سايت ايران افشاگر، دربرگيرنده اخبار، مقالات و افشاگري ها مقاومت ايران

حمید دهدار حسنی؛ پادوی گشتاپوی آخوندی در خوزستان

0 44

حمید دهدارحسنیی از پاسدارهای سیار اطلاعات آخوندی و شعبه خوزستان است که علاوه بر شهرهای مختلف داخل کشور به مأموریتهای برون مرزی در عراق، برای توطئه علیه اشرفی ها اعزام می شد.

و در زمینه سازی کشتار اشرفیها بر اساس وظایف محوله گشتاپوی آخوندی نقش فعال داشت.

حمید دهدارحسنی از جمله مزدوران رذالت پیشه اطلاعات آخوندی است که، طی نامه یی خطاب به «عالیجناب آقای نوری مالکی رئیس الوزرای عراق»، «نهایت سپاسگزاری و تشکر عمیق» را به خاطر قتل عامحمید دهدار حسنی مجاهدین در ۱۰شهریور۹۲، تقدیم وی کردند.

متن این نامه در روزنامه رسمی عراق به نام الصباح الجدید مورخ ۲۶ اسفند ۹۲ به چاپ رسیده است. در این روزنامه آمده است:

«دههاتن از جداشدگان ایرانی از سازمان مجاهدین خلق ایران خواستار جدا کردن ساکنان کمپ لیبرتی از رهبری سازمان که آن را فرقه‌گرا توصیف کردند، شدند».

آنها می نویسند: «ما میخواهیم که با هماهنگی و همکاری یونامی و نهادهای ذیربط سازمان ملل متحد و سفارتخانه های کشورهای اروپایی و آمریکا در جهت جدا سازی افراد و بدنه پایین سازمان در کمپ مذکور از رأس و رهبری تشکیلات مخوف آن و اعلام انحلال این رهبری و تشکیلات و خودداری از به رسمیت شناختن و مذاکره با آن تحت پوش دروغین و موهوم نمایندگان ساکنان لیبرتی، تلاش لازم مبذول گردد… ما جدا شدگان از سازمان مجاهدین خلق نیز آماده ایم در این راستا تمام تجارب خودمان را در اختیار دولت عراق و سازمان ملل و کمیساریا عالی پناهندگان ملل متحد قرار بدهیم».

«سپاسگزاری و تشکر عمیق» مستخدمان گشتاپوی آخوندی پرده آخر طرح اعدام دست جمعی و کشتار مجاهدین در اشرف توسط فاشیسم مذهبی در توافق با دولت دستنشانده مالکی بود. پیش از این آخوندها با بکارگیری چندین وزارتخانه از جمله وزارت اطلاعات، وزارت کشور و وزارت خارجه در هماهنگی و همکاری با نیروی تروریستی قدس بیش از دو سال با ۳۲۰ بلندگو به شکنجه روانی و زمینه سازی حمله و هجوم و کشتار مجاهدین پرداختند.

نقش و کارکرد مأموران وزارت اطلاعات علیه اشرفی ها

مهمترین مورد مصرف مأموران داخل و خارج کشور وزارت اطلاعات از جمله حمید دهدارحسنی، صاف کردن جاده برای کشتار مجاهدین است. این شیوه را رژیم در جریان قتل عام ۱۰شهریور۹۲ در اشرف، با راه اندازی سیرک ولایت، با نامه نگاری و ارسال تومارها و … وسیعاً مورد استفاده قرار داد. قبل از ۱۰شهریور، مأموران اطلاعاتی را به کار گرفت تا آنها کشتار مجاهدین توسط مالکی و آدمکشان او را اعمال حاکمیت دولت عراق و حق قانونی آن جلوه بدهند. پس از کشتار، رژیم همین مزدوران را به کار گرفت تا آنها با ارسال نامه و تومار، از یک سو، هم مالکی را که به شدت از جانب افکار عمومی جهان منفور شده و زیر ضرب بود، با تقدیر و تشکر خود تقویت کنند و هم او را به کشتار باز هم بیشتر و تکرار قتل عام اشرف در لیبرتی ترغیب کردند. از همین روست که در ۲۶ اسفند ۹۲ پرده ها بطور کامل کنار میرود و مستخدمان اطلاعات ولایتِ فقیه نقاب از چهره بر می دارند و چنانکه گفته شد «نهایت سپاسگزاری و تشکر عمیق» خود را از قتل عام و کشتار مجاهدین خطاب به پسرخوانده ولی فقیه ارتجاع؛ نوری مالکی اعلام و برای کشتار بیشتر اعلام آمادگی کردند. قابل توجه اینکه تومار مأموران بدنام آخوندی قبل از اینکه در روزنامه حکومتی الصباح الجدید درج شود، در سایتهای وزارت اطلاعات منتشر گردید که نشان از مبدأ و هدف آن داشت. (سایت اینترلینک ۱۵اسفند۹۲ / نامه سرگشاده ۵۰تن از مأموران وزارت اطلاعات به نخست وزیر عراق نوری المالکی)

