فرشید نصراللهی مأمور اعزامی وزارت اطلاعات در پوشش پرچم کاذب
فرشید نصراللهی مأمور اعزامی وزارت اطلاعات – در مقالات پیشین از برخی مأموران اطلاعات آخوندی صحبت کردیم که رژیم آنها را تحت پوشهای مختلف به خارج کشور اعزام میکند تا اقدامات جاسوسی یا آمادهسازی طرحهای تروریستی یا تلاش برای نفوذ در جوامع و گروههای ایرانی را با آنها پیش ببرد. طبعاً همانطور که فلاحیان هم در یک مصاحبه گفته بود رژیم نمیتواند این مأموران را بهصورت علنی یا با پرچم وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه به خارج بفرستد، بنابراین برای این مأموریتهای فریب به پرچم دروغین نیاز دارد.

جان سانو نایبرئیس بخش محرمانه اطلاعات مرکزی امریکا در دولت بوش در کنفرانس مقاومت ایران در پاریس در تاریخ ۱۴ بهمن ۱۳۹۱ در رابطه با این روش کار وزارت اطلاعات میگوید:
«یک تکنیک که وزارت اطلاعات بهخوبی از آن استفاده کرده چیزی است که ما به آن “پرچم کاذب” میگوییم. آنها آدمها را طوری جا میزنند که وانمود کنند افراد دیگری هستند. گروههای پوششی و نمایندگانی که بجای وزارت اطلاعات عمل میکنند خود را بهصورت سازمانهای ایرانی-آمریکایی یا آکادمیسینهای معتبر نشان میدهند. همچنین وزارت اطلاعات در جوامع ایرانی خارج از ایران نفوذ میکند. آنها از شیوههای مختلف استفاده میکنند»
فرشید نصراللهی مأمور اعزامی وزارت اطلاعات
یکی از این مأموران اطلاعات که با پرچم کاذب به خارج کشور اعزامشده مزدوری بنام فرشید نصراللهی است. او کسی است که بعد از خدمتگزاری به دستگاه اطلاعاتی آخوندها علیه مجاهدین در داخل کشور و اثبات سرسپردگی کامل به رژیم، با پیمودن مدارج جنایت، اعتماد لازم برای انجام عملیات برونمرزی را کسب کرد و با توجیهات مکفی و ایجاد پوشش مناسب برای نفوذ در جوامع و گروههای ایرانی باهدف مأموریت علیه مجاهدین به خارج اعزام شد و هماینک یکی از اعضای ۷ نفره شورای مدیریت مهستان بهاصطلاح سکولار دمکراسی برای پیشبرد وظایف محوله از سوی دستگاه اطلاعاتی امنیتی ولیفقیه ارتجاع میباشد.
این فرد ازجمله مزدوران وزارت اطلاعات آخوندی است که توسط دستگاه جنگ روانی این ارگان آدمکشی و جنایت، در داخل کشور، بهطور کامل تخلیه اطلاعاتی شد و پس از توجیهات لازم جهت خبرچینیهای اطلاعاتی ـ عملیاتی به خارج کشور صادر گردید. او که در نمایشهای وزارت اطلاعات و منابر وزارتی مربوطه در داخل کشور، با تهریش آخوندی و در شمایل انصار حزبالله خامنهای ظاهر میشد، در خارج از کشور، چهره عوض کرده و این بار تلاش میکند تحت پوششهای دهانپرکنی نظیر عضو «شورای مدیریت سکولار دمکراسی»، مأموریتهای محوله از جانب وزارت بدنام را پیش ببرد.
مزدور فرشید نصراللهی، به گفته یکی از سایتهای وزارت اطلاعات بنام انجمن نجات در تاریخ ۱۱مرداد ۱۳۸۴وارد ایران شد که نام او در عکس زیر بهعنوان نفر شماره ۱۰ اعلامشده است.

