– علی خامنهای ولیفقیه فعلی ارتجاع: «البته شغل اصلی زن همسرداری و مادری است» (روزنامه کیهان 22اسفند63)
-علیاکبر هاشمی رفسنجانی: «چون خانمهای ما به خاطر مسائل اخلاقی در مسابقات بینالمللی حضور ندارند از گرفتن بعضی از امتیازات محروماند» (روزنامه 7دی67)
-علیاکبر هاشمی رفسنجانی در نمایش نماز جمعه تهران 30اردیبهشت67 زنان را تهدید نمود که: «من به آنها اخطار میکنم که ملت این چیزها را تحمل نمیکند… اگر فردا باز فشاری از طرف حزبالله احساس کردید و دیدید دیگر به ماها گِله نکنید…»- حاکم شرع و رئیس دادگستری آخوندها در خوزستان: «چنانچه اعمال انقلابی مردم گُل [!] کند و دیگ غیرت مردم آنچنان به فوران آید… آن هنگام است که نه بیحجابی خواهد ماند و نه بدحجابی خواهد ماند… یکدفعه امکان دارد به دست جوانان ازخودگذشتهٔ حزبالله همهٔ اینها در عرض یک روز به دست فنا و نیستی سپرده شوند.» (رادیو رژیم 30اردیبهشت66)
– عفو بینالملل: «در ایران، قانون نهتنها زنان را از حقوق سیاسی و مدنی منع مینماید، بلکه وجود اجتماعی و انسانی آنها را هم نفی میکند.» (مجله عفو بینالملل شماره مهر و آبان66)- اظهارات آخوند جنایتکار صدوقی ـ نماینده خمینی در یزد و عضو مجلس اول خبرگان خمینی ـ در جریان مباحثات حقوق زنان در مجلس خبرگان رژیم ولایتفقیه، آئینهٌ تمامنمای ماهیت ارتجاعی آخوندهای خمینیصفت و تلقی مادون فئودالی آنان از زنان: «آیا به گوش یکی از شماها خورده که یک نفر زن دریکی از این غزوات شرکت کرده، یا این شهرهایی که حاکم میفرستادند، استاندار میفرستادند، یک نفر زن فرستاده باشند. یا یک سرلشکری را آیا شنیدهاید که زن قرار بدهند و گفته باشند که برو فلان جا را سرپرستی کن و امیر سپاه باش؟ ما هرگز در تاریخ ندیدهایم… در هیچ دورهای هیچوقت نشد که در هیچ جنگی و غزوهای ببینیم زن را مأمور کرده باشند که تو فلان جا برو و فاتح باش و سرپرستی داشته باش و حاکم فلان جا بشو؟… یکی از رفقا میگفت همانطور که زن میتواند ولی صغیرش بشود، پس میتواند رئیسجمهور هم بشود. حالا این چه حسابی است، چون زن میتواند بچه را باز کند و پاکش بکند و از کثافت برکنارش بکند و پستان در دهانش بکند، پس میتواند رئیسجمهور بشود یا نخستوزیر. من گمان نمیکنم که این قیاس، قیاس صحیحی باشد. شما را به خدا کار را بر رهبر دشوار نکنید و زحمت برای او ندهید؛ و بهعلاوه هنوز مردها کار ندارند و بیشترشان بیکار هستند، حالا بیائید و فرمانداری به زن بدهید. چطور شده آقای محترم از اولی که خشت دنیا را برپا گذاشتند اینهمه ساختمان و اینهمه قنات، اینهمه اختراعات تمامش به دست مرد بوده… در حدود 24هزار قنات در یزد وجود دارد آیا کلنگ کدامیک از این قناتها را زن زده است. کدامیک از این ساختمانها را زن درست کرده؟ حالا چطور شد که پشت میز نشستن را حق داشته باشند، ولی کارهای سنگین را حق نداشته باشند؟ یعنی چه؟ اگر میخواهند دوشبهدوش ما کار کنند بیایند همراه ما بنایی کنند و همراه ما قنات درست کنند و همراه ما کارهای دیگری بکنند. چطور کارهای سنگین برای ماست، ولی نشستن پشت میز از آن آنها باشد. حالا آمدید یکی از این زنهای شایستهٔ کامل را به مقام رئیسجمهوری یا نخستوزیری منصوبشان کردید، یک روز صبح میرویم و میبینیم که نخستوزیری تعطیل است چرا؟ برای اینکه دیشب خانم زایمان کردند. اینها برای ما ننگ و عار است؛ یعنی چه؟ شمارا به خدا این را جزو قانون نیاورید.»

