اعترافگیری اجباری ؛ ترفند نخنمای وزارت اطلاعات در فیلمها و مستندهای سفارشی علیه مجاهدین
اعترافگیری اجباری ؛ ترفند نخنمای وزارت اطلاعات – به دنبال قیام سراسری آبان ۹۸، حکومت آخوندی که پایههای حکومتش بشدت به لرزه درآمده بود، تولید و پخش انبوهی فیلم و سریال جعلی و مستندهای سفارشی تلویزیونی و اعتراف گیریهای اجباری مسخره علیه قیام و مجاهدین را در دستور کارش قرارداد و علاوه بر آن برنامههایی را نیز به بهانه سالگرد قیام سال ۸۸ پخش کرد. چرا رژیم به نحوی دیوانهوار و بهگونهای گسترده دست به چنین اقداماتی میزند؟
اعترافگیری اجباری ؛ ترفند نخنمای وزارت اطلاعات
از ابتدای شروع قیام در هفته آخر آبان ماه تا هفته دوم دیماه۹۸ مجموعاً ۱۰مستند و یک سریال سفارشی از شبکههای مختلف تلویزیون رژیم پخش گردید و فیلمبرداری از مجموعه ۳۰ قسمتی به نام «شاهرگ» شروع شد. یکی از این مستندها «سرچشمه» نام دارد که فقط فصل اول آن، شامل ۲۰ قسمت و هر قسمت بیش از ۵۰ دقیقه، یعنی مجموعاً بیش از هزار دقیقه برنامه است. اینها علاوه بر تعداد زیادی مستند جعلی است که با توسل به شیوه شناختهشده وزارت اطلاعات یعنی اعترافات اجباری ساختهشده و بارها از شبکههای مختلف آخوندها پخش گردیده است. تعدادی از مستندهای سفارشی پخششده طی این مدت بهقرار زیر است:
– سریال سرچشمه
– مستند ترور در مورد دهه شصت علیه مجاهدین
– قسمت چهارم مستند سرچشمه
– مستند تکقسمتی «سازمان مجاهدین خلق در ۵۰ سال بعد»
– مستند سرچشمه
– مستند خواب آشفته
– مستند نفوذی
– قسمت ۱۵ مجموعه مستند «به نام خلق»
– مستند «گرگها در کمین»
– مستند «خیال خام»
– …
مستندهای سفارشی فوق، علاوه بر انبوهی مستندهای دیگر است که با استفاده از اعترافات ساختگی و اجباری پخششده است. طی همین مدت بارها و بارها توسط خبرگزاری ایرنا، خبرگزاری فارس، روزنامه ایران و… فیلم سفارشی ماجرای نیمروز ۲ بهطور مفصل موردبررسی قرار گرفت تا برای آن تبلیغ شود؛ اما در لابهلای همین تبلیغات برای این فیلم سفارشی معلوم شد که سفارشدهنده و سناریو و بودجه میلیاردی این فیلم از کجا و توسط کدام ارگان آخوندی تأمینشده است. بهطوریکه دریکی از همین برنامهها صراحتاً گفته شد:
«این تلاقی مهدویان [کارگردان فیلم ماجرای نیمروز ۲] با این استعدادش با منابع مالی، نتیجهاش خیلی خوب بود. من خیلی راضی هستم از اینکه مؤسسه اوج، نهادهای امنیتی – اطلاعاتی روی مهدویان سرمایهگذاری کردند». (خبرگزاری ایرنا – نقد فیلم ماجرای نیمروز ۲- اول آبان ۱۳۹۸)
هرچند مستندسازی و تولید فیلم و انواع سریالهای تلویزیونی سفارشی علیه مجاهدین و مقاومت ایران توسط رژیم آخوندی پدیده جدیدی نیست، اما این رشته از اقدامات رژیم، در جریان قیام آبان ۹۸، با قبل از آن تفاوتهایی دارد که میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
فرافکنی کشتهسازی
ویژگی اصلی شوهای رسوای اعترافات اجباری تلویزیونی اخیر، نسبت به قبل از قیام، این بود که دستگاه امنیتی و اطلاعاتی آخوندها تلاش میکرد با همان منطق سخیف خمینی که «خودشان خودشان را میکشند»؛ کشتار عظیمی را که در این قیام مرتکب شد، تحت عنوان کشتهسازی به خود مجاهدین نسبت دهد و از طرف دیگر تلاش میکرد که خشم و تنفر آتشفشانی مردم از رژیم را تماماً به مجاهدین نسبت دهد. گویا که این تهاجمها به مظاهر غارت و سرکوب رژیم تماماً کار کانونهای شورشی و به دستور سازمان بوده و مردم هیچ نقش و دخالتی نداشتهاند و سیل خروشان جوانان و مردمی که علیه تمامیت رژیم به این قیام برخاستهاند، توسط مجاهدین فریبخورده و مغزشویی شده بودند. بگذریم که رژیم سالها اتهام فریبخوردگی و مغزشویی شدن را به اعضای مجاهدین هم نسبت میدهد.