سه هفته بعد او در یک ندامت نامه در سایت وزارت اطلاعات بنام هابیلیان به همکاری با اطلاعات آخوندی اعتراف کرده و نحوه ورود خود به ایران را اینگونه شرح میدهد:
«از آن روزی که من از طریق صلیب سرخ وارد فرودگاه مهرآباد شدم، برخورد بسیار بسیار خوبی با ما داشتند. حتی صحبتهایی که با من میکردند، میگفتند این اطلاعاتی که شما میخواهید به ما بدهید به درد ما نمیخورد.»

فرشید نصراللهی، در تاریخ ۸ شهریور ۸۴، در یک نمایش مشمئزکننده در زنجان، توسط معاون جنایتکار رئیس دستگاه کشتار خامنهای موسوم به دادگستری زنجان، رونمایی شد:
«معاون رئیسکل دادگستری استان زنجان… داوود محمدی… تأکید کرد:… همه مسئولان نظام برای رهایی فرزندان این کشور از بند اسارت گروههای تروریستی تلاش میکنند… به گفته محمدی، رهایی یافتگان از بند اسارت فرقه رجوی میتوانند با ملحق شدن به انجمن نجات، زمینه نجات افراد دربند بیشتری را فراهم آورند… فرشید نصراللهی دیگر اسیر رهاشده از بند فرقه… گفت: … من پس از بازگشت شاهد رأفت و مهرورزی مسئولان نظام بودم و از حقوق اجتماعی خود نیز برخوردار شدهام. او از اعضای خانواده اسیران دربند فرقه تروریستی منافقین درخواست کرد برای فراهم کردن زمینه آزادی فرزندان خود، با انجمن نجات همکاری کنند…»

فرشید نصراللهی پس از مجموعهای از امتحانهای رذالت، از طرف وزارت اطلاعات، به مسئولیت شعبه انجمن نجات رژیم در شهر زنجان گمارده شد. او در مسیر مأموریتهای محوله، درنمایشات لجنپراکنی وزارت اطلاعات علیه مقاومت ایران، شهر به شهر چرخانده شد و در تاریخ ۸ مهر ۱۳۸۵ به نمایشی در شهر اصفهان فرستاده شد. خبر برگزاری این جلسه وزارت اطلاعات که با عنوان «همایش فرقه و تروریسم» اجرا شد در سایتهای تابعه این وزارت باآبوتاب و با ذکر جزییات منتشر شد. این جلسه طبق فراخوان قبلی در تالار صائب در دانشکده علوم و ادبیات اصفهان در روز ۸ مهر ۱۳۸۵ برگزار شد. متعاقباً عکسها و فیلمهای این جلسه در سایتهای وزارت اطلاعات منتشر شد که تصویر فرشید نصراللهی هم در میان شرکتکنندگان بهوضوح قابلرؤیت است.

فرشید نصراللهی که در مهر ۱۳۸۵ عنوان ریاست انجمن نجاست زنجان را هم از وزارت اطلاعات دریافت کرده بود در نشست دیگری به همراه سایر مأموران اطلاعات با عنوان «مسئولین انجمن نجات سراسر کشور» به میدان آمد و اسم خودش را در زیر بیانیهای گذاشت که در آن از مالکی خواستار تعیین تکلیف کردن مجاهدان اشرف شده بودند:
«ما امضاکنندگان ذیل این بیانیه مسئولین و معاونین انجمنهای نجات استانهای کشور در نشستی که در تاریخ ۷/۷/۸۵ در مهمانسرای ملت اصفهان برگزار شد، اعلام میداریم:
… از مواضع قاطع جناب آقای نوریالمالکی نخستوزیر محترم دولت عراق- جناب آقای محمود المشهدانی ریاست محترم مجلس این کشور و جناب آقای موفق الربیعی در خصوص تعیین تکلیف سازمان مجاهدین خلق ایران تشکر نموده و خواستار پیگیری هر چه سریعتر این موضوع هستیم…»

وزارت اطلاعات آخوندها در تاریخ ۷ مرداد ۱۳۸۷ نمایشی به اسم خانوادههای مجاهدین در مقابل سفارت انگلیس در تهران برگزار کرد. در این نمایش که علیه حکم دادگاه انگلستان مبنی بر دستور خارج ساختن نام مجاهدین از لیست تروریستی آخوند ساخته و استعماری، ترتیب دادهشده بود مزدور فرشید نصراللهی هم در کنار سایر مزدبگیران اطلاعات شرکت داشت تا نسبت بهحکم قاطع دادگاه انگلستان به نفع مجاهدین اعتراض کند.