واقعیت این است بعد از اینکه حمله و هجوم و بخصوص کشتار ۶و۷ مرداد سال ۸۸ و انواع فشارها و توطئه های ولی فقیه ارتجاع توسط پسرخوانده اش مالکی علیه اشرف و حملات بعدی برای نابودی اشرف در هم شکست، رژیم باز به ترفند کهنه و پوسیده سوءاستفاده از خانواده ها و عواطف خانوادگی روی آورد تا توطئه و کشتار مجاهدین را زمینه سازی و مشروع کند.

حکومت آخوندی از بهمن ماه ۸۸ تا دی ماه ۹۰ با اعزام گروهی از مزدورانش به عراق زیر عنوان خانواده ساکنان اشرف، و استقرار آنها در کنار اشرف با ۳۲۰ بلندگو به صورت شبانه روزی به مدت ۶۷۷ روز به شکنجه روانی ساکنان مشغول بود. این اقدام ضدبشری به کمک عوامل اطلاعاتی رژیم در سفارتش در بغداد صورت می گرفت.

در همین رابطه شعبه وزارت اطلاعات موسوم به نجات در شهریور ماه امسال اعلام کرد:

«از زمستان سال ۱۳۸۹ تا شهریور ماه ۱۳۹۲ بیش از ۱۰هزار سفر از طرف خانواده های [ساکنان] اشرف» را در شکل کاروانهای وزارتی و تورهای گشتاپوی آخوندی به جلوی اشرف با هدف پیشبرد توطئه علیه مجاهدین تدارک دیده و برنامه ریزی کرده است. (نجات رژیم ۲۲شهریور۹۳)

حمید دهدارحسنی؛ یکی از مأموران و جاسوسان وزارت اطلاعات است که برای زمینه سازی کشتار مجاهدین، سراغ خانواده های ساکنان اشرف رفته و مذبوحانه تلاش کردند چنین قلمداد کنند که مجاهدین فرزندان آنها را به زور و خلاف میل خودشان در عراق نگه داشته است. اگرچه خانواده های واقعی مجاهدین آنها را به چشم مأموران وزارت اطلاعات نگاه کرده و لعن و نفرین می کردند. این همان موضوعی است که همین گماشته آخوندها ناگزیر به آن اعتراف کرده است:«این طبیعی بود که خانواده ها اوایل به ما اعتماد نکنند … ». (مصاحبه با پادوی اطلاعاتی حمید دهدارحسنی، سایت نجات رژیم ۱۱خرداد۹۳)

اما وقتی انزجار عمومی در داخل و خارج ایران از این کارزار کثیف هر روز گسترده تر شد و خانواده های حقیقی مجاهدین دست رد به سینه دیکتاتوری دینی زدند، اطلاعات آخوندی مجبور شد همه پرده ها را کنار زده و مأموران حرفه یی و پیشانی سیاه خود را که هیچ ارتباط خانوادگی با مجاهدین نداشتند به اشرف جهت اجرای مأموریت بفرستند. حمید دهدارحسنی به همراه تعدادی از مزدوران لورفته اطلاعات در خوزستان از جمله مکی رفیعی، علی اکرامی، یبر قنواتی و …؛ بارها از جمله در مهرماه سال ۸۹، آبان ماه سال ۸۹ و فروردین ماه سال ۹۰ به سیرک وحوش ولایت در اطراف اشرف اعزام شدند تا علاوه بر مشروع کردن هرگونه حمله و هجوم علیه اشرفی ها، برای قتل عام و کشتار بیشتر زمینه سازی کنند. این همان طرحی بود که این گماشته حقیر به نیابت از وزارت بدنام از بلندگوهای سیرک ولایت پیشاپیش اعلام کرده بود: «…روزی خواهد رسید که این قلعه اشرف را نابود خواهند کرد…»(مزدور دهدارحسنی، ۱ آبان۸۹)

وزارت اطلاعات، مدتِ کوتاهی پیش از اولین اعزام دهدارحسنی به عراق، برای او پاسپورت تهیه کرد که نسخه یی از آن بدست مقاومت ایران رسیده و افشا گردید:

