آهوناله عوامل دونپایه آخوندها درآستانه سرنگونی _ سلیمان حیدری
آهوناله عوامل دونپایه آخوندها درآستانه سرنگونی _ سلیمان حیدری
درحالیکه جیغ وفریادهای انواع مهرههای ریزودرشت رژیم از دست مجاهدین از ترس قیام در ایام انتخابات را میشنیدم و میخواندم که مجاهدین طرح سرنگونی قویتر از سال ۸۸ رادارند و درزمانی که همزمان سربازان ضدامام زمان دستگیری تیمهایی از مجاهدین خلق که قصد سرنگونی رژیم ایران را دارند با آبوتاب برای روحیه دادن به نیروهای وارفته نظام ضدالهی اعلام میکردند، خبرهای خائنین و بریده مزدورانی را نیز دیدم که به فرموده، بر طبل غیر دمکراتیک بودن مجاهدین و اینکه تهدید، سازمان مجاهدین خلق است میکوبند.
اخیراً با مدل جدیدی از خانواده الدنگ امثال خائنینی مانند حنیف حیدرنژاد (البته که خمینینژاد) یا نریمان حیدری (که برای نادم تیرخلاص زن دولا و راست شده و بر دست او بوسه میزند) مواجه شدم که جهت اطلاع ایرانیان شریف اشارهای میکنم و درمیگذرم.
دو نابرادریام بنام قهرمان حیدری که نام حنیف حیدرنژاد برای خود گذاشته که بهتر بود خمینینژاد میگذاشت تا زیبنده وجودش باشد و دیگری نریمان که به آن نادم کاسهلیس میگویم، چون یکی از جنایتهایی که خمینی در حق مردم ایران و فرهنگ ما کرد، ذبح کلمات بود و این دوخائن نیز همین کار را کردهاند من به حنیف خمینی نژاد گفته بودم که خائن است، چون به مبارزان درصحنه جنگ پشت کرده است و سزای کسی که از جبهه فرار میکند چیست؟
ولی سازمان با بلندنظری از سهمیه نان رزمندگان زد و هزینه سفرش را تأمین کرده و او را به خارجه فرستاد. به او گفتم برود زندگیاش را بکند و به نجاست وزارت بدنام آلوده نشود. ولی متأسفانه خودش را در گنداب آخوندی فروکرد.
نریمان خائن هم پس از خیانت به همسر شهیدش، در حین مأموریتی که سازمان او را فرستاده بود خیانت کرد و اخیراً نیز به خدمت آخوندها درآمده است. اف لکم و لما تعبدون
این مدعیان کاذب دمکراسی، خونآشامانی هستند که مانند زالو از خون شهدای والا قدری مانند شهید شمسی رباطی و شهید امیر اردلان حیدری، برای حیات ننگینشان استفاده میکنند. شرمشان باد.
این نادمان خیانتکار به این دلیل به خدمت رژیم جنایتکار آخوندی درآمدند که همان مرز سرخ را رد کردند و به خدمت وزارت بدنام آخوندی درآمدند. یعنی خود را به دژخیم فروختند. اما رژیم درحال سرنگونی است و دیر نیست تا پاسخشان از خلق به پاخاسته و پیشتازان دلاورش در ارتش آزادیبخش را بگیرند.
خائنینی که تحت نام حقوق بشر چشمهای ناپاکشان را بر اعدامهای روزانه رژیم در ملاء عام بسته و میبندند و در برابر فساد اجتماعی و اقتصادی و فقر مردم اسیرمان که حتی کاندیدهای بهاصطلاح رئیسجمهوری نظام که از اصطبل ولایتفقیه با صدبار فیلترشدن بیرون کشیده شدهاند، به آن اذعان میکنند، سکوت خائنانه میکنند.
ولی مابازای آن، لجن نامههایشان در حمایت از رژیم، انباشته از هجویات و لجن پراکنی علیه مقاومت سرفراز مردم ایران است. که البته نه چیز جدیدی است و نه عجیب، چراکه ما همواره تجربه کردهایم که رژیمآخوندی در حالت استیصال برای خروج از بنبست و نجات از سرنگونی محتوم از دست همان بهاصطلاح ”گروهک“ و برای مشروع کردن یک تهاجم نظامی عوامل خودش را برای مشروع کردن تهاجم آتی به صحنه میآورد تا زمینهسازی سیاسی و اجتماعی را برای رژیم فراهم کنند.
حالا بعد از شکست تمامی توطئه چنددهه رژیم علیه مقاومت ایران و اشرفیان ساکن اشرف و لیبرتی و مشخصاً طی10سال اخیر، رژیم از سر استیصال در بحبوحه انتخابات و در مرحله تعیینتکلیف چارهای ندارد بهجز اینکه عوامل دستچندم خود را نیز علیه این مقاومت خونبار به خدمت گرفته تا با لیس زدن چنگالهای خونآلود رژیم ولیفقیه کاردشان را برگلوی مظلوم با شعار ”وا دمکراسیا“ بفشارند تا شاید در این میان برایشان فرجی حاصل شود.
اما واقعیت این است که کفگیر رژیم به ته دیگ خورده است.
رژیم غرق بحرانهای بینالمللی و داخلی مجبور شد آخوند مفسدی را به عراق بفرستد تا طرحهای جدیدی علیه اشرفیان در اشرف و لیبرتی اجرا کند، همزمان عروسکهای خیمه شب بازیش مانند کوبلر و مالکی را به خدمت گرفت تا با تمام قوا علیه آلترناتیو توطئه کنند تا شاید چند صباحی سرنگونی محتومش به عقب بیفتد.
