چرا می‌گوئیم انقلاب۵۷ توسط آخوندها دزدیده شد؟ (قسمت پانزدهم)

118
سرقت انقلاب 57 شماره 15

گوشه‌ای از روابط آخوند مرتضی مطهری، با دربار شاه و ارگان‌های تبلیغی آن

یک نمایش مضحک از آخوندهای مرتجع، وقتی شکلک انقلابی‌گری درمی‌آورند:

– «همکاری با دربار» در زمان شاه! 

– «ریاست شورای انقلاب نیروهای سرنگون‌کننده شاه» پس‌از سرنگونی شاه!

آخوند مرتضی مطهری یکی از بالاترین آخوندهای طرفدار خمینی در سلسله‌مراتب آخوندی در زمان شاه بود، او در زمان دیکتاتوری سلطنتی و حتی پس از انقلاب با تمام وجود با انقلاب، ترقی و هرگونه پیشرفت و تحول اجتماعی مخالف بود و به‌دلیل همین روحیه سازشکارانه، در زمان شاه، در سازش کامل با نظم‌موجود قرارداشت، او روابطی مستقیم با ارگان‌های توجیه‌کننده نظام سلطنتی نظیر «انجمن شاهنشاهی فلسفه» (متعلق به دربار و دفتر فرح پهلوی) و مجله «زن روز» (متعلق به مصباح زاده از سرمایه‌داران وابسته نظام سلطنتی) برقرار کرده‌بود و مطلقا مخالفتی با نظام شاه نداشت؛ اما به‌محض‌اینکه نسیم انقلاب۵۷ درنتیجه شکنجه و خون‌های مجاهدین و فدائیان وزیدن آغاز کرد و نهایتا به پیروزی رسید، ناگهان آخوند مرتجع طرفدار وضع موجود رنگ عوض کرد و عنوان انقلابی برخود گذاشت و در منصب ریاست شورای به‌اصطلاح انقلاب خمینی ظاهر شد. به‌دلیل همین کینه‌توزی‌های تاریخی با انقلاب و انقلابیون، او رسالت خود را از همان آغاز، ضدیت هیستریک با مجاهدین که آنها را صاحبان اصلی این انقلاب می‌دانست قرار داد تا با هرچه در توان دارد، سوابق درخشان مبارزاتی آنها را مخدوش‌سازد و با ساختن نمادهای جعلی و دست‌ساز آخوندی، اعتبارمبارزاتی مجاهدین را نیز سرقت کند. نمونه زیر گواه رویکرد فرصت‌طلبانه این آخوند خمینی‌صفت است:

« ببینید آن روز که شهید مطهری آمدند و جلسه شورای انقلاب بود. ایشان گفت … (مجاهدین خلق) از اول منافق بودند و ما باید تشکیلاتی را بوجود آوریم و تمام القابی که اینها به دروغ روی خود گذاشته‌اند را از اینها بگیریم. مثلا خلق برای قرآن است. مجاهد برای قرآن است و این گروه که هیچ التزامی به قرآن و خلق خدا ندارند، نباید از این القاب به نفع خود سوء استفاده کنند.

پس از مدتی ما متوجه شدیم که ۷ گروه شاخص مبارز با هماهنگی بزرگانی چون شهید مطهری، گروهی واحد را تحت عنوان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی تشکیل دادند و با اضافه کردن پسوند اسلامی به

مرتضی-مطهری-مجاهدین_خلق

سازمان ایجاد شده مرز میان خود و مجاهدین خلق را بیشتر نشان دهند.» (از خاطرات پاسدار یوسف فروتن اولین سخنگوی سپاه پاسداران ارتجاع در خبرگزاری نیروی تروریستی قدس موسوم به تسنیم ۲۶تیر۹۶)

گوشه‌ای از روابط مرتضی مطهری با دفتر مخصوص فرح پهلوی در زمان حکومت سلطنت، درحالی‌که بعداز سقوط شاه، مدعی ریاست شورای به‌اصطلاح انقلاب! نیروهای سرنگون‌کننده آن شد:

سایت «بنیاد علمی فرهنگی … مطهری» به‌بهانه انتشار کتابی، بخشی از توضیحات سیدحسین نصر،‌ رئیس دفتر همسر شاه را منتشر کرده است که در آن به توصیه مرتضی مطهری به او مبنی بر پذیرش این شغل اشاره شده‌است:

