بسیج هماهنگ سپاه پاسداران، وزارت اطلاعات و مزدوران آنها علیه رئیس جمهور برگزیده مقاومت، گفتگو با جف باردین مدیر شرکت تردستون۷۱
گفتگو با جف باردین مدیر شرکت تردستون۷۱
پیرامون بسیج هماهنگ سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات ومزدوران
علیه اجلاس جهانی ایران آزاد و رئیس جمهور برگزیده مقاومت
طی این فعالیت ۶۰ ساعته با بیش از ۱۱۱۰۰۰ تویت
آنها تلاش کردند پیامی را که از کنفرانس آنلاین میآمد
بهپایین برانند
شاهد بودیم که بسیاری از اینها با استفاده از کلمات رکیک و فحاشی
و تلاش برای تکرار فحاشی عرضه میشوند
فرد فریبکار که در این مورد رژیم است باید بههدف
که در این مورد مجاهدین هستند دسترسی داشته باشد
و پاسخهای افراد را ببیند تا بتواند کارزار فریب را تنظیم کند
اینها بخشی از آمادهسازی کارزارشان در ۱۷ ژوئیه بود
که هدفش پر کردن فضا با اطلاعات منفی در مورد مجاهدین خلق ایران بود
وقتی آنها تا این درجه و تا این سطح بسیج میکنند
شصت ساعت انتشار اطلاعات منفی علیه مجاهدین خلق
بهوضوح نشان میدهد که آنها از این سازمان میترسند
اینکه رژیم همه منابعش را صرف این اجلاس کرده نشان می دهد
که گردهمایی آنلاین ایران آزاد تهدید مستقیمی علیه رژیم است
یک دوجین از نواحی بسیج در تهران و اطرافش هستند
و حدس میزنیم در سایر شهرها هم چنین مواردی وجود داشته باشد
نیروهای بسیج قدس ناحیه پنج را بهصورت آنلاین منتشر کردیم
مجری سیمای آزادی تلویزیون ملی ایران:
آقای جف باردین مدیر شرکت تردستون۷۱ وکارشناس اطلاعاتی در رابطه با گزارش ۵۰صفحه ای تردستون۷۱ پیرامون کمپین سایبری رژیم آخوندی علیه مقاومت ایران و همزمان با اجلاس جهانی ایران آزاد است. می خواستم مقداری درباره فعالیتهای خود و تمرکزتان روی اقدامات سایبری رژیم آخوندی برایمان توضیح دهید چون همانطور که درگزارش هم ذکر شده، بیش از ده سال هست که شرکت شما روی فعالیتهای سایبری رژیم ایران متمرکز هست.
جف باردین مدیر شرکت تردستون۷۱:
بله. ما پیگیری فعالیتهای آنها را از آغاز شکلگیری اقداماتشان در زمینه هک کردن، همراه با گروههایی مثل «امنیت دیجیتالی آشیانی» و سایرین شروع کردیم. همه کارهایشان را دنبال کردهایم. فورومها، فعالیتها، روشهای آموزشی، ساختن چیزهای مختلف، آغاز ارائه دیوارههای آتش ساخت خودشان، نحوه تدریس در کلاسهایشان، برگزاری کلاسهای امنیت اطلاعاتشان، آموزش هک کردن، سخنرانی در دانشگاههای مختلف در سراسر ایران از جمله دانشگاه شریف، همه را دنبال کردهایم.
بسیاری از این افراد در آن زمان در این نقاط وارد کلاسهای آموزشی شدند. بنابراین ما از همان روزهای اول که آنها فعالیتهای هک کردن را شروع کردند دنبال میکردهایم. کارشان سطح پایین بود. طی سالیان ارتقای توانمندیهای آنها را از طریق استاکزنت شاهد بودیم. دیدیم که چگونه رژیم ایران دیدگاه خود را تغییر داد و ایجاد توانمندیهای عملیات سایبری را یک الزام سراسری دانست، هم در زمینههای دفاعی و هم تهاجمی.
بنابراین سالها است که به دنبالکردن، ردیابی و مراقبت آنها مشغولیم تا جایی که توانستیم برخی از هکرها را شناسایی کنیم تا آنجا که میدانیم برای ورزش بهکدام باشگاه و در چه زمانی مراجعه میکنند، از چه مسیرهای احتمالی تردد میکنند. چقدر کرایه آپارتمان میدهند و چه ماشینی سوار میشوند.
