غلامرضا صادقی جبلی؛ مأموری برای نفوذ از سوی اطلاعات آخوندی

648
غلامرضا صادقی جبلی مأمور اطلاعات آخونده
مامور وزارت اطلاعات حکومت ایران بنام غلامرضا صادقی جبلی

غلامرضا صادقی جبلی مأمور اطلاعات آخوندها در طرح نفوذ به درون مناسبات سازمان مجاهدين و ارتش آزادی بخش می باشد و در اجرای تعدادی از طرح‌ها و پروژه‌های وزارت اطلاعات برای شيطان سازی عليه مجاهدين، نقش داشته است.

مزدور صادقی جبلی در دهه ۶۰ به زندان افتاد و در زندان به خيانت تن داد و به استخدام وزارت اطلاعات در آمد. او همكاری و سرسپردگی به رژيم ولايت‌فقيه را با شركت در شكنجه زندانيان مجاهد و به گفته خودش با اعلام آمادگي برای تير خلاص زدن به مجاهدين شروع كرد و وقتی که با شركت فعال عليه زندانيان مجاهد توانست اعتماد كامل دژخيمان را جلب كند، از سوي وزارت اطلاعات به‌منظور نفوذ در سازمان مجاهدين خلق و انجام اقدامات تروريستي در اشرف به خارج كشور فرستاده می شود، اما به دنبال لو رفتن ماهيت او و اخراج از اشرف، به تيف (خروجی تحت كنترل نيروهاي آمريكايی) رفته و ازآنجا به دامن وزارت اطلاعات برمي‌گردد و دور جديدی از مأموريت‌هايش را همراه با ديگر مزدوران وزارت اطلاعات عليه اشرف و مجاهدين شروع می کند.

وی، پس از اعزام به خارج كشور، به‌رغم تظاهر به پناهندگی، متناوباً برای گرفتن مأموريت‌های جديد و توجيه توسط وزارت اطلاعات به ايران رفت‌وآمد دارد. وی در سال ۹۵ ميلادی با زير پا گذاشتن حكم دادگاه كانادا، فرزند خردسالش را كه نزد مادرش زندگی می کرد، می ربايد و او را به ايران تحت حاكميت آخوندها مي‌فرستد و از كانادا فرارمی كند. مزدور صادقی جبلی با شكايت مادر و به جرم بچه‌ دزدی تحت تعقيب پليس بين‌الملل قرار می گيرد و سرانجام دستگير و برای محاكمه به كانادا مسترد می شود. روزنامه كانادايی تورنتو سان، ۱۵ ژوئيه ۲۰۱۲ (۲۵ تير ۹۱) گزارش داد: دادگاه عالی انتاريو، غلامرضا صادقی جبلی را به جرم ربودن يك كودك، به ۲۲ ماه زندان و ۲ سال حبس تعليقی محكوم كرد.

اما اين مزدور در دادگاه نيز به دستور وزارت اطلاعات، خود را وابسته به سازمان مجاهدين وانمود مي‌كند تا از اين رهگذر، اعتبار و مشروعيت سازمان مجاهدين را مخدوش كند. ولي سوابق لو رفته و فعاليت‌های آشكار و چندساله وی به‌عنوان يك مأمور وزارت اطلاعات آشكارتر از آن بود كه اين ترفند رذيلانه بتواند كسي را فريب بدهد و اين ترفند رسوای اطلاعات آخوندی بر سرخود رژيم و مزدورش خراب شد.

غلامرضا صادقی جبلی كيست و سوابق او چيست؟

غلامرضا صادقی جبلی، به خاطر ارتباطات محدودی كه پس از پيروزی انقلاب ضد سلطنتی با هواداران مجاهدين در اصفهان داشت، بعد از سال ۶۰ و آغاز سركوب گسترده هواداران مجاهدين توسط پاسداران دستگير می شود.

وی در زندان اوين و گوهردشت تن به خيانت داده و به همكاری فعال با بازجوها و زندانبانان جنايت‌كار پرداخت و علاوه بر جاسوسی و دادن گزارش عليه زندانيان مقاوم، همراه با پاسداران و شكنجه گران در ضرب و شتم و شكنجه زندانيان شركت می کرد. او به گفته خودش در زندان اوين، داوطلب تير خلاص زدن به مجاهدين شده بود.

