بیانیۀ سی و هشتمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران (فصل اول تا سوم)
بیانیهٔ سی و هشتمین سالگرد تأسیس شورای ملّی مقاومت ایران
صد و سیزده سال پس از انقلاب ملّی ـ دموکراتیک مشروطه، که بر پرچم آن مبارزه علیه استبداد، بیقانونی و بیدادگری نقش بسته بود و ۶۷سال پس از قیام تاریخی ۳۰تیر، که توطئهٔ شاه علیه دولت ملّی و ضدّ استعماری دکتر محمد مصدق را نقش برآب کرد، شورای ملی مقاومت ایران مصمّمتر از همیشه و با گامهای استوار وارد سی ونهمین سال حیات خود میشود.
مبارزهٔ بیامان با استعمار و استبداد مطلقهٔ شاه و شیخ، هشیاری در مقابل توطئههای استعماری، برنتابیدن ارتجاع مذهبی، از شیخ فضلالله نوری تا خمینی، دفاع از حاکمیت ملّی، مبارزه برای عدالت و حقوق دموکراتیک مردم، سنّتهای جنبش رهاییبخش مردم ایران در انقلاب مشروطه و جنبش ملی شدن صنعت نفت است که از ۳۰تیر سال ۱۳۶۰ تاکنون، شورا آن را نمایندگی میکند.
شورا درد و رنجی را که مردم ایران از ناکامی انقلاب مشروطیت، از کودتای ننگین ۲۸مرداد سال ۱۳۳۲ و از غارت دستآوردهای انقلاب ضدسلطنتی در بهمن سال ۱۳۵۷ تحمّل کردند، به نیروی مبارزه برای رهایی تبدیل کرد. بدین ترتیب هر قطره خونی که طی ۱۱۳سال گذشته در مبارزه علیه ارتجاع و استعمار از پیکر نهضت رهاییبخش مردم ایران بر زمین ریخته، در نیروی مبارزه علیه رژیم ولایتفقیه ذخیره شد. راست این است که از ۳۰تیر سال ۱۳۶۰، که شورا به ابتکار مسعود رجوی پایهگذاری شد، دستآوردهای انقلاب مشروطه و جنبش ملی شدن صنعت نفت و انقلاب ضدّ دیکتاتوری شاه، با وجود کلان توطئهها و فراز و نشیبهای بسیار و هزینههای گزافِ جانی و مالی، در این شورا نگاهبانی و اِحیا و فشرده شده است.
اکنون ۳۸سال پس از ۳۰خرداد سال ۱۳۶۰ و ۱۰سال پس از قیام ۳۰خرداد سال ۱۳۸۸ و متعاقب آن قیام ۶دی سال ۱۳۸۸(روز عاشورا) و دو سال پس از قیامهای دیماه ۱۳۹۶، شورا در حالی وارد سی ونهمین سال حیات خود میشود، که استبداد دینی حاکم بر کشور را به ضعیفترین وضعیتش رسانده و در مسیر سرنگونی سوق داده است.
راهنمای عمل ما طی ۳۸سال گذشته تکیه بر تضاد اصلی جامعه، یعنی تضاد بین مردم با رژیم حاکم و ضرورت قیام و سرنگونی استبداد دینی برای تحقّق حاکمیت ملی و مردمی بوده است. اعتلای بحران انقلابی طی دو سال گذشته و ناتوانی ولایت خامنهای در مهار جامعه و عصیان تودهها، صحّت راهی را که ما برگزیدهایم اثبات کرده است. تأکید بر همین نقشهٔ راه و پرداخت هزینهٔ آن، همچنین بیهوده بودن توهمپراکنی «اصلاحات از درون حاکمیت»، ایجاد ترس و توهّم در مورد «جنگ داخلی»، «تجزیهٔ ایران» و «سوریهیی شدن» را برملا کرده است. در یک نگاه عمیق به قیامهای دیماه سال ۱۳۹۶ و در بالا گرفتن شعارهای «مرگ بر دیکتاتور»، «مرگ خامنهای»، «مرگ بر روحانی»، «مرگ بر اصل ولایتفقیه»، «آخوند خدایی میکند ـ ملت گدایی میکند»، «آخوندها حیا کنید ـ مملکتو رها کنید»،«اصلاح طلب، اصولگرا- دیگه تمومه ماجرا» و «میجنگیم، میمیریم، ایرانو پس میگیریم»، میتوان عصارهٔ رزم زنان و مردان ایرانزمین در یک قرن گذشته و بهویژه در طی چهل سال حاکمیت ملّاها را دید.
این بزرگترین و پرشکوهترین پیروزی برای خلق در زنجیر ماست که بدون اغراق با فداکاریها و از جان گذشتگیهای زنان و مردان ایرانزمین و مقاومت سازمانیافتهٔ آنان میسّر شده است.
از این رو، شورا وظیفهٔ خود میداند که یاد و خاطرهٔ همهٔ زنان و مردانی را، که در ۱۱۳سال گذشته، برای استقلال و حاکمیت مردمی، برای دموکراسی و عدالت و برای نان، کار، آزادی به شهادت رسیدند، گرامی بدارد.
ما خاطرهٔ زنده یاد محمّد سیدی کاشانی، عضو شورای ملی مقاومت و از مجاهدان پرسابقه، که بیش از نیم قرن زندگی خود را در مبارزهٔ مداوم علیه دو دیکتاتوری شاه و شیخ و در راه آزادی و عدالت گذراند و یاد مجاهد خلق عبدالله جعفرزاده، عضو دیگر شورا، را گرامی میداریم و به مقاومت دلیرانهٔ زندانیان سیاسی، که پرچم مقاومت و پایداری را برافراشته نگهداشتهاند، درود میفرستیم و همبستگی خود را با تمامی خانوادههای شهیدان و زندانیان سیاسی، که در راه و رسم آزادیخواهی فرزندان رشیدشان هستند، اعلام میکنیم.
شورا بهطور قاطع و مداوم از «مبارزات و خیزشهای مردمی، جنبشهای خاموشی ناپذیر و مستمرّ کارگران، معلّمان، کشاورزان، پرستاران، بازاریان و کسبه، جوانان و حرکتهای حقطلبانهٔ ملیتها و مردم بپا خاسته در مناطق مختلف میهنمان، که در چار گوشهٔ ایران درفش مبارزه برای سرنگونی استبداد دینی و تحقّق استقلال و آزادی و نفی هر گونه تبعیض جنسی، ملّی و مذهبی را، با قبول همهٔ مخاطرات و هزینههای آن، برافراشته نگهداشتهاند، حمایت کرده و برای رساندن صدای این جنبشها به گوش عموم مردم ایران و جهان کوشیده است» (بیانیهٔ سال قبل شورا).
شورا از تلاشهای خستگیناپذیر خانم مریم رجوی، رئیسجمهور برگزیدهٔ شورا برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران، در افشا و محکومیت بینالمللی جنایات سرکوبگرانه و موج اعدامها و شکنجه زندانیان، در حمایت کامل از قیام مردم ایران برای سرنگونی رژیم و در رویارویی با بنیادگرایی و تروریسمِ برخاسته از خلافت خمینی و خامنهای و همبستگی با ملتهای رنجدیده از این پدیدهٔ شوم، قدردانی میکند.
در سال گذشته ادامهٔ بحران انقلابی در جامعه، ضعف و فرو رفتن هر چه بیشتر رژیم در گرداب بحرانها و چالشهای داخلی و جهانی، فقدان ابتکارعمل ولیفقیه برای مهار این بحرانها، فَوران خشم اقشار گوناگون مردم، که خود را در هزاران حرکت اعتراضی نشان داد، تداوم وضعیت انفجاری جامعه، تشدید تضاد کمسابقه در هِرم قدرت و بالاخره، تکامل قطببندی سیاسی بین مقاومت سازمانیافته و استبداد دینی در زمینهٔ سیاسی و اجتماعی، همچنان جریان داشت و مسیر تکامل خود را طی نمود.
در رزم روزانهٔ مردم ایران برای رهایی از فقر و فلاکتی که گریبانگیر آنان شده، شورا به مداخلهٔ جدّی برای به سرانجام رساندن این مبارزه از طریق سرنگونی رژیم ولایتفقیه و همهٔ دستهبندیها و باندهای درونی آن و پیروزی انقلاب دموکراتیک مردم ایران اقدام کرد. شورا و مقاومت سازمانیافته بهعنوان نیروی اصلی برای سرنگونی رژیم و بهعنوان تنها آلترناتیو دموکراتیک برای انتقال حاکمیت به مردم، به مسئولیت خود عمل کرده و تحوّلات یک سال گذشته این موقعیت و مسئولیت را بیش از همیشه ضروری و برجسته کرده است.
رخدادهای یک سال گذشته در زمینهٔ تشدید تضاد در درون هِرم قدرت، تشدید تضاد رژیم با کشورهای دیگر و اعتلای کم سابقهٔ جنبشهای اجتماعی و همبستگی بینظیر مردمی با هموطنان سیلزده در استانهای مختلف کشور، نشان از آن دارد که جامعه در شرایط انقلابی قرار دارد و غلبه بر تمام فجایعی که محصول حاکمیت استبداد دینی است، با سرنگونی نظام جهل و جنایت حاکم بر کشور آغاز خواهد شد.
همچنان که مسئول شورای ملی مقاومت در پیام شمارهٔ ۱۱ ارتـش آزادیبخـش مـلّی ایــران در ۱۲آبان ۱۳۹۷ اعلام کرد: «با گسستن بندهای مماشات و استمالت، که آخوندهای ضدّ بشر را سه دهه در ناز و نعمت فرو برده بود، وارد دوران آمادهباش می شویم. هر چند طول بکشد و هر چند نشیب و فراز داشته باشد، سرنگونی دشمن ضدبشری محتوم است. ارتش آزادی قبل از هر چیز باید عزم جزم کند و برای آمادهسازی خود در دریای شورش و انقلاب شیرجه بزند. شمشیرها را باید جلا و صیقل داد… اصل موضوع چیست؟ اصل موضوع را بهروشنی میتوان در شکافتن هستهٔ قیامی دریافت که از دیماه ۱۳۹۶ سراپای رژیم را درنوردیده و به لرزه سرنگونی افکنده است. رژیم آخوندها در تمامیت و با تمام دسته بندیهایش بهطور کیفی تضعیف شده است. شرایط به عقب بر نمیگردد و آتش قیامها خاموشی نمیپذیرد».
شورای ملی مقاومت از طریق انتشار نتیجهٔ بحثهای اجلاسهای میاندورهیی، از طریق روشنگریهای کمیسیونها و سازمانها و شخصیتهای عضو شورا و بهویژه از طریق سخنرانیها و موضعگیریهای خانم رجوی، مواضع خود را به اطلاع عموم رسانده است.
بیانیهٔ حاضر، شرح اَهَمّ وقایع و جمعبندی و فشردهیی از ارزیابی ما پیرامون مهمترین تحوّلاتی است که با سرنوشت مردم و مقاومت سازمانیافتهٔ ایران پیوند دارد.
