ولی‌فقیه ارتجاع، نشسته بر آتش‌فشان جامعه‌ای ملتهب

0
67

پیام تسلیت و همدردی خانم مریم رجوی مبنی بر «جان باختن گروه زیادی از هم‌وطنان و مأموران آتش‌نشانی در حادثه آتش‌سوزی ساختمان پلاسکو تهران» که طی آن در اولین ساعات وقوع این فاجعه، از مردم تهران خواسته شد «به یاری آسیب دیدگان و خانواده‌های قربانیان بشتابند» و هم سویی آن با تلاش‌های مردم تهران در کمک به آسیب دیدگان، مواضع مردمی و انسانی مقاومت ایران و همدلی آن با توده‌های رنجدیده را بار دیگر برجسته کرد، بی‌جهت نبود که وزارت بدنام اطلاعات از این پیام به خشم آمده و در رسانه‌های زنجیره‌ای خود با ابراز غیظ به آن پاسخ داد. مزدور هاشمی نژاد سرکرده یکی از شعبات وزارت آدمکشی اطلاعات گفت: «[مقاومت ایران] درصدد بهره‌برداری سیاسی از این حادثه و شعارپراکنی علیه نظام جمهوری اسلامی برآمده است». یک سایت دیگر وزارت با به‌کارگیری روش‌های جنگ روانی نوشت: «باید احتمال نیت سوء وی در ایجاد اخلال در نظم بهبود وضعیت ساختمان پلاسکو، تبعات ترافیکی و … را مدنظر داشت» سایت دیگری مفهوم نانوشته از عبارت «تبعات ترافیکی» را این‌طور خوانا کرد: «[مریم رجوی] این‌گونه فکر می‌کند با فروریختن ساختمان پلاسکو می‌تواند مردم [را] به خیابان ریخته» و ارگان دیگری دل‌نگرانی وزارت را در عبارت اینکه این پیام به آن دلیل بود که «بتوانند بین مردم و مسئولین نظام فاصله ایجاد کنند» نشان داده است.

مرتبط ساختن یک پیام همدردی با «شعارپراکنی علیه نظام»، «ریختن در خیابان» و غیره، خود گویاترین علت چنین واکنش‌های دردآلود بود و نشان داد که وزارت اطلاعات آخوندی تا کجا نگران به خیابان ریختن مردمی و خیزش عمومی و پیوند آن با مقاومت سازمان‌یافته میهن در پس این حادثه و اتفاق بوده است. این حقیقت را در اقدامات امنیتی بلافاصله و تلاشی که برای سرپوش گذاشتن بر درز اخبار این واقعه توسط ارگان‌های امنیتی نظام صورت گرفت هم به‌خوبی می‌توان دریافت که بیانی دیگر از نگرانی‌های سردمداران حکومت از خشم و نارضایی انفجاری جامعه است. آن‌قدر وحشت آلود و غلیظ که فغان رسانه‌های تبلیغاتی همین نظام را هم درآورد و نوشتند: «فرماندهان میدان از حضور آن‌ها [خبرنگاران و عکاسان] در محل حادثه ممانعت کرده و با انحصار رسانه‌ای سعی کردند تا خبرها با قطره‌چکان رسانه‌های دوست [!] و در بستری مملو از تائید و تکذیب‌های گاه‌وبیگاه به مخاطبان چشم‌انتظار و نگران برسد». صادرکننده چنین فرمان‌هایی قطعاً شخص خامنه‌ای بوده است چراکه وی در اولین پیام خود، روی آرام کردن فضای جامعه انگشت گذاشت و گفت در حال حاضر همه تلاش‌ها باید برای نجات جان گرفتار شدگان جهت‌دهی شود، «رسیدگی به علل حادثه مسئله بعدی است» و محمدباقر نوبخت سخنگوی دولت آخوند روحانی هم روی همین نکته رفت و گفت: «فعلاً نباید فضا را به سمت این ببریم که چه کسی مقصر است» دلیل این نپرداختن‌ها به شناسایی مقصران، آن‌قدر غیرقابل لاپوشانی است که محمد سالاری عضو شورای قلابی شهر تهران آن را این‌گونه توصیف کرد: «فضای جامعه ملتهب است»، فضای ملتهب جامعه فقط خاص عصبانیت مردمی از دزدی‌ها و فساد حکومتی در غارت سرمایه‌های ملی و عدم رسیدگی به زیرساخت‌های شهری در یک حادثه مشخص نیست، چنین تنفری از تمامیت نظام ولایت‌فقیه در سطح و نه حتی عمق جامعه، موج می‌زند، آخوند ماندگاری از آخوندهای جیره‌خوار و توجیه‌گر دربار خامنه‌ای درباره چنین تنفر عمومی از آخوندهای دین‌فروش حکومتی در تلویزیون رژیم گفت: «این امر مردم، که بیایند روحانیت رو به مقدس و سیاسی[حکومتی] تفکیک و تقسیم بکنند باعث میشه یک‌کم ما ترسمون ور داره، خب ما اگه می‌خواهیم با این مردم حرف بزنیم، منبر بریم این‌ها ما رو برای منبر بخواهند، و ما بتونیم مجالس‌شون بریم، ظاهراً باید از سیاست کمتر بگیم» به همین دلایل آشکارشده در سطح جامعه است که یک پیام همدردی با مردم مصیبت‌دیده ای‌که قربانی دزدی و چپاول‌های یک حکومت فاسد شده‌اند، این‌قدر باعث واکنش و غیظ می‌شود. تمام نگرانی ولی‌فقیه ارتجاع از پیوند همین جنبش پیشتاز با چنین خشم مقدس یک «جامعه ملتهب» است و در چشم‌انداز آن دودمان نظام فاسد و جنایتکار آخوندی را بربادرفته می‌بیند.

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here