اعزام برای مأموریت «برونمرزی»
سرانجام فرشید نصراللهی پس از جلب اعتماد آدمکشان وزارت، برای مأموریت «برونمرزی» و شرکت در جاسوسی و عملیات جنگروانی علیه مجاهدین به خارج کشور اعزام شد و از طریق شبکه خارج کشوری وزارت اطلاعات، در دانمارک به دستگاه جاسوسی رژیم در اروپا وصل شد تا همچون مزدوران دیگری نظیر «جواد فیروزمند»، «داوود باقروند»، «بتول سلطانی» و… درکشورهای مختلف وظایف محوله از سوی وزارت بدنام را پیش ببرد.
در ژانویه ۲۰۱۸ فرشید نصراللهی به همراه تعداد دیگری از مأموران دستگاه جاسوسی آخوندها (مانندقربانعلی حسین نژاد، داود باقروند، محمد کرمی و…) به محفلی بهنام مهستان «جنبش سکولار دمکراسی ایران» فرستاده شد تا با اعطای عناوین پوششی مانند «عضو مؤسس و شورای مدیریت مهستان»، «مدیریت فنی» و… نقش مخبران دستگاه جاسوسی آخوندها را اعمال کنند؛ اما جز مأموران خودفروخته دیگر، خریداری در این شنبهبازار، پیدا نکردند.


وزارت اطلاعات برای نفوذ دادن عناصری مانند فرشید نصراللهی در جوامع ایرانی تلاش میکند که مسیر اعزام آنها از ایران یا ارتباطاتشان با رژیم را بپوشاند تا به این وسیله شک هموطنان برانگیخته نشود در همین رابطه مزدور نصراللهی برای سفیدسازی سوابق خود در شعبات اطلاعات، در مصاحبه با یکی از رسانههای وزارت اطلاعات، تلاش کرد این سوابق مشعشع! را دور بزند و کلاً پروسه سوابقش در رژیم را درز بگیرد؛ ازجمله در گفتگویی که با سعید بهبهانی مجری بلندگوی وزارت اطلاعات به نام «میهن تی وی» داشته میگوید:
«۱۰ – ۱۵ سالی [!] هم در اشرف و تیف و بعد کردستان و ترکیه و بالاخره [یعنی ناگهان] به دانمارک آمدم.»