فصل اول:
تعمیق بحران انقلابی، پس لرزههای قیام
۱- قیامهای سراسری دیماه سال ۱۳۹۶ آن چنان لرزهیی بر پیکر ولایت خامنهای انداخت که پس لرزهها و ادامهٔ آن در یکسال گذشته برای حاکمیت بسی ترسناک تر از آن خیزشها بود. بدون هر گونه اغراق و گزافه گویی، آنچه بهطور عینی در صحنهٔ جامعه وجود داشت، ما را به این نتیجه میرساند که سال ۱۳۹۷ برای رژیم ولایتفقیه سختترین و پرمخاطرهترین سال طی عمر ننگین رژیم بوده است. حاکمیت در محاصرهٔ بحرانهای بیعلاج درونی و بیرونی دست و پا میزند، ولیفقیه نظام، جا به جا، بهخاطر اینکه در این سال سرنگون نشده به خودش و به کارگزاران و عمله و اَکَرهٔ نظام در سپاه و بسیج تزریق روحیه میکند و همزمان برای سال ۱۳۹۸ هشدار میدهد که «همه باید حواسشان جمع باشد»!
خامنهای در یک سخنرانی برای خانوادههای قربانیان جنگ رژیم در سوریه میگوید: «نقشه های آمریکا در مورد ملّت ایران [بخوانید ولیفقیه نظام] لو رفته. نقشه یی که بتوانند آن را عمل بکنند و ضربه وارد کنند دیگر ندارند، هر کاری که میتوانستند کرده اند، نقشه های آینده شان هم لو رفته است. هدف و نقشهٔ آمریکا با این کارهای اخیر ـ این کارهایی که در این یکی دو سال گذشته کردند که قلم درشتش تحریم همه جانبهٔ اقتصادی است ـ و کارهایی که دارند میکنند، توطئههایی که دارند میکنند که مأموران مخصوصی برای مقابله با [رژیم] ایران میگذارند، به دشمنان گوناگون ایران ـ منافقین [مجاهدین خلق] و امثال اینها- کمک میکنند، این است که بلکه بتوانند به کمک تحریم و به کمککارهای ضدامنیتّی و مانند اینها در جمهوری اسلامی، در کشور عزیز ایران اسلامی [نظام] ما دو دستگی و اختلاف و جنگ داخلی و مشکلات ایجاد کنند؛ هدفشان این است، همهٔ تلاش خودشان را هم در این راه مصرف کردند. اینها اوّل امسال که سال ۹۷ است – یا اندکی قبل از امسال، اوایل سالِ جاری مسیحی- اعلام کردند که ایران تابستان داغی خواهد داشت؛ مقصودشان این بود که ما در تابستان به سراغ ایران میرویم و نقشه های ما در ایران تحقّق پیدا خواهد کرد؛ یعنی همین اختلاف و دعوا و این را بکِش به خیابان و آن را بیاور در عرصه و بین این گروه با آن گروه، آن گروه با آن گروه دیگر، جنگ راه میاندازیم، دعوا راه میاندازیم؛ هدف شان این بود. به کوری چشم آنها تابستان امسال یکی از بهترین تابستانهای سال بود… اینکه اینها گفتند در سال ۹۷ ما چنین میکنیم، چنان میکنیم و نقشههایی را برای جمهوری اسلامی ابراز کردند -یعنی در واقع نقشه شان لو رفت- این ممکن است فریب باشد؛ ممکن است جنجال را برای سال ۹۷ بکنند، نقشه را برای سال ۹۸ بکشند؛ مِن باب مثال. همه باید حواس شان جمع باشد» (سایت خامنهای،۲۱آذر ۱۳۹۷).
۲- در بارهٔ این روضهخوانی خامنهای دونکته به هم پیوسته قابل توجه است:
ـ اول آن که، خامنهای به دروغ مدّعی میشود که «تابستان امسال [۱۳۹۷] یکی از بهترین تابستانهای سال بود». این ادّعای مضحک با مرور رویدادهای تابستان سال گذشته برملا میشود. در سه ماهه تابستان ۱۳۹۷ نزدیک به سه هزار حرکت اعتراضی از جانب اقشار گوناگون جامعه در سراسر ایران صورت گرفت. بهطور مثال، در روز سهشنبه ۲۳مرداد، دور دوم اعتصاب سراسری رانندگان کامیون و خودروهای سنگین میان جادهیی پس از ۲۳روز متوالی و گسترش آن در ۲۰۰شهر از ۳۱استان کشور که با در نظر گرفتن تکرار اعتصاب در بسیاری از شهرها بیش از ۱۶۰۰روز را شامل میشود، پس از تحقّق برخی از خواستههای رانندگان بهطور موقّت پایان یافت.
همچنین در تابستان سال گذشته شاهد جنبش پرشور کشاورزان شرق اصفهان در ورزنه و… بودیم. یک نمونهٔ برجسته آن در روز دوشنبه ۴تیر بود که کشاورزان ورزنه به تجمّعشان در میدان دروازه عباس این شهر ادامه دادند. سپس به تظاهرات در خیابانهای شهر پرداختند. زنان و دانشآموزان و فرزندان کشاورزان نیز در این تجمع و تظاهرات شرکت کرده بودند. شعار تظاهر کنندگان عبارت بود از:
«ای مردم ستمکش اتّحاد، اتّحاد/ روحانی دروغگو، زاینده رود ما کو؟/ میایستیم، میجنگیم حقمونو میگیریم» و…
وقتی خامنهای دشمن خارجی را برجسته میکند، میخواهد دشمن اصلی را که مردم ایران هستند لاپوشانی کند. خامنهای از همین دشمن میترسد و هشدار میدهد.
در توصیف «بهترین تابستان» در ولایت خامنهای و اتّفاقاتی که در صحنهٔ اقتصادی و سیاسی کشور جریان داشت، همّتی، رئیس کل بانک مرکزی رژیم، که در همان تابستان (۳مرداد۹۷) روی کار آمد، روز ۱۸مرداد۹۸ به تلویزیون حکومتی گفت: «از این یک سالی که گذشته است واقعاً میتوانم بگویم ۶ماه اول سال شبها خوابم نمیبرد. اینکه بتوانیم آن فشاری که وجود دارد را کنترل کنیم. خود مردم میدانند نیمهٔ تابستان به بعد ۹۷ چه اتفاقی در صحنهٔ اقتصادی و سیاسی کشور افتاد» (تلویزیون رژیم، ۱۸مرداد۹۸).
نکتهٔ دوم در روضهخوانی خامنهای، که آن هم یک دروغ بزرگ و چهل ساله است، نسبت دادن قیامهای مردم ایران به «نقشههای آمریکا»ست. برخلاف ادّعای خامنهای طی چهل سال گذشته همواره و بدون استثنا، سیاست آمریکا و کلیه قدرتهای جهانی در مورد رژیم ایران حمایت و مماشات با استبداد مذهبی بوده است؛ سیاستی که ده سال پیش در قیامهای سالهای ۱۳۸۸و ۱۳۸۹ در کف خیابان به شعار مردمی «اوباما! اوباما! یا با اونا یا باما»، راه برد و آمریکا در کنار «اونا» که همین خامنهای باشد، ایستاد و طی هشت سال بعد با دور زدن شش قطعنامهٔ شورای امنیت، یک برجام با غنیسازی، همراه با یک میلیارد و هشتصد هزار دلار پول نقد و ۱۵۰میلیارد دلار غیرنقد هم رویش گذاشت.
در حال حاضر هم اگر چه به این سیاست مماشات در آمریکا ضربهٔ جدّی وارد شده، ولی اصحاب آمریکایی آن همراه با تمامی قدرتهای جهانی دیگر با تمام قوا به آن چسبیدهاند و دولت کنونی آمریکا هم بارها گفته و میگوید که نه در پی جنگ با رژیم است، نه در پی تغییر رژیم.
۳- در حالی که مشوّقهای سیاست مماشات همراه با چشم بستن بر نقض حقوقبشر و قتلعام و اعدام و شلّاق و توحّش رسمی و قانونی شده در دیکتاتوری دینی آن قدر عیان است که حاجت به بیان ندارد، این ادّعای خامنهای که مخالفتهای جامعه را به «نقشه آمریکا» ربط میدهد، فقط تکرار مبتذل ترفند دیکتاتورهای به آخر خط رسیده است. شاه در برابر انقلاب و قیام به همین راه رفت. شیخ هم در مواجهه با بحران انقلابی و توفان قیام میگوید هیچ تحولی در جامعه علیه حاکمیت نیست؛ مگر اینکه ناشی از توطئهٔ دشمن باشد!
این سیاست تبلیغاتی را مردم ایران از خمینی تا خامنهای به تعداد طلوع و غروب خورشید در چهار دههٔ گذشته تجربه کرده اند. باید یادآوری نمود که خمینی و خامنهای با این سیاست تبلیغاتی، چه جنایتها که علیه مخالفان حکومت طی این چهار دهه مرتکب نشده اند. این سیاست در واقع یک ناندانی اعمال دیکتاتوری برای ارتجاع آخوندی بوده و هست. تمام دستگاه و تدارکات و موقعیتهای تبلیغاتی، اعمّ از نماز جمعه و مسجد و رادیو و تلویزیون حکومت آخوندی در اختیار پیشبرد این خط علیه مردم و مخالفان ولایتفقیه بوده و هست.
با اینهمه، تبلیغات کلان حکومت برای لاپوشانی کردن دشمن واقعی و اصلی نظام، یعنی مردم ایران و مقاومت سازمانیافتهٔ آنان، نتوانسته و نمیتواند فرسایش و اضمحلال رژیم ولایتفقیه در مقابل این مقاومت و تعمیق قیام و انقلابی را، که روزبهروز ضروریتر میشود، بپوشاند. این واقعیت آن قدر سترگ است که خود را نه فقط در سپهر سیاسی ایران از نگاه هر ناظر خارجی، بلکه حتی بر زبان ولیفقیه نیز تحمیل میکند.
ده سال پیش، وقتی که در قیامهای سال ۱۳۸۸ میلیونها تن از زنان و مردان ایرانزمین اتوریته ولایت خامنهای را در کف خیابان لَگَدمال کردند، ولیفقیه اعتراف کرد که مردم در حرکتی «ساختارشکنانه»، «اصل ولایتفقیه» را نشانه گرفتهاند. اوج جنبش تودهیی در سال ۱۳۸۸ در روز ۶دیماه (عاشورا) پُرشکوهترین جنبش مردمی تا آن تاریخ را با شعار «مرگ بر اصل ولایتفقیه، مرگ بر دیکتاتوری، مرگ بر خامنهای» در مقابل چشم همگان قرارداد. از آن پس تا روز ۷دی سال ۱۳۹۶، مردم ایران و بهویژه نیروهای کار و زحمت با هزاران حرکت اعتراضی کوچک و بزرگ، نظام جهل و جنایت ملاها را به چالش کشیدند.
خامنهای با سرکوبهای وحشیانه خیزشهای سال ۱۳۸۸ را مهار کرد. امّا خلق ما در روز ۷دیماه سال ۱۳۹۶یک بار دیگر مارش ظفرنمون آزادی را در پیکار علیه استبداد مذهبی شروع کرد. قیامهای ده روزه در سراسر ایران بیان مبارزاتی خواست مردم ایران برای رهایی از سُلطهٔ نظام ولایتفقیه و تحقّق آزادی و عدالت بود. خشم مردم ایران در برابر سرکوبهای وحشیانه که از ۶دیماه ۱۳۸۸ آغاز شده بود، در روز ۷دی ۱۳۹۶به نقطه انفجار رسید. خیزشهای سراسری رعشه بر اندام رژیم انداخت و اراده مردم برای سرنگونی را به جهانیان اعلام کرد. خامنهای با مهار قیامهای سال ۱۳۸۸ باد کاشته بود و در دیماه سال ۱۳۹۶ توفانی مهیب درو کرد.