غلامرضا صادقی كه در زندان آزمايش مزدوري و خودفروختگي را به جلادان پس داده و نمره قبولي گرفته بود، در سال ۶۷، با طرح نفوذ در سازمان مجاهدين، از طريق پاكستان به كانادا فرستاده شد.

او در كانادا با پوش رانندگی تاكسی و تشكيل خانواده شروع به تثبيت خود و سفيدسازی مي‌کند و از سال ۱۹۹۴ سعی می کند به ملأ هواداران نزديك شود تا بتواند تدريجاً به مناسبات هواداران مجاهدين نفوذ كند اما در اين كار چندان موفق نمی شود.

از سوی ديگر، در سال ۱۹۹۵ مزدور صادقی برخلاف حكم يك دادگاه كانادا كه مقرر كرده بود فرزند ۴ ساله‌اش را به مادر او بسپارد، اين كودك را به ايران تحت حاكميت آخوندها می فرستد.

علت چنين اقدامی به يكی از شيوه‌های شناخته‌شده اطلاعات آخوندی برمی گردد كه سعی مي‌کند براي جلوگيری از جذب نفرات نفوذی به مناسبات مجاهدين و در چنگ داشتن آن‌ها، از آن‌ها گروگانی داشته باشد.

ازآنجاکه فرستادن كودك به ايران خلاف حكم دادگاه بود و می توانست تعقيب وی را به دنبال داشته باشد، صادقی جبلی برای فرار از تعقيب قانونی به آمريكا فرار می کند.

در آمريكا با استفاده از ناشناخته بودن نزد مسئولين سازمان و با لاپوشانی سوابق خيانت بارش در زندان و حكم دادگاه كانادا، و باسابقه سازي دروغين مقاومت در زندان، شروع به فعاليت با هواداران مجاهدين می کند و خواستار اعزام به عراق می شود و سرانجام در سال ۷۶ (۱۹۹۷)، به عراق فرستاده می شود.

اما اين سابقه سازی و لاپوشانيی در ارتش آزادي‌بخش طولی نمی کشد، چراکه يک سال پس از ورود وی به پذيرش ارتش، توسط يكی از رزمندگان اشرف؛ مجاهد صديق مسعود آقايی كه از همبندان وی در زندان بوده، مورد شناسايی قرار می گيرد. مسعود آقايی طی گزارشی به مسئولانش، سوابق واقعی جبلی را برملا می کند.

بخش‌هايی از گزارش روشنگرانه مجاهد صديق مسعود آقايی

«فرد مزبور [غلام صادقی] اهل اصفهان كه او را از ۱۳۶۰ در زندان جمشيديه مي‌شناختم بعد باهم به زندان قزل‌حصار رفتيم و در سال ۱۳۶۳ او را مجدداً در زندان اوين ديدم از افراد خائن زندان بود كه در شكنجه و ضرب و شتم زندانيان مجاهد به‌طور فعال با پاسداران و بازجوها همكاری می کرد و از نفراتی بود كه هر وقت پاسداران می خواستند كسي را به زير ضرب و شتم بگيرند او را صدا مي‌کردند تا سال ۱۳۶۱ كه در زندان قزل‌حصار بوديم وضعيتش مثل اغلب زندانيان خوب بود بعد كه به انفرادی گوهردشت رفت و در سال ۶۳ در اوين او را ديدم در اوين به ضرب و شتم و شكنجه بچه‌ها اقدام می کرد. به نظرم وضعيت او مشكوك است و از مزدوران رژيم است».