فرار به جلو احمقانه
بعد از افشای مزدور نصراللهی در سایت ایران افشاگر، وزارت اطلاعات تلاش کرد دریک فرار به جلو احمقانه او را به میدان بفرستد تا اعزام خود توسط وزارت را تکذیب کند و برعکس به مجاهدین تهاجم کند که «من چون مخالف مجاهدین هستم، به من مارک وزارت اطلاعاتی و رفتن به ایران میزنند» به همین خاطر برای حقیقت جلوه دادن این دروغ بزرگ به شیوه آخوندی، یک نمایش فضاحتبار در «مهستان» محفل وزارت اطلاعات موسوم به «سکولار دمکراسی» برایش ترتیب داده شد.
بر اساس این سناریو، مزدور نصراللهی با داستانسرایی در این نمایش، ادعا کرد که تا پایان بستن تیف در سال ۱۳۸۷ در آنجا بوده ولی جالب این است که در همین فاصله زمانی از مرداد ۱۳۸۴ تا مرداد ۱۳۸۷ عکسها و فیلمهای فعالیتهایش در انجمن نجات همچنان که فوقاً ملاحظه شد؛ در سایتهای وزارت اطلاعات منتشرشده است. به عبارتی تقریباً طی کردن مدارج مزدوریاش گامبهگام توسط سایتهای وزارت اطلاعات مستند شده است. دستگاه اطلاعات آخوندی آنچنان مستأصل و دستش در مقابل مجاهدین خالی است که به چنین مزدورانی با این پرونده ننگین و سنگین آویزان میشود و همین هم باعث شده که این نمایش خیلی مضحک از آب دربیاید. فیالمثل درجایی از همان نمایش مضحک در محفل وزارت اطلاعات تحت عنوان «مهستان» یکی از حضرات سؤال میکند که:
عکسی که از آقای نصراللهی با ابراهیم خدابنده نشان دادهشده مربوط به چه سالی است و کجا گرفتهشده؟
و فرشید نصراللهی مأمور اعزامی وزارت اطلاعات با وقاحتی آخوندی میگوید:
«این عکس در سال ۸۸ گرفتهشده یعنی موقعی که ما میخواستیم به کردستان برویم. آقای ابراهیم خدابنده بهاتفاق چند نفر دیگر آمدند آنجا و خانوادهها، آمدند آنجا و با همه ملاقات کردند. من هم با آنها ملاقات کردم…»
و نوری علا گرداننده اصلی نمایش هم حکم قطعی از پیش صادرشده را اینگونه اعلام میکند:
«مرسی؛ بنابراین شما معتقدید که این عکس در اصفهان گرفته نشده است بلکه در عراق و در تیف! خیلی ممنون…»


در مورد عکس زیر هم که در حاشیه همان بهاصطلاح همایش کذایی گرفتهشده، فرشید نصراللهی با شیادی فراگرفته در مکتب آخوندها میگوید:
«بله ایشان برادر آقای اسماعیل یغماییاند. ابوالقاسم وفا یغمایی… عموی این امیر وفا یغمایی که همین آقای ابوالقاسم وفا یغمایی میشود برای پیگیری کار ایشان برای اینکه ایشان را بتواند نجات بدهد و از تیف بتواند منتقلش کند بفرستد فرانسه پیش پدرش و یا جای امن تلاشش را میکرد. این عکسی بود که آنجا آمد برای ملاقات و باهم ملاقات کردیم. انسان بسیار شریف، بسیار وارسته، مثل خود آقای اسماعیل وفا یغمایی…!!»
البته بازهم فرشید نصراللهی مأمور اعزامی وزارت اطلاعات میگوید «آنجا آمد برای ملاقات» ولی نمیگوید منظورش از «آنجا» کجاست؟… البته باکمی دقت در تصاویر منتشرشده در سایتهای اطلاعات روشن میشود که «آنجا» نه کردستان و نه تیف بلکه همان دانشگاه اصفهان است و این عکسها هم مربوط به حاشیه همان جلسه است.

اما مضحکترین پاسخ مزدور فرشید نصراللهی مأمور اعزامی وزارت اطلاعات در این نمایش قسمتی است که میخواهد عکس خودش در نمایش وزارت اطلاعات در جلوی سفارت انگلیس در تهران را رفعورجوع کند و میگوید:
«من چند تصویر من نشان میدهم به شما، یکی از تصاویر که برداشته از این تصویر است، تصویر خانوادههایی است که برای دیدن خانوادههایشان آمده بودند تصویر بعدی که برداشته، از این فیلم برداشته، خانوادههایی است که در پشت درب اشرف برای دیدن عزیزانشان آمده بودند. حتی اجازه ملاقات با خانوادهها را نمیدادند. چندین بار خانوادههای ما به عراق آمدند که با ما ملاقات بکنند و ما را ببینند بعد از سالیان، ولی متأسفانه اینها اجازه این کار را نمیدادند. من به خاطر وقتگیری مجبورم اینها را بزنم؛ و از این تظاهراتی که بوده از تصاویرش را برداشتهاند بریدهاند و فتوشاپ کردهاند برای این قضیه، این تصاویر خانوادههای است که در روبروی اشرف در عراق بودهاند این تصویر را مثلاً برداشتهاند چسباندهاند، عکس مرا چسباندهاند اینجا. یکچیزی هم آنجا چسباندهاند این را مثلاً به اسم من. اینها تمام خانوادههایی هستند و این عکس بچههایشان است که توی اشرف بودند.»

