یک رأس آخوند ـ جانور به نام هادی صادقی که عنوان «معاون فرهنگی رئیس قوهٔ قضائیه» را یدک می کشد به صریح ترین وجه ماهیت تألمات مقامات مختلف رژیم را از سرنگونی هواپیمای مسافری و کشته شدن مسافران هواپیمای ساقط شده اوکراینی برملا کرده است.
ایشان فرمایش فرموده اند که در شرایط جنگی کشته شدن «خودی ها» امری «طبیعی» است! جل الخالق که چه «صداقت»ی هم در این بیان نهفته است. بخصوص که در ادامه به خبرگزاری حکومتی میزان بیشتر لو داده اند: «در جریان جنگ هشت ساله عراق و ایران هم «خودی ها» کشته می شدند»!
انسان وقتی حرفهای او را می خواند دچار شک می شود که این حیوان، آخوند ـ جانور است یا جانورـ آخوند؟ جای شکرش باقی است که این مژده را به ما داده اند که: دستگاه قضایی این موضوع را با دقت پیگیری خواهد کرد! تنها ابهامی که وجود دارد این است که جناب معاون فرهنگی! میزان مشتلق قوه قضائیه را به کس یا کسانی که به انجام فریضهٔ «طبیعی» قیام و به هواپیما شلیک کرده اند مشخص نکرده است.
کلام حاج آقا صادقی به روشن ترین وجه چند مسأله را روشن می کند. اول این که به ما و همه آنهایی که عزادار ۸۰ـ۱۷۰ مسافر بی گناه هستند نهیب می زند که ای بابا چه خبرتان است؟ برای یک امر طبیعی ناقابل که آدم «معامله» را به هم نمی زند. یک مشت اشرار تحصیل کرده راه افتاده اند توی دانشگاهها و خیابانها و با تیزترین شعارها به مقام معظم رهبری هشدار می دهند که : «خامنه ای به هوش باش! ما ملتیم نه اوباش! فتنه تویی ستمگر» البته حاج آقا صادقی به اعتبار کسب و کار خاص آخوندی، و آن هم آخوند قوه قضایی، بسیار کمرو و خجالتی هم تشریف دارند. یعنی در واقع ملاحظه کرده و مکنونات قلبی خود را بیان نکرده اند. والا همچون گراز وحشی تکیه زده بر منبر امامت جمعه مشهد مشخصا می گفت که آن اشرار تحصیل کرده دانشگاهی در واقع یک مشت افسر آمریکایی با لباس و پاگون و مدال نظامی بوده اند. والا کدام ولایتمداری به خود اجازه می دهد که هنوز آب کفن سردار سلیمانی خشک نشده فریاد بزند: « نه شاه می خواهیم نه رهبر، نه بد می خواهیم نه بدتر» و بعد هم با کمال وقاحت و بیرحمی از فرمانده کل قوا می خواهند که خودش به پای خودش بیاید پای میز محاکمه! اینها نه طنز است و نه طعنه. نه نیش است و نه کنایه. محتوای درونی وراجی ها و پشت هم اندازی های تمام اراذل حکومتی است که بعد از رسوایی شلیک به یک هواپیمای مسافربری ریاکارانه گردن کج کرده اند و مثل مشاور سیاسی آخوند روحانی اشک می ریزند که «ما را گول زدند!» عجبا! باید به واقع رفت و کسی که توانسته آخوندها را گول بزند دستگیر کرد و در موزه جانورشناسی به نمایش گذاشت. اما واقعیت این است که رسوایی به قدری روشن است که جیغ و فریاد و حتی عربده بالا تا پائین نظام را در آورده است.
به یاد بیاوریم مظلومنماییهای مشمئزکننده پهلوان پنبه پاسداران را پاسدار حسین سلام از آنگونه موجوداتی است که تا میتواند دادوبیداد میکند، جوسازی میکند، شیهه میکشد، عرعر میکند، جفتک میپراند و امورات خود را با این قبیل چیزها حل میکند. نمونههای تاریخی این قبیل جانوران هم در ارتش شاه بود. به آنها ژنرالهای هارتوپورتی میگفتند. این قبیل پهلوانپنبهها، دلم نمیآید بگویم دن کیشوت ها، ویژگیهای غریبی دارند. به معنای عامیانه و مفهومتر با «عر و تیز» زندگی میکنند و با موشمردگی رقتانگیزی، بخصوص وقتیکه دستشان رو شود، آرزو میکنند که ایکاش در هواپیمای سرنگون کرده دمودستگاه خودشان حضور داشتند و شربت شهادت را میل میکردند. نمایشی از حقارت و درماندگی که در تنور عوامفریبی و ریا پخته و عرضه میشود. همینطور آن مثلاً سردار اتوکشیدهاش که مدعی بود میتواند در یکچشم به هم زدن ۵هزار نظامی آمریکایی را نابود کند و بعد تق موشکهای پرتابیاش در بیابانهای اطراف عین الاسد درمیآید اینیکی با دستهگلی که به آبداده ناله میکند که گردنش از مو هم نازکتر است.