– علیاکبر هاشمی رفسنجانی: «اندازهٔ مغز مردها بزرگتر است… مردها به مسائل استدلالی و عقلی توجه دارند درحالیکه زنها عمدتاً به احساسات متمایل هستند… این اختلافاتی که وجود دارد در سپردن مسئولیتها، تکالیف و حقوق مؤثر واقع میشود.» (روزنامه اطلاعات 17خرداد1365)-
– «خانمها ازنظر روانشناسی و بیولوژیکی تفاوتهایی با آقایان دارند. بهاینترتیب غیرعادلانه نخواهد بود که تفاوتهایی هم در حقوق و وظایف آنها وجود داشته باشد … درواقع عدم وجود چنین تفاوتی غیرعادلانه خواهد بود.»! (روزنامه کیهان 19آذر67)
– «طبق مادهٔ۱۱۳۳ قانون مدنی مرد و فقط مرد میتواند هر زمان که مایل باشد همسر خود را مطلقه کند و ازنظر قانون هیچگونه شرطی در این مورد وجود ندارد.» (روزنامه کیهان 4آبان67)

-«اگر به اخلاق و خصوصیات عمومی زنان بنگرید، ترس از سوسک و موش و ترس از جسد مرده، رایجترین ترسها در میان آنها است زنانی که با دیدن جسد مردهای روزها و گاه سالها دچار التهابات روحی بوده و اگر شوهر زنی و یا فرزندش فوت میکرد، درصورتیکه جسد را دیده بود تا مدتها او را به خاطر ترس، شبها تنها نمیگذاشتند. ولی اکنون زنان ایران بدنهای غرقهبهخون جوانانشان، بدنهای پارهپاره و سوختهٔ فرزندانشان و بدنهای قطعهقطعه و در ظاهر وحشتناک و دلخراش شوهرانشان را در جلو چشمان همه میگشایند.» (رسالت 8مرداد66)

سخاوتمندی رژیم آخوندی در به رسمیت شناختن حقوق زنان: «بانوان ساعاتی از روز را در همان منزل به ورزش بپردازند»! (روزنامه ابرار 26مرداد66)

اردیبهشتماه67 رادیو رژیم آخوندی اعلام کرد: «زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند به تعزیر 74ضربه شلاق محکوم خواهند شد.»

– رادیو رژیم آخوندی آذرماه66: «کمیتهٔ انقلاب اسلامی موظف به برخورد شدید با حرکتهای بدحجابی در کشور شد».

– اجرای طرح جداسازی زن و مرد در اتوبوسهای 2طبقه و میله گذاشتن در اتوبوسهای یکطبقه و کشف قوانین چگونگی سوارشدن دختربچهها و پسربچهها در صورت رسیدن اتوبوس در زمستان67. این آش آنقدر شور شد که در روزنامههای رژیم یک نفر نظر داد: «بچهٔ شیرخوار اگر پسر باشد با پدر سوار شود بهتر است.»! (روزنامه اطلاعات 2بهمن67)
یک روزنامهٔ دیگر رژیم آخوندی هم به نقل از یک مسافر اتوبوس چنین نوشت: «من با همسر و فرزندانم نیم ساعتی است که در صف ایستادهایم… اتوبوس هم که ایستاد برای آقایان جای خالی داشت لکن در قسمت خواهران برای همسرم جای خالی وجود نداشت. اتوبوس بعدی برعکس اولی برای همسرم جا بود ولی قسمت آقایان مملو از مسافر بود. این مشکلات در مورد کسانی که فرزندان نوجوان پسر یا دختر همراه دارند مشهود است»! (روزنامه رسالت 3دی67)


رادیو رژیم آخوندی 8اسفند67: «شورای عالی قضایی مقرر کرد تا به افرادی که در ادارهها، مطبهای پزشکان، بیمارستانها و مدرسهها رعایت حجاب اسلامی را نمیکنند برخورد قانونی شود.»- ننگ و فضیحت رفتار رژیم آخوندها با زنان آنقدر بالا گرفت که پیام آن از میان مطالب یکی از مجلات رژیم اینگونه بیرون زد: «جهانیان بدانند و آگاه باشند که در اعتقاد ما، زنان در جمهوری اسلامی ـ حتی در سطح تخصص بالاـ لکهٔ ننگاند که باید پشت پرده نگاه داشته شوند؛ و به جرم داشتن تخصص و کارایی بزرگترین توهینها به آنها روا داشته شود.» (کیهان 2مهر67)

روزنامهٔ واشنگتنپست از قول یک خوانندهٔ زن آمریکایی: «میدانی من چه آرزویی برای خمینی دارم؟ آرزو دارم که بمیرد و در زندگی بعدی خود بهصورت یک زن تحت حاکمیت رژیم خمینی به دنیا بیاید.» (واشنگتنپست 28آذر67)
یک زن کارمند در حاکمیت آخوندها: «مرا خردکردهاند، با چیزهایی که به درودیوار چسباندهاند و با برخوردهایی که با من میشود تلقیام این است که مرا موجودی میدانند که فقط میشود از من سوءاستفاده کرد. مرا در حد یک حیوان پائین آوردهاند و دیگر شخصیتی برایم باقی نمانده است.» (مجله زن روز)






























