میرباقر صداقی؛ عصا کش وزارت بدنام اطلاعات 

91

مالکی هنگامی‌که جنایت شنیع ۱۰ شهریور اشرف و قتل‌عام ۵۲ مجاهد اشرفی و به گروگان گرفتن ۷ مجاهد دیگر را مرتکب شد، نیازمند فریب‌کاری و مخفی کردن این جنایت بود. جنایتی که به گواهی دادگاه بین‌المللی اسپانیا و حقوقدانان بین‌المللی جنایت علیه بشریت بود. برای انجام این خدمت، رذیلت پیشگانی ایرانی به یاری پسرخواندة خلیفة ارتجاع شتافتند. میرباقر صداقی یکی از آنان بود.

آنان که جملگی مستخدمان اطلاعات آخوندی و اغلب مقیم خارج کشور بودند، طی نامه‌یی خطاب به «عالی‌جناب آقای نوری مالکی رئیس‌الوزرای عراق»، «نهایت سپاسگزاری و تشکر عمیق» را به خاطر آنچه در رابطه با مجاهدین به عمل‌آورده، تقدیم وی کردند.

در ۲۶ اسفند ۹۲ پرده‌ها به‌طور کامل کنار می‌رود و مستخدمان اطلاعات ولایت‌فقیه نقاب از چهره برمی‌دارند. روزنامه حکومتی الصباح الجدید (۱۷ مارس ۲۰۱۴) نامه سرگشاده‌یی را با اسامی ده‌ها تن از به‌اصطلاح جداشدگان سازمان مجاهدین خلق ایران ازجمله «میرباقر صداقی» خطاب به «عالی‌جناب! آقای نوری مالکی…» منتشر می‌کند. مزدوران در این نامه برای مشروع کردن قتل‌عام اشرفی‌ها نوشتند: «ده‌ها تن از جداشدگان ایرانی از سازمان مجاهدین خلق ایران خواستار جدا کردن ساکنان کمپ لیبرتی از رهبری سازمان … شدند».

آنان در ابتدای همین نامه «… نهایت سپاسگزاری و تشکر عمیق… » را از تروریست – قاتل مجاهدین به عمل می‌آورند و نوشتند: «… ما افراد جداشده از تشکیلات این سازمان که بعضاً افراد خانواده‌های ساکنان کمپ لیبرتی هستیم… می‌خواهیم که با هماهنگی و همکاری یونامی و نهادهای ذی‌ربط سازمان ملل متحد و سفارتخانه‌های کشورهای اروپایی و آمریکا در جهت جداسازی افراد و بدنه پایین سازمان در کمپ مذکور از رأس و رهبری تشکیلات مخوف آن و اعلام انحلال این رهبری و تشکیلات و خودداری از به رسمیت شناختن و مذاکره با آن تحت پوش دروغین و موهوم نمایندگان ساکنان لیبرتی، تلاش لازم مبذول گردد… ما جداشدگان از سازمان مجاهدین خلق نیز آماده‌ایم در این راستا تمام تجارب خودمان را در اختیار دولت عراق و سازمان ملل و کمیساریای‌عالی پناهندگان ملل متحد قرار بدهیم…».

جالب این است که نامه مستخدمان وزارت اطلاعات به مالکی جنایتکار ۱۱ روز قبل از انتشار در الصباح الجدید، در سایت‌های وزارت اطلاعات منتشرشده بود که آدرس نویسنده و سفارش دهندة آن را بر ملأ می‌کرد.

هرکدام از امضاکنندگان، پیشینة سال‌ها مزدوری و خوش‌خدمتی برای جلادان و شکنجه گران در داخل و خارج ایران را در کارنامه خوددارند و بسیاری از آن‌ها در شکنجه روانی ساکنان اشرف با ۳۲۰ بلندگو یا در طراحی حملات به اشرف و لیبرتی شرکت داشته و دارند که با اسناد غیرقابل‌انکار توسط مقاومت ایران افشاشده‌اند.

پیش‌ازاین میرباقر صداقی در مرداد ۹۲ پس از تکمیلِ پروسة چفت و جور شدن با شبکه اطلاعاتی آخوندها در خارج و به‌طور مشخص مأمور شناخته شدة وزارت اطلاعات بتول ابراهیمی (در سوئیس) که مجاهدین پیشاپیش اسناد مزدوری او مبنی بر اعتراف به انجام مأموریت جاسوسی و نفوذ از طرف اطلاعات بدنام آخوندی در ارتش آزادی‌بخش را منتشر کرده بودند، رونمایی شده بود و به یادش آورده بودند تا بگوید: «کسی خبردار نشد که در این سالیان بر ما در اشرف و قرارگاه‌های مجاهدین چه گذشت» (اینترلینک، ۲ شهریور ۹۲).

بلافاصله پس از به صحنه آوردن این مزدور و دروغ‌پردازی‌های وی، وزارت اطلاعات از زبان مزدور شناخته‌شده و بدنام دیگری یعنی بتول سلطانی ضمن تبریک، به تشویق و تمجید او پرداخت و نوشت: «جای تبریک داره که به‌عنوان شاهدی دیگر لب به سخن گشوده‌اید» (اینترلینک، ۲۴ مرداد ۹۲)

حالا هم قاتلان و دژخیمانی که مستقیماً دست در خون مجاهدین داشتند و هم پادوها و شاگردان آن‌ها، یک‌مرتبه همه دلواپس افراد «رنجدیده» اشرف و لیبرتی شدند که از دنیای آزاد و از تنفس در فضای آزاد محروم‌اند، از امکانات ارتباطی این عصر، از کامپیوتر و موبایل خبر ندارند! بایستی هر چه سریع‌تر از عراق به کشورهای دیگر منتقل شوند وگرنه کشتار دیگری در انتظار آنان است و در این موضوع هم باز مجاهدین مسئول آن هستند.

تشبثات زبونانه گشتاپوی ملایان در آستانه گردهمایی بزرگ ایرانیان در ویلپنت پاریس

در آستانه گردهمایی مقاومت، گشتاپوی آخوندی میرباقر صداقی و چند مأمور و پادوی دیگر خود در کشورهای مختلف را بسیج کرد و آن‌ها را به پاریس روانه کرد تا به خیال خود با برگزاری چند نمایش خیابانی طی روزهای ۱۷ اردیبهشت، ۱۸ و ۲۳ خرداد علیه حضور مجاهدین در فرانسه و نقش مقاومت ایران در تمرکز جنبش بین‌المللی علیه بنیادگرایی که قلب آن در تهران می‌طپد و همچنین حمایت از حفاظت مجاهدین در لیبرتی چند شعار بدهند و عکس یادگاری برای ارسال به وزارت اطلاعات به‌عنوان بیلان کار بدهند، که البته حاصل کار جز رسوایی و روسیاهی چیز دیگری نبود. در این نمایش، علاوه بر مزدور میرباقر صداقی، مزدورانی که در سیرک اشرف شرکت داشتند تا برای قتل‌عام اشرفی‌ها زمینه‌سازی کنند، دیده می‌شدند ازجمله سبحانی، راستگو، صادقی‌نژاد، بتول سلطانی، قربانعلی حسین‌نژاد، عیسی آزاده و … ازآنجاکه آخوندها در تلاش‌های گستردة خود برای ممانعت از برگزاری گردهمایی عظیم مقاومت شکست‌خورده بودند، شبکة خارج کشوری تلویزیون رژیم موسوم به جام جم در تبلیغات برای نمایش مسخرة مزدورانش گفت:

«مجاهدین را از خاک فرانسه اخراج کنید. این شعار جداشدگان از سازمان مجاهدین در میدان