نصراللهی با طرح موضوع فتوشاپ تلاش میکند برگزاری چنین تجمعی توسط وزارت اطلاعات در تهران را از اساس منکر شود. اما عنوان خبرگزاری رسمی رژیم یعنی ایسنا در پایین عکس نصراللهی در جلوی سفارت انگلستان در تهران که حتی اسم عکاس هم دیده میشود بهخوبی گویای واقعیت است. مضافاً بر اینکه در همان تاریخ خبر این تجمع در رسانههای خود رژیم نیز منعکسشده است.

هرچند مزدور نصراللهی میخواهد با زدن ریش و گذاشتن یک کراوات، گذشته ننگینش به فراموشی سپرده شود؛ ولی آنجا که میخواست حتماً برای گرفتن مزدش از وزارت بدنام، تصویرش در قاب دوربین بیفتد باید فکر این را هم میکرد که روزی این فیلمها رو جلویش میگذارند.
روش بازیافت مأموران برونمرزی
موضوعات مربوط به این مزدور یعنی فرشید نصراللهی امر بسیار روشنی است و نیازی به اثبات یا بحث در مورد آن نیست. آنچه مهم است این است که بدانیم روشها و شیوههای رژیم چیست و اینکه تاکجا کفگیر رژیم به تهدیگ خورده و وزارت اطلاعات واقعاً عنصری که پیشینه ننگینش از قبل افشا نشده باشد ندارد که در مأموریتهای برونمرزیاش از آنها استفاده کند؛ بنابراین مجبور است تفاله عنصری را که در داخل ایران مصرف کرده؛ بازیافت و برای مأموریتهای جاسوسی، جمعآوری اطلاعات، دروغپراکنی و شیطان سازی به خارج صادر کند. که این البته درعینحال بیانگر چنته خالی وزارت اطلاعات در کارزار شیطان سازیش علیه مجاهدین است.
حال عناصر این محفل وزارت اطلاعات تحت عنوان «سکولار دموکراسی»، همدست این مزدوران هستند و مأموریتشان این است که پوشی برای آنها فراهم کنند تا تحت عناوین مدیر فنی و عضو شورای سکولار دموکراسی و غیره به رژیم خدمات بدهند وگرنه هرکسی میتوانست همان ابتدا با یک سرچ ساده در گوگل، به سوابق این افراد و خدماتشان به رژیم که در سایتهای تابعه وزارت اطلاعات منعکسشده پی ببرد.
جالب اینکه نصراللهی در حالی بودنش در ایران را انکار میکند که اسناد حضورش در ایران و در موضع مسئول انجمن نجات زنجان روی سایتهای وزارت قابلدسترسی است. این البته تنها نمونه نیست و این هم نمونهای دیگر:
کور کردن رد در داخل الزام سفیدسازی در خارج
در نمونه دیگر وقتی پلیس آلبانی یک مزدور وزارت اطلاعات که در شبکه تروریستی آخوندی دست داشته را افشا کرد، سایت مشرق رژیم که ارگان اطلاعات سپاه پاسداران است سریعاً به میدان آمد و نوشت:
«نقاش زاده بعد از جدایی به دلیل مخالفت با نظام جمهوری اسلامی هیچگاه به ایران مراجعت نکرده و برای زندگی به اروپا و اتریش رفته است»
درحالیکه، مزدور نقاش زاده توسط صلیب سرخ به رژیم آخوندی تحویلشده و همهچیز در این رابطه ثبتشده میباشد و حتی در سایتهای نجاست آخوندی ورود این مزدور به ایران تحت حاکمیت آخوندها در همین لحظه قابلدسترس است.