قسمتی هايی از گزارش دوم مسعود آقایی درباره مزدور غلامرضا صادقی جبلی

از تاريخ آبان ۶۱ تا پاييز ۶۳ من ديگر او رانديدم در پاييز ۶۳ دربند ۶ (موسوم به آموزشگاه) او را ديدم كه با پاسداران بند همكاری می کرد و بعد از مدتی به سلول ما (۹۵) آمد كه در اين سلول همراه با پاسداران و ديگر خائنين به ضرب و شتم بچه‌ها مي‌پرداخت كه در ضرب و شتم نفرات زير شركت داشت: مجاهد شهيد حجت معبودی، مجاهد شهيد عليرضا فولادوند، مجاهد شهيد فرامرز عيوضي، مجاهد شهيد غلامرضا … و تعداد ديگری از زندانيان مجاهد ازجمله فردی به اسم عطاء، خسرو، … موارد زيادی است كه اسامی آن‌ها را فراموش کرده‌ام، موارد بالا خودم حضور داشتم و چيزی نيست كه از ديگران شنيده باشم. يك فرد ماركسيست بود كه با بچه‌های سازمان رابطه نزديكی داشت، غلام صادقی با او صحبت كرد به‌طور مستمر و باعث شد كه آن فرد ببرد و اسم اصلی خود را بگويد و اطلاعات خود را بگويد و از زندان آزاد شود… در مصاحبه‌های حسينيه اوين اسم اصلی خود را گفت كه اكنون فراموش کرده‌ام از عملكرد او در داخل شعبه‌های بازجويی و اتاق شكنجه خبری ندارم ولی خودش بارها می گفت كه خدا كند بتوانم بچه‌های سازمان را تير خلاص بزنم و به اين كار هم افتخار مي‌کنم…

خودش بارها به صدای بلند در داخل سلول می گفت طرفدار امام خمينی هستم و براي او كار اطلاعاتی هم می کنم در مواقعی هم كه به ضرب و شتم بچه‌ها مشغول بود با كينه حيوانی می زد و در اين كار ديگران را هم تشويق مي‌كرد.

اتاق ما دربسته بود و برای كارهايی كه داشتيم، در مي‌زديم كه درب اتاق را پاسداران و يا نفرات مورد اعتماد آن‌ها باز مي‌كردند. ازجمله نفرات مورد اعتماد پاسداران كه درب را باز می کردند، رضا صادقی بود. زندانيانی كه با آن‌ها همبند بودم در مورد وی گفتند كه معلوم است به گوهردشت رفته زير فشار بريده و برگشته است البته رضا اين موضوع را كه در گوهردشت بريده است تأييد كرد و می گفت: من در انفرادی گوهردشت فكر كردم و ديدم كه سازمان اشتباه كرده است و مرا گول‌زده و حالا هر کاری كه بتوانم عليه سازمان انجام می دهم. من جمهوری اسلامي را قبول دارم و هر كاری بتوانم برايش می کنم. در خدمت به آن انجام می دهم … يك روز محمدصادقی (پاسدار بند) آمد و گفت بلايی سرتون ميارم كه نگو و نپرس… دو روز بعدازاين حرف درب سلول باز شد و حدوداً ۱۲-۱۰ نفر از نفرات تواب وارد اتاق شدند و خود محمد صادقی گفت هر بلايی كه می خواهيد سر نفرات اين اتاق بياوريد ما پشت شما هستيم … حدوداً يك ماه بعد غلام صادقی هم به اين‌ها پيوست كه او هم مثل اين‌ها در ضرب و شتم ما شركت مي‌كرد، بهانه‌هايی كه براي دعوا مي‌آوردند مثلاً می گفتند اسم خمينی را می آوريم هر كس صلوات نفرستد او را می زنيم كه ما هم هيچ‌وقت صلوات نمی فرستاديم.

اعتراف به خيانت

پس‌ازآن كه ماهيت واقعي صادقی جبلی لو رفت، مسئولين ارتش آزادی بخش سوابق خيانت بار غلامرضا صادقی جبلی را جلوی او گذاشتند، اين مزدور كه ديگر قادر به لاپوشانی سوابق خود نبود، به خيانت خود در زندان اعتراف كرد اما با تأکيد بر اينكه می خواهد گذشته خيانتبار خود را جبران كند، تقاضا كرد كه به او اجازه داده شود در صفوف مجاهدين بماند و گذشته‌اش را جبران نمايد. او خواست كه از سازمان اخراج نشود و طبق سنت معمول كه از سعه‌صدر مجاهدين برمی آيد مجاهدين هم پذيرفتند و به درخواست وی جواب مثبت دادند كه در مناسبات بماند.

