گردهمايی بزرگ مقاومت -اینگرید بتانکور : مقاومت ایران با نیروی پیشتازش تحت رهبری مریم رجوی به بلوغ کافی رسیده است…،

103

در حالیکه اروپا با پوست و گوشت خود خشونت کور افراطگرایی اسلامی را لمس می‌کند، در حالیکه اروپا قربانی سوءقصدهای تروریستی در پاریس و لندن و آلمان است، ما همگی فراخوانده می‌شویم به فکر کردن به مسئولیتهایمان در قبال تاریک اندیشی مذهبی ادعای احیا شدن دارد . 

چکار می‌توانیم بکنیم؟ چکار باید بکنیم؟ جامعه مسلمان بی‌شک اولین قربانی این تروریسم اسلامی است، چون اعتقادات مذهبی‌اش که یک میلیارد و نیم جمعیت جهان را در بر می‌گیرد، به گروگان گرفته شده است. تفکیک قائل شدن بین اسلام واقعی و افراطگرایی اسلامی به این سادگیها نیست؛ بخصوص که تروریسم اسلامی خود را تنها و اصیل‌ترین مفسر خدا و اسلام می‌خواند. 

اسلام راستین، اسلام واقعی در بهترین صورت در حاشیه و زیر نگاههای بدبینانه انظار عمومی جهان آزاد قرار گرفته است. این در حالی‌است که برای به شکست کشاندن تروریسم مذهبی، تدابیر امنیتی یا عملیات نظامی کفایت نمی‌کنند، چرا که باید به سرچشمه رفت، به ریشه تاریخی این عارضه. ریشه تاریخی آن انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹ می‌باشد. بنیادگراهای ایرانی اولین کسانی بودند که مدل حکومتی بر پایه قدرت مطلقه ولی فقیه را مستقر کردند. خیلی قبل از فتواهای البغدادی در موصل و رقه، خمینی از تهران فتواهایی برای قتل نویسندگان و روشنفکران اروپایی به اتهام کفر صادر کرده بود. رژیم خمینی صدور بنیادگرایی مذهبی و خلافت حاکم بر کل جهان اسلام را ترویج می‌کرد و این خیلی قبل از آن بود که داعش همین را با روشهایی به همان بی‌رحمی ترویج کند.

دیکتاتوری ایران صاحب ابزاری برای گسترش تروریسم مذهبی بنام پاسداران است. با آنها و به یمن آنها رژیم ایران از حزب‌الله لبنان، حوثیهای شیعی یمنی و حتی سازمانهای سنی مثل القاعده و طالبان حمایت به عمل می‌آورد. داعش هم باید به عنوان محصولی از سیاست رژیم ایران به شمار بیاید. 

رژیم ایران با تبحر خاصی موتلفینش، سوریه و عراق را واداشت که رهبران آنچه که بعدها تبدیل به داعش شد را آزاد کنند. هدف رژیم ایران این بود که تاسیس گروهی در سوریه که به لحاظ ایدئولوژیک به خودش نزدیک باشد را تسهیل کند تا مخالفین بشار اسد را شقه کند و حمایتهای غرب از این اپوزیسیون را ناکارا بکند. 

اما علیرغم این سیاست گسترش بی‌دنده و ترمز، حکومت آخوندها در داخل کشور خودشان با سرسخت‌ترین مقاومت مواجه شدند. سازمان مجاهدین خلق ایران تنها سازمان مخالفی است که از سیاست قتل عام آخوندها جان سالم به در برد. این جنبش، جنبش مقاومتی است که توسط مسلمانان و برای مسلمانان تاسیس شده است. این جنبش موفق شد اسلام کاذب آخوندها را برملا کرده و به نمایش بگذارد. 

نیروی آرام این مقاومت توسط زنی نمایندگی می‌شود که مورد علاقه و تحسین همگی ما به دلیل شهامت و ذکاوتش است؛ مریم رجوی. وی با حمایت همگی شما و به یمن مقاومت هزاران هزار زن و مرد ایرانی در شرف تبدیل شدن به نیروی واقعی ضدتروریستی است که ما به آن نیاز داریم. وی با شما آلترناتیو دموکراتیک واقعی است که برای مسلمانان و توسط مسلمانان ایران ارائه می‌شود. او و شما الگویی برای مسلمانان آزاد سراسر جهان به شمار می‌آیید. 

اگر ما امروز در اینجا گرد هم آمده‌ایم، برای این است که اتحاد و قدرتمان را به نمایش بگذاریم. همه اینها دور مریم رجوی شکل می‌گیرد. دوستانی از سرتاسر جهان دور او را گرفته‌اند، دوستانی با تنوعات بسیار. هر کدام ازما در اینجا همه نژادها، همه فرهنگها و همه مذاهب جهان را نمایندگی می‌کنیم؛ ما معتقدیم که این اتحاد بهترین استراتژی برای پایان دادن به تروریسم بین‌المللی آخوندها می‌باشد.

ما در اینجا گرد هم آمده‌ایم چون مطمئنیم که مقاومت ایران با نیروی پیشتازش یعنی بازماندگان کمپ لیبرتی و تحت رهبری مریم رجوی به بلوغ کافی رسیده است، تا به یمن تشکیلاتش ، به یمن صلاحیتهایش و به یمن پایگاه مردمی‌اش در ایران، جریان تاریخ را بنام آزادی، برابری و برادری در جهان تغییر دهد.

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here