اینیک روش شناختهشده آخوندی است که فراتر از گوبلز وزیر تبلیغات هیتلر هیچ محدودیتی در وقاحت ندارد. فرشید نصراللهی و علیرضا نقاش زاده نه اولین و نه آخرین نمونه نیستند.
علیرضا نقاش زاده در مارس ۲۰۱۸ (اسفندماه ۱۳۹۶) درست ۴ روز قبل از عملیات تروریستی طراحیشده علیه تجمع نوروزی مجاهدین در آلبانی حضور داشت و جالب اینکه در آن تاریخ وی هیچکسی تحت عنوان خانواده در آلبانی نداشته و مادرش را حدود ۷ ماه قبل به اتریش منتقل کرده بود.

حال برای اینکه بدانیم چرا وزارت اطلاعات سعی میکند رد این مزدوران در ایران را کور کند خوب است به مأموریتهای این قبیل افراد دقت کنیم. مأموریتهایی که برای پیشبرد آنها لازم است پرچم دروغین برداشت و رد خود را گم کرد. مثلاً مزدور نصراللهی که عضو همین محفل وزارت اطلاعات است مباحثی را طرح میکند که اتفاقاً الآن که سوابق کثیف اطلاعاتی او را گفتیم ملاحظه برخی از آنها جهت اشراف به «کدهای آخوند ساخته» لازم به نظر میرسد. اینها درواقع نمونههایی از تاکتیکهای فریبکارانه وزارت اطلاعات برای مقابله با مجاهدین، در قالب ژستهایی از قبیل سکولار دموکراسی، توسط مأمورانی نظیر فرشید نصراللهی است.
مأموریت وزارت اطلاعات در سمت دادن افراد به هر سمت و سویی، الا سمت مجاهدین
«روزی هم که وارد سازمان مجاهدین شدم راهی و ظرفی برای مبارزه جز سازمان مجاهدین نبود و هیچ تشکیلات منسجمی وجود نداشت که ما در آن حرفمان را بزنیم و مبارزهمان را بکنیم ولی الآن اینجوری نیست. گفتمان سکولار دمکراسی یک گفتمان نو و پیشرو و آیندهنگر است همان چیزی که بقیه سازمانهای ایدئولوژیک ندارند.» (فرشید نصراللهی در گفتگو با بلندگوی وزارت اطلاعات تحت عنوان میهن تی وی – ۱۲ مرداد ۹۸)
طرح بیراهههای انحرافی و القائات فریبکارانه وزارت کثیف اطلاعات در محافل توسط فرشید نصراللهی مأمور اعزامی وزارت اطلاعات
«به نظر من کنفدراسیون یک تجربه جدی برای اپوزیسیون بود. اتحاد گرگومیش نمیشه. این پیوند نامبارک گرگومیش حتماً جانوری به اسم خمینی خواهد داشت. ما در اتحاد، اتحادی که میشنویم باید خیلی هوشیار باشیم. باکسانی که هنوز درگیر مسائل ضد امپریالیستی هستند نمیشه اتحاد کرد. باکسانی که هنوز درگیر لچک هستند درگیر سینهزنی هستند و درگیر پرچم یا ابوالفضل و یا حسین هستند نمیشود اتحاد کرد… هیچکس آمار دقیقی از مردم ایران ندارد که چه میخواهند ولی همه میدانیم که یک حکومت جدایی مذهب از سیاست و دولت. چه پادشاهی چه جمهوریخواهی. تمام جریانات دمکراسیخواه این را میگویند از رضا پهلوی تا جمهوریخواه…جنبش دمکراسی خواهی نباید اجازه چلبی سازی بده نباید بازتولید استبداد شود و از چاله به چاه ویل بیفتیم…» (فرشید نصراللهی در گفتگو با بلندگوی وزارت اطلاعات تحت عنوان میهن تی وی – ۶ اسفند ۹۷)