بنابراین تا این درجه دنبال کردهایم. تا آنجا که توانستهایم با اطلاعات در دسترس، پیش رفتهایم. این شامل دنبال کردن رشد تاریخی قابلیتها تا نقطهیی است که الان عملیات هدایت شدهیی دارند که توسط بالاترین سطوح رژیم کنترل میشود.
در روزهای اول، رژیم توجه چندانی بهآنها نداشت. ولی باید بگویم که استاکتزنت یک نقطه عطف بود. بسیاری از این افراد که تا آن موقع هکرهای منفرد بودند، سرجمع شدند و بهآنها اولتیماتوم داده شده که در این کار شرکت کنند وگرنه اتفاقات دیگری برایشان خواهد افتاد.
یک داستان طولانی است. ولی نسبتاً سریع اتفاق افتاده. این سالیان میتواند کوتاه محسوب شود. ولی دنبال کردن آنها طی این سالیان، جالب بود.
مجری سیمای آزادی تلویزیون ملی ایران:
در گزارش شرکت شما، گزارش شرکت تردستون۷۱ در رابطه با بسیج سایبری رژیم، همزمان با گردهمایی جهانی ایران آزاد که در آستانه ۳۰تیر۹۹ برگزار شد، ازشیوه دانبار نام بردهاید، چرا و چطور به این نتیجه گیری رسیدهاید؟
جف باردین مدیر شرکت تردستون۷۱:
اولین قسمت در مورد کاربران نامطلع. در هر سایت اجتماعی اعم از فیسبوک، توئیتر یا تلگرام، بسیاری افراد هستند که بهدنبال همگرایی هستند. با حسابهای مختلف دوست میشوند یا آنها را فالو میکنند و دنبال حسابهایی هستند که فالورهای زیاد داشته باشند. بسیاری از این حسابها با کلمات کلیدی، عبارات و هشتگهایی کار میکنند که نسبتاً سالم و فاقد تهدید بهنظر میرسند. آنها در برخی موارد با این حسابها پیوندهای عاطفی برقرار میکنند. در نتیجه وقتی این حسابها شروع بهانتشار این کلمات یا عبارات میکنند، آنها فقط تکرارشان میکنند بدون اینکه فکری در مورد آن کنند. این موضوع را بهطور مکرر در فیسبوک میبینیم. افراد، مطالب را تکرار میکنند صرفاً بهخاطر اینکه در ظاهر، در راستای باورهای آنها است. یعنی وارد یک چارچوب «تأیید شدنی» میشویم. دوست داریم چیزهایی را فالو کنیم که باورشان میکنیم و لابد باید درست باشند. هر چه هم خارج این چارچوب باشد نوعی مخالفت با آن احساس میکنیم. مثلاً احساس بدی در رابطه با موضوعی برایمان ایجاد میکند. بنابراین آن را فالو نمیکنیم.
بسیاری از این افراد، حسابهای رژیم در توییتر را فالو میکنند و کورکورانه اطلاعات غلط را تکرار میکنند. هر چه بیشتر تکرار شود، آنها هم فالو میشوند و فالورهای بیشتری پیدا میکنند. تعداد فالورها و تعداد لایکها تبدیل بهمعیار میشود. افراد آنها را تکرار میکنند بیآنکه توجهی بهمحتوا یا هدف یا نیت کسانی داشته باشند که تولید کننده اولیه آن اطلاعات بودهاند.
علاوه بر این شاهد بودیم که بسیاری از این محتواها با استفاده از کلمات رکیک و فحاشی و تلاش برای تکرار فحاشی عرضه میشوند. ما این را در صحنه سیاسی آمریکا هم میبینیم. فحشها علیه برخی افراد جا میافتد و بهسختی میتوان آنها را جدا کرد، بهخصوص وقتی زیاد تکرار میشود. این پدیده در رابطه با رسانههای اجتماعی بسیار قوی عمل میکند. ما در این کارزار هم در توئیتر شاهدش بودیم.