یک سال و نیم پس از روزهای پرشکوه نیمهٔ اول دیماه ۱۳۹۶، جامعهٔ ما همچنان در شرایط انقلابی قرار گرفته و تب و تاب تغییر تمامی پیکر جامعه را دربر گرفته است.
۴- واقعیتِ تعمیق بحران انقلابی در این ده سال خودش را بر زبان احمد عَلَم الهُدی، امام جمعه و نمایندهٔ خامنهای در مشهد در روز ۷دی ۱۳۹۷ بدین گونه تحمیل کرده است: «فتنهٔ ۸۸گذشت، ۹سال هم از آن سپری شد اما آن که مهم هست برای ما فتنه ۹۸هست که در سال دهم فتنه ۸۸هست. مقام معظّم رهبری در بعضی از فرمایشاتشان اخیراً فرمودند که استکبار جهانی و دشمن در سال ۹۷ که الآن هست، دارد زمینهسازیها و زمینه چینیهایی میکنند برای فتنهٔ سال ۹۸ یعنی دشمن درصدد هست در سال ۹۸فتنه از نوع فتنه سال ۸۸ ایجاد کند، از الآن هم مشغول زمینهسازی برای آن فتنه است… یعنی همانطور که در فتنهٔ ۸۸ دشمن در یک جریانی از اصل آن کسی که جریان به آن مربوط بود، عبور کرد و آمد مقابل رهبری ایستاد، در فتنهٔ ۹۸ هم همین است. یعنی، در فتنهٔ ۹۸نقشهٔ دشمن این است، مشکلات معیشتی، مشکلات اقتصادی، ناتوانی مردم، استیصال قشر آسیبپذیر در عرصه زندگی، اینها، را وسیله کند که هیچکدام اینها مربوط به رهبری نیست، مربوط به سوءمدیریت مسئولان است، مربوط به سوء تدبیر کسانی است که در دولت و مجلس یا طرّاح و برنامهریزند یا مجریند. اینها را به حساب رهبری گذاشتند. از همین الآن هم مطلب را به حساب رهبری گذاشتند و در سال ۹۸هم این را وسیله کنند برای حمله به رهبری و ولایت، دو خصوصیت اول فتنهٔ ۸۸ را دشمن در سال ۹۸تکرار کند».
در آن سوی طیف باندهای حکومتی هم، سعید حجاریان انباشت نارضایتی و تعمیق بحران را با سیل فروردین ۹۸ مقایسه میکند و در بارهٔ طغیان تودهها و دچارشدن رژیم آخوندی به سرنوشت رژیم شاه هشدار میدهد: «غیرمترقبه بودن و پایش نشدن، در طبیعت، به سیل خیابانی و در سیاست، به حضور تودهیی میانجامد. وقایع دیماه ۱۳۹۶ شاهد این مثال است. چنانچه پیش از آن نقاط بحرانخیز و عوامل بحرانزا و همچنین مطالبات معوّق شناسایی میشد، اعتراضات دیماه قابل پیشبینی و مدیریت بود. پایش نشدن و تبعات را میتوان به انقلاب اسلامی نیز تعمیم داد. شاه تا مقطعی نسبت به آنچه در لایههای زیرین جامعه میگذشت بیاطلاع و یا بیتفاوت بود تا زمانی که یکباره اعلام کرد، “صدای انقلاب شما را شنیدم”»(مخبر نیوز، ۹فروردین۱۳۹۸).
حجاریان در نیمهٔ مرداد ۹۸ به واقعیتی اذعان میکند که گواه تعمیق بحران انقلابی و اصالت قیامهای سراسری است که در شعارهای خود پایان ماجرای شیادانهٔ «اصلاح طلب – اصولگرا » را اعلام کرد. او در هشداری به باند غالب حاکمیت، مینویسد: «اگر شرایطی به وجود بیاید و مانند کشورهای دموکراتیک پلاستیک گلخانه را بردارند و انتخابات شفاف شود و هیچگونه حمایتی صورت نگیرد، نه تو مانی و نه من! نه اصولگرایی باقی میماند و نه اصلاحطلبی» (سایت سازندگی، ۱۴مرداد ۱۳۹۸).
فصل دوم:
فروپاشی برجام، احمدینژادی شدن روحانی
۵- فروپاشی برجام، که مسئول شورای ملی مقاومت تحریم ظریف را «تیر خلاص» آن و «ترکیدن بادکنک دولت اعتدالی» توصیف کرده، در سرنوشت رژیم آخوندی اهمیتی بسا فراتر از نافرجامی یک توافق دارد. مسئول شورا در این خصوص میگوید: «طناب تحریم بر گردن ظریف پیچیده شد. همزاد قاسم سلیمانی، کارچاقکن و پاچالدار بینالمللی ولایت در مقام وزیر خارجهٔ دولت اعتدالی، که به امید استحالهٔ رژیم توسط دولت سابق آمریکا باد شده بود، همچون بادکنک ترکید. این به مثابهٔ تیر خلاص به برجام و دولت اعتدالی آخوند روحانی است… واقعیت این است که دیپلوماسی گریز از سرنگونی در رژیم آخوندی، به “آکروباسی دریایی” بهمعنی “بندبازیهای آبکی” در خلیجفارس و دریای عمان راه برده است. خامنهای به این دل بسته است که با بمبگذاری و توقیف کشتیها فشار آمریکا کم یا متوقف خواهد شد و الاّ باخت رژیم قطعی است.
از حق نگذریم خامنهای در این شرایط یعنی تعادلقوای بسیار نابرابر، بهخوبی دریافته است که مذاکره برای رژیمش “سمّ مضاعف” است.
از طرف دیگر، رژیم اطمینان دارد که آمریکا سر جنگ ندارد و خلیفه ارتجاع پیوسته از این بابت به وارفتگان ولایت اطمینان خاطر میدهد. رژیم از اینرو با تمام قوا میکوشد خود را از این ستون به آن ستون، هر طور شده تا انتخابات آمریکا بکشاند. از تزریق مصنوعی دلار به بازار تا تزریق افزودهٔ بسیجی و پاسدار برای مهار اوضاع به هر شهر و دیار. رئیسی و رازینی و پورمحمدی و سایر دژخیمان به همین منظور به صحنه آمدهاند تا به گفتهٔ خودشان با مجاهدین تصفیه حساب کنند.
ظریف، کف بر دهان، در خصومت جنونآمیز با مجاهدین، هیچ چیز از رئیسی و پورمحمدی کم ندارد. گوش کنید: “در ۱۹۹۸ آمریکا مجاهدین خلق را در لیست تروریستی قرار داد و در ۲۰۱۲آنها مجاهدین خلق را از لیست خارج کردند. این یک بازی است. این بازی لازم است متوقف شود. یک تروریست، یک تروریست است. تروریستها تغییر نمیکنند. رودی جولیانی روز گذشته برای مجاهدین خلق سخنرانی کرد. جان بولتون برای مجاهدین خلق سخنرانی کرده است” (کنفرانس مونیخ ـ ۲۸بهمن ۹۷).
اکنون سؤال این است که آیا رژیم ولایتفقیه میتواند وضعیت انفجاری جامعه و قیامهای در تقدیر را تا سرفصل انتخابات آمریکا، که رژیم به آن چشم دوخته، مهار کند یا خیر؟ آیا میتواند با زدن و بستن و تصفیه حساب با مجاهدین، جلوِ قیام را بگیرد یا خیر؟ جواب بسیار روشن است: هرگز نمیتواند و نباید اجازه داد. این حرف خلق قهرمان، کانونهای شورشی و ارتش آزادیست. وای اگر از پس امروز بود فردایی» (اطلاعیهٔ شمارهٔ ۱۴ارتش آزادیبخش ملی ایران، ۱۰مرداد۱۳۹۸).
۶ـ در اوج مذاکرات برجام با صحنه گردانی ظریف، خامنهای برای قاپیدن سیاسی آن از دست روحانی، در روز ۵تیر۱۳۹۴ خودش را شروع کنندهٔ مذاکره با آمریکا از طریق «یکی از محترمین منطقه» معرفی کرد و گفت: «این مذاکراتی که در واقع فراتر از مذاکرات ما با پنج بهعلاوهٔ یک است، مذاکره با آمریکاییهاست. متقاضی مذاکرات آمریکاییها بودند، مربوط به زمان دولت دهم هم هست. قبل از آمدن این دولت این مذاکرات شروع شد».
خامنهای که مذاکرات برجام را تحت عنوان «نرمش قهرمانانه» تئوریزه کرده بود آن را در تمامی جزئیات اداره کرد و پس از نهایی شدن توافق وین، از آن بهعنوان یک چتر امنیتی ـ سیاسی و استمرار سیاست مماشات، تضمین فروش نفت برای مصارف سرکوبگرانه و جنگافروزانه در خدمت حفظ نظام، بهرهبرداری کرد. اما با خروج آمریکا از برجام در ۱۸اردیبهشت۱۳۹۷ دفتر حسابهای رژیم به کلّی درهم ریخت و حکومت آخوندها در تمامیت آن با وضعیتی مواجه شد که سعید حجاریان در مرداد ۹۷ آن را «وضعیت استثنا» و «فروپاشی دولت روحانی» تعریف کرد و گفت: «واقعیت این است که روحانی تنها یک پروژه داشت، و زمانی که آن پروژه یعنی برجام با دستانداز مواجه شد، گویی کابینه از درون فرو ریخت. بهنحوی که بعضی وزرا سودای رفتن دارند، بعضی مشاوران جدا شدند و قِس علی هذا… مهمترین وظیفه دولت نرمال کردن بود. البته دولتیها مهمترین وظیفهشان را برجام تعریف کردند. ولی به هر ترتیب، دولت اکنون در هر دو مورد ناموفق بوده است، بهنحوی که متأسفانه مجدداً وارد وضعیت استثنا شدهایم… اکنون ترامپ همچون بولدوزر در حال حرکت است. از طرف دیگر میبینیم، مسائلی که ایران در آنها نقشآفرینی کرده بدون حضورش در حال مرتفع شدن است. یمن، سوریه و عراق همگی مثالهای خوبی هستند که نشان میدهند ایران به میدان وارد شد، هزینه کرد ولی سودی عایدش نشد. فیالواقع متّحدان اسمی، در حال خارج کردن ایران از معادلات منطقهیی هستند. خلاصه آن که، آمریکا از ما میخواست در سیاست منطقهیی کمرنگ شویم، ناگزیر شدیم. پس دعواهای منطقهیی ما تمام شده است و باز هم به مبحث سیاست داخلی بازگشتیم».