نکته قابلتوجه دیگر اینکه آنقدر دست رژیم در رابطه با مجاهدین و مقاومت ایران به نسبت گذشته خالیتر است که ناچار است هرکدام از این اعتراف گیریهای مسخره را دستمایه یک مستند و برنامه کشاف و تکرار و نشخوار اراجیف همیشگی خودش کند.
جذب تماشاچی با ترفندهای آخوندی
نفرت گسترده اجتماعی از تمامیت رژیم آخوندی ازیکطرف و انزجار عمومی نسبت به دستگاه فیلم و مستندسازی سفارشی ملاها باعث شد که علاوه بر تبلیغات بیسابقه برای فیلم ماجرای نیمروز۲، عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبآنهم به صحنه فرستاده شود تا بعد از یک سال که از اکران این فیلم میگذرد یادش بیاید که باید از دستاندرکاران این فیلم تشکر و تقدیر کند و به تبلیغ آن بپردازد:
«باید از همه دستاندرکاران فیلم پر مفهوم رد خون تشکر کرد… به آقایان رضوی و مهدویان تبریک و خدا قوت میگویم. لازم است این تذکر داده شود که اختلافنظر در برخی ابعاد هنری آن نباید پیام اصلی را به فراموشی سپارد. تشریح جنایات منافقین… بالاترین هنر هنرمندان عزیز بود که بهخوبی به نمایش درآمد». (خبرگزاری فارس – ۱۰ آبان ۱۳۹۸)
در مورد منفوریت اجتماعی فوقالعاده نسبت به شیطانسازی و جعل و دروغهای رژیم علیه مجاهدین، یکی از چماقداران پیشانی سیاه رژیم به نام دهنمکی که مدعی فیلمسازی و سینماگری است؛ طی یک گفتگوی تلویزیونی اعتراف میکند که اگرچه فضای سینمای ایران را رژیم طی سالهای اخیر در چنگ خود گرفته، اما به دلیل منفوریت اجتماعی فوقالعاده در مورد تبلیغات علیه مجاهدین، رژیم هنوز در مطرح کردن و جایزه دادن به فیلمهایی که با مضمون شیطانسازی از مجاهدین ساخته میشود، دچار تضاد و مشکل است. (شبکه افق تلویزیون رژیم ـ ۷ دی ۱۳۹۸)
مضحک اینکه ولیفقیه ارتجاع که دید بهرغم هزینههای سنگین و تبلیغات گسترده و تقدیرهای پوشالی برای این قبیل مستندهای فلهای و سفارشی، مردم و جوانان چنین مزخرفاتی را درباره مجاهدین نه باور میکنند و نه پشیزی برای آن ارزش قائل هستند؛ از روی ناچاری و درماندگی، آنها را به محلات و مساجد برد تا شاید با پخش رایگان بتواند تعدادی را برای تماشا جذب کند که یکی از این موارد پخش رایگان فیلم ماجرای نیمروز ۲، بود، آنهم بعد از یک سال!