همانگونه که ملاحظه شد، نکته مهم این است که دستگاه اطلاعاتی و تروریستی رژیم مأمور خودش را که بعد از آموزشهای لازم به خارج میفرستد برای ایجاد پوشش مناسب، آنها را آموزش میدهد که چگونه پْز اپوزیسیون بگیرند، به رژیم و حتی خمینی دشنام بدهند تا این پوشش هرچه موجهتر و مقبولتر واقع شود؛ یعنی رژیم در این رابطه برای مأمور خودش هیچ مرز سرخی نمیگذارد. نمونهها بسیارند که رژیم حتی به چنین افرادی گفته پول و مسائل آنها را حل کرده و به خارج میفرستد که هرچقدر میخواهند به رژیم دشنام بدهند ولی در کنارش با آنها همکاری کند و طوری جا بیندازند که مجاهدین از این رژیم جنایتکار بدترند، نتیجه اینکه نباید این رژیم را از ترس مجاهدین سرنگون کرد. حرف مأموران و مرتبطین به ولایت روشن است: «هر راهی بروید بهجز راه مجاهدین». همین کد، بالاترین علامت مشخصه این افراد و مأموریتشان است. در این تردیدی نیست کسانی که بالاترین کینهورزی نسبت به مجاهدین و شورای ملی مقاومت رادارند آلت فعلهای دستگاه امنیتی آخوندها هستند.
بازنشر یاوههای اطلاعات آخوندی در رسانههای خارج کشوری این وزارت
«در مورد سازمان مجاهدین دو مسئله هست. یکی بحث سازمان مجاهدین است و نفراتی که عضو این سازمان شدهاند که هدفشان جز عشق به آزادی و وطن نبوده ولی خب گرفتار یک ایدئولوژی شدهاند آنجا و ما یک روزی به این نتیجه رسیدیم که حتی دشمن، آن ایدئولوژی در مقابلش باشد نمیتواند مسئلهای از مردم ایران حل کند» (فرشید نصراللهی در گفتگو با بلندگوی وزارت اطلاعات تحت عنوان میهن تی وی- ۱۲ مرداد ۹۸)
نتیجهگیری
گشتاپوی آخوندی علاوه بر تبلیغات دروغ و کارزار شیطان سازی برای اقدامات تروریستی علیه مجاهدین، همه شیوهها و اهرمهای فشار و تهدید و تطمیع رژیم برای مأیوس کردن جامعه ایرانیان و پناهندگان سیاسی از مبارزه در راستای سرنگونی رژیم و مهمتر از هر چیز، ممانعت از حمایت و فعالیت در ارتباط با نیروی اصلی سرنگون کننده رژیم یعنی مجاهدین و مقاومت ایران را به کار میگیرد تا به دنبال آن ایرانیان و پناهندگانی را که در مخالفت با رژیم، ایران را ترک کردهاند به لحاظ سیاسی مرعوب و منفعل کند. ولی امروز دیگر کسی در ماهیت ضد ایرانی و ضد انسانی این رژیم تردیدی ندارد و از همین رو بسیاری از مأموران وزارت اطلاعات برای پیش بردن اهداف وزارت بدنام اطلاعات آخوندی اتفاقاً پز مخالف بودن با این رژیم و ترس از اینکه رژیمی بدتر از آخوندها سرکار نیاید را میگیرند تا بتوانند در بین ایرانیان نفوذ کرده و اهداف رژیم آخوندی را پیش ببرند.
بیتردید کسانی که اینگونه در خدمت رژیم جهل و جنایت و غارت و چپاول و در خدمت ماشین سرکوب و اختناق خامنهای قرار میگیرند هزار بار از پاسداران و بسیجیهای رژیم کثیفتر و ضد ایرانیترند.
بنابراین در پایان تأکید بر این نکته ضروری است که: اگرچه تمرکز وزارت اطلاعات در خارج کشور روی مخالفین اصلی رژیم است اما تمامی جامعه ایرانیان را در برمیگیرد. به همین جهت شناسایی و افشای فعالیتهای رژیم و مأموران و مزدورانش یک ضرورت و یک وظیفه ملی و میهنی برای هر ایرانی است.
فرشید نصراللهی مأمور اعزامی وزارت اطلاعات