حالا میرسیم بهبحث «دانبار». مفهوم جالبی است. «دانبار» یک عدد است. یک تئوری هست که میگوید ذهن انسان بهطور معمول میتواند به۱۵۰ دوست بپردازد. وقتی این عدد را بهآنچه که «دایره اعتماد» مینامیم ارائه کنیم. بهاین صورت میشود. از یک هسته مورد اعتماد، یک گروه کوچک مأموران رژیم که در توییترفعال هستند شروع میشود. آنها با انتشار برخی اطلاعات کارزار را شروع میکنند. سپس یک دایره اعتماد دیگر و بعد یکی دیگر و یکی دیگر را منتشر میکنند. ما که دنبال کردیم بهعدد ۱۴۷ رسیدیم. یعنی بهطور اتفاقی چیزی نزدیک بهعدد دانبار که ۱۵۰ است. این تئوری مدتها است که مطرح بوده.
بخش دیگر، آنجا است که این موضوع را با فعالیتهای مافیای آمریکا مقایسه کنیم. نمیدانم آیا فیلمهایی مثل پدرخوانده را دیدهاید یا نه؟ آنها همیشه با یک چهره مرکزی، که افراد قابل اعتمادی پیرامون خود دارد. یک گروه کوچک مورد اعتماد، سپس یک سرشبکه و یک مشاور هست. بعد یک رئیس زیردست، سپس افرادی با عنوان کاپو و فرماندهان و سپس سربازان و بعد حول سربازان، دایره همراهان هست. هر چه از دایره مورد اعتماد دورتر شوید بر حسب عدد دانبار، اطلاعات کمتری وجود دارد. ولی آنها صرفاً تبعیت کورکورانه دارند.
و ما این را در فعالیتهای این کارزار مشاهده کردیم که چگونه با اولین فرمان شروع شد و چگونه بهآن بهترتیب پاسخ دادند. گویی برای یک واقعه خوب آماده میشوند.
این مفهوم عدد دانبار و محدوده شناخت است و قرار دادن آن در چارچوب یک سازماندهی مشابه مافیا و اینکه چگونه قابلیت اعتماد را در هسته مرکزی حفظ میکنند و اطلاعات یا دستورالعملها را منتشر میکنند.
هر مرکز، هر دایره، حلقه بعدی خود را میشناسد ولی شاید حلقه بعدی دایره قبلی را نشناسد. بهاین ترتیب سطحی از اعتماد و امنیت ایجاد میشود و برخی از تهدیدات را در چنین سازمان کاری مرتفع میکند.
مجری سیمای آزادی تلویزیون ملی ایران:
آقای باردین! گزارش شرکت شما، شکی را در رابطه با ماهیت این کمپین رژیم که شما گفتهاید هم سپاه درآن نقش داشته، هم اطلاعات آخوندها، هم بسیج و انجمن نجات وابسته به وزارت اطلاعات نمی گذارد،شما تصریح کردهاید که ماهیت این کمپین یک کمپین خودجوش نبوده و تماما هدایت شده بوده، چطور با این قطعیت چنین نتیجهگیری را کردهاید؟ و فرق چنین کمپینی با آنچه به آن فلش ماب سایبری گفته میشود چیست؟
جف باردین مدیر شرکت تردستون۷۱:
از نظر تاریخی، گروههای بهاصطلاح مقاومت بسیج را در داخل ایران دیدهایم. در تهران و پیرامون آن گروهی از آنها وجود دارند. در واقع در پایان گزارش مجموعهیی از لینکها هست که بهسایت ما وصل میشود که اطلاعات مربوط بهاین گروهها را سرجمع کرده و در مورد آموزشها و فعالیتهای بسیج است. بهاین موضوع برخواهم گشت. ولی از کجا میدانستیم که بهآنها مرتبط است؟ ما شروع بهبررسی توئیتها و زمانبندی توئیتها کردیم و اینکه چگونه با چتباتهای مختلف و ناشناس در تلگرام منطبق میشدند. فرض ما بر این بود که اینها ارتباطات ناشناس و محرمانه هستند. ولی وقتی استارت اولیه ایجاد شد که مستقیماً با کنفرانس آنلاین ۱۷ژوئیه۲۰۲۰ منطبق شد، همه چیز شروع بهشکلگیری کرد. دیدیم که ماشهها از برخی از حسابهای اصلی چکانده میشوند. بعد شاهد چیزی بودیم که اسمش را فراخوان شبکه میگذاریم.