او اذعان میکند پروژهٔ هستهیی رژیم در عمل به یک «شرّ» برای حکومت تبدیل شده بود که فقط باید از آن خلاص میشد. او میگوید: «معتقدم حداقل خاصیت برجام این بوده است که ما را از شرّ پروژهٔ هستهیی که هیچ فایدهیی بر آن مترتّب نبود و فقط هزینه به کشور تحمیل میکرد، رها کرد. تولید گازهای UF۶و همچنین کیک زرد در داخل ممکن نبود و آنها را باید از کشورهای دیگر خریداری میکردیم و قطعاً خارجیها به ما روی خوش نشان نمیدادند. در واقع اگر تمام ظرفیت معادن ساغند و گچین استخراج میشد، نمیتوانست خوراک یکسال نیروگاه بوشهر را تأمین کند. من نمیخواهم به جزئیات فنی ورود کنم، اما اینکه پروژهٔ هستهیی بسته شد و در حدّ آزمایشگاهی باقی ماند، مهمترین دستاورد برجام است» (نشریهٔ «ایران فردا»، شماره ۴۱، مرداد ۱۳۹۷).
۷- شکست مضاعف خامنهای در پروژه اتمی و سپس در فروپاشی برجام، مانند شکست خمینی در جنگ هشت ساله، یک شکست استراتژیک در رویارویی با جنبش مقاومت برای سرنگونی این رژیم نامشروع است. علی لاریجانی، رئیس مجلس رژیم، روز ۱۱تیر ۱۳۹۸با تأسف و تلخ کامی بسیار از شکست پروژه اتمی و برجام و تحریم خامنهای گفت: «شما در کوران پیشرفتهای ایران در مسألهٔ هستهیی یکمرتبه یک ماجرایی را خلق کردید. حدود ۲۰سال پیش، موقعی که منافقین [سازمان مجاهدین خلق] آمدند و آن ماجرا را ایجاد کردند در مسأله هستهیی و برادعی آمد ایران و سر و صدا آمریکاییها راه انداختند و سر و صدایی در دنیا بهوجود آمده بود که چرا دارد این کار را میکند، چطور ضوابط آژانس را رعایت نمیکنند و شروع کردند عملیات روانی علیه ایران در صحنهٔ بینالمللی ایجاد کردند و بعد فشار ایجاد کردند و بعد امروز تقریباً ۲۰سالی هست که ما تو این ماجرا هستیم. چرا؟ ایران که میگوید من سلاح هستهیی نمیخواهم بسازم، وقتی رهبر انقلاب که مرجع تقلید است، فتوا صادر میکند که این حرام است، بعید است اینها بفهمند این را، ولی به هر حال این قابل تغییر نیست، خیلی آدم تأسّف میخورد که اخیراً دیدیم آقای ترامپ رهبری را تحریم کردند. خوب تحریم بکنید، چی دارد ایشون که شما تحریم بکنید»، (تلویزیون رژیم ۱۱تیر ۱۳۹۸).
دربارهٔ کارزار شورای ملی مقاومت ایران در مقابله با پروژه شوم اتمی، که مهمترین فرصت سازی حکومت آخوندها پس از جنگ ضدمیهنی را به تهدیدی مرگبار برای فاشیسم مذهبی تبدیل کرده، ما ۱۳سال پیش (مرداد ۱۳۸۵) در بیانیه سالانه شورا نوشتیم: «طی دودههٔ گذشته و بهویژه در سه سال اخیر، شورای ملی مقاومت نه فقط افشاگر طرحهای اتمی رژیم بلکه پیشگام و مروّج یک سیاست قاطع در برابر طرحهای اتمی رژیم، در مقابل سیاست فاجعه آفرین مماشات بود که هنوز هم سیاست غالب است. این نقش هدایتگر و سمت دهنده، نه تنها ادای وظیفه در قبال ملت و دفاع از مصالح عالی کشور، بلکه همچنین خدمتی به جامعه جهانی در راستای صلح و ثبات منطقه پرآشوب خاورمیانه است. درست به همین دلیل، این مسیر و این سیاست شورای ملی مقاومت در داخل و خارج کشور با تظاهرات و شعارهای پرطنین مردم ایران و همچنین در سطح بینالمللی با حمایت وسیع نمایندگان ملتهای مختلف در پارلمانها روبهرو شده است.
سردمداران رژیم بارها خشم و کین خود را از این سیاست پیشرو و صلح دوستانه و از روشنگریهایی که مرهون فداکاری نیروها و حامیان این مقاومت در میان دانشمندان و اقشار مختلف جامعهٔ ایران است، ابراز داشتهاند» (بیانیهٔ شورای ملی مقاومت، ۱۴مرداد ۱۳۸۵).
۸-پانزده سال پیش نیز در توضیح مبانی سیاست شورا و اهمیت تعیینکننده افشای مراکز اتمی نطنز و اراک در مرداد سال ۱۳۸۱ در بیانیه سالانه شورا آمده بود: «در مقابل سیاست تعرض و تجاوز رژیم و در برابر سیاست استفاده از سلاح اتمی بهمنظور صدور ترور و بنیادگرایی اسلامی، سیاستی بر اساس منافع عالی مردم ایران اتّخاذ کرده و تا هر جا که بتواند نقشههای ضدمردمی و ضدایرانی رژیم را افشا میکند. ما به حکم احساس مسئولیت انسانی، ملی و میهنی و مواضع صلحطلبانهٔ خود، به افشای مراکز مخفی، که حکومت آخوندی برای تولید بمب اتمی در شهرهای نظنز و اراک بهوجود آورده بود، پرداختیم تا مراجع مسئول بینالمللی از وقوع این فاجعه جلوگیری کنند. اگر این روشنگریها وجود نداشت و اگر رژیم در همین حد هم بهلحاظ موضوع پروژههای اتمی زیر نظارت قرار نمیگرفت، چه بسا تاکنون جهان را با روکردن سلاح اتمی غافلگیر کرده بود. به گزارش بی.بی.سی در ۱۵آذر۸۲، سخنگوی آژانس بینالمللی انرژی اتمی گفت: ایران در حال انجام آزمایشهای متعددی بود. آنها بهعنوان مثال تنها چیزی کمتر از یک گرم پلوتونیوم را بهدست آورده بودند و از چند دستگاه سانتریفوژ استفاده میکردند. برای بازرسان، بدون اینکه اطلاعاتی در این مورد داشته باشند، کشف این آزمایشها ساده نبود، چرا که ایران کشور بسیار بزرگی است و هر قدر هم کار بازرسی دقیق انجام میشد، لزوماً نمیشد انتظار داشت که این موارد کشف شوند. ما به اطلاعات نیاز داشتیم و در نهایت از طریق یک گروه مخالف ایرانی، که بهعنوان مثال در مورد تجهیزات نطنز و اراک اطلاعات دادند، این اطلاعات را بهدست آوردیم. از ماه اوت بود که آژانس بینالمللی انرژی اتمی با دنبال کردن این اطلاعات گامبهگام پیش رفت و در مورد یافتهها از ایران توضیح خواست و جزء جزء این معمّا را کشف کرد» (بیانیهٔ شورای ملی مقاومت، مرداد ۱۳۸۳).
۹- مقاومت ایران در قبال توافق اتمی در همان روزی که در وین نهایی شد، مواضعی اتّخاذ کرد که درستی نکته به نکته آن، امروز به اثبات رسیده است. خانم مریم رجوی، این توافق را با وجود «همه کمبودها و امتیازهای ناموجّهی که در آن به رژیم ملایان داده شده، یک عقبنشینی تحمیلی برای خامنهای دانست» اما تأکید و تصریح کرد: «دور زدن شش قطعنامه شورای امنیت و یک توافق بدون امضا، که الزامات یک معاهده رسمی بینالمللی را ندارد، البته راه فریبکاری ملایان و دستیابی آنها به بمب اتمی را نمیبندد. با این همه همین میزان عقبنشینی، هژمونی خامنهای را همچنان که مقاومت ایران از قبل خاطرنشان کرده است، در هم میشکند و تمامیت فاشیسم دینی را تضعیف و متزلزل میکند… اگر کشورهای ۱+۵قاطعیت به خرج میدادند رژیم ایران هیچ چارهیی جز عقبنشینی کامل و دست کشیدن دائمی از تلاش برای دستیابی به بمب اتمی و مشخصاً دست برداشتن از هر گونه غنیسازی و تعطیل کامل پروژههای بمبسازی نداشت. اکنون هم باید با قاطعیت بر روی عدم دخالت و خلع ید از رژیم در سراسر منطقه خاورمیانه پافشاری کنند».
خانم رجوی در مورد پولهای نقدی که به جیب ملاها ریخته میشود نیز گفت: این پولها «باید تحت کنترل شدید سازمان ملل صرف نیازمندیهای مبرم مردم ایران، بهویژه حقوق اندک و پرداخت نشده کارگران و معلمان و پرستاران و تأمین غذا و دارو برای توده مردم شود، در غیراین صورت خامنهای پولها را کماکان در چارچوب سیاست صدور تروریسم و ارتجاع به عراق و سوریه و یمن و لبنان سرازیر میکند و قبل از همه، جیب پاسداران نظام را پُرتر از همیشه میکند» (اطلاعیه دبیرخانه شورای ملی مقاومت، ۲۳تیر۱۳۹۴).
۱۰ـ چند ماه قبل از امضای برجام نیز، در ۱۵اردیبهشت ۱۳۹۴ رئیسجمهور برگزیدهٔ شورا تصریح کرده بود: «پروژههای اتمی، تماماً ضد ملی است و مردم ایران عمیقاً با آن مخالفند. ما رو در روی این رژیم یک ایران دموکراتیک و غیراتمی می خواهیم. دستیابی به بمب اتمی، نقض حقوقبشر و صدور بنیادگرایی و تروریسم، چهار ستون تئوکراسی حاکم است. حقوقبشر در داخل ایران و خلع ید از آخوندها در خارج از ایران و مشخصاً در عراق و سوریه و لبنان و یمن و افغانستان، شاخصهای واقعی هستند که نشان میدهند این رژیم از بمب اتمی دست کشیده است. هر چیزی کمتر از این در هر لفافه یی هم که پیچیده و عرضه شود، خودفریبی و قبول کردن فاجعهٔ ملایان مجهّز به بمب است… تجربهٔ مقاومت نشان داده است که آخوندها تنها زبان قاطعیت و قدرت را میفهمند. زمان آن است که قدرتهای بزرگ، دست از مماشات و امتیاز دادن به استبداد خونریز دینی، بانکدار مرکزی تروریسم و رکوردار جهانی اعدام بردارند و حق مردم ایران برای مقاومت و آزادی را بهرسمیت بشناسند».
با وجود سیاست نه چندان قاطع جامعه جهانی، شورا بهطور قاطع و پیگیر سیاستهای میهن بر بادده هستهیی را یک به یک افشا و تحولات را به سمتی سوق داد که با تصویب قطعنامههای متعدد و اعمال تحریمهای نه چندان سنگین، خامنهای در ۲۳تیر ۱۳۹۴(۱۴ژوئیه ۲۰۱۵) مجبور به «نرمش قهرمانانه» و پذیرش یک پیمان چند جانبه با کشورهای ۵+۱یا ۳+۳(برجام) شد.
خانم رجوی در شروع مذاکرات هستهیی در ۳آذر ۱۳۹۲ هشدار داده بود: «اجرای کامل قطعنامههای شورای امنیت، بهویژه توقف کامل غنیسازی، پذیرش پروتکل الحاقی و دسترسی آزادانه بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی به مراکز و تأسیسات مشکوک این رژیم، لازمه دست کشیدن آن از بمب اتمی است».