رژیمی که به لحاظ سیاسی تلاش میکرد هیچوقت اسم مجاهدین را نیاورد تا آنها را تمامشده القاء کند، حالا در منتهای فلاکت و بدبختی یقه رفسنجانی که از ارکان اصلی نظام است را گرفته که چرا به حرف مجاهدین گوش میکنی؟
حزباللهیهای لباس شخصیاش را قمه کشان به میدان آورده تا با فغان و تهدید بگوید ببینید اگر شل کنیم باختهایم و مجاهدین دوباره میآیند!
در یککلام رژیم تمام عوامل ریزودرشتش را بسیج کرده است که بگوید: تهدید نه آمریکاست و نه شوروی و نه اروپا، تهدید همان کسانی هستند که تا جنبیدیم به دروازههای کرمانشاه رسیدند، اینها قسمخوردهاند و ذرهای از سرنگونی کوتاه نمیآیند.
بله، واقعیت همین است، ما از سرنگونی محتوم رژیم ضدبشری آخوندی به هیچ قیمت کوتاه نخواهیم آمد بخصوص که الآن در فاز پایانی سرنگونی رژیم هستیم.
بنابراین برما روشن است که رژیم از هیچ توطئهای برای نابودی اشرفیان در لیبرتی و اشرف دریغ نمیکند.
اما پاسخ من بهعنوان یک اشرفی ساکن لیبرتی به رژیم این بوده و هست که برای سرنگونی آخوندهای ضدبشر مقاومت میکنم و میکنیم تا با فدای جانهایمان ایران را از لوث این جانیان آزاد کنیم.
لبخندی که برلبهای یتیمان و بیخانمانها و کارتنخوابها در طلوع سرنگونی شگفته شود زیباترین و باشکوهترین لحظه تاریخی هر مجاهد است و ما به این انتخاب سرنگونی افتخار میکنیم.
برادرانی که جلوی چشمانمان با موشکهای رژیم تکهتکه شدند یا آن خواهر مجاهدمان که با همان موشک در چند متریمان جان سپرد و بسیاری از خواهران و برادرانی که به دلیل محاصره ظالمانه از بی دارویی و عدم رسیدگی پزشکی شهید شدند، اما سرفرازانه و باافتخار پرچم هیهات مناالذله در دستشان بود و مجروحینی که حتی از امکان جاده چه برسد به دارو و درمان و درخت و فضای سبز، از امکان برق چه برسد به سایر امکانات تفریحی بی بهره اند، اما سرفراز چونان سرو ایستاده اند و مقاومت میکنند پاسخ رژیم و مزدورانش را دادهاند و میدهیم که:
گرما زسربریده میترسیدیم، در جمع عاشقان آزادی مردم ایران در لیبرتی و اشرف نمی رزمیدیم
پس هر اقدام رژیم علیه ما از سر استیصال است و چارهای ندارد بهجز اینکه انواع مزدورانش را به جان این مقاومت بیندازد. در لیبرتی هرروز مزدوران کوبلر و مالکی با ممانعت از ورود امکانات اولیه زندگی و حتی خروج خودروهای شهرداری، ما را به اشکال مختلف شکنجه روحی و روانی بکنند. بگذار رژیم خائنین و بریده مزدوران را بسیج کند تا علیه این آلترناتیو جیغ بنفش بکشند. و اتفاقاً از نظرمن اینها بینه این است که رژیم نفسهای آخرش را میکشد و کفگیرش به ته دیگ خورده است تا با متوسل شدن به هر خس و خاشاکی خودش را از سرنگونی محتوم نجات بدهد.
اما پاسخم بهعنوان یک ساکن لیبرتی: معیار نزدیکی و دوری ما با هر ایرانی و غیر ایرانی فقط یکچیز است. با رژیم خونخوار ولیفقیه مرز داشته باشد و در خدمت او نباشد، در جبهه خلق باشد و نه جبهه ضد خلق و تمام.
ما به هیچچیز دیگر افراد کاری نداریم نه به آئین و مرام و نه به مذهب افراد و نه به نوع تفکر و منش کسی و به همین خاطر با تمام خضوع مجاهدی به هر ایرانی شریفی که با رژیم آخوندها مرز دارد وبه آن آلوده نیست، ولو اینکه با ما همعقیده نباشد و یا حتی انتقادی داشته باشد، احترام میگذاریم.
یعنی معیارما بسیار ساده است، شاقول ما در تنظیم با هر فردی نرفتن او با رژیم جنایتکار آخوندی است ولاغیر. و این مرزسرخی است که از آن کوتاه نمی آبیم چراکه دریای خون بیش از 120هزار شهید بین ما و این رژیم ضد بشری است.
بنابراین سر این مرز سرخ سوزنی کوتاه نمی آئیم و با احدی شوخی نداریم و هرکس تحت هر نامی برای رژیم دم تکان بدهد و کاسهلیسی کند و برقصد در جبهه ضد خلق است با هر مارکی و لباسی. علیه تمامی مصالح و منافع ملی مردم ایران و شریک جرم تمامی جنایتهای رژیم است. چون بسیار واضح است در مرحله سرنگونی که سردمداران رژیم آشکارا به آن اعتراف میکنند، رژیم تلاش میکند تحت انواع توطئههای آخوندی مانند خانواده الدنگ و یا ترفند حقوق بشر ویا هر ادعای دیگری آنها را برای زمینهسازی کشتار بعدی ساکنان لیبرتی و اشرف و زندانیان سیاسی به خدمت بگیرد.
یرِیدُونَ أَن یطْفِؤُواْ نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَیأْبَی اللّهُ إِلاَّ أَن یتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ کرِهَ الْکافِرُونَ
سلیمان حیدری (فتحالله) زندان لیبرتی
خرداد92
آهوناله عوامل دونپایه آخوندها درآستانه سرنگونی