يک‌بار ديگر در سال ۸۰ وقتی به دليل شرايط بغرنج عراق، با همه افراد، بر سر انتخاب آگاهانه براي وارد شدن به شرايط نامتعين آينده عراق، اتمام‌حجت شد، صادقی جبلی طی گزارشی دراين‌باره نوشت:

«من در درون مناسبات كاری را انجام می دادم كه ۳۷ سال شيخ و شاه نتوانسته بودند انجام دهند… من بالباس اعتماد يك چنين سازمانی با نامردی و خيانت تمام از درون داشتم زيرساخت‌های آن را خراب مي‌كردم…».

پس از جنگ آمريكا در عراق، غلامرضا صادقی جبلی بار ديگر با زير پا گذاشتن قول و تعهدش و خيانت مجدد، ماهيت واقعی خود را برملا نمود و خط رژيم و وزارت اطلاعات برای فروپاشی تشكيلات را در درون مناسبات مجاهدين دنبال كرد. يكی از اقدامات وی، اذيت و آزار نيروهای جديدي بود که به ارتش آزادی بخش می پيوستند. اين مزدور تلاش مي‌كرد با دروغ‌پردازی و ايجاد بی اعتمادی آن‌ها را نسبت به مناسبات سازمان بدبين كرده و به بريدن از مبارزه بكشاند.

مزدور دوجانبه: نفوذی اطلاعات آخوندی و جاسوس اف بی  آی

مزدور غلامرضا صادقی، به‌صورت دوجانبه، علاوه بر جاسوسی و مزدوری برای وزارت اطلاعات، برای  اف بی آی هم جاسوسی می کرد. وی در دوره تحقيقات اف بی آی در اشرف و حين مصاحبه، قول همكاری به اف بی آی می دهد و از طريق ارسال ايميل به مدت يک ماه، يعني تا زمان اخراجش از سازمان، به جاسوسی برای اف بی آی و در همان حال انتقال اطلاعات غلط برای شيطان سازی و پيشبرد خط رژيم ادامه می داد.

اخراج از اشرف و ادامه مأموريت در تيف

جبلي در سال ۸۴، پس از برملا شدن ماهيت خمينيگرايانه و عملكردهای خرابكارانه و خائنانه‌اش عليه مبارزه و در خدمت به رژيم، از تشكيلات اخراج شد و پس از طی مراحل قانونی به تيف (خروجی تحت كنترل نيروهای آمريكايی) فرستاده شد.

در تيف ارتباط او با وزارت اطلاعات به‌صورت مستقيم برقرار شد و در ارتباط با شبكه وزارت اطلاعات در تيف و همراه با عناصر خود فروخته‌يی مانند حسن پيرانسر، محمد رزاقی و محمد كرمي؛ مأموران شناخته‌شده وزارت اطلاعات خطوط و مأموريت‌های محوله را عليه مجاهدين و اشرف به اجرا می گذارند.

مأموريت مزدوران در تيف، پيشبرد خطوط وزارت اطلاعات عليه مجاهدين و اشرف ازجمله با كارزار دروغ‌پردازی عليه مناسبات دروني مجاهدين چه در برخورد با آمريکایی ها و چه در فضای داخلي تيف و چه در ارتباط با داخل و خارج كشور، تبليغ و تلاش براي فرستادن افراد تيف به ايران تحت حاكميت آخوندها، عضوگيری برای وزارت اطلاعات و گسترش شبكه وزارت در تيف و تبديل آن به چراگاه گشتاپوی آخوندی و… بود.

مزدور غلامرضا صادقي جبلی، به‌موازات انجام مأموريت‌های وزارت اطلاعات، به خدمت افبيآی برای جاسوسی عليه مجاهدين، هم درآمده و به‌عنوان دستمزد و جايزه خدماتش، پيشنهاد رفتن به آمريكا را دريافت می كند، اما به خاطر پرونده بچه دزديش و احتمال دستگير شدن و استرداد به كانادا، با رهنمود وزارت اطلاعات، اين پيشنهاد را نمی پذيرد و در انتظار بازگشت به نزد اربابش در ايران و كسب تكليف برای ادامه مأموريت‌هايش در تيف باقی می ماند.

