نامه روشنـگر علیاکبر آرمیده درباره آخرین صحنهپردازی اطلاعات آخوندی و … ادعای حمله به خانه مزدور رابعه شاهرخی
نشریه فوق العاده مجاهد شماره600، 26شهریور ۱۳۸۱، صفحه11
درباره آخرین صحنهپردازی اطلاعات آخوندی
و اطلاعیه بریدهـ مزدوران در یوتوبوری و ادعای حمله به خانه مزدور رابعه شاهرخی
نامه روشنـگر علیاکبر آرمیده
نشریه محترم مجاهد
با سلام
اینجانب علیاکبر آرمیده، مقیم گوتنبرگ سوئد، روز ۲۱ شهریور ۱۳۸۱ اطلاعیه ننگینی را در یکی ازسایتهای خارج کشوری وزارت اطلاعات رژیم سراپا ننگ و نکبت ملایان ملاحظه کردم که توسط عدهیی از عروسکهای دونپایه و شناختهشدهاش امضا شده بود. در این اطلاعیه آمده است: «در تاریخ سه شنبه ۳/۹/۲۰۰۲ بین ساعت ۱۰-۱۴، عدهیی بهخانه مسکونی خانم رابعه شاهرخی … در شهر گوتنبرگ سوئد، حمله نموده و با شکستن درب ساختمان، وارد خانه شدند» و در ادامه اطلاعیه ادعا شده که این کار توسط مجاهدین انجام شده است.
آنچه که من را برآن داشت تا پرده از این توطئه کثیف بردارم، حداقل احساس مسئولیت و پایبندی در برابر پرنسیبهای انسانی و شرافتمندانه در مقابل خدا و خون شهیدان و خانواده شهدا و خلق قهرمان ایران است. بهویژه که من نسبت به نفر محوری این اطلاعیه، یعنی شخص رابعه شاهرخی و تمامی افراد خانواده وی یک شناخت ۲۷ ساله دارم ، که ۱۹ سال از این مدت را از نزدیک با این خانواده زندگی کردهام.
محتویات کذب اطلاعیه مزبور و لجنپراکنیهای آن نسبت به سازمان پرافتخار مجاهدین خلق ایران مبین و گویای محل صدور اطلاعیه که همانا وزارت اطلاعات رژیم است، میباشد.
۱. یکی از روزهای سال ۱۹۹۴ بود که در تماس تلفنی، رابعه شاهرخی به من اظهار داشت که علی جیرانی که از اقوام نزدیک او میباشد (علی جیرانی برادر همسر برادر رابعه شاهرخی است) از ایران در راس هیأتی برای بازدید از سفارتخانههای (شما بخوانید لانههای توطئه و جاسوسی) رژیم در اروپا و اسکاندیناوی آمده، چنانچه دلت تنگ شده و دوست داری به ایران تردد کنی، شماره تلفنت را به او بدهم تا با تو تماس بگیرد و مسأله را حل کند؟
با دادن پیشنهاد فوق از طریق رابعه شاهرخی، من متوجه ارتباطات طولانی او با این مأمور کارکشته رژیم شدم. لذا من که تا آن زمان نهایت احترام بزرگی رابعه شاهرخی را داشتم بهعنوان مادر همسرم (همسر سابقم) در آن لحظه با این پیشنهاد کثیف او و داشتن رابطه با یکی از سرمزدوران وزارت اطلاعات ، آن چنان به خشم آمدم که هر آنچه که در شأن رژیم و تمام ایادیش بود به او تحویل دادم و تماس تلفنی را قطع کردم.
۲. درسال ۱۹۹۵ که برای انجام یک معامله نیاز بهمبلغ ۴۰۰۰۰ کرون داشتم و قصد گرفتن وام از بانک را داشتم، با پیشنهاد رابعه شاهرخی روبهرو شدم، که گفت حاضر است مبلغ ۴۰۰۰۰ کرون را بدون بهره وام بدهد و زمان بازپرداخت آن نیز نامحدود بود. من که از چنین پیشنهادی دچار شک و تردید شده بودم، ابتدا موافقت کردم، چند روز بعد از این داستان بود که متوجه شدم در نشریهٌ انقلاب اسلامی مطلبی بهنقل از رابعه شاهرخی نوشته شده است و در آن مدعی گردیده که مجاهدین خلق فرزند او بهنام داود احمدی را در منطقه مرزی ایران بهدار کشیدهاند.