۱۱ـ واقعیتهای چهار سال گذشته، صحّت ارزیابیها، تأکیدها و هشدارهای مقاومت ایران را نشان داد. بهطور خلاصه نه پولی نصیب مردم شد و نه تولیدی رونق گرفت و همزمان دخالت ماجراجویانه در سوریه، عراق، یمن و… و نیز ساخت موشکهای بالستیک و ایجاد تشنّج در خاورمیانه افزایش یافت.
شورا در بیانیه سال پیش تأکید کرد: «استبداد مذهبی حاکم بر ایران با دخالتهای تروریستی در کشورهای خاورمیانه بهمنظور عریض و طویل کردن عمق استراتژیک و امنیت حاکمیت، دولتهای این کشورها را علیه خود متّحد کرده است. حمایت بیچون و چرای ولایت خامنهای از دیکتاتوری بشار اسد، حمایت و هدایت جنگ علیه دولت قانونی یمن، خرابکاری در پروسههای سیاسی عراق به سود مزدوران خود، کارشکنی در پروسه صلح فلسطین با اسرائیل، سازماندهی نیروهای وابسته به ولیفقیه در آفریقا و… خشم و نفرت تودههای مردم در کشورهای منطقه را برانگیخته است. با وجود رژیم ولایتفقیه هیچکدام از مشکلات و بحرانهای موجود در منطقه حل نمیشود. رژیم ایران نه بخشی از راهحل که بخش اصلی بحران است. از این رو ما خواستار خلع ید کامل ولایتفقیه در کشورهای منطقه و بهویژه در سوریه و عراق هستیم. پایان سیاستهای ایران سوز این رژیم البته با براندازی و خلع ید از این رژیم اشغالگر به دست توانای ملت ایران خواهد بود» (بیانیه شورا، مرداد۱۳۹۷).
۱۲-خامنهای خُسرانهای پذیرش اجباری برجام را با تولید انبوه موشک و دخالت در کشورهای دیگر بهطور نسبی جبران کرد. اما این سیاست که با مماشات کشورهای بزرگ همراهی میشد بهعلت افشاگریهای مقاومت، نارضایتی گسترده مردم و خشم و نارضایتی کشورهای خاورمیانه، شرایط انفجاری ایجاد کرد.
در چنین شرایطی دولت آمریکا پس از چند دور تمدید تعلیق تحریمها، از پیمان وین (برجام) خارج شد و تعلیق تحریمها را پایان داد و پس از مدتی وزیر امور خارجه آمریکا ۱۲شرط برای عادیسازی مناسبات با رژیم را اعلام کرد:
«۱-ایران باید کلیه جزئیات ابعاد نظامی برنامه پیشین هسته یی خود را به آژانس بینالمللی انرژی اتمی اعلام کند؛
۲- ایران باید غنیسازی اورانیوم را متوقف کند و هرگز بهدنبال فرآوری تولید پلوتونیم نرود. این شامل بستن رآکتور آب سنگین نیز میشود؛
۳- ایران باید به بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی اجازه بازرسی بدون محدودیت از همه مراکز و تأسیسات را در سراسر کشور بدهد؛
۴- توسعه برنامه موشکی بالستیک ایران باید متوقف شود و پرتاب سامانههای موشکی جدید با قابلیت حمل سلاح هسته یی، دیگر انجام نشود؛
۵- همه شهروندان آمریکا و همچنین شهروندان دیگر کشورهای دوست و متحد ما، که به اتّهامات ساختگی در ایران زندانی هستند، باید آزاد شوند؛
۶- ایران باید از حمایت از گروههای تروریستی در منطقه خاورمیانه ـ از جمله حزبالله لبنان، حماس و گروه فلسطینی جهاد اسلامی – دست بردارد؛
۷- ایران باید حاکمیت دولت عراق را بهرسمیت شناخته و اجازه دهد شبهنظامیان شیعهٔ آن کشور خلعسلاح و منحل شود و دوباره آنها را بسیج نکند؛
۸- ایران باید از حمایت نظامی از شبهنظامیان شیعه حوثی دست بردارد و به سمت دست یافتن به یک راهحل سیاسی مسالمتآمیز در یمن گام بردارد؛
۹- کلیه نیروهای نظامی تحتامر ایران در سراسر سوریه باید از آن کشور خارج شوند؛
۱۰- ایران باید به حمایت از طالبان و دیگر گروههای تروریستی در افغانستان و منطقه و پناه دادن به رهبران ارشد القاعده پایان دهد؛
۱۱- حمایت نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از تروریسم و متحدان شبهنظامیاش در سراسر جهان باید متوقف شود؛
۱۲-ایران همچنین باید به رفتار تهدیدآمیز در برابر همسایگانش- که بسیاری از آنها متحدان آمریکا هستند- پایان دهد، از جمله تهدید اسراییل به نابودی و پرتاب موشک به عربستان سعودی و امارات متحده عربی. این شامل تهدید کشتیرانی بینالمللی و عملیات خرابکارانه سایبری نیز میشود» (سایت صدای آمریکا، ۱خرداد ۱۳۹۸).
جوهر این خواستههای ۱۲گانه همان ۳موردی است که مقاومت ایران طی چندین دهه بر آن تأکید کرده است. پروژه خطرناک هستهیی، موشک سازی و صدور بنیادگرایی و تروریسم به کشورهای دیگر.
۱۳ـ وقتی که در ۱۸اردیبهشت ۱۳۹۸ رئیسجمهور آمریکا از توافق اتمی با رژیم آخوندی خارج شد، خانم مریم رجوی از جانب مقاومت ایران که نخستین افشاگر برنامه و تأسیسات مخفی اتمی این رژیم و پرچمدار یک ایران غیراتمی بوده است، اعلام کرد: پس از چند دهه استمالت از فاشیسم دینی و قربانی کردن مردم و مقاومت ایران، رئیسجمهور ایالات متحده همزمان با خروج این کشور از معامله اتمی با رژیم آخوندی گفت: پرداختهای بیدریغ دولت قبلی آمریکا به رژیم آخوندها فاجعهآمیز بوده و رژیم بسیار مخوف حاکم بر ایران که نخستین حامی تروریسم در دنیای امروز است «هزینه حکومت طولانی آشوب و ترور خود را از طریق به یغما بردن ثروت مردمش تأمین کرده است».
خانم رجوی تأکید کرد: خلاصی از خطر اتمی و تروریسم این رژیم در خلاصی از تمامیت آن است. رژیم ولایتفقیه بدون تروریسم و سرکوب و تسلیحات کشتار جمعی وجود ندارد. هر گونه سرمایهگذاری بر روی این رژیم در آینده نیز مانند گذشته نافرجام و محکوم به شکست است و همچنان که مقاومت ایران پیوسته اعلام کرده است، قرار گرفتن در کنار آخوندهای خونآشام و تقویت آمران و عاملان قتلعام فرزندان رشید مردم ایران، فاشیسم دینی را در جنگافروزی و صدور بنیادگرایی و تروریسم جریتر میکند.
خانم رجوی افزود: همچنان که قیام سراسری دیماه گذشته نشان داد، خواست عموم مردم ایران آزادی از ستم و استبداد دینی است. تغییر دموکراتیک در ایران اجتنابناپذیر و ایران آزاد در چشمانداز است. پایان دیکتاتوری و فاشیسم دینی در ایران لازمهٔ صلح و دموکراسی و امنیت و ثبات در منطقه است. این تنها راه پایان دادن به جنگ و بحران در منطقه و جلوگیری از یک جنگ بزرگتر است.
شورای امنیت ملل متحد باید پرونده سردمداران رژیم ایران را بهخاطر تروریسم و نقض حقوقبشر و جنایتهای بیشمار آنها علیه مردم ایران، بهویژه قتلعام زندانیان سیاسی، باز بگشاید و به دادگاه بینالمللی ارجاع دهد.
۱۴-پس از خروج آمریکا از برجام، خامنهای با نعل وارونه و مواضع فرصتطلبانه به گونهیی صحبت میکند که گویا او در پذیرش برجام نقش تعیینکننده نداشته است. او به شیوههای گوناگون دولت روحانی را سرزنش میکند، برای آمریکا و اروپا روضه توپ و تَشَر میخواند و همزمان به انسداد جامعه میپردازد.
خامنهای در سخنرانی خود در اول فروردین ۹۸ در مشهد در اذعان به شکست برجام اروپایی، به تلخی گفت: «به کلی باید از کمک و همراهی غربیها چشم بپوشیم، منتظر آنها نباید باشیم. برای خاطر اینکه غربیها نشان دادند که نمیتوان از آنها انتظار کمک داشت، انتظار توطئه میشود داشت… نمیتوانیم به آنها هیچ امیدی داشته باشیم. در همین قضیه اخیر، در قضیه برجام، وظیفه اروپاییها چه بود؟. علاوه بر اینکه در مقابل آمریکا نایستادند، خودشان هم در عین اینکه هی به ما تأکید کردند و میکنند که مبادا از برجام خارج بشوید، خودشان عملاً از برجام خارج شدند. این کانال مالی هم که اخیراً هی گفته میشود که کانال مالی درست کردند، این به شوخی شبیهتر است، البته شوخی تلخی است… در آخرین مسأله بینالمللی ما، باز اروپاییها مثل گذشته از پشت خنجر زدند، به ما خیانت کردند، از اینها توقّع نمیشود داشت؛ هیچ توقعی نمیشود داشت».
۱۵-در چنین شرایط بحرانی سه ضربه بزرگ، یعنی قرار گرفتن سپاه پاسداران در لیست تروریستی آمریکا در ۱۹فروردین، لغو معافیتهای هشت کشور در خصوص خرید نفت از رژیم در ۸اردیبهشت و لغو دو معافیت اتمی (فروش مازاد اورانیوم غنی شده و آب سنگین) در ۱۴اردیبهشت توسط آمریکا، خامنهای، تنها چاره بیچارگی خود را یک خودزنی سیاسی و خروج مرحله به مرحله از برجام جستجو کرد و در قدم اول اعلام این سیاست را در قالب «بیانیهٔ شورای عالی امنیت ملی» به عهده روحانی گذاشت تا برجام بیفرجامش را به دست خود سرببرد.
روحانی روز ۱۸اردیبهشت ۱۳۹۸ اعلام کرد: «امروز ما به سران پنج کشور اعلام کردیم که از دو اقدامی که تاکنون انجام میدادیم صرفنظر خواهیم کرد. این دو اقدام در واقع به یک بیان ساده دو فروش بوده، یعنی ما هر وقت مواد غنی شده ما به ۳۰۰کیلو گرم میرسید، ما اضافه بر آن را به کشوری میفروختیم و در عوض آن کیکزرد میگرفتیم، از امروز این فروش متوقف میشود… فروش دوم، فروش آب سنگین بود که هر وقت آب سنگین ما از ۱۳۰تن تجاوز میکرد ما آن مقدار اضافی را به کشوری میفروختیم. امروز این فروش را هم متوقف میکنیم».