بازگشت به دامن وزارت اطلاعات و شروع دور جديد مأموريت‌ها

مأمور وزارت اطلاعات، غلامرضا صادقی جبلی به دستور وزارت اطلاعات به تهران برگشت و پس از توجيهات و آموزش‌هاي لازم برای انجام مأموريت در شعبه ديگری از گشتاپوی آخوندی به نام انجمن نجات و مشخصاً در شعبه‌های تهران و اصفهان به خدمت گمارد. اين ارگان وزارت بدنام تماماً برای مقابله با مجاهدان اشرف و فشار و شكنجه خانواده‌های آن‌ها ايجادشده و در استان‌ها و شهرهای مختلف شعبه دارد.

مأموريت شيطان سازی: ديدار مزدور بچه‌دزد با هيئت‌های خارجی در ايران

ديكتاتوری آخوندی برای مقابله بااعتبار بين‌المللي مجاهدين و تلاش برای حفظ نام سازمان در ليست‌های ارتجاعی-استعماری، همواره از مزدورانش برای شيطان سازی و دروغ‌پردازی عليه مجاهدين استفاده كرده است. رژيم در اين زمينه هم اين مزدور را به كار گرفت. او به خاطر سابقه زندگی در كانادا و آشنايي به زبان انگليسي، يكی از كسانی بود كه بارها توسط اطلاعات آخوندی برای شيطان سازی عليه مجاهدين در رابطه با هيئت‌های خارجی مورداستفاده قرار گرفت.

در تاريخ ۶ آذر ۸۶ سايت نجات وزارت اطلاعات، خبر ديداری را كه رژيم برای يك هيئت پارلمانی انگليس از شعبه اين نهاد گشتاپوی آخوندی در تهران ترتيب داده بود، تحت عنوان:«هيئت نمايندگي پارلمانی بريتانيا از انجمن نجات در تهران ديدار کرد» منتشر نمود. مايك گِيپس، رئيس كميسيون خارجی پارلمان انگلستان، رياست اين هيئت را بر عهده داشت بنا به گزارش همين سايت وزارتي، غلامرضا صادقي جزو مزدورانی بود كه از طرف اين ارگان پوششي وزارت اطلاعات در ديدار با هيئت انگليسی شركت داده‌شده بود.

جبلي همچنين در ديدار گروهی از مزدوران نجات رژيم، با يك هيئت پارلمان اروپا كه به ايران رفته بودند، شركت داشته است.

زابينه ماير لابی معروف رژيم در پارلمان اروپا، در دسامبر ۲۰۰۷ به همراه هيئت رابطه با ايران به رياست آنجليكابير (كه خود فعال‌ترين لابی ديكتاتوری منفور آخوندی و مدافع سازش و مماشات با اين رژيم بود) درحالي‌که «اِما نيكلسون»(لابي شناخته‌شده رژيم)، يكي ديگر از اعضاي اين هيئت بود به ايران سفرکرده و در تاريخ ۱۸ آذر ۸۶ با مزدوران وزارت اطلاعات در شعبه موسوم به انجمن نجات ديدار داشت.

اظهارات مايك گيپس رئيس كميسيون خارجی پارلمان بريتانيا در يك جلسه پارلمانی در انگستان

مايك گيپس (Mike Gapes) رئيس كميته روابط خارجي مجلس انگلستان در بازگشت از سفر ايران, در جلسه استماع از كيم هاولز (Kim Howells) معاون وزير خارجه بريتانيا در امور خاورميانه, طی سؤالی درباره وضعيت و شرايط حذف نام مجاهدين از ليست سازمان‌های ممنوعه گفت: «موقعی كه ما به ايران رفتيم, من و مطمئناً ساير همكارانم از تعداد دفعاتی كه مقامات ايرانی مي‌خواستند راجع به آنچه سازمان تروريستی مجاهدين خلق مي‌ناميدند, صحبت كنند, شوكه شديم. آن‌ها به طرز جنون‌آميزي راجع به سازمان مجاهدين خلق صحبت مي‌كردند و برنامه‌ريزی كرده بودند كه ما هم دراين‌باره صحبت كنيم».