«با این حال مهم‌ترین مسأله در این خاطرات که چالش برانگیزترین آنها نیز هست، حضور نصر در مقام رئیس دفتر فرح پهلوی، آن هم در زمان اوج‌گیری انقلاب اسلامی است. نصر در این باره علاوه بر تکرار مواضع پیشینش، موضوع جالبی را پیش کشیده و گفته است: «…در آن شرایط برخی از آقایان علما ترس زیادی از این وضعیت داشتند و طرفدار این نظریه بودند که تنها پلی که می‌تواند رابطه را بین جریان‌های اسلامی و دیدگاه‌های حکومتی حفظ کند تا جلوی خطر استیلای کمونیسم گرفته شود، بنده هستم. از آن سو ملکه نیز از سال‌ها پیش و به دلیل همکاری‌های فرهنگی نظیر کار روی معماری سنتی، بازسازی بافت شهر اصفهان و تأسیس انجمن شاهنشاهی فلسفه ایران مرا می‌شناخت. وی در شرایط حساسی پیشنهاد ریاست دفتر مخصوص خود را به من کرد…»

او در بخشی دیگر درباره این که چه علمایی به او توصیه کرده‌اند، گفت: «این کار را در آن زمان یک سیدحسین_نصر-شاه-فرح-شریف_امامیوظیفه ملی و حتی دینی دانستم و شاید هم اشتباه کردم. حتماً اشتباه کردم، وگرنه این گونه چوب آن را نمی‌خوردم. ولی از سوی دیگر، آمدن من به ایالات متحده، امکانات نوینی برای فعالیت در زمینه اسلام‌شناسی و معرفی اسلام به غرب و حتی ممالک دیگر اسلامی به بنده داد که در صورت ماندن در ایران وجود نمی‌داشت. خیلی از متفکران و رهبران مسلمانان امریکا و چند کشور دیگر هنوز که هنوز است، احساس خوشحالی می‌کنند که من به غرب آمدم. ولی به رغم این مسأله، تاوان دوری از ایران برای بنده بسیار سنگین بوده است. اما برگردیم به پرسش شما! تنی چند از آقایان علمای بنام آن زمان در مورد پذیرفتن این نوع مشاغل به من اصرار می‌کردند. اسم آنها را نمی‌خواهم ببرم و فقط یکی را نام می‌برم که آن هم مرحوم مطهری است. ایشان دوست بسیار نزدیک من بود. البته اکنون همه این دوستی نزدیک بین ما را انکار می‌کنند ولی مرحوم مطهری مانند برادر من بود. ما با هم مقاله می‌نوشتیم و بحث‌های فلسفی زیادی می‌کردیم… من چند بار با مرحوم مطهری به صورت تلفنی صحبت کردم و فقط از آبان ماه سال ۵۷ که آقای مطهری ”ناپدید” شد و به قول معروف به زیر زمین رفتند، با ایشان دیگر تماس نداشتم… در تابستان (تا تابستان ۵۷) [زمانیکه مسئولیت دفتر فرح را برعهده داشته است و همزمان با کشتار ۱۷شهریور و …] ما دائماً با هم تماس داشتیم.»

سایت بنیاد علمی فرهنگی… مطهری ۶شهریور۹۲

خبرگزاری رژیمی قرآن (ایکنا) نیز در توضیحی که حول یک موسسه حکومتی منتشر ساخته، به سوابق این موسسه در زمان شاه اشاره می‌کند و طی آن فاش می‌سازد که مرتضی مطهری در زمان شاه با این موسسه که اسمش در آن دوران «انجمن شاهنشاهی فلسفه» و وابسته به دربار شاه بوده است، رفت‌وآمد و همکاری داشته و به دلیل همین مراودات، پس از پیروزی انقلاب۵۷، مانع انحلال آن شده است.

از اینجا می توان رویکرد کینه‌توزانه مطهری با «سازمان مجاهدین‌خلق» را از زمانی‌که در معرض دستیابی به قدرت قرارگرفت، به‌خوبی فهم کرد و علت اینکه او و سایر آخوندهای خمینی صفت قصد داشته‌اند با سرقت نام و سوابق مبارزاتی مجاهدین که تنها انقلابیون مسلمان و متشکل زمان شاه با سوابق مبارزاتی درخشان بوده‌اند، فریبکارانه خود را به جای آنها انقلابی جا بزنند دید تا انقلاب را به وسیله‌ای برای کشتار انقلابیون اصیل تبدیل‌کنند:

«پازوکی در مورد عنوان شاهنشاهی انجمن افزود: ”من کاری ندارم که آیا نام شاهنشاهی درست بود یا نبود ولی سهم انجمن در اشاعه و نشان دادن حکمت و عرفان اسلامی بی‌نظیر و بلکه کم‌نظیر بود. هنوز بعد از گذشت چندین سال وقتی ما به خارج از ایران می‌رویم به واسطه عضویت در انجمن برای ما شانیت علمی قائل می‌شوند”.

شهید مطهری ناجی انجمن می‌شود

با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی سرنوشت انجمن نیز دستخوش تغییرات شد. یدک کشیدن نام شاهنشاهی سبب به تعلیق درآمدن فعالیت‌های انجمن گردید. تا اینکه در اواخر فروردین ۱۳۵۸ در یک فراخوان از اعضای انجمن خواسته شد تا بعد از انجام مصاحبه دوباره به کار خود باز گردند. مسئولیت اداره انجمن بعد از انقلاب به «مهدی چهل تنی» واگذار گردید.