روحانی اضافه کرد: «بعد از ۶۰روز ما نسبت به اراک هم تصمیم خواهیم گرفت که برنامه قبل از توافق برجام خودمان را ادامه بدهیم و اراک را تکمیل کنیم و این هم باز، در مرحله دوم هم باز،۶۰روز فرصت داده میشود و اگر به نتیجه نرسیدیم اقدام بعدی مورد نظر ما هست. البته در این پیامی که به پنج کشور دادیم به صراحت گفتهایم که اگر بخواهند از این اقدام ما بهانه جویی بکنند و پرونده ایران را به شورای امنیت برگردانند با یک اقدام بسیار قاطعی روبهرو خواهند شد».
امّا روحانی در وضعیتی سردرگم و متناقض، خودش بیش از هر کسی از «اقدام بسیار قاطع» که همان خروج کامل از برجام باشد، واهمه دارد. از این رو قسم و آیه خورد که «امروز ما نمیخواهیم از برجام خارج بشویم و امروز روز پایان برجام نیست».
او سپس ترس از قیام و مقاومت سازمانیافته را که درد اصلی ولایت است، برملا کرده و میافزاید: «متأسفانه به تعهدات خودشان عمل نکردند، و گروه تندرویی که در داخل کاخ سفید امروز بسیاری از امور را در دست دارد، حتی اختیار کار را از شخص رئیسجمهور هم گرفته… بعد از دیماه سال ۹۶برای زیر پا گذاشتن تعهدات برجامی خود امیدوارتر شدند که این در جای خود باید مورد بحث و بررسی قرار بگیرد و در پایان همان دیماه ۹۶اعلام کردند که ما از برجام خارج میشویم و در ۱۸اردیبهشت ۹۷از برجام خارج شدند».
۱۶ـ روحانی که تمام سرمایهگذاریاش روی برجام بود، در قدمهای بعد، جا به جا احمدینژادی شد. احمدینژاد میگفت آن قدر قطعنامه بدهید که قطعنامه دانتان پاره شود، روحانی هم گوید: «اگر میخواهید اظهار تأسّف بکنید از همین حالا اظهار تأسف بفرمایید. اگر هم بناست بیانیه بدهید از همین حالا بدهید، ۱۶تیر سطح غنیسازی ما دیگر ۳ممیز ۶۷ نخواهد بود، ما این تعهد را کنار میگذاریم به هر مقداری که دلمان خواست، به هر مقداری که ضرورت ما بود، نیاز ما بود این را از ۳و ۶میبریم بالا و بدانید از ۱۶تیر به بعد در زمینه رآکتور اراک اگر به تمام تعهداتی که به ما کردید، طبق برنامه و زمانبندی عمل نکنید ما رآکتور اراک را برمیگردانیم به شرایط سابق. یعنی به شرایطی که بهقول شماها میگفتید خطرناک است و پلوتونیوم میتواند تولید بکند، ما برمیگردانیم به آن» (سایت روحانی، ۱۲تیر۱۳۹۸).
روحانی پس از توقیف کشتی انگلیسی هم با لودگی گفت: «سپاه پاسداران شجاعانه این کشتی متخلّف انگلیسی رو با قدرت توقیف کرد، چون سرباز میزد از همه دستورات و مقرارت. بهنظر من کار بسیار دقیق و درستی انجام گرفته، همه دنیا هم باید از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تشکر بکنند!» (سایت روحانی، ۲مرداد ۱۳۹۸).
روحانی اعتدالی، هنرهای بیشتری از احمدینژادی هم دارد و میگوید: «اینکه ما یک پهپاد مدرن آمریکایی را بزنیم یک هنر است؛ اینکه ما این پهپاد را با موشک خودمان بزنیم، هنر دوم است؛ اینکه این پهپاد را با سیستم راداری خودمان سرچ کنیم، هنر سوم است؛ اینکه ما این پهپاد را بتوانیم با سیستم خودمان لاک کنیم و قفل کنیم، هنر چهارم است؛ این هنر است برای ما، خب، این برای ما بسیار ارزشمند است. آن وقت ما پهپاد آمریکایی را میزنیم، خب، یک لذت دیگری دارد برای ما» (تلویزیون رژیم، ۱۶مرداد۱۳۹۸).
۱۷- ضربالاَجلهای ۶۰روزهٔ آخوندهای حاکم که پارس خوابیدهٔ سگهای ترسیده را تداعی میکند، توسط پنج کشور باقیمانده در برجام به پشیزی گرفته نشد. به عکس، این کشورها را وارد روندی از اعتراض و انتقاد به رژیم کرد. در چنین موقعیتی این کشورها همچنان به آمریکا بهخاطر خروج از برجام ایراد میگرفتند، ولی روی اصلی حرفشان به سمت رژیم آخوندها چرخید. کشورهای ۴+ ۱(آلمان، انگلستان، فرانسه و همچنین چین و روسیه) بارها به رژیم گوشزد کردند که اگر میخواهد از فواید برجام برخوردار شود، باید تعهداتش در برجام را بهطور کامل رعایت کند.
یک سخنگوی اتحادیه اروپا بلافاصله اعلام کرد: «کشورهای اروپایی طرف برجام و اتحادیه اروپا با صدور بیانیهیی مشترک در واکنش به مهلت ۶۰روزه ایران برای اجرای تعهّدات بانکی و نفتی اعلام کردند هیچ ضربالاجلی را از سوی تهران نمیپذیرند» (یورونیوز، ۱۹اردیبهشت۹۸).
در همان روز، فدریکا موگرینی، رئیس سیاست خارجی اتّحادیه اروپا، ژان ایولودریان، وزیر خارجه فرانسه، جرمیهانت، وزیر خارجه انگلستان و هایکو ماس، وزیر خارجه آلمان در بیانیه مشترکی، ضمن تکرار مخالفتشان با خروج آمریکا از برجام، اعلام کردند: «ما نسبت به بیانیه داده شده توسط رژیم ایران در رابطه با تعهداتش در برجام ابراز نگرانی شدید میکنیم. ما به حفظ و اجرای کامل برجام همچنان کاملاً متعهد هستیم و از رژیم ایران قویاً میخواهیم که به اجرای کامل تعهداتش طبق برجام، همانطور که تاکنون انجام داده است، ادامه دهد و از هر گونه گامهای تنش آفرین خودداری کند. ما هر گونه اولتیماتوم را رد میکنیم و پایبندی رژیم ایران را بر مبنای اقدامات اجرایی آن در تعهدات مرتبط به برنامه هسته مطابق برجام و “ان.پی.تی” (معاهدهٔ منع تکثیر تسلیحات هسته یی) مورد ارزیابی قرار خواهیم داد» (یوروپین یونیون اکسترنال اکشن، ۱۹اردیبهشت۹۸).
۱۸- دولت آمریکا کاهش تعهدات رژیم آخوندی در برجام را پیآمد مهمترین اشتباه برجام یعنی مجازشمردن غنیسازی سبک برای رژیم ارزیابی کرد. گرت مارکیس، دستیار ویژه ترامپ، سخنگو و مسئول امور ارتباطی شورای امنیتملی کاخ سفید، روز دوشنبه۱۰تیر۱۳۹۸به رویتر گفت: «برنامههای غنیسازی اورانیوم رژیم ایران فقط به این دلیل امکانپذیر است که انعقاد آن توافق بد اتمی تواناییهای آنها را محفوظ نگه داشت. پرزیدنت ترامپ بهطور واضح گفته است که اجازه نخواهد داد رژیم ایران به توانایی ساخت سلاح اتمی برسد. باجخواهی اتمی این رژیم، باید با افزایش فشار بینالمللی روبهرو شود» (صدایآمریکا، ۱۰تیر۱۳۹۸).
مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا نیز روز یکشنبه ۱۶تیر ۱۳۹۸ در واکنش به انتشار خبرهایی پیرامون افزایش میزان غنیسازی توسط حکومت آخوندی، اعلام کرد: «توسعه اخیر رژیم ایران در برنامه اتمیاش به تحریم و انزوای بیشتر خواهد انجامید. کشورها باید استانداردهای دیرینه مبنی بر وجود هیچگونه فعالیت غنیسازی در برنامه اتمی رژیم ایران را باز گردانند».
در همان روز (۱۶تیر۹۸) امانوئل ماکرون، رئیسجمهوری فرانسه، اقدام رژیم ایران برای افزایش میزان غنیسازی اورانیوم را محکوم کرد. سخنگوی وزارتخارجه انگلستان نیز اعلام کرد «جمهوری اسلامی باید به تعهّداتش پایبند بماند و بلادرنگ همه اقداماتی را که در تضاد با تعهّداتش در برجام است، متوقف کند».
فصل سوم:
انقباض ولایت، جدال در درون هرم قدرت و ثروت
۱۹ـ خامنهای که با وضعیت جوشان اجتماعی و اعتراضهای فزایندهٔ مردم مواجه است در تحلیل نهایی، راه حلی جز سرکوب و انقباض نمییابد. او در مناسبتهای مختلف و بهخصوص در حرف بیسابقهاش در اول خرداد ۱۳۹۸ به این واقعیت اذعان کرده و تصریح میکند که غصههایش با روی کار آمدن یک دولت حزب الّلهی پایان مییابد: «اگر چنانچه انشاء الله شما جوانها با این حرکتها پیش بروید و زمینه را برای روی کار آوردن یک دولت جوان و حزب الّلهی آماده کنید، بنده معتقدم که بسیاری از این نگرانیهای شما و دغدغه های شما و غصّه های شما پایان خواهد پذیرفت؛ این غصّهها هم البتّه فقط مخصوص شماها نیست».
خامنهای برای بستن جامعه بهطور نقد و قبل از مهندسی دولت مورد نظرش، آخوند جلاد ابراهیم رئیسی یکی از رسواترین عوامل قتلعام زندانیان سیاسی در سال ۶۷را با وجود شکست مهندسی ریاست جمهوی وی در سال ۱۳۹۶، به ریاست قضاییه خلافت فقیه منصوب کرد. همزمان سه تن از هارترین سرکردگان سپاه یعنی حسین سلامی، فدوی و محمدرضا نقدی را به بالاترین مقامات سپاه منصوب کرد.
ولیفقیه نظام بهصورت علنی و پنهانی روحانی را برای قدرت خواهی بیشتر شماتت میکند. وی در واکنش به اختیارات خواهی روحانی در اول خرداد امسال گفت: «یکی از دوستان سؤال کردند از ناطقین محترم که “اشکالاتی که امروز ما در جامعه مشاهده میکنیم همین کمبودها و همین اشکالاتی که شماها بعضیاش را گفتید این به ساختار برمی گردد یا کارگزاران؟” ساختار قانون اساسی ساختار خوبی است، یعنی اشکالی ندارد؛ البته ساختارها در طول زمان تکمیل میشوند. به هر حال، من در ساختار مشکلی نمیبینم. بله، ما کارگزارها اشکال داریم؛ اشتباه ماها هم مثل اشتباه اشخاص عادی نیست، ما وقتی اشتباه میکنیم، اشتباه همان شکافهای بزرگی در متن جامعه به وجود میآورد».
