میهنپرستی انقلابی و قدرتپرستی بیوطنانه – محسن معصومی
میهنپرستی انقلابی و قدرتپرستی بیوطنانه – محسن معصومی
مسیر مبارزه عجین با نارفیقان است و هرکس که عزم یک مبارزه جدی روی زمین و نه در اوهام را داشته باشد باید قبل از هر چیز به چنین ضرباتی از پشت بیندیشد و خود را برای آن آماده کند، اما پیشرفتهای جوامع هیچگاه از خائنان تحولات تاریخی نوشته نشده و نوشته نخواهد شد و آنها هیچگاه نتوانستهاند اهرم نجات دیکتاتورها از سقوط محتوم شوند، بلکه بیشتر بر شأن و مرتبت آزادیخواهان مقاومی که حتی در زندانها بقول پدر طالقانی، شکنجه گران از اسم آنها وحشت داشتهاند، افزودهاند. تاریخ انسانی با دست کسانی نوشته شده و خواهد شد که بر آرمان عدالتخواهی و آزادگی تا به آخر استوار ایستاده و در طوفانها و شدائد جا نزدهاند. همانطور که تمام تاریکیهای دنیا هرگز در ارزشگذاری یارای برابری با اصالت شعله یک شمع را هم ندارند، چون اصالت با نور و روشنایی است و تاریکی محصول فقدان چنین اصالتی است و خود بهتنهایی مفهوم ندارد. بنابراین آنکس که مقاومت و پایداری خود را هم از دست دهد، مانند شمعی خاموش شده است، فاقد ارتباط با روشنایی و گذشته خویش. بیجهت نیست که وزارت توطئهگر اطلاعات سعی میکند در دستگاه جنگ روانی و مشتبه نشان دادن امور، واماندگان یک مبارزه بزرگ، سهمگین و عظیم را آنسان جلوه دهد که زمانی در صفوف مقاومت بودهاند. در صورتیکه ظاهرها شبیه، اما ماهیتها، دگردیسی شده و کاملاً متضاد و خلاف همدیگرند. با چنین منظری از حقیقت، میتوان جستوخیزهای وزارت بدنام از خودفروشی یک آخوند لبنانی در بازگشت به اصل خویشتن و به خدمت درآمدن او برای نیروی تروریستی قدس، گشتاپوی آخوندی و حزبالشیطان را بهتر فهم کرد که از قضا تبیین کننده شدت نیاز خلیفه ارتجاع در نقطه حضیضش پس از دریافت سیلیهای آتشین بیسابقه در جریان گردهمایی کهکشان امسال هم هست. واقعیت این بود که آخوند حسینی ادعای مرزبندی با نظام ولایتفقیه را داشت و با موضعگیری در برابر حزبالشیطان در همبستگی با سازمان مجاهدین خلق ایران به مقابله با تروریسم و استبداد دینی که در رژیم ولایتفقیه ایران تجسم مییابد متعهد شده بود و بارها کتباً تصریح کرده بود که
«هرگونه نزدیکی یا هر رابطهای با این رژیم و مزدورانش را خیانتی بزرگ به شمار میآورد».
بنا بر همین مرزبندی بنیادین، جنبش مقاومت ایران کمک و یاری او را همچون سایر مسئولیتهای تاریخی در تقویت هرگونه عنصر ترقیخواهی، وظیفه انقلابی خود در این سالیان تلقی کرده و به اتم وجه به آن همت گماشته بود. چنین کمکهایی در جبهه مقاومتی که ریال به ریال درآمدش از رنج و خون شهیدان و مایه گذاری بیحساب کادرهایش ناشی شده است از منتهای مسئولیتپذیری و علو نظر سازمان محوری این آلترناتیو برمیخیزد که قبل از هر سود و زیان گروهی و کوته بینانه، تعهد به احیای جمعی تکتک آحاد انسانی در برابر این فاشیسم مذهبی را سرلوحه مرام خود قرار داده است تا در پیشگاه تاریخ اتمامحجتی باشد بر اینکه هر کس ولو بهاندازه دانه ارزنی دارای عنصر ترقیخواهی و مبارزهجویی با بنیادگرایی و ارتجاع بود به دلائل معیشتی یا اقتصادی مجبور به ترک صحنه مبارزه با نظام جنایتکار آخوندی حاکم در تهران نشود. اما دریغ و افسوس از ناسپاسی و قدرنشناسی عناصر سفلهای که چنین نجابت و بلندنظری انسانی و مبارزاتی را حمل بر نیاز انقلابیون فداکاری تلقی میکنند که در مناعت طبع و بلندنظری دهههاست دست رد به سینه کمک بزرگترین قدرتهای استعماری زده و در نتیجه هدف هجوم زهرآگینترین تیرهای ارگانهای جاسوسی و بلندگوهای آنان قرارگرفته است. به همین سبب است که این آخوند خودفروش که روزی مدعی بود:
«ما تا زمانی که بر سر پیمان خود هستیم و در رکاب رهبر افتخارآور و الهامبخش خویش برادر مسعود گام برمیداریم و تا زمانی که زیر نور خورشید آزادی و افتخار و پیشاهنگ نبرد مجاهدین، خواهر مریم به سر میبریم و تا زمانی که خود را به گوهر صبر و پایداری و ارادهٔ آهنین مجاهد خلق آراستهایم، برحق هستیم و مردم ایران و همهٔ انسانهای آزاده پشتیبان ما خواهند بود و پیروز خواهیم شد.» (فیسبوک آخوند حسینی 14شهریور92)