وی در قسمت ديگری از سخنانش بخش بيشتری از تلاش‌های رژيم را افشا كرد و گفت: «در ايران افرادی را نزد ما آوردند كه مدعی بودند به‌تازگی از اشرف به ايران بازگشته‌اند. بنابراين ما حرف‌های آن‌ها را شنيده‌ايم ولی می دانيم كه اين موضوع يك وجه ديگر هم دارد. كميته خارجه گزارش‌های كتبی در اين رابطه دريافت كرده است كه اطلاعاتی را در مورد تحقيقاتمان در اختيار ما قرار داده است».

مأموريت جديد: مراجعه به اشرف و پرونده‌سازی عليه مجاهدين

پس از اتمام دوره‌های آموزشي و پايان مأموريت در ايران در چارچوب شعبه نجات وزارت اطلاعات، گشتاپوی آخوندی مأموريت ديگري برای غلامرضا صادقی تعيين مي‌کند: مراجعه به اشرف و پرونده‌سازی برای مجاهدين در قضاييه عراق

در تاريخ ۲۱ اسفند ۸۶ صادقی جبلی همراه دو مأمور ديگر وزارت اطلاعات به نام‌های اصغر فرزين و علی بيگلری با پاسپورت ايراني به شماره ۱۱۰۲۹۳۶۴ (تاريخ صدور ۱۷ اسفند ۸۵) به عراق اعزام شد و در هتل منصور بغداد كه توسط سفارت رژيم در اختيار مأموران اطلاعات قرار مي‌گيرد، مستقر گرديد. مهرهايی كه در پاسپورت مزدور صادقی جبلی زده‌شده، نشان می دهد كه نامبرده طی يك سال سه بار برای مأموريت‌های محوله به خارج كشور فرستاده‌شده است.



مأمور اطلاعات آخوندی غلامرضا صادقي جبلی، پس از اعزام به عراق، در هتل منصور بغداد مستقر شد. تعداد ديگری از مأموران وزارت اطلاعات از كشورهای اروپايی و كانادا، ازجمله: مسعود خدابنده، مهدی خوشحال، علي‌اکبر راستگو، رضا اكبری نسب، مصطفی محمدی، عليرضا بشيری، الهام نوروزی، تيمور ختار از ايران و… در هتل منصور بغداد مستقر می شوند تا طرح‌های جديدی را عليه شهر اشرف و راه انداختن جنگ روانی عليه مجاهدان اشرف به مرحله اجرا بگذارند، آن‌ها تحت امر پاسدار كاظمی قمی سفير سابق رژيم در بغداد و زير چتر ديپلمات تروريست‌های نيروی تروريستی قدس عمل می کردند.

يكی از سايت‌های زنجيره‌يی وزارت اطلاعات در ۴ آوريل ۲۰۰۸ (۱۶ فروردين ۸۷) از مأموريت اين تيم اعزامی از تهران خبر می دهد.

بازداشت در مقابل درب اشرف

در همين مأموريت بود كه غلامرضا صادقی در روز ۱۱ مارس ۲۰۰۸ (۲۱ اسفند ۸۶) به همراه مزدور ديگری به نام بتول سلطانی و شماری ديگر از مأموران اعزامی از ايران، به درب اشرف مراجعه می کند. مأموريت آن‌ها، جنجال‌آفرينی و پرونده‌سازی عليه مجاهدين در چارچوب اتهامات رايج آخوند ساخته بود. نيروهای حفاظت اشرف از اين مزدوران می خواهند كه منطقه استحفاظی اشرف را ترك كنند و متعاقباً در پی اطلاع و حضور پليس محلی درصحنه، مزدور صادقی كه درصدد فرار برآمده بود، دستگير میشود و به او دستبند میزنند و با خفت و خواری از جلو اشرف می برند.

