریخ دستگیری اسحاق روح‌افروز در سال ۱۴۰۴ توسط مجاهدین

مرداد ۲۹, ۱۴۰۵

بور شدن و تکذیب رژیم ۵ ساعت پس از اعلام نام و تاریخ دستگیری اسحاق روح‌افروز در فروردین ۱۴۰۴ و اطلاع آن...

ما را دنبال کنید

درباره ایران افشاگر

سایت "ایران افشاگر" افشا کننده مزدوران و ماموران وابسته به وزارت بدنام اطلاعات آخوندی و طرح ها، توطئه ها و ترفندهای پشت پرده فاشیسم مذهبی حاکم بر میهنمان ایران است.

📧 تماس با ما

پیوندها

سایت مریم رجوی
سایت مجاهدین خلق ایران
سایت شورای ملی مقاومت
سایت همبستگی ملی
سایت کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت

Welcome Back!

Login to your account below

Forgotten Password?

Retrieve your password

Please enter your username or email address to reset your password.

Log In

Add New Playlist

نتیجه‌ای نبود
بازدید همه نتایج
  • پرونده
  • مروری بر جنگ روانی
  • صفحه ویژه
  • مزدوران را بشناسید
به نسخه موبایل بروید