حال خوب است کمی هم به محتوای این فیلمها و مستندهای سفارشی وزارت اطلاعات بپردازیم و ببینیم حاوی چه حرف جدی هستند؟
مستندهای سفارشی علیه مجاهدین؛ بازتاب وحشت ولیفقیه ارتجاع
دو نمونه زیر که اخیراً از تلویزیونهای حکومتی پخششده بهخوبی وحشت ولیفقیه ارتجاع از مجاهدین و نیاز به تولید مستندهای سفارشی برای مقابله با نقش مجاهدین و کانونهای شورشی در تعمیق و گسترش قیام را بازتاب میدهد:
تلویزیون حکومتی شبکه افلاک – ۹ دی ۱۳۹۸:
«در انتخابات دهم ریاستجمهوری و حوادث پسازآن گروهها و بازیگران متعارض داخلی و خارجی با اهداف متفاوت در یک جبهه قرار گرفتند…
[بازپخش سخنان مسعود رجوی در تلویزیون حکومتی که قبلا از سیمای آزادی پخششده بود]:
”تمام نیرویمان را گذاشتیم از سهم اشرف هم کم کردیم چون همهچیز را گذاشتیم برای قیام برای همین سرو جانم فدای قیام به هر قیمت تا آنجایی که لازم باشد انرژی، ارتباطات، تبلیغات، سیاست خارجه، نیرویی، خانواده، پول و هر چی برای قیام…”».
تلویزیون شبکه چهار رژیم – ۹ دی ۱۳۹۸:
«گروهی که در آنسوی آبها از سالها قبل و زمانی که انقلاب اسلامی به پیروزی رسیده بود خواهان براندازی نظام اسلامی بودند و حالا با مشاهده خشونتهای خیابانی در کشور تلاشهایشان را در این خصوص تشدید کرده بودند… اغتشاشاتی که در سال ۹۶ و آبان ۹۸ در چند شهر اتفاق افتاد [مجاهدین] باسابقه ترور ۱۷ هزار ایرانی و جنایات متعدد در سالهای بعد از پیروزی انقلاب… تجربه تلخ آشوبهای اخیر بار دیگر این واقعیت را ثابت کرد که دشمنان قسمخورده ایران در کمین ضربه زدن هستند و بیتوجهی و یا کمتوجهی به این واقعیت میتواند اصطلاحاً به آنها زمینبازی بدهد…».
رسوایی فیلمسازی خامنهای علیه مجاهدین
در ایام قیام که پایههای حاکمیت رژیم به دست جوانان و کانونهای شورشی و مردم میهنمان به لرزه درآمده بود، رسانهها و خبرگزاری رسمی رژیم میزگردهای مفصل و طولانی البته باهدف تبلیغ مستندها و فیلمهای سفارشی علیه مجاهدین و مقاومت ایران برگزار میکردند که اعترافات قابلتوجهی هم در این میزگردها میشد و برای رژیم نتایج معکوس ببار میآورد:
در میزگرد خبرگزاری رسمی رژیم درباره فیلم نیمروز ۲ که در تاریخ ۳۰ آذر ۱۳۹۸ پخش شد کارشناس امنیتی رژیم اینگونه به «قدرت عملیاتی» مجاهدین اعتراف میکند:
«اساس ماجرای (قیام) ۹۶ زیر نظر مجاهدین بود یعنی کل آن ماجرا بعد از مشهد توسط سازمان رقمزده شد همه فعالیتها از طرف سازمان بود جثه مجاهدین آنچنان عظیم بود که ۱۰ درصد از آنها که از سال ۶۰ باقیماندهاند واقعه ۹۶ را رقم زد. سازمانی که این توانایی را دارد که همچنان آشوبآفرینی کند نشان میدهد همچنان زنده است و قدرت عملیاتی خود را از دست نداده است… سازمان باوجود ضربات متعدد، خود را بازتولید میکند. وقتی کالبد فیزیکی سازمان را که اشرف است از او میگیریم. خود را بهجایی دیگر میرساند…»