غلامرضا صادقی جبلی يكی از مأمورانی است كه وزارت اطلاعات برای پيشبرد كارزار شيطان سازی عليه مجاهدين و مقاومت ايران در پارلمان اروپا به كار مي‌گيرد. صادقی در ارتباط با محمد صفايی عنصر اطلاعاتي و رابط سفير رژيم در بلژيك و پارلمان اروپا است و از طريق زابينه ماير، لابي رژيم در پارلمان اروپا، امكان ورود و تردد در داخل پارلمان دارد. كارش در پارلمان اروپا هم لجن پراكنی و دروغ‌پردازی عليه مجاهدين است.

زابينا ماير لابی اصلی رژيم در پارلمان اروپاست كه در ارتباط دائم با سفارت رژيم است او هيچ فرصتی را برای حفظ منافع رژيم آخوندی و ضديت با مقاومت ايران از دست نمی دهد. ازجمله خدمات اين فرد برای ديكتاتوری آخوندی، واسطه‌گری برای واردکردن مأموران وزارت اطلاعات به پارلمان اروپاست.

در تاريخ ۹ دسامبر زابينه ماير چند تن از مزدوران ازجمله غلامرضا جبلی، بتول سلطانی، محمدحسين سبحانی را به داخل پارلمان مي‌برد. در اين روز قرار بود مزدور بتول سلطانی در جلسه گروه رابطه با ايران سخنراني كند، اما حضور وی در اين جلسه باعث اعتراض تعدادی از نمايندگان مي‌شود و بدين ترتيب مزدور نامبرده، امكان سخنرانی پيدا نمی كند و تنها به گرفتن عكس همراه با همكارش مزدور صادقی در كنار زابينه ماير بسنده می کند.

مزدور غلامرضا صادقی و مزدور بتول سلطانی با سابينا ماير، (نفر دوم از سمت راست) لابی شناخته‌شده رژيم در پارلمان اروپا

شركت در نمايش وزارت اطلاعات در رسانه انگليسی زبان آخوندها به نام پرس تی وی

توطئه ايجاد هياهو تحت عنوان خانواده، با سوءاستفاده از فرزند يكيی از ساكنان اشرف

يكی از توطئه‌هايی كه رژيم آخوندی برای به تسليم كشاندن مجاهدان اشرف به كار می گيرد، به خدمت گرفتن اعضای خانواده آن‌ها و استفاده از آن‌ها برای تحت‌فشار گذاشتن مجاهدان اشرف است.

روز ۲ خرداد ۱۳۸۷وزارت اطلاعات برای اعمال فشار و به تسليم كشاندن آقای مرتضی اكبری نسب، از مجاهدان اشرف، از رضا اكبری نسب، كه به خدمت خود درآورده، همراه با مزدور غلامرضا صادقی جبلی استفاده كرد و دختر آقای مرتضی اكبری نسب را كه مقيم آلمان بود، به اين منظور به عراق كشاند و تلاش كرد با ايجاد شانتاژ و جنجال با مسئولين انتظامات در ورودی اشرف درگيری ايجاد كند و آن را براي بهره‌برداری و پرونده‌سازی عليه ساكنان اشرف مورداستفاده قرار دهد. زمانی که نيروهای ائتلاف حفاظت كننده از شهر اشرف متوجه شدند كه مأموران وزارت اطلاعات قصد درگيری دارند، به آن‌ها هشدار داده و آن‌ها را از منطقه حفاظتی شهر اشرف اخراج می کنند.

مقاومت ايران بارها مأمور وزارت اطلاعات غلامرضا صادقی جبلی را افشا و به ايرانيان و همچنين مقامات كشورهای اروپايی معرفی كرده است. در پي اين افشاگری ها سرانجام در دسامبر ۲۰۱۰، غلامرضا صادقی جبلی توسط پليس بين‌الملل (انترپل) در بلژيك دستگير شد و به كانادا مسترد گرديد و نهايتاً در ۲۶ ژوئن ۲۰۱۲(۶ تير ۹۱)، دادگاه عالی انتاريو پس از محاكمه وي، نامبرده را به جرم بچه دزدی و فرستادن او به ايران تحت حاكميت سركوبگر آخوندها به ۲۲ ماه زندان و ۲ سال حبس تعليقی محكوم كرد. اين سوختن تمام‌عيار يكی از مأموران نفوذی وزارت اطلاعات بود.

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here