کامبیز باقرزاده مأمور شعبهٔ وزارت اطلاعات در شیراز

483

تجربه چهار دهه مبارزه با رژیم ولایت و آشنایی با صحنة رویارویی مردم و مقاومت ایران با رژیم آخوندی به‌خوبی نشان می‌دهد که اولین نگرانی و مهم‌ترین هم‌وغم آخوندهای حاکم، حفظ موجودیت رژیم ضد انسانی و ضد ایرانی‌شان و مقابله همه‌جانبه با مجاهدین و مقاومت ایران به‌عنوان دشمن اصلی و تنها هماورد و نیروی سرنگون کننده خود می‌باشد.

یک وجه از این مقابله، جنگ روانی بر پایه دروغ و جعل می‌باشد که ویژه این رژیم است و پابه‌پای گسترش ابعاد سرکوب و شقاوت و وحشیگری این رژیم پیش می‌رود. رژیمی که رکورد همه دیکتاتوری‌های سرکوبگر را پشت سر گذاشته است. درصحنه جنگ سیاسی و تبلیغاتی هم، به‌ویژه علیه دشمن اصلی خود، گوی سبقت را در دروغ‌پردازی، از تمامی همگنان تاریخی و معاصر خود ربوده است. کما اینکه ابزارهای این جنگ را هم در قیاس با سایر دیکتاتوری‌ها، بسیار تنوع بخشیده است؛ تا حدی که علاوه بر به‌کارگیری کلیة تجهیزات و وسایل سنتی و مدرن و مضافاً برکلیة ارگان‌ها و مقامات و عوامل نام و نشان‌دار رسمی حکومتی، از صدر تا ذیل رژیم و…، مشتی مزدور و پادوی مأمور به خدمت را هم به کار گرفته است.

یک نمونة آن نمایش وزارت اطلاعات در ۲۶ خردادماه ۹۴ در شیراز است که تعدادی از گماشته‌های دون‌پایه وزارت جاسوسی و کشتار به صحنه آورده شدند تا خزعبلاتی که بیش از سه دهه علیه مقاومت تکرار و رسواشده را نشخوار کنند. کدهایی همچون «فرقه»، «مناسبات فرقه‌یی»، «فقدان عواطف خانوادگی» و… که توسط بلندگوهای رسمی رژیم چند دهه است که تکرار می‌شود. صحنه‌گردان این نمایش مضحک، یک جاسوس نفوذی اطلاعات آخوندی به درون ارتش آزادی‌بخش، محمدباقر مؤمن زاده بود که توسط مدیریت ضداطلاعات ارتش آزادی، در یک گزارش تفصیلی که در نشریه مجاهد شماره ۳۸۰ مورخ ۱۱ اسفند ۷۶ چاپ‌شده است، افشا گردید.

یکی از این عناصر بدنام که به دلیل اشتغال مخبری برای وزارت اطلاعات رژیم در شیراز، تلاش زیادی می‌کند، در سایه‌روشن اقدامات دستگاه آدمکشی حرکت کند، گماشتة حقیری بنام کامبیز باقرزاده است که تنها با یک بمباران آمریکا در جریان اشغال عراق، آن‌چنان دچار کشف و شهود اشکالات مجاهدین شد که با سقوط آزاد در قعر دستگاه آدمکشی رژیم سر درآورد. یک هویت جدید با چنان خوش‌نامی! زائدالوصف که به او حتی جرأت ظاهر کردن علنی خود در مأموریت‌های مربوطه را نداده و بیشتر او را به مأموری برای خبرچینی ملأ مجاهدین و پادویی زبون برای زیرمجموعة حقیر دستگاه جاسوسی رژیم تبدیل کرده است، غافل از اینکه برخلاف آنچه می‌پندارد مأموریت‌های خائنانه‌اش برای دستگاه جرم و جنایت دور ازنظر نیست.

کامبیز باقرزاده در سال ۸۲ و در جریان اشغال عراق توسط آمریکا و بمباران مجاهدین، با سرعت زیاد فاصله میان ترس از بمباران تا تسلیم شدن و تبدیل‌شدن به مأموری در دستگاه شکنجه و کشتار آخوندها را طی کرد. در آبان ۸۶ وزارت جرم و جنایت آخوندها نامبرده را به همراه مأمور ابراهیم شیطان‌بنده و مشتی از عناصر خودفروخته در نمایشی برای یک هیأت انگلیسی از حامیان رژیم عرضه کرد.

روز ۲۸ نوامبر ۲۰۰۷ (۸ آذر ۸۶) کمیته خارجه پارلمان انگلستان در ادامه بررسی‌هایش در مورد امنیت بین‌المللی و نقش رژیم ملاها، دکتر کیم هاولز معاون وزیر خارجه این کشور را مورد استماع قرار داد.