۲۰ـ بعد از شکست خامنهای در یکپایه کردن نظام با ریاستجمهوری رئیسی که مداخله فعال مقاومت با کارزار تحریم با شعار «نه جلّاد، نه شیاد» و جنبش دادخواهی قتلعام ۶۷در آن نقش داشت، دولت سایه به ریاست سعید جلیلی تشکیل شد. حمیدرضا آصفی (سفیر اسبق رژیم در فرانسه) در مصاحبه یی در ۲۴شهریور ۹۷ گفت: «دولت پنهان قدرت زیادی دارد، اما پاسخگو نیست. آنها تلاش زیادی برای شکست برجام کردند و بعد هم بهدنبال سرنگونی دولت روحانی، تلاشهایی کرده اند». آصفی در ادامه میگوید تظاهرات ۵دی ماه ۹۶برنامهٔ کودتای دولت پنهان علیه روحانی بود که جوانان آن را برهم زدند و شعارهای دیگری [علیه کل نظام] سر دادند. پس از آن در مرداد ۹۷اوج تلاش برای حذف روحانی کلید خورد. خامنه ای در اوایل مرداد ۹۷ از خبرگان خواست که نظارت بر دولت و پیگیری «معیشت مردم» را دنبال کند و با اشارهٔ او سؤال از روحانی در دستور کار مجلس در ۵شهریور ۹۷ قرار گرفت. طلّاب در مدرسه فیضیه قم هم در ۲۵مرداد ۹۷ پلاکارد «ای آن که مذاکره شعارت ـ استخر فرح در انتظارت» را بلند کردند. فضای سیاسی حاکی از رودررویی جدّی در ۵شهریور ۹۷ بود.
۲۱ـ اما خامنهای که به جای حذف روحانی و ایجاد یک بحران سیاسی خطرناک برای نظام، خط له و لورده کردن او در زیر آوار برجام و تبدیل کردن او به یک احمدینژادی مطیع را دنبال میکرد، در ۴شهریور ۹۷ با پیامی به روحانی به او اطمینان داد که قصد حذف او را ندارد و از او حمایت میکند و مقدمتاً خواهان این شد که در ۵شهریور در مجلس به اختلافات دامن نزند. روحانی هم در روز ۵شهریور ۹۷ برخلاف انتظار دوستانش متنی را که آماده کرده بود کنار گذاشت تا در چارچوب سفارشهای ولیفقیه حرف بزند سپس خامنهای در دیدار با دولت در ۶شهریور ۹۷ و با خبرگان در ۱۵شهریور ۹۷ از روحانی حمایت کرد و روحانی بعد از تندادن به خط مورد نظر خامنهای در سخنرانیش در مجمع عمومی سازمان ملل، مورد تعریف و تمجید باند غالب قرار گرفت. اما این نمایش وحدت یک ماه هم دوام نیاورد و تضادها مجدداً سر باز کرد.
روحانی برای پیشبرد خط مماشات با اروپا، نیازمند تصویب FATF بود و از ترکیب مجلس به نفع خودش استفاده کرد. ولی شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام در مقابل آن ایستادند. در این رابطه جواد ظریف که چند بار در مجلس و شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام شرکت کرده و نیاز مبرم رژیم به تصویب این لوایح را توضیح داد بود، مخالفان لوایح را به دست داشتن در پولشویی متهم کرد و گفت: «پولشویی یک واقعیت در کشور ماست و خیلیها از پولشویی منفعت بردند. من نمی خواهم این پولشویی را به جایی نسبت دهم، اما جاهایی که هزاران میلیارد پولشویی میکنند، حتماً آن قدر توان مالی دارند که دهها و صدها میلیارد هزینه تبلیغات و فضاسازی [علیه لوایح] کنند». این افشاگری با واکنش تند جناح خامنهای مواجه شد. آخوند صادق لاریجانی، رئیس قوه قضاییه وقت، افشاگری ظریف را «خنجر به قلب نظام» توصیف کرد و نمایندگان باند خامنهای با ۳۴امضا و در ۱۱محور خواستار استیضاح ظریف شدند. بهرغم اینکه امضاها به حدّ نصاب رسید ولی با دخالت پشتپرده خامنه ای تبدیل به سه سؤال از او شد.
۲۲- واقعیت این است که در شیب نزولی حاکمیت و در حالی که رژیم تهدید اصلی را از درون جامعه میبیند، وارد کردن فشار از بیرون بر کل رژیم، منجر به اتّحاد باندهای درونی ولایت نشده و بهرغم تاخت و تاز انقباضی خامنهای، تضادهای درونی هِرَم قدرت و ثروت تشدید میشود.
حسن روحانی که در حدّ یک تدارکچی هم اختیار ندارد، در ۴خرداد سال جاری گفت: «اصلاً بحث این نیست که حالا امروز مشکل ما این است که دولت از چه اختیاراتی برخوردار است! بهنظر من اگر قانون اساسی اجرا بشود دولت اختیارات کافی را طبق قانون اساسی دارد، اما شرایط جنگ با شرایط عادی متفاوت است. ما چرا در شرایط جنگ هشت ساله تمام اختیارات کشور را در یک شورا جمع کردیم. تمام اختیارات، شورای عالی پشتیبانی جنگ تمام اختیارات با او بود. قانون را میتوانست اصلاح بکند، دستور میتوانست بدهد، اصلاً همه کاره بود. امام تمام اختیارات را به این شورا داد. آنچه من میگویم اینکه ما در شرایط فعلی نیاز به سازوکار روان تری داریم و این را من به صراحت از اولین روزی که تحریم جدید آغاز شد، خدمت رهبری گفتم. گفتم امروز کشور فرمانده میخواهد، امروز جنگ است و این جنگ فرمانده میخواهد، و خدمت ایشان گفتم که بهترین فرمانده شخص شما هستید، ما هم همه مطیع هستیم. شما فرماندهی را به عهده بگیرید. ایشان فرمود نه و بعد فرمود خودتون باید فرماندهی را به عهده بگیرید. اشکال ندارد هر کس می خواهد فرمانده بشود، هیچ مهم نیست، اما اختیارات فرماندهی مهمه و الّا خوب اَنا [من] فرمانده، نتیجه؟! به جایی نمیرسیم ما. اختیارات فرماندهی مهم است. فرمانده اگر با اختیارات فرماندهی باشد، نه اینکه بدون فرماندهی، کشور از دست می رود. من این رو نمیگویم. تمام بحث من این است که در این جنگ با آمریکا ما هزینه کمتر بدهیم همین» (سایت روحانی).
۲۳- در یکی از نقاط اوج بالا گرفتن مخاصمات در هرم بالایی حاکمیت، روحانی با استفاده از فرصت سخنرانی ۲۲بهمن مسأله رفراندوم را مطرح کرد. امّا خامنهای در ۲۴بهمن ۹۷، در بیانیهیی «گام دوّم انقلاب» را که مجموعهیی از مهملات برای توجیه سیاست انقباض در مقابل خط سازش و مذاکره بود، اعلام و شروع به فضاسازی کرد. در این تقابل آشکار، جنگ درونی و بنبست نظام مجدداً علنی شد و خامنهای از طریق آخوند ذوالنّور، روحانی را تهدید به استیضاح کرد. در ۲۸بهمن ۹۷ ذوالنور حول ۱۴محور علیه روحانی امضا جمع کرد و دهقان نماینده دیگری از باند خامنهای در ۶اسفند ۹۷ در یک نشست خبری در ضرورت این استیضاح گفت: «وضعیت خوبی نیست. در چند سال اخیر دولت راهی را شروع کرد که به بنبست رسیده است. امّا به بنبست رسیدن برخی مسئولان غربگرا بهمعنای به بن بست رسیدن کشور و ملت ایران نیست. خطای استراتژی دولت این بود که تلاش کرد فقط به صورت رسمی کار کند و فعالیتهای اقتصادی غیررسمی انجام ندهد. کلید اقتصاد کشور در زمان تحریم در دست وزارت نفت است. زنگنه، وزیر نفتّ هیچ اعتقادی به توانمندیهای داخلی ندارد… افرادی که ۶سال مسیر اشتباه را طی کرده اند، بعید است بتوانند مسیر دولت را تغییر دهند… لذا اگر دولت همین امروز برود بهتر از فرداست. امّا مسیری که با جرّاحی مجلس از طریق عدم کفایت طی شود، هزینه های سنگینی دارد و ممکن است کشور را مواجه با بیثباتی کند. اصولاً تصمیم نهایی در خصوص این جرّاحی با رهبر معظّم انقلاب است. نگاه رهبری تا این زمان این بوده است که رفتار خشن و جرّاحی سخت دولت ممکن است موجب بیثباتی کشور شود و منافقین از بیثباتی سوءاستفاده کنند».
۲۴- روز ۷اسفند ۹۷ خامنهای توسط پاسدار قاسم سلیمانی و بدون اطلاع روحانی و ظریف، بشّار اسد را برای دیدار با خامنهای به تهران آورد و زمانی که در تهران بود به روحانی اطلاع دادند که بشار اسد میخواهد با او دیدار کند. بهدنبال این اقدام جواد ظریف در اعتراض به اینکه وزارتخارجه را دور زده و بدون اطلاع وی بشار اسد را به تهران آوردند، اعلام استعفا کرد.
در همان روز (۷اسفند) روحانی در سخنانی در بانک مرکزی در رابطه با FATF گفت: «… اگر در کشور یک نفر مخالف این سخن من است و معتقد است که تصویب یا ردّ دو لایحهٔ باقیمانده از لوایح ۴گانه تأثیری در رابطه کشور مان با بانکهای جهان ندارد، همین امروز مصاحبه کرده و آن را رد کند… نمی شود کشور را به ۱۰، ۲۰نفر داده و بگوییم که هر تصمیمی آنها بگیرند. ما نیز تابع هستیم؛ چنین نیست و صاحب این کشور، ملت بزرگ ایران [بخوانید باندهای درون قدرت] هستند و حتماً مردم و بانک مرکزی و بانکها نیز در این زمینه حرف خواهند زد».
موضعگیری روحانی علیه «مجمع» بر خامنهای و باندش گران آمد و آخوند صادق لاریجانی، رئیس مجمع، در ۱۱اسفند گفت: «رئیسجمهور محترم، اخیراً در خصوص مجمع تشخیص مصلحت نظام مطالبی را به تعریض بیان کردند که لحن ایشان قابل قبول نیست و این تعبیر که “۱۰، ۲۰نفر نشستهاند و برای مردم تصمیم میگیرند!” سخنی هضم ناپذیر است».
بهدنبال لاریجانی نفراتی از سران و سخنگویان باند خامنه ای، مانند احمد توکّلی و عباسعلی کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان، علیه روحانی موضع گرفتند.
در ۱۵اسفند ۹۷ حسن روحانی در لاهیجان با بیان اینکه ما در یک شرایط عادی نیستیم، گفت: «در جلسات با رهبر معظّم انقلاب گفتم که در این مرحله نیاز به یک فرمانده داریم تا همه مردم و ارکان نظام با یک فرماندهی واحد دشمن را شکست دهند و پیشنهاد دادم که ایشان به عنوان رهبر نظام، فرماندهی جنگ اقتصادی را برعهده بگیرند، امّا مقام معظّم رهبری گفتند الآن شرایط جنگ است و نیاز به فرمانده این جنگ داریم که باید فرمانده آن رئیسجمهور باشد و بر این مبنا دستور دادند تا دولت و قوای دیگر در چارچوب مقرّرات در کنار دولت باشند و من نیز در آن جلسه اعلام آمادگی کردم».