من سالها در ارتش بودهام و همچنین بهعنوان تحلیلگر اطلاعاتی و جمعآوری کننده سیگنالها کار کردهام (این مربوط بهسالهای خیلی دور است). در آستانه شروع یک فعالیت، چیزی بهنام فراخوان شبکه، منتشر میشود. یعنی نشان دادن اینکه همه مطلع هستند. برخی اطلاعات قرار است منتقل شوند یا عملیاتی قرار است آغاز شود. همه باید بهترتیب اعلام حضور کنند.
ما این فهرست را در صفحه ۱۱ گزارش آوردهایم. یک تصویر از فراخوان شبکه است که ما را با ساختار درونی این پدیده آشنا میکند. از اینجا میتوان آن ۱۴۷حساب را که گفتم پیدا کرد. همانکه بهعدد دانبار مربوط میشود. همان سازماندهی مشابه مافیا با دایرههای مورد اعتماد. این موضوع خیلی روشن بود. اکثر آنها در هشتگهای مشخص تکرار میشدند و بهفراخوان شبکه پاسخ میدادند که آماده شروع هستند. این پدیده در پانزدهم و ساعات اولیه شانزدهم ژوئیه۲۰۲۰ اتفاق افتاد. اینها بخشی از آمادهسازی کارزارشان در ۱۷ژوئیه۲۰۲۰ بود که هدفش پر کردن فضا با اطلاعات منفی در مورد مجاهدین خلق ایران بود.
ما این را دنبال کردیم. البته از ابتدا دنبالش نبودیم. بلکه بعد از این بود که شاهد تشدید فوقالعاده فعالیتها بودیم که بسیار زیاد بود و نمودارش در همان صفحه ۱۱ منتشر شده.
سپس تکرار مکرر هشتگهای منفی را که در گذشته دیده بودیم منطبق با سایتهایی مثل نجات است. مدیریت و کاربری این سایت توسط رژیم صورت میگیرد. بهاین ترتیب همه چیز مفهوم شد. وقتی عمیقتر وارد اطلاعات موجود شدیم انبوه اطلاعاتی وجود داشت که باید در نظر میگرفتیم. از سایتهای مختلف اجتماعی، مقدمتاً توئیتر.
این بهما کمک کرد که اطلاعات را تجزیه و تحلیل، ردیابی و تفکیک کنیم تا بتوانیم پارازیتها را کنار بزنیم و ببینیم که چه چیزی دارد اتفاق میافتد.
نکته دیگری که دریافتیم این بود که هدایت کنندگان این جریان بعد از استارت اولیه، در اساس کنار کشیدند و نظارهگر اقدامات بودند و برخی از کامنتها و هشتگها را تغییر جهت میدادند. چرا این موضوع جالب است و چرا برای عملیاتی مثل این، اهمیت دارد؟ در هر عملیات فریب، فرد فریبکار که در این مورد رژیم است باید بههدف که در این مورد مجاهدین هستند دسترسی داشته باشد. یعنی باید پاسخهای افراد را ببیند تا بتواند کارزار فریب را تنظیم کند. یعنی نیاز بهسنجش واکنشها دارد. ما دیدیم که طی این فعالیت ۶۰ ساعته با بیش از ۱۱۱۰۰۰توئیت آنها تلاش کردند پیامی را که از کنفرانس آنلاین میآمد بهپایین برانند. بسیار روشن بود که این اتفاق دارد میافتد. ما شاهد اظهار نظرها و حتی برخی دعواهای بین لیدرهای این کارزار رژیم بودند. مثلاً بحث بر سر اینکه تصمیم را چه کسی باید بگیرد؟ این بهما کمک کرد که لیدر را پیدا کنیم.
بعد از آن، بهما کمک کرد که چیزهای بیشتری هم کشف کنیم. مثلاً برخی از این لیدرها اسمهای خود را در حسابهای توئیتری عوض کردند و شروع بهخصوصی کردن حسابهای توئیتری شان کردند. بنابراین میدانستیم که تا حد زیادی هدف را پیدا کردهایم. این از واکنشهای بعدی مشخص بود. در اغلب اوقات ما اسم این را «تأثیرات مراحل دوم و سوم» میگذاریم. مثل این است که یک سنگ را بهداخل محفظه آب بیندازید. ابتدا یک موج ایجاد میکند. ولی بعد از آن موجهای متعدد دیگری در کار هستند. ما آنها را زیر نظر میگیریم تا تغییرات را مشاهده کنیم. بنابراین کاملاً مطمئن هستیم که لیدرهای این قضیه و منشاء آن را بهدرستی پیدا کردهایم.
از این موضوع بهسازمان کار بسیج و آموزشهای آنها میرسیم. این جزو آموزشهای آنها است که جنسیت صاحب حساب را تغییر میدهند، هویت را عوض میکنند، بهدروغ میگویند که مرد یا زن هستند. در اغلب اوقات خود را زنان جوان جا میزنند که بتوانند بیشتر جذب کنند. آنها هشتگهای خود را عوض میکنند. تصاویر خود را عوض میکنند. حتی پرچم شیر و خورشید را مورد استفاده قرار میدهند. همه کار میکنند تا بهاهداف خود نفوذ کنند، هرج و مرج و ابهام ایجاد کنند و فضای منفی علیه اهداف خود بسازند. اینها نکات کلیدی در هر عملیات تأثیرگذاری هستند.
مجری سیمای آزادی تلویزیون ملی ایران:
شمابه شرکت بسیج سپاه پاسداران در این کمپین مقداری اشاره کرده و نوشتهاید و حتی اینکه درچه مناطقی هستند و حتی فرمهای استخدام دارند، خلاصه یک استراتژی برای شرکت انبوه افراد بسیجیها در این کمپینها دارند. میخواستم مقداری از تحقیقاتان در رابطه با این کمپین مشخص وچه سایر زمینه ها توضیح دهید.
جف باردین مدیر شرکت تردستون۷۱:
در رابطه با فعالیتهای سایبری کمی توضیح میدهم که چگونه آموزششان میدهند. آنچه ما دیدهایم این است که ابتدا یک سند اولیه دارند که نوعی فرم درخواست شغل یا پذیرش برای دانشجویان است. اینها را بهدانشجویان میدهند. ما نمونه اینها را در سایت خود گذاشتهایم. نمونه مدرک آنجا هست. یکی از لینکهای پایان گزارش بهآن مربوط است. اگر بهسایت مراجعه کنید و کلمه بسیج را جستجو کنید نشان داده خواهد شد. همچنین میتوانید از لینکهای آخر گزارش استفاده کنید.
آنها اینجا دنبال چه هستند؟ شماره کارت ملی را ردیابی میکنند، تاریخ تولد، وضعیت تأهل، تحصیلات، گرایشات مذهبی، سطح آکادمیک. تلاش میکنند غربال کنند و کسانی را که قابل اعتماد میدانند پیدا کنند تا بتوانند ایدههای آنها را منتقل کنند. همچنین تلاش میکنند افراد را ردیف کنند تا بتوانند در زمان لازم، بسیج کنند. از آنها میپرسند که آیا از خانواده کشته شدههای جنگ هستند؟ چه مهارتهایی در فضای سایبری دارند؟ نویسندگی، شعر، دیدگاههای سیاسی، تاریخ، ادبیات، روزنامهنگاری، عکاسی، همه چیز.
آنها تلاش میکنند یک برخورد چندوجهی با توانمندیهای قابل استفاده برای گردانهای سایبری بسیج و گروههای سایبری داشته باشند. ولی در عین حال دنبال این هستند که اگر کسانی با درجات بالای فنی پیدا کنند آنها را وارد گروههای دیگری کنند که بیشتر دنبال تکنیکهای هک کردن و سایر موضوعات تکنیکیتر هستند.
آنها جوانها را استخدام میکنند. آنها را برای مشاغلی با حقوق کم بهکار میگیرند که شامل انتقال اطلاعات در اینترنت است. صرفاً پر کردن اینترنت با اطلاعات مثبت درباره رژیم ایران.
بنابراین روند با یک فرم درخواست شروع میشود، بعد آنها را بهمراکز آموزشی میفرستند و بهآنها نحوه پیش بردن عملیات تأثیرگذاری را آموزش میدهند و اینکه چگونه حسابهای لینکدین و توئیتر باز کنند و پنهان شوند و چیزی نگویند که باعث اخراجشان شود و در عین حال اطلاعات مثبت در مورد رژیم منتشر کنند و بهمخالفان با اطلاعات منفی حمله کنند.
تلاش میکنند جوانها را در ابتدای کار استخدام کنند و آنها را درگیر حمایت از رژیم در صحنه سایبری بکنند. بعد آنها را در نواحی مختلف بهکار میگیرند. ما این را هم در گزارش افشا کردهایم. بیش از یک دوجین از نواحی بسیج در تهران و اطرافش هستند. ما حدس میزنیم که در سایر شهرها هم چنین مواردی وجود داشته باشد.
بهاین ترتیب نیروهای بسیج، بسیج قدس ناحیه پنج. ما این را بهصورت آنلاین منتشر کردیم و اسامی و آدرسهای ایمیل و در برخی موارد شماره تلفنهای کسانی که در این نواحی بسیج شرکت میکنند را فاش کردهایم. بسیار جالب است. آنها تلاش میکنند خود را برای جنگ با هر چیزی که منفی و مخالف میدانند تجهیز کنند. بعد از تکمیل آموزش، آماده و منتظر میمانند تا در عملیاتی از قبیل همین کارزار شرکت کنند. وقتی برای انجام کار فراخوانده میشوند دستورات بهآنها داده میشود. آنگاه پیام این کارزار را منتشر میکنند و وقتی بهآنها گفته میشود توقف کننند، همه چیز آرام میشود و عملیات را متوقف میکنند.
این یک فعالیت شصت ساعته بود. بنابراین دارای مدیریتی هستند که از بالا مدیریت میکند. ممکن است ارتباطاتی با سپاه و وزارت اطلاعات هم داشته باشند. ولی دستورات را معمولاً از یک نفر میگیرند. ما توانستیم از صحت این فرضیه اطمینان حاصل کنیم. ما گفتگوهای مستقیمی با هکرها و سایرینی در داخل ایران داشتیم که پا پیش گذاشتند. البته اسمهایشان را علنی نمیکنیم. آنها نظرات ما در این رابطه را تأیید کردند. البته میدانیم که احتمال فریبکاری هست. ولی مدارکی در دست داریم که برای تأیید کافی هستند. و این تأیید را بهدست آوردیم. بنابراین صحبت از یک عملیات زبردستانه است که بهخوبی سازماندهی، هدایت و مدیریت شده و مطمئنم که نمونههای بیشتری از آن را خواهیم دید.
مجری سیمای آزادی تلویزیون ملی ایران:
شما در گزارش خود، از یک هسته مرکزی کمپین و حسابهای مشخصی اسم بردهاید که برخی ازآنها شروع کننده کمپین و برخی هدایت کردهاند و اینکه اینها عوامل اصلی کمپین رژیم بودهاند و آنهارا افشا کردهاید. درگزارش بود که یکی از تاکتیکهای رژیم برای رد گم کنی، عوض کردن دستگیرههایشان است، هویت خودرا تغییر میدهندکه ظاهرا بعد از گزارش شما هم بازبرخی از همین حسابهای مربوط به هسته مرکزی این اقدام را کردهاند، تحقیقات شما در این رابطه، چه قبل و چه بعداز گزارش، به چه نتایجی راه برده است؟
جف باردین مدیر شرکت تردستون۷۱:
تحقیقات ما نشان داد که اغلب نکات تحلیلی ما دقیقاً درست بودند. در هر نوع تجزیه و تحلیل مجموعهیی، هیچوقت نمیتوان بههمه اطلاعات دسترسی داشت. اطلاعات پراکنده هستند. ولی تجزیه و تحلیل و نتیجهگیریهایی که بهدست میآیند و باز مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرند با قدرت بهما نشان میدهند که با اطمینان بالا میتوان گفت که این یک عملیات توسط رژیم، عملیات مشترک سپاه و وزارت اطلاعات بوده. ما برخی از حسابهای اصلی را با نامهای مختلف دیدهایم که عوض شدهاند. یکی از آنها ابتدا اسم توئیتری خود را عوض کرد و چند حرف بهپایان اسمش اضافه کرد. فکر میکرد که این کار او را از شناسایی شدن اولیه نجات خواهد داد. سپس وقتی ما آن تغییر را هم شناسایی کردیم اسمش را مجدداً عوض کرد. یک اسم جدید گذاشت و بعد، حسابش را بهیک حساب خصوصی تغییر داد. این یک نشانه خوب از این است که او را بهطور کامل شناسایی کردهایم.
آنها یک کار را نمیخواهند انجام بدهند. بهدلیل اینکه هزاران فالور دارند نمیخواهند از توئیتر اخراج شوند. پس باید بیسر و صدا و بدون جنجال باشند و شناسایی نشوند و مواردی که قوانین توییتررا نقض میکنند لو نرود. پس هر کامنتی که علیه ما منتشر میشود بهدلیل دعوت بهخشونت یا نقض سایر قوانین توئیتر میتواند باعث بسته شدن بلافاصله حسابشان شود. ولی از آنجا که برای مدتی طولانی خودشان را جا انداختهاند، حرفهای زیادی در این رابطه نمیزنند. در واقع در سایتهایی که دنبال کردیم در رسانههای اجتماعی مختلف، کامنتهای خیلی کمی از سازمانهای وابسته بهرژیم در رابطه با همین گزارش منتشر شده. این خودش یکی از نشانههای این است که نمیخواهند این گزارش اعتبار کسب کند. آنها نمیخواهند بهآن ارجاع بدهند. این از نظر من خودش نشان دهنده این است که اطلاعاتمان درست بوده.
ببینید چگونه بهگزارش و بهاطلاعاتی که مطرح میشود واکنش نشان میدهند؟ ما بسیاری توئیت و ری توئیت درباره این گزارش داشتهایم. هزاران هزار واکنش در سایتهای مختلف اجتماعی بوده است. ما با کسانی که ما را فالو میکنند مراوده و رفت و برگشت داشتهایم. ولی رژیم نمیخواهد با تکرار آن، بهآن اعتبار بدهد. در حالیکه خود همین مسئله، اعتبار و تأییدی را که بهدنبالش بودیم در اختیارمان میگذارد.
مجری سیمای آزادی تلویزیون ملی ایران:
در این تحقیقات شما بر نقش تمامیت رژیم تاکید کردهاید همچنین گفتهاید که بالاترین سران رژیم حتما چنین تصمیم گیریهایی را میکنند و نتیجه گیری کردهاید که سپاه پاسداران تماما هدفمند پشت این کمپین بوده است و بعد گفتهاید که کمپین رژیم ضوابط کار و مقررات و قوانین توئیتر و سایر شبکه های اجتماعی را نقض میکند، نقض های مشخص شان چیست؟ و چه اقداماتی شبکه های اجتماعی در قبال آن باید در پیش بگیرند؟
جف باردین مدیر شرکت تردستون۷۱:
وقتی کسی در توئیترتهدید بهخشونت علیه کسی میکند، این نقض مستقیم بیش از یک قانون تصریح شده توئیتر است. واداشتن توئیتر بهاعمال این قوانین، کار مشکلی بوده. باید ابهامزدایی کرد. باید اطلاعات را با آنها بهاشتراک گذاشت. این گزارش بهطور مستقیم با توئیتر بهاشتراک گذاشته شده. امیدواریم پاسخ آنها با حذف برخی از این حسابهای رژیم باشد. برخی از این حسابهای اصلی بسته شدهاند. بسیاری دیگر هنوز هستند. ولی فکر میکنم موضوعات تغییر و تحول دارند. هر کدام را که حذف کنید آنها حسابهای دیگری باز خواهند کرد یا مسئولیتها را بهحساب دیگری خواهند سپرد یا حتی کنترل آن حساب را بهدست خواهند گرفت.
ولی چیز شگفتانگیزی که در اینجا دیدهایم این است که وقتی آنها تا این درجه و تا این سطح بسیج میکنند، شصت ساعت انتشار اطلاعات منفی علیه مجاهدین خلق بهوضوح نشان میدهد که آنها از این سازمان میترسند. گردهمایی آنلاین و شرکت هزاران نفر در آن تهدید مستقیمی علیه رژیم است. پس یک تأثیر واقعی وجود دارد. قطعاً تأثیری هست. وقتی رژیم این همه وقت میگذارد و چنین عملیات بزرگی را راهاندازی میکند، بهنظر من باید از منظر مثبتی بهآن نگاه کرد. اگر چه آنها روی این کنفرانس آنلاین تأثیر داشتند ولی این واقعیت که این همه منابعشان را صرف این اجلاس کردهاند و برای بقیه کارها هم خواهند کرد نشان میدهد که تأثیری وجود دارد و آنها از این سازمان وحشت دارند. آنها میدانند که بر زمینه پرخطری حرکت میکنند. آنها میدانند که در داخل کشور، جوانها راضی نیستند. بیکاری گسترده در اجتماع وجود دارد. نارضایتی، گرانی، آثار تحریمها، آنها خرسند نیستند. فکر میکنم آنها میفهمند که روی زمین سستی ایستادهاند. بنابراین هر گاه بتوانند چیزی را که علیه ایدههایشان است خاموش کنند چنین خواهند کرد. ولی وقتی تا این درجه، این سطح و این میزان فعالیت است قطعاً نشان میدهد که آنها ترسیدهاند.
مجری سیمای آزادی تلویزیون ملی ایران:
بعنوان سوال آخر درخواست دارم شما بطور محوری و خلاصه نتیجه گیریهای گزارش را تحت عنوان «دستگاه استراتژیک» یک بار برای بینندگان ما مرور کنید و بگوئید بعد از این تحقیقات خیلی فشرده، بهچه نتایجی دست پیدا کردهاید؟
جف باردین مدیر شرکت تردستون۷۱:
نتیجهگیری این است که از خلال بررسیها ما قطعاً با اطمینان بالا میگوییم که عملیات توسط سپاه و وزارت اطلاعات بهطور مشترک انجام شده. ما با اطمینان بالا معتقدیم که آنها شورای ملی مقاومت ایران و سازمان مجاهدین را هدف قرار دادهاند. محور فعالیتها کاملاً روشن است. آنها در عملیات تأثیرگذاری بهخوبی سازمان داده شدهاند. این یک عملیات هک کردن نبوده. این یک وجه دیگر از توانمندی آنها است که نشان میدهد همراه با فعالیت در زمینه هک کردن توانمندیها و تأثیرات در شبکههای اجتماعی را هم کسب کردهاند. در کار نشر اطلاعات دروغ پیش رفتهاند و ادامه خواهند داد.
یک نکته اصلی این است که امیدواریم توئیتر و سایر سایتهای رسانههای اجتماعی قوانین خودشان را سفت و سختتر کنند. ما در آمریکا بهآزادی بیان معتقدیم. این باید سر جای خودش باشد. ولی بهنقطهیی میرسیم که برخی از بیانها مشوق خشونت و احتمالاً فتنهانگیزی هستند. برخی از اینها را باید بهشکلی مهار کرد. قطعاً سایتهای رسانههای اجتماعی مورد سوء استفاده امثال سپاه و وزارت اطلاعات قرار میگیرند.
بنابراین، آنها چنین توانمندیای را دارند و از آن استفاده میکنند تا نهادهای غربی را علیه غرب و علیه مخالفان بهکار بگیرند. این موضوعی است که باید با شیوهیی تهاجمیتر بهآن پرداخت. ما باید بررسی کنیم که برای خاموش کردن این کار، چه میتوانیم بکنیم و شاید علیه آن نیز اقدام کنیم. (رژیم) ایران جلوی ورود حجم انبوهی از اطلاعات را میگیرد. ولی قطعاً راههایی برای انتقال اطلاعات وجود دارد. مثل همین برنامه شما، یا سایتهای رسانههای اجتماعی یا تلفنهای هوشمند، ویپیان و و پراکسی ها.
مجری سیمای آزادی تلویزیون ملی ایران:
خیلی ممنونم از شما آقای جف باردین مدیر شرکت تردستون۷۱ بابت شرکتتان در این گفتگو و توضیحاتی که دادید.
جف باردین مدیر شرکت تردستون۷۱:
متشکرم که بهمن این فرصت را دادید. ممنونم
بسیج هماهنگ سپاه پاسداران، وزارت اطلاعات و مزدوران آنها علیه رئیس جمهور برگزیده مقاومت، گفتگو با جف باردین مدیر شرکت تردستون۷۱
درهمین رابطه بخوانید:
مجاهدین خلق، برجسته ترین قربانیان سایبری هکرهای رژیم ایران، گزارشی از نیویورک تایمز
سایبری خامنهای بهسایت مجاهدین خلق ایران حملات دیوانهوارش را ادامه میدهد
افشای روشهای فریبکارانه سایبری رژیم ایران توسط «سایت زد دی نت»
جعلآشکار اطلاعاتبدنام آخوندها برای تحتفشار قراردادن هنرمندان، سخنگوی مجاهدین
بستن سهکانال یوتیوب جنگروانی آخوندها علیهمجاهدین توسط گوگل