در این جلسه آقای مایک گیپس، رئیس کمیته خارجه پارلمان با اشاره به سفرهیأتی از سوی این کمیته به ایران و تبلیغات هیستریک رژیم آخوندی علیه سازمان مجاهدین خلق ایران (که اشاره به همان جلسه بالاست)، معاون وزیر خارجه را پیرامون موقعیت سازمان مجاهدین خلق ایران مورد سؤال قرار داد.

مایک گیپس در قسمتی از سخنان خود گفت: «وقتی ما به ایران رفته بودیم من و همکارانم از تعدد دفعاتی که مقامات ایرانی می‌خواستند راجع به مجاهدین صحبت کنند شوکه بودیم. آن‌ها به طرز جنون‌آمیزی راجع به مجاهدین صحبت می‌کردند و برنامه‌ریزی کرده بودند که ما نیز دراین‌باره صحبت کنیم لذا می‌خواستم ارزیابی شمارا از این موضوع بدانیم و این‌که چرا سازمان مجاهدین خلق ایران تا این اندازه برای رژیم ایران مهم است؟».

وی در قسمت دیگری از سخنانش بخش بیشتری از تلاش‌های رژیم را افشا کرد و گفت: «در ایران افرادی را نزد ما آوردند که مدعی بودند به‌تازگی از اشرف به ایران بازگشته‌اند. بنابراین ما حرف‌های آن‌ها را شنیده‌ایم ولی می‌دانیم که این موضوع یک وجه دیگر هم دارد.

کمیته خارجه گزارشات کتبی در این رابطه دریافت کرده است که اطلاعاتی را در مورد تحقیقاتمان در اختیار ما قرار داده است».

خبرگزاری رسمی رژیم در تاریخ ۳۰ آبان ۸۶، با شرح کشافی از صحنه‌سازی‌های اطلاعات آخوندها برای هیأت انگلیسی اعلام کرد که اعضا و رییس کمیسیون خارجی مجلس انگلستان به دعوت مجلس شورای اسلامی به ایران سفر کرده و با تعدادی از خانواده‌های قربانیان تروریسم دیدار و گفت‌وگو کردند تا در جریان ماهیت و عملکرد مجاهدین خلق قرار بگیرند.

روز ۲۱ دی‌ماه ۸۶ شو کامبیز باقرزاده در شهر شیراز در کنار همگنانش ابراهیم خدابنده و محمدباقر مؤمن‌زاده، در نمایشات وزارت جنایت و کشتار به اجرا در آمد.

آلت فعل حقیر وزارت جعل و جنایت، همچنین یکی از امضاکنندگان تومار ساخته و پرداخته گشتاپوی آخوندی در مهرماه ۸۵ است که برای نوری مالکی پسرخواندة جنایتکار خلیفة ارتجاع فرستاده شد و در آن وزارت اطلاعات با سرهم کردن مجموعه‌یی از دروغ‌پردازی، جنایت‌های ضد بشری این رژیم را به مجاهدین نسبت داد و در یک مشت دروغ مشمئز کننده مجاهدین را از جمله به «زندان، شکنجه روحی و جسمی تا حد مرگ و قتل عمد اعضای ناراضی»،«نقض حقوق بشر اعضا» و «کشتار مردم کردنشین» متهم کرد و خواهان محاکمه رهبران مجاهدین گردید. (سایت وزارت اطلاعات موسوم به اینترلینک ۲۱مهر۸۵)

انحطاط و رذالت پیشگی

شقاوت‌بارترین عمل این گماشته، به دنبال قتل‌عام سبعانة۱۰ شهریور سال ۹۲، هنگامی بود که نیروهای دولت مالکی تحت حمایت رژیم آخوندی ۵۲ مجاهد اشرفی تحت حفاظت بین‌المللی و بی‌سلاح را به رگبار بسته و ۷ مجاهد دیگر را به گروگان گرفتند. جنایتی آن‌چنان شنیع و رسواکه مرتکبین آن‌هم حاضر به پذیرش ننگ آن نبودند.

در این جنایت بزرگ، خواهر مجاهد میترا باقرزاده از اعضای ارشد شورای رهبری مجاهدین با تسلیم‌ناپذیری حماسی که شایسته عنصر موحد مجاهد خلق است، در کنار هم‌رزمان دیگرش توسط تیر شقاوت گماشتة خلیفه ارتجاع در عراق سرفرازانه به شهادت رسید. شقاوت دشمن در آن جنایت بزرگ و پاک‌بازی قهرمانان به خون خفته‌اش، نه‌تنها مردم ایران، بلکه مردم منطقه و همه وجدان‌های بیدار در سراسر جهان را تکان داد. مردم ایران بار دیگر به‌روشنی دیدند که چه کسانی و تا کجا بر سر پیمان آزادی ایستاده‌اند و خامنه‌ای و خدمت‌گزاران او را در کدام طرف می‌بینند.