در ۲۱اردیبهشت ۹۸ روحانی در دیدار (افطاری) با ۶۰تن از فعالآن سیاسی گفت: «در زمان جنگ ما مشکل مراودات بانکی با جهان نداشتیم و با مشکلی در فروش نفت به دنیا روبهرو نبودیم. ولی الآن هر دو مشکل دست و پای اقتصاد کشور را بسته است. ما در شرایط یک جنگ تمام عیار هستیم. مهم اینکه توجه کنیم که راه حل مشکلات چیست و دولت چقدر “اختیار” دارد؟ اوباما ۱۹بار از من تقاضای ملاقات کرد، ولی دولت اختیار پاسخش را نداشت».
۲۵- خامنهای که روی پرهیز آمریکا از جنگ حساب باز کرده در ۲۴اردیبهشت ۹۸ در افطاری سران قوا و مسئولان نظام سیاست انقباضی خود را به آنها دیکته کرد و گفت: «گزینهٔ قطعی ملت ایران [بخوانید ولایت خامنهای] در مواجهه با دشمن، مقاومت در همه زمینه هاست، چرا که مذاکره با دولت کنونی آمریکا سمّ مضاعف است، البته جنگی نخواهد شد بلکه برخورد، برخورد اراده هاست…. باید توجه کرد که در مواجهه با دشمن دو راه بیشتر وجود ندارد: مقاومت یا عقب نشینی. آمریکا تمام تلاش خود را به کار گرفته تا با فشارهای شدید اقتصادی، اوّلاً، نظام محاسباتی مسئولان را بهگونهیی تغییر دهند تا آنان مجبور به تسلیم شوند و ثانیاً، مردم را در مقابل نظام قرار دهند».
او در قدم بعد در ۸خرداد ۹۸در دیدار با دانشجویان و اساتید بسیجی، اطلاعیه ۱۸اردیبهشت شورای عالی امنیت رژیم درباره نقض گامبهگام برجام را سیاست خودش بهعنوان اهرم فشار برای چانهزنی و باجگیری اعلام کرد و گفت: «ما در مقابل فشارهای آمریکا ابزارهای فشار داریم. این ابزارهای فشار هم برخلاف آنچه که آنها میخواهند تبلیغ کنند و بگویند، ابزارهای نظامی و مانند این چیزها نیست. حالا یک وقتی اگر لازم باشد، آنها هم هست، لکن آنچه مورد نظر ماست، این مسائل نیست، این ابزارها نیست. نه، ما ابزار فشار داریم. همین کاری که اخیراً شورای عالی امنیت ملّی انجام داد و ابلاغ شد، این یکی از ابزارهای فشار است… فعلاً مصوّبه شورای عالی این است، و بعد هر چیزی که مقتضی باشد. یعنی همیشه توقّف در این حد معنا ندارد، بلکه فعلاً این است. اگر چنانچه لازم شد، مقتضی شد، در برههٔ بعدی از اهرمهای فشار دیگری هم میشود استفاده کرد».
۲۶- در همین سخنرانی خامنهای اذعان کرد که عملیات تروریستی در فجیره و عربستان و عراق نیز مانند افزایش تولید اورانیوم غنی شده و آب سنگین، ترفندهای خود او برای کم کردن از فشارهای آمریکاست. او گفت: «اگر چنانچه از آن ابزار فشار استفاده کرد، آن وقت طرف را میتواند متوقّف کند. یا فشار را کم کند یا فشار را متوقّف کند. اگر از ابزار خودش استفاده کرد. امّا اگر چنانچه، فریب دعوت به مذاکره را خورد، با خودش گفت: خب حالا که این میگوید بیاییم مذاکره کنیم، پس احتیاجی به این نیست که من از اهرمهای فشاری که در اختیارم هست استفاده کنم، چه لزومی دارد؟ مذاکره میکنیم. اگر این فریب را خورد، لغزیده و رفته، یعنی باخت قطعی است».
خامنهای با کلمه «ناموسی» مذاکره موشکی و منطقهیی را به خطر افتادن موجودیت نظام آخوندی دانست و تصریح کرد: «موضوعات ناموسی و اساسی همچون مسائل دفاعی، قابل مذاکره نیست» و«در مورد تواناییهای نظامیمان با کسی مذاکره نمیکنیم». به ظریف و روحانی هم که از حرفهای ترامپ در ژاپن دهانشان آب افتاده بود، گوشزد کرد: «مذاکره برای این است که فشار بیاورند. حالا که طرف خسته شد، احساس کرد که دیگر واقعاً چارهیی ندارد، میگویند خیلی خب، حالا بیاییم مذاکره کنیم. مینشینند پشت میز مذاکره، همان چیزی را که در واقع زمینهاش را با فشار فراهم کردند، این را تثبیت میکنند، نقد میکنند. مذاکره با آمریکا این است».
او در ۱۴خرداد سر قبر خمینی نیز گفت: «آمریکا میخواهد ملت ایران دستهایش را در مقابل زورگوییها بالا ببرد و تسلیم شود… مقاومت و ایستادگی هزینه دارد، اما هزینه تسلیم شدن به مراتب بیشتر از هزینه مقاومت است».
۲۷- یکی از ویژگیهای شرایط کنونی عدم توانایی خامنهای برای موفقیت سیاست بگیر و ببند و انقباض جامعه است. شرایط انقلابی به خامنهای اجازه نمیدهد که چفت و بستهای ولایتش را مستحکم کند و بنابراین مهندسی «دولت جوان حزب الّلهی» برای تکمیل پروسه انقباض، ناکارآمد خواهد بود. واقعیتهای یک سال گذشته نشان داد که نه بالاییها میتوانند به شکل سابق حکومت کنند و نه پایینیها حاضرند به شکل گذشته روزگار بگذرانند.
هم گسترش جنبش اجتماعی و اعتراضات مردم به ستوه آمده از گرانی و تورّم فزاینده و هم تشدید تضاد در هرم قدرت و باندهای چپاولگر این واقعیت را نشان میدهد.
اذعان آخوند دژخیم حسین موسوی تبریزی به اینکه «تعداد شرکتکنندگان در نماز جمعه در کل کشور به۱۰۰هزار هم نمیرسد»، حاشیهنشینی بیش از یک پنجم جمعیت کشور، رواج کارتن خوابی، ماشین خوابی، گورخوابی و فجایعی چون خودکشیهای جمعی و خانوادگی، نتیجهٔ تبهکاری این رژیم فاسد و منفور است.
روحانی در توضیح این شرایط میگوید: «ما امسال هم کشور را اداره خواهیم کرد، با همه سختیها، با همه مشکلات کما اینکه پارسال اداره کردیم. البته مردم در سختی و فشار هستند؛ البته شرایط عادی نیست. من میروم کارخانه شیر، اول سال، اول فروردین، روز اول فروردین بازدید میکنم. میگویم شیر را پارسال چند خریدی امسال چند میخری؟ میبینم دامدار صددرصد دارد سود میبرد. از پارسال تا امسال هیچکس این طرفش را نمیآید بگوید که اگر مردم رفتند شیر بخرند درفشارند، دامدار شرایط بهتری دارد، این را هیچکس بیان نمیکند. اگر یک دامدار ما بهخاطر اینکه دروازه بعضی از کشورها را قاچاقچیها باز کردند و این گوسفند را بردند یکهو قیمت گوسفندش، دامش هر چه که بوده در عرض چند روز میرود بالا، کسی نمیآید این را تبیین کند. داد میزنند دولت کجاست!؟ هیچ وقت صدا و سیما آمده بگوید چه جوری شده؟ چی شد؟ ریشه آن کجا بود؟ اصلاً چرا یکمرتبه به هم ریخت؟ کشتی یی که قرار بود برای ما نهاده [برای مصرف دام] بیاورد آن کشتی توقیف شد و نتوانست. و ارز ما رفتیم منتقل کنیم و یک آقایی که وارد کننده است در فضای مجازی اعلام کرد به من ارز نمیرسد و همان باعث شد که یکمرتبه موضوع در بازار تغییر کرد، کی باید این را توضیح بدهد؟ من رئیسجمهور باید توضیح بدهم؟ یا شما رسانهها؟ اگر اینکه من میگویم واقعیت هست پس کی مقصّره نگفته؟ اگر واقعیت نیست پس من را به محاکمه بکشید. من بهعنوان مسئول کشورم، این جا در حضور مسئولان بسیاری از رسانههای مهم کشور دارم به صراحت اعلام میکنم که شرایط ما یک شرایط بسیار سختی هست» (سایت روحانی، ۴خرداد۱۳۹۸).
۲۸- این شرایط سخت که روحانی در کارخانه شیر، چرخهٔ قفل شده و فاسد آن از تولید تا مصرف را همراه با زنجیرهیی از قاچاق و رانتخواری و لاپوشانی توضیح میدهد، مشت نمونه خروار است. سرکردگان این نظام تبهکار که خود این شرایط را ایجاد کردهاند، البته هیچ مشکلی با آن ندارند و حالا فقط به این خاطر حرفش را میزنند که انباشت نارضایتی و وضعیت انفجاری جامعه آنها را با خطر مبرم قیام و سرنگونی مواجه کرده است. در چنین وضعیتی، روحانی و هر کسی که بر مسند اجرایی نظاممینشیند، تنها کلید برونرفت از بحران را «مذاکره با کدخدا» و رفع تحریمها میبیند. خود خامنهای هم قبل از روی کار آمدن روحانی و در شروع مذاکرات منتهی به برجام، در نامهنگاری با اوباما همین راه را رفت و در حین مذاکرات برجام هم حرفی را که بهطور پیدرپی تکرار میکرد رفع تحریمها بود. البته در حال حاضر که آثار جرعهٔ زهر برجام به تلخ ترین صورت برایش هویداشده، مذاکره با دولت آمریکا را جز سمّ مضاعف نمیبیند و میگوید: «آمریکا تمام تلاش خود را به کار گرفته تا با فشارهای شدید اقتصادی، اوّلاً نظام محاسباتی مسئولان را بهگونه یی تغییر دهند تا آنان مجبور به تسلیم شوند و ثانیاً مردم را در مقابل نظام قرار دهند».
در این وضعیت فلاکت بار، وقتی که روحانی از راهکار دور زدن تحریمها و «درهای هفت گانه آن» صحبت میکند، معلوم میشود این درها به جهنّم باز میشوند! عقول منفصله و مشاوران اردوی خودش هم به او گوشزد میکنند که «قدرت مانور دولت روحانی در شرایط تحریم خیلی زیاد نیست مگر اینکه بازی تحریم را به هم بزند و به جای اینکه شعار بدهد تحریم را دور میزنیم، راهی برای شکستن تحریمها بیابد و با استفاده از همهٔ ظرفیتهای منطقهیی و جهانی نظام، به مذاکره با آمریکا بپردازد و تحریمهای نفتی و بانکی را لغو کند» (مصطفی تاجزاده، ایسنا، ۵فروردین ۹۸).
…
برای مشاهده فصلهای بعدی بیاییه سی و هشتمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران دراینجا کلیک کنید!
شورای ملی مقاومت ایران
مرداد۱۳۹۸