قبل از انقلاب شهید مطهری به انجمن رفت و آمد می‌کردند و از نزدیک با فعالیت‌های آنجا آشنا بود. همین نزدیکی باعث شد مطهری تلاش بسیاری انجام دهد تا انجمن بعد از انقلاب منحل نشود. شهین اعوانی به نقل از مهدی محقق در این باره گفت: …

… آقای تهرانچی با شهید مطهری تماس گرفتند و ایشان در پاسخ فرمودند که دکتر نصر قبل از انقلاب ایران را ترک کرده است و فعالیت‌های انجمن در مورد اسلام وشیعه بی‌نظیر بود سعی‌تان بر این باشد که انجمن را حفظ کنید”

شهین اعوانی در ادامه افزود: به مدد حمایت‌های شهید مطهری ما اکنون در خدمت شما هستیم در صورتی که سایر موسسه‌ها و نهادهای زیر نظر دربار یا همگی تعطیل شدند یا از بین رفتند و یا در سایر موسسه‌های دیگر ادغام شدند. دقت کنید از نظر هویتی و قدمت، انجمن نسبت به سایر موسسه‌ها از سابقه کمتری برخوردار بود.»

خبرگزاری حکومتی قرآن (ایکنا) ۱۶فروردین۹۵

مطهری-مجاهدین-دربارشاه

 یک مقایسه کوچک بین کردار رئیس «شورای به‌اصطلاح انقلاب خمینی» و فعالیت‌هایش در زمان شاه برای ترویج اسلام ارتجاعی در «مجله زن روز»! و «موسسه کیهان»! [گسترده‌ترین ارگان تبلیغاتی رژیم شاه] و کردار انقلابیون پاک‌باز «مجاهدخلق» در «بیدادگاه‌ها و میدان‌های تیرباران»، در پاسداشت از اسلام انقلابی و توحیدی در همان زمان:

روزنامه اطلاعات ۲۶بهمن۱۳۵۰:

[گزارشی از دادگاه عادی و علنی شماره یک دادرسی ارتش برای رسیدگی به اتهامات گروهی از اعضای سازمان مجاهدین‌خلق ایران]:

«… پس از ۱۰ساعت بحث و شور تصمیم نهایی خود را درباره گروه ۱۱نفری خرابکاران و متهمین علیه امنیت و استقلال کشور صادر کرد: … بموجب رأی این دادگاه متهم ردیف یک ناصر صادق (بازداشت از تاریخ ۶/۶/۵۰) به اعدام، محمد بازرگانی متهم ردیف۲ (بازداشت از تاریخ ۶/۶/۵۰) به اعدام، متهم ردیف۳ مسعود رجوی (بازداشت از تاریخ ۶/۶/۵۰) به اعدام، علی میهندوست متهم ردیف۴ (بازداشت از تاریخ ۲۴/۷/۵۰) به اعدام، متهم ردیف۵ منصور بازرگان (بازداشت از تاریخ ۶/۶/۵۰) به ۱۰سال حبس، متهم ردیف۶ مهدی فیروزیان (بازداشت از تاریخ ۲۰/۶/۵۰) به ۱۰سال حبس…»

   «متهم در دادگاه گفت: اگر مسلسل داشتم دادستان را میکشتم» [مجاهدخلق             علی میهندوست]

خبرگزاری حکومتی ایسنا ۱خرداد۱۳۹۴:

«… به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)- منطقه خراسان، دکتر هادی خانیکی در نشستی با موضوع «امام موسی صدر و تجربه گفتگو در جهان دینی» که در سازمان مرکزی جهاددانشگاهی مشهد برگزار شد، اظهار کرد: همان گونه که اسلام، قرآن و سیره امامان نبوی شیعه به گفتگو توصیه دارند این گرایش به گفتگو را می‌توان در امام موسی صدر به خوبی دریافت.

وی با اشاره به دیدار خود با شهید مطهری در سال ۵۱ یادآور شد: در آن روزها ما از جوانان انقلابی بودیم و به شهید مطهری اعتراض کردیم، چرا با مجله “زن روز” همکاری می‌کند زیرا در آن موقع شهید مطهری مقاله‌های نظام حقوق زن را در آن مجله می‌نوشت و مجله زن روز از جمله مجله‌هایی بود که دختر شایسته انتخاب می‌کرد و ملاک انتخاب دکتر [دختر] شایسته همان ملاک‌های مرسوم در دولت پهلوی بود…»

مطهری-زن_روز-مجاهدین-رجوی

بیشتر بخوانید

ایران افشاگر

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here