نمایش غسل تعمید

وزارت بدنام اطلاعات آخوندی در ۱۸ خردادماه ۸۶، تعدادی از سردژخیمان خوزستان از جمله پیریایی دادستان عمومی و انقلاب اهواز و نیز مدیرکل سیاسی امنیتی استانداری خوزستان به نام جامعی را جمع کرد تا جنگ کثیف روانی علیه مجاهدین را پیش ببرند. پیریایی ‌در این خیمه شب بازی اطلاعاتی گفت:«من بعنوان یک شخص و با دیدگاه فردی خودم از امان و عفو جداشدگان حرف نمی زنم بلکه بعنوان نماینده قوه قضائیه اعلام می کنم که نظام هیچکدام از جداشدگان مجاهدین که از گذشته خود پشیمان شده و قصد بازگشت به دامن خانواده را دارند مورد تعقیب و مجازات قرار نخواهد داد…». (نجات رژیم ۱۸ خرداد۸۶)

صحنه گردان این نمایش، مأمور بدنام حمید دهدار حسنی بود و عوامل دوره گرد وزارت اطلاعات از فارس و لرستان از جمله، محسن هاشمی و علی مرادی هم بر حسب وظیفه محوله فرستاده شده بودند.

یادآوری میشود که موسی پیریایی همان دژخیمی است که به گزارش خبرگزاری حکومتی ایرنا رژیم ضد بشری آخوندی روز ۲۲ شهریور ماه همان سال، ۳ زندانی را در اهواز به اتهام «بمب‌گذاری» اعدام کرد. دادستان جنایتکار اهواز، موسی پیریایی یبا اعلام این خبر گفت:« تعداد دیگری از عوامل بمب‌گذاری در نوبت اعدام» هستند.

به مزدوری کشاندن بریدگان

یکی از وظایف این پادوی اطلاعاتی، طی این سالیان؛ تحویل گیری مزدوران جدید برگشتی به زیر حاکمیت آخوندها برای انجام ریل های آموزشی و عملی، پس از قرنطینه امنیتی-اطلاعاتی و آموزش های لازم توسط مأموران وزارت اطلاعات بوده است:

«هفت نفر از اعضای جدا شده از سازمان مجاهدین خلق در آیینی که توسط انجمن “نجات” شاخه خوزستان در تالار آفتاب اهواز برگزار شد به آغوش خانواده هایشان بازگشتند. مسئول انجمن غیردولتی “نجات” خوزستان در گفت و گو با ایرنا اظهار داشت: این انجمن با همکاری تعدادی از توابین در یک هفته اخیر تأسیس و با شعار نجات، به یاری افراد دربند و خانواده هایشان میشتابد. “حمید دهدار حسنی” افزود: این هفت نفر، جزو یکصد نفری هستند که در تاریخ ۱۰ اسفندماه امسال و با همکاری مقامات ایرانی وارد خاک کشورمان شدند. نکته قابل ذکر این آیین اظهار رضایت جداشدگان از نحوه رفتار خوب، انسانی و اسلامی مأموران امنیتی بود». (خبرگزاری ایرنا، ۱۹اسفند۸۳)

برخی از مأموریتهای حمید دهدارحسنی

تمامی تلاش و تقلاها و وظایف محوله به گماشته حقیر آخوندها، حمید دهدارحسنی را می توان بصورت زیر خلاصه کرد:

مراجعه به خانواده های مجاهدین و ارائه اطلاعات دروغ برای نگران کردن خانواده ها نسبت به سرنوشت فرزندان مجاهدشان با هدف فشار بر خانواده ها برای نوشتن نامه و امضای تومار خطاب به مجامع حقوق بشری و ارگانها و مقامات عراقی علیه مجاهدین اشرف و لیبرتی

راه اندازی کاروانهای وزارتی و تورهای گشتاپوی آخوندی به جلوی اشرف با هدف زمینه سازی کشتار مجاهدین مستقر در اشرف و لیبرتی

لجن پراکنی علیه مناسبات مجاهدین و رزمندگان ارتش آزادی در نمایشات «توبه و ندامت» برای درج در سایت های وزارت اطلاعات

غسل تعمید ندامت، صحنه گردانی جلسات توبه و ندامت وزارت اطلاعات تحت پوشش نجات در خوزستان

زمینه سازی و مشروع کردن کشتار و قتل عام در اشرف و لیبرتی با حمایت از جنایتهای آخوندها و پسرخوانده ولی فقیه در عراق از طریق دروغپردازی علیه مجاهدین و اشرفی ها

نامبرده در سال ۱۳۸۰ در کتاب کارتهای سوخته وزارت اطلاعات که توسط مدیریت ضد اطلاعات ارتش آزادیبخش ملی ایران منتشر شد، افشاء شده است.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.