این قبیل اظهارات و به میدان آمدن چنین اراذلی که در پشتهماندازی و دنائت دست همه همگنان سابق و اسبق خود را از پشت بستهاند تصادفی نیست. همه حضرات یک حاجآقای ابله هستند که بهجای اظهارنظر، ماهیت ددمنشانه «برادران» را لو میدهد و فاجعه سرنگونی هواپیمای مسافربری را امری «طبیعی» توصیف میکند.
اما رسواتر از این اکابر جنایت، روضهخوانی و مداحیهای پامنبری آنها در وزارت اطلاعات است. آنان وظیفه خطیر قلم به مزدی وزارتی را به نحو سخیفی مینویسند و تبلیغ میکنند. نگاهی ولو گذرا به سایتها و اظهارات این خودفروختگان هرزه نویس بیندازید. و ببینید که بعد از غلط کردم گویی افسران بالادست خود چه المشنگهای برای مجاهدین راه انداختهاند.
قبل از مقر آمدن ستاد نیروهای مسلح رژیم و اعتراف به «فریضه طبیعی»، قدارهبندان حقیر وزارتی به میدان آمدند و ازجمله یکی از سایتهای انجمن نجاست نوشتند: «به گزارش رسانههای ایران ازجمله سخنگوی فرودگاه امام یک فروند هواپیمای مسافربری بوئینگ ۷۳۷ متعلق به خطوط هوایی اوکراین پس از پرواز از فرودگاه امام در نزدیکی تهران دچار نقص فنی شد و سقوط کرد که به اذعان مقامهای امدادی ایران تمام مسافران و خدمه پروازی جان خود را ازدست دادند که اغلب مسافران ازهموطنان مان بودهاند». بعد هم در کمال پررویی از نوع آخوندی اضافه کرد: « فرقه رجوی مابعد اطلاعرسانی رسانههای ایران از سقوط هواپیمای اوکراینی، نابخردانه بهدروغ متوسل شد و در رسانههای نخ نمای خود ادعا نمود که هواپیمای اوکراینی بهاشتباه هدف پدافند سپاه پاسداران در منطقه فرودگاه قرارگرفته است! رجویها با پرداختن و دامن زدن حسابشده به چنین شایعه مضحکی میخواهند هدف قرارگرفته دو پایگاه مهم آمریکاییها در عراق که با نیت انتقامگیری از شهادت سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی صورت گرفت را کماهمیت جلوه داده و مخدوش کنند».
هنوز چند روز نگذشته طشت بیآبرویی رژیم از بام به زمین افتاد و پردهها بالا رفت. اما وقاحت آخوندی مرزی ندارد. لذا در یک سایت دیگر وزارتی ادعایی مسخرهتر مطرح شد. سایت فراق متعلق به وزارت خبیثه ابتدا آمریکا را مسئول سقوط هواپیما معرفی کرد و نوشت: «تحقیقات درباره سقوط هواپیماهای آمریکایی بوئینگ آنهم از نوع ۷۳۷ طی سالهای اخیر را باید فراتر از بازخوانی جعبههای سیاه آنها موردبررسی قرارداد. با توجه به نو بودن تمام بوئینگهای سقوط کرده و شناختی که از خوی آمریکایی داشتهایم بیم آن میرود دولت تروریستی ایالاتمتحده آمریکا از این ابزار برای هدفهای غیر مشروع خود نیز استفاده کرده باشد».
و در قدم بعد سقف جدیدی از بلاهت و دریدگی زد و نوشت: «کاربر دیگری هم از احتمال دستداشتن منافقین در سقوط هواپیمای ۷۳۷ نوشت: «من چهارماه پیش همین پرواز رو سوار شدم. مشخصات پرواز نمونه، ۷۵۲، ترامپ گفته بود ۵۲ هدف ایرانی را میزنیم با توجه به اینکه عادت دارد اینطوری پز بده احتمال هدفگیری از پیش برنامهریزیشده این پرواز با موشک دوشپرتاب هست، تماسهایی که از فرودگاه و اطراف اون زمان گرفتهشده رو بررسی کنید که مختصات دادن.» و مضحکتر آنکه افاضه کرد: «نباید جای شاکی و متهم عوض شود. بوئینگ اولین مظنون است » مزدور دیگری ، در یک سایت دیگر وزارتی، ضمن نشان شجاعت .و صداقت دادن به سردار حاجیزاده که منت گذاشته و قبول مسئولیت فرمودهاند نگرانی عمیق خود را از مجاهدین اینچنین بروز داده است: «در چنین شرایطی فرقه بدنام مجاهدین خلق بار دیگر وارد معرکه شد تا همانند گذشته و در راستای اهداف پلید و مقاصد کثیف سیاسی خود از خون قربانیان و عواطف پاک خانوادهها سوءاستفاده سیاسی تبلیغی نماید و درحالیکه در سه روز اول کاملاً سکوت کرده بود. آنیکی مزدور بیآبرو هم که حتی برای سرویسهای جاسوسی هلند هم شناختهشده و لو رفته است این جریان را: «افتضاح و شکست چندباره خاکاندازان، این بار در پشت نقاب داغداران حادثه هواپیمایی» خواند!