در یک چرخش 180درجهای، روز دیگر در مورد کسانی که خودش آنها را «گوهر صبر و پایداری و ارادهٔ آهنین مجاهد خلق» میخواند، مدعی شود که:
«آن فریبخوردگان در آلبانی هستند ما باید آنها را دریابیم الآن مهمترین مرحله است» (آخوند حسینی در جمع مزدوران وزارت اطلاعات در زیرزمین رستورانی در پاریس 18تیر96)
البته موضوع واضحتر از آن است که در این خوشرقصیهای مشمئزکننده، قابل پنهان کردن در زرورق ماسک اطلاعات ساخته «دلسوزی برای فریبخوردگان آلبانی»! باشد، این مزدور در ۲۹ خرداد ۱۳۹۶ و چند ماه بعد از اینکه مجاهدین همه روابط و کمکهایشان به او را بخاطر روابطش با اطلاعات آخوندی قطع کرده بودند، مدعی شد که از مجاهدین خواسته است «دولت عربی الاهواز و جزایر امارات را به رسمیت بشناسد» و مجاهدین رد کرده اند. این دروغ بزرگ در حالیست که زمانی که او به هواداری از مجاهدین مفتخر بود، هرگز جرئت چنین جسارت و غلطهای اضافه به خود را نمیداد و برعکس آن، مدعی بود که:
«وی از اهوازیها خواست که از جداییطلبی فاصله بگیرند و بهترین رابطه و هماهنگی با برادرانشان در شورای ملی مقاومت ایران برقرار کنند تا اینکه تنها هدفشان که آزادی ایران از باند ظالم حاکم است محقق شود» (تلویزیون التغییر 6بهمن۹۴)
با این حساب حاضر شدن این آخوند خودفروش در کنار مزدوران شناخته شده وزارت اطلاعات، نهتنها بیانگر سخافت و کودنی این حرامی آموزش دیده مکتب حزبالشیطان لبنان است، بلکه شاهدی بر میهن پرستی انقلابی مجاهدین و ایستادگی آنان بر سر اصول ترقی خواهانه و ملی خود است.از بابت اینکه بار دیگر معلوم شود چطور وزارت اطلاعات ولیفقیه ارتجاع بنا بر مصالح خود قصد قلب و تحریف وقایع را دارد بهعنوان نمونهای از کنشهای این وزارت کذاب در جا زدن قورباغه بهجای قناری، نگاهی به دو نمونه برخورد این وزارت نسبت به آخوند خودفروش «قبل و بعد از خودفروشی سیاسیاش» در سایتهای زنجیرهای خالی از لطف نیست و تلاشی از کلاشی و دروغسازیهای گوبلزی این دستگاه جهنمی را با وضوح تمام به نمایش میگذارد:
– «محمد علی لبنانی که از عوامل [مجاهدین] در لبنان به شمار میرود و اخیرا پس از طی دوران محکومیت به اتهام جاسوسی برای رژیم صهیونیستی از زندان آزاد شده با ارسال پیامی به هابیلیان از نقش این بنیاد در اخراج [مجاهدین] از عراق ابراز خشم و ناراحتی کرد و از تلاشهای آن در افشاگری علیه این گروهک تروریستی در آلبانی انتقاد کرد. این روحانینمای لبنانی که توسط رسانههای سعودی به نام علامه شناخته میشود در ادامه پیام خود نوشت:
شما باعث اخراج آنها [مجاهدین] از پایگاه اشرف، لیبرتی و در نهایت عراق شدید. اکنون نیز آنها را در آلبانی رها نمیکنید …
این روحانینمای لبنانی چند سال قبل و پیش از دستگیری توسط دولت لبنان به اتهام ارتباط با اسرائیل، با ارسال مجموعه پیامهایی که در همان زمان منتشر شد، اعضای بنیاد هابیلیان را تهدید به قتل کرده بود. این شخص پس از آزادی از زندان نیز هابیلیان را عامل به زندان افتادنش دانسته بود.» (شعبه وزارت اطلاعات موسوم به هابیلیان 14بهمن95)
و حالا جستوخیز میمونی وزارت اطلاعات و مزدورانش در کنار کسی که درباره او چنان حرفهایی میزدند، یک مضحکه تاریخی و نمونهای برای شناخت کارکردها و رویکردهای شیادانه این دستگاه جهنمی برای ادکلن پاشیدن به یک متاع بویناک گندیده بیش نیست:
– «علامه سید محمد علی حسینی ، اهل کشور لبنان هستند و سالهاست که با تلاش فراوان و تحمل سختی های زیاد، برای اصلاح دنیای اسلام و عرب فعالیت می کنند. ایشان تجربیات و آگاهی های وسیعی در مسائل دینی، سیاسی و اجتماعی دارند … ضمن دفاع از سیاست های آزادیخواهانه، همواره مخالف خشونت گرایی بوده اند و اعتدال دینی را ترویج و تبلیغ می کنند. ایشان معتقد به گفتگو و تفاهم برای رعایت مصالح تمام گروه های مختلف هستند و در این زمینه اقدامات ارزنده ای انجام داده اند. به همین دلیل نزد علمای دینی و شخصیت های سیاسی از جایگاه و احترام ویژه ای برخوردارند.»!!! (یکی از سایتهای زنجیرهای وزارت اطلاعات18تیر96)
محسن معصومی