در میزگرد فوق که با شماری از مهرهها و کارشناسان امنیتی رژیم برگزارشده بود؛ فیلم فاشیستی و پرهزینه نیمروز ۲ که به دستور ولیفقیه ارتجاع تهیهشده، موردبررسی قرارگرفته و جابجا به بحثوجدلهای درونی کارپردازان پاسدار و اطلاعاتی در مورد نحوه سرهمبندی کردن فیلم و سانسور برخی صحنههای دستساز خودشان برای اینکه به سود مجاهدین نباشد اعتراف شده و دروغپردازیهای شیادانه علیه مجاهدین در دستپخت نهایی فیلم و اینکه علیرغم تمامی سرهمبندیها و صحنهسازیها، این فیلم در جامعه نتایج معکوسی علیه رژیم و به نفع مجاهدین داشته، اینگونه اذعان شده است:
مرتضی جودی (کارشناس حکومتی در امور سینمایی و نویسنده):
«به دو مورداشاره میکنم. صحنهای که در اسلامآباد اتفاق میافتد؛ این دروغ است که سازمان آدمها را دار زد. چرا باید برای نشان دادن خشونت آنها بهدروغ متوسل شویم تا بعد متقابلاً نشان دهیم نیروهای خودی نیز این کار را کردهاند و کسانی که مخالفت میکنند، کمال و افشین هستند که خود به جنایت دست میزنند؟! من نسخهای در جشنواره دیدهام که با این نسخه فرق دارد و چیزهایی را کم کردهاند که متأسفانه این چیزها باید کم میشد. دیگری، صحنهای را نشان میدهید که در میدان جنگ برای استراحتی نیمساعته متوقفشدهاند و در این صحنه نماز جماعت نشان میدهند، به نظر من این صحنه تحت تأثیر شرایط داعش در آن مقطع است. چه نیازی است که از سازمان نماز جماعت نشان بدهید؟! یعنی اینها نیروهایی مؤمن هستند؟! شما نسبت به مجاهدین سمپاتی ایجاد میکنید! و بعد اینکه این واقعی نیست، درصحنه جنگ مرصاد این صحنه اتفاق نیفتاده است و چنین صحنهای عاشورا را تداعی میکند. من زمان نمایش فیلم، بار اول سردرد گرفتم چون این صحنه به مخاطب القاکننده است». (میزگرد خبرگزاری رسمی رژیم درباره فیلم نیمروز ۲-رد خون – ۲۴ آذر ۱۳۹۸)
کارشناس اطلاعاتی رژیم:
«انتخاب جاده آسفالته برای چه بود؟ میخواستند با حداکثر سرعت ظرف ۴۸ ساعت به تهران برسند. تمامی تجهیزات انتخابشده به همین منظور بود. ما افراد پیاده نداشتیم و همه سوار ماشین بودند. یا سوار نفربر بودند یا سوار تانک و کاسکاول بودند یا سوار جیپ و ماشینهایی که با سرعت حرکت کنند… در بین نماز جماعت، وقتی میخواهند چهره مخوفی از سازمان نشان بدهند جنازهها را وسط میریزند و آتش میزنند. نیرویی که میخواهد خود را با سرعت ۴۸ ساعته به تهران برساند چطور مرده میسوزاند؟! اگر بیننده ذرهای باهوش باشد این نکته را بهسرعت میگیرد و آن را بهکل ماجرای فیلم تعمیم میدهد و میگوید در جای دیگری نیز ممکن است دروغ گفته باشد…
احمدرضا کریمی (پادوی ساواک، مشاور لاجوردی):
«تصویری که از دختران وزنان مجاهد در عملیات فروغ جاویدان در فیلم ارائهشده است در میان برخی از اقشار اجتماعی ما نسبت به آنها سمپاتی ایجاد میکند.