به ترشحات قلمی یکی دیگر از این موجودات، که معلوم هم نیست دکترای خود را از کدام طویلهٔ آخوندی گرفته است، توجه کنیم. ایشان بانام پرطمطراق « دکتر سید محسن موسوی زاده» در سایت هابیلیان وزارت خبیثه فرمایش فرمودهاند که: «جریان رسانهای گروهک تروریستی منافقین طی هفتههای گذشته تلاش کرده تا با اجرای خط خبری پیچیده علیه جمهوری اسلامی ایران، در حوزه سیاسی و اجتماعی هماهنگ با اقدامات تروریستی واشنگتن عمل کرده تا زمینههای موفقیتآمیز بودن اقدامات ضد ایرانی، آمریکا را هر چه بیشتر فراهم کند. گروهک منافقین از زمان انتشار خبر شهادت سردار سلیمانی با این تصور که شرایط برای عرضه اندام فراهم است، تلاش کرد تا از حالت انفعالی به تهاجمی تغییر روش دهد. در این راه منافقین استراتژیهای مختلفی را در پیش گرفتند که مروری بر عملکرد آنها نشان میدهد که بیشترین حوزه فعالیت آنها در دو هفته اخیر در حوزه رسانهها و فضای مجازی بوده است؛ هرچند که منافقین در همین مدت درصدد بود تا بتواند با سوءاستفاده از وضعیت به وجود آمده زمینههای ایجاد ناآرامیهای خیابانی را نیز فراهم کند».
عجبا از اینهمه ذکاوت! حال مقایسه کنید این قسمت حرفهای آقای دکتر را که نوشته است: «رسانههای منافقین تلاش دارند با سوءاستفاده از برخی از حوادث به وجود آمده در هفتههای اخیر مانند سقوط هواپیمای اوکراینی و فوت برخی از شهروندان در مراسم تشییع شهید سیلمانی، فضای آشفتهای از تصمیمسازی و سیاستگذاری در ایران به نمایش بگذارند. براین اساس گروهک منافقین در گزارشهای خبری و تحلیل تمرکز محتوایی را بر تأثیر منفی فضای ایجادشده بر آینده سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایران قرار داده است». زندانیان زمان شاه حتماً به خاطر میآورند که یکی از نامهای بازجویان و شکنجه گران «دکتر» بود. حالا این آقای دکتر هم که در شقاوت همسان همان بازجویان و در بیسوادی و بلاهت دست کینگ کنگ عقبافتادهای مثل علم الهدی را از پشت بسته از نوع همان کسان است که توبه از روی نابکاری هم نمیکنند!
به همین دلیل ادعاهای حضرات، کلاً علی کل، بهویژه نوع کراواتیشان در خارجه، با همان فریضه طبیعی که آخوند هادی صادقی گفته بود. هیچ فرقی ندارد؟ موبهمو از مغزهای علیلی صادر میشود که در آخرین مراحل حیات سیاسی خود بوی تمام سوز شدنشان عالم را پرکرده است. در هیچکدام از این اظهارات آیا دردی به معنای واقعی از کشته شدن ۱۸۰ مسافر هواپیمای سرنگون حس میشود؟ پس ما بهواقع یک تشکر به آخوند هادی صادقی بدهکاریم که خیلی روشن و واضح نهتنها اعلام «طبیعی» بودن کرد که علاوه بر آن فاش ساخت «در جریان جنگ هشتساله عراق و ایران هم «خودیها» کشته میشدند»! یعنی اگر ما هم ملتفت نشدهایم، یا در زیر بمباران جنجالهای رژیم پردهای رویش کشیده شده اما این قبیل جنایات طبیعی یک سیاق ثابت و روش جاری دستگاه آخوندی بوده است. یعنی باید جایزه را بازهم به آخوند صادقی داد که به ما یادآوری میکند فراموش نکنیم که جنایت سرنگونی هواپیمای مسافربری تنها جنایت از این نوع نبوده است. و بر دوش تکتک دردمندان از حاکمیت آخوندی است که نمونههای دیگر را پیدا و افشا کنند. بیشک مشتلق های بعد به یابنده جنایتهای مکتوم تعلق میگیرد!
با سپاس مجدد از یادآوری آخوند ـ جانوری که پست بسیار حساس معاونت فرهنگی قوه قاتلی همچون رئیسی را اشغال کرده است