دشمن ضد بشر به دنبال این جنایت بزرگ در همه‌جا، از مجلس خبرگان تا جمعه‌بازار خودش، هلهله و شادی سر داده بود که سران مجاهدین را قتل‌عام کرده و به قول خودش آن را عملیاتی بالاتر از فروغ جاویدان نامید. خلیفه ارتجاع و توحش در ملاقات با مالکی روز ۱۴ آذرماه ۱۳۹۲، از او به خاطر همین حمله به اشرف و قتل‌عام مجاهدین تقدیر کرد و مالکی را موظف کرد بر فشارها و حملات بعدی بر مجاهدان لیبرتی بیفزاید و امکانات و آزادی عمل بیشتری برای پاسداران و نیروی قدس در عراق ایجاد کند. وی به مالکی گفت باید به پرونده سازمان مجاهدین در عراق هر چه سریع‌تر خاتمه دهد (اطلاعیه شورای ملی مقاومت ایران۳۰ دی۹۲). هرچند خلیفة ارتجاع با خیزش عظیم مردم عراق و سرنگونی گماشته‌اش پاسخ تاریخی دریافت کرد و همه سرمایه‌گذاری رژیم بر باد رفت و در پراتیک مشخص اجتماعی نشان داده شد که ولی‌فقیه ارتجاع چنین آرزویی را باید به گور ببرد.

هم‌چنین به جبهة رژیم ولایت‌فقیه و ریزه‌خوارانش از قول زنده‌یاد شاملو باید گفت:

سنگ‌های زندانم را به دوش می‌کشم

بسان فرزند مریم که صلیبش را،

و نه بسان شما

که دسته شلاق دژخیمتان را می‌تراشید

از استخوان برادرتان.

و رشته تازیانة جلادتان را می‌بافید

از گیسوان خواهرتان.

سابقه اخراج و درخواست‌ها

بیش از یک دهه قبل از شروع حمله آمریکا به عراق، سازمان از وی خواست که پی زندگی خودش برود ولی او با اصرار و درخواست خواهان حضور در صفوف مجاهدین شد:

البته وی سالیان سال قبل، وضعیت فعلی خود را پیش‌بینی کرده و نوشته بود:

او وقتی بار دیگر در معرض اخراج قرار گرفت خواهان حضور در مناسبات شد و نوشت:

و سرانجام همان‌گونه که از قبل به او تأکید شده بود، وقتی در مقابل دشواری‌های یک مبارزه تمام‌عیار، فاقد شایستگی تشخیص داده شد؛ اخراج شد و به همان‌جایی که لیاقت آن را داشت، سقوط کرد تا با ارتزاق از خون مجاهدین پی زندگی مطلوب خود برود و در کسوت «مراد» وزارت اطلاعات علیه مناسبات مجاهدین، درصحنه یا پشت صحنة نمایشات خلیفة ارتجاع به جست‌وخیز میمونی بپردازد.

وزارت اطلاعات در مواجهه با مجاهدین و مقابله با استقبال اجتماعی از مجاهدین، به مزدوران و پادوهایی متوسل می‌شود که خود بیانگر حضیض استیصال و درماندگی خلیفة ارتجاع است.

اما در بررسی وضعیت این گماشتة مفلوک اطلاعات جاسوسی و کشتار، حقایق دیگری هم روشن می‌شود و آن نقش خیانت‌کاران پلیدی است که به استخدام وزارت اطلاعات آخوندها درآمده‌اند. آن‌ها در کار این شیطان‌سازی برای مشروعیت بخشیدن به جنایات رژیم، قدم‌به‌قدم به جلادان مردم ایران مددرسانی کرده و می‌کنند تا اسباب سرکوب خانواده‌های حقیقی مجاهدین و قتل و کشتار مجاهدین را زمینه‌سازی کنند.

پروسه تبدیل‌شدن به مزدور و گماشته و مأمور، البته عبرت‌آموز و بسیار ننگین است به همین دلیل پادوهای زبون و جبون ماسک «جداشده» و اسم مستعار و… بر صورت می‌زنند تا چهرة منفور فاشیسم مذهبی را برای فرار از پاسخگویی و حسابرسی جنایاتشان پنهان کنند.

Print Friendly, PDF & Email

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here