میخواستند با حداکثر سرعت ظرف ۴۸ ساعت به تهران برسند تمامی تجهیزات انتخابشده به همین منظور بود. همه سوار نفربر، تانک، کاسکاول، جیپ و ماشینهایی بود که با سرعت حرکت کنند…» (میزگرد خبرگزاری رژیم درباره فیلم ماجرای نیمروز ۲ در تاریخ ۵ دی۱۳۹۸)
مرتضی جودی:
«دو فاجعه در فیلم رخداده است، من کار امنیتی نکردهام و نمیدانم؛ ولی در عجبم که چرا نیروهای امنیتی نسبت به این موضوع واکنش نشان ندادهاند. آن فاجعه در مورد خط قصه عباس زریباف در این فیلم است. اولاً این ماجرا در فیلم از بیخ و بن دروغ است. شما یک واقعه تاریخی را روایت میکنید و تغییراتی در آن اعمال میکنید و دستکاریهایی میکنید تا در خدمت درام قصه باشد؛ هیچ اشکالی ندارد، ما میگوییم سینماست. ولی نباید واقعیت را تغییر داد…»
کارشناس اطلاعاتی:
«سازمان (مجاهدین) در سال ۶۰ میزان ۵۰۰ هزار نسخه تیراژ نشریه مجاهد داشت و رجوی این را درست میگوید، یک فکر و یک تفکر در جامعه بود و بر یک پشتوانه تاریخی مبتنی بود. من حتی میتوانم بگویم این تفکر در مشروطه ریشه داشت. این تفکر به شکلهای گوناگون خود را نشان داد؛ ازجمله نهضت آزادی و روشنفکران مسلمانی که شاخههای گوناگونی داشتند. اینها از سال ۴۴ تا سال ۵۷ یک شاخه از آن جریان کلی بودند که به سمت کار مسلحانه رفتند. این جریان بعد از انقلاب آنچنان جذابیتی داشت که ۳۰ هزار مسلح مرتبط داشتند…» (خبرگزاری رسمی رژیم درباره فیلم نیمروز ۲-رد خون – ۳۰ آذر ۱۳۹۸)
آبشخور سیاسی فیلم و مستندهای سفارشی
پس از نگاهی به قضاوتهای برخی دستاندرکاران حکومتی در مورد جعل و دروغهای ناشیانهای که در این فیلمهای سینمایی، باعث مفتضح شدن آنها شده است، خوب است ببینیم آبشخور سیاسی این قبیل جعلیات و اباطیل سینمایی چیست؟ پاسخ را از زبان برخی از سرکردگان رژیم بشنویم:
پاسدار سلامی سرکرده سپاه پاسداران:
«مجاهدین حرکات و جریانهای مختلف را ازجمله آشوب تیرماه ۷۸، فتنه ۸۸، اغتشاشات دی ۹۶ و غائله اخیر تقویت و فعال کردهاند.» (خبرگزاری ایسنا – ۵ آذر ۱۳۹۸)
پاسدار یدالله جوانی معاون سیاسی سپاه پاسداران:
«این وقایع با این گستردگی و ابعاد در طول عمر چهلساله انقلاب اسلامی در نوع خود بینظیر بود فتنه ۸۸ و ۹۶ به لحاظ گستردگی در ابعادی بسیار کوچکتر قرار دارد.» (سایت عصر ایران رژیم – ۸ آذر ۱۳۹۸)
وزارت اطلاعات نیز دریکی از سایتهای تابعهاش بنام هابیلیان به تاریخ ۱۶ دی ۱۳۹۸ در تحلیلی از قیام مردم ایران و زمینههای چهلساله آن تحت عنوان «انتقام چهلساله [مجاهدین]…»، اینگونه از بیثبات شدن رژیم آخوندی در اثر استراتژی قیام و سرنگونی توسط مجاهدین زوزه سر داده است:
«در روزهای اخیر بار دیگر کشور درگیر اغتشاشات شد… بر اساس اعلام نیروهای امنیتی، نقش مهم در این اغتشاشات بر عهده [مجاهدین] بود. این واقعیت وقتی پررنگتر میشود که بدانیم در ۴۰ سال گذشته، (مجاهدین) از هر فرصتی برای ایجاد ناامنی و اغتشاش در کشور استفاده کرده و این تاکتیک آنها مهمترین راهکار [مجاهدین]… است. از سال ۵۸ تا ۹۸ یعنی در ۴۰ سال گذشته، [مجاهدین] همواره کوشیدهاند نظام به ثبات سیاسی نرسد… در سالهای گذشته سرمایهگذاری ویژهای روی فضای مجازی کردند و از آلبانی، اکانتهای ضد (نظام) راه انداختند. حاصل آن فعالیتها، اغتشاشگری در ۱۰۰ شهر ایران بود…».