من که از این گزارش کذب انقلاب اسلامی یکپارچه در تعجب و اعتراض شده بودم، با رابعه شاهرخی تماس گرفتم و پرسیدم، مسأله چیست که در انقلاب اسلامی مطرح کردهای، پاسخ تعجبآور او این بود: «یا سکوت کن یا ۴۰۰۰۰ کرون را در جا برگردان».
در اینجا من بلافاصله متوجه شدم که این پول پیش پرداختی است برای حقالسکوت و بستن چشم بر روی حقایق و احتمالا در گام بعدی همکاری با وزارت اطلاعات.
لذا من پول را پس دادم و ترجیح دادم که تمامی ارتباطاتم با رابعه شاهرخی را بهدلیل ارتباطات تنگاتنگش با وزارت اطلاعات کاملاً قطع کنم.
۳. بهرهگیری وزارت اطلاعات از مزدوران یاد شده در این اطلاعیه برای خوانندگان نشریه مجاهد روشن است . مثلاً رابعه شاهرخی از مزدورانی بود که در سمینار وزارت اطلاعات در ۲۵ اکتبر ۱۹۹۶ شرکت داشت. خواجهنوری برگزارکننده این سمینار، او را با هزینه وزارت اطلاعات بهلسآنجلس برد و درآنجا بهاو فرجه داده شد تا علیه مجاهدین دست بههراتهام و یاوهسرایی بزند. سپس مزدور خواجه نوری او را بههمراه خودش بهنیویورک برد تا در مجامع حقوقبشری علیه مجاهدین لجنپراکنی کند. در این ملاقاتها خواجهنوری بهعنوان مترجم رابعه شاهرخی مأموریت خود علیه مجاهدین را بهخوبی انجام میداد. در سمینار وزارت اطلاعات در پاریس، که در ژانویه ۱۹۹۶ برگزار شد، مزدور رابعه شاهرخی یکی از دعوتشدگان بهاین سمینار بود. همچنین او طی سالهای اخیر مستمراً درارگان خارج کشوری وزارت اطلاعات بهنام «پیوند» کثیفترین اتهامات را بهمجاهدین زده است و مطالب نوشته شده توسط وزارت اطلاعات بهنام او بهچاپ میرسید.
۴. اما در مورد اطلاعیه اخیری که وزارت اطلاعات بهامضای تعدادی از مزدورانش در سایت قرار داده موارد کذب محض متعددی وجود دارد که بهآن اشاره میکنم.
رابعه شاهرخی خود را مادر سه یا چهار شهید معرفی میکند تا بتواند حتی با سوءاستفاده از خون پاک شهدای مجاهدین، رژیم را تطهیر کرده و متقابلاً مجاهدین را زیر سؤال ببرد. واقعیت این است که تنها فرزند رابعه شاهرخی که بهشهادت رسیده، مجاهد شهید غلامرضا احمدی میباشد که در سال ۱۳۶۱ در زندان اوین بهدست سرجلاد دژخیم، لاجوردی پلید، بهجوخه اعدام سپرده شد.
رابعه شاهرخی دارای سه پسر و سه دختر دیگر بوده که پسر بزرگ وی بهنام غلامعباس احمدی جمعی دسته موزیک گارد جاویدان رژیم شاه بود که در تصادف رانندگی در سال ۱۳۵۶ ، که درهمان پادگان اتفاق افتاد جان سپرد.
پسر سوم وی بهنام داود احمدی در سال ۱۳۶۸ خودکشی کرد که خود من هم در آن زمان از نزدیک در جریان ماوقع و جزئیات بودم.
پسر چهارم وی با هویت دیگری در یکی از کشورهای اسکاندیناوی پناهنده میباشد که مادرش بهدروغ وی را مفقودالاثر وگاهی شهید عنوان میکند. دختران وی نیز در قید حیات هستند.
۵. در مورد ادعای مضروبشدن رابعه شاهرخی توسط دو عرب که بهوسیله مجاهدین استخدام شده بودند لازم بهتوضیح است که این موضوع دروغ محض و ساخته وزارت اطلاعات میباشد، زیرا همه ایرانیان ساکن شهر گوتنبرگ میدانند که بعد از اینکه رابعه شاهرخی مضروب گشت، توسط دو کانال تلویزیونی ۲ و ۴ سوئد در بخش اخبار با او مصاحبه شد که اظهار داشت توسط دو نوجوان ۱۵، ۱۶ ساله سوئدی مورد حمله قرارگرفته که فکر میکند راسیست بودند. اما بعد در همکاسهگی با وزارت اطلاعات مدعی شده که آن دو نوجوان سوئدی، عرب بوده و از استخدامیون مجاهدین بودهاند!
۶.سابقه زدن اتهام جرائم جنایی بهمجاهدین از طرف وزارت اطلاعات توسط مزدوران دونپایهاش چون رابعه شاهرخی و نزدیکانش کار جدیدی در کشورهای اسکاندیناوی نیست، که من بهبرخی از موارد آن اشاره میکنم.
یکبار در سال ۱۹۹۳ و یکبار در سال ۱۹۹۵ پسر رابعه شاهرخی بهجرم حمل مواد مخدر در نروژ دستگیر شد و بهزندان افتاد که در این دو مورد شایع کردند که فرد دستگیر شده در ارتباط با مجاهدین بوده است. در حالیکه این فرد هیچگونه ارتباطی با انجمنهای هوادار سازمان نداشته است.
در سال ۱۹۹۷ در ماجرای یک سرقت بزرگ که از خانه یکی از ایرانیان مقیم گوتنبرگ شد، عامل اصلی آن پسر رابعه شاهرخی بود. بعداً شایع کردند که این کار توسط مجاهدین انجام شده است.
۷. حدود یک ماه قبل از صحنهسازی ساختگی وزارت اطلاعات در خانه رابعه شاهرخی، حدود 17نفر از مزدوران وزارت اطلاعات که اسامی اکثر آنها در لیست امضاکنندگان اطلاعیه حاضر است، دست بهطراحی و توطئهچینی علیه مجاهدین زدند. اکثر این افراد از آلمان و هلند بهخانه رابعه شاهرخی آمده بودند. یکی از این افراد جعفر بقال نژاد بود که بهتازگی از توجیه در ایران بهخارجه آمده بود و سایر مزدوران را نسبت بهمأموریتهای محولهشان توجیه کرد. مضحک اینکه در اسامی امضا شده، اسامی آخرین مأمورین وزارت اطلاعات که مدعی هستند درعرض چند روز بهصورت پیاپی از زندانهای رژیم فرار کردهاند مانند محمد حسین سبحانی نیز به چشم میخورد.
۸. بهوزارت ابله آخوندی باید گفت که در ساعت بین ۱۰ تا ۱۴ که همه ساکنین آپارتمانها هشیار هستند، شکستن درب خانه و تخریب وسایل مثل فریزر امکانپذیر نیست، جز اینکه با همدستی و همکاری خود اهالی خانه صورت پذیرفته باشد. همانطور که حمله خودساخته بهخانه کریم حقی نیز توسط وزارت اطلاعات ساخته و پرداخته شده است.
در پایان آنچه را که لازم بهتوضیح میبینم، این است که از وزارت اطلاعات آخوندی که سرکردگانش مانند سعید امامی دست بهقتل سه کشیش مسیحی زده و اجساد آنها را قطعه قطعه کرده و در فریزر قرار دادند و بعد هم مصاحبه تلویزیونی ترتیب داده و مدعی شد که این جنایت فجیع کار مجاهدین بوده است یا حرم مطهر امام رضا (ع) را منفجر کرده و بعد آنرا بهمجاهدین نسبت دادند ( که هر دو مورد فوق در جریان اوجگیری جنگ گرگهای درون رژیم توسط خودشان برملا شد و ابعاد جنایات وزارت اطلاعات بیش از پیش برای مردم مشخص شد) دور از انتظار نیست که شاگردان سعید امامی در خارج کشور دست به هر جرم و جنایتی بزنند و اطلاعیه صادر کنند و مصاحبه رادیو و تلویزیونی ترتیب دهند و جنایات خود را بهمجاهدین نسبت دهند تا ثابت کنند که شاگردان خوبی برای استاد خون آشامشان هستند و با این خوشرقصی خوشنودی پلیدترین دشمنان مردم ایران را فراهم آورد.
علی اکبر آرمیده
81.06.26