بنابراین بهخوبی آشکار میشود که دلیل تأکید برساخت فیلمها و مستندهای سفارشی توسط خامنهای چیزی جز وحشت رژیم از نقش تعیینکننده مجاهدین در قیام و استراتژی سرنگونی تمامیت رژیم نیست و به همین خاطر است که در جریان قیام آبان گذشته نیز دستگاه امنیتی اطلاعاتی آخوندها آن را بهعنوان راهکار مقابله با مجاهدین بهمنظور زمینهسازی کشتار مجاهدین و سرکوب قیام و مقابله با کانونهای شورشی ارائه و سفارش میدهد.
هابیلیان از ارگانهای وابسته به وزارت اطلاعات – ۱۲ آذر ۱۳۹۸ در راستای همین اعترافگیری اجباری ؛ ترفند نخنمای وزارت اطلاعات اینگونه رهنمود میدهد:
«در سالهای اخیر [سازمان مجاهدین]… سعی کرده تا با خارج کردن مطالبات اجتماعی و بحرانهای ایجادشده از بسترهایشان، آنها را تبدیل به فراروایت کرده و درنهایت کارکرد خود از بحرانها را استخراج کند… [مجاهدین] در این راه سعی میکنند تا تصویر اسطورهای از عوامل خود که نقش آشکاری در تخریب اموال عمومی داشتند، ساخته و از سویی دیگر در این روایت موجی از ناامیدی و نفرت را در جامعه القا کنند… در پیش گرفتن سیاستهایی مانند پاسخگویی به مطالبات مردم و تهیه و تدوین برنامههای مستند مختلف در صداوسیما و رسانهها توسط [رژیم آخوندی] سبب میشود تا دست [مجاهدین] برای مردم رو شده و آنها دررسیدن به اهداف خود ناکام بمانند…» (هابیلیان – ۱۲ آذر ۱۳۹۸)
بهاینترتیب روشن میشود که چرا و به چه منظوری تمامیت دستگاه رژیم آخوندی از ولیفقیه ارتجاع تا وزارت اطلاعات تا سایر ارگانهای جنگ روانی و سرکوب رژیم، به دنبال تهیه و پخش فیلم و سریال و مستند سفارشی هستند؛ چون تنها راهکار علیه مجاهدین و مقاومت ایران یعنی آلترناتیو خودشان را در شیطان سازی و تروریسم می ببینند. راهکاری که همچنان که دیدیم برای ولیفقیه نتیجه معکوس و برای مجاهدین و مقاومت ایران اقبال هرچه بیشتر اجتماعی داشته و خواهد داشت.
اعترافگیری اجباری ؛ ترفند نخنمای وزارت اطلاعات در فیلمها و مستندهای سفارشی علیه مجاهدین
درهمین رابطه بخوانید:
خبرهای جعلی وزارت اطلاعات آخوندها در گزارشات «خبرنگاران و رسانه های دوست» نظام ولایت فقیه
جعل خبر و صنعت دروغ تحت عنوان کتاب
تروریسم و شیطان سازی علیه مجاهدین خلق – بیانیه شورای ملی مقاومت ایران- فصل هفتم – ۹۸۰۶۳۱
مستند سازی سفارشی تحریف تاریخ یا ”جنگ روایت؟!” – قسمت دوم
مستند سازی سفارشی تحریف تاریخ یا ”جنگ روایت؟!” -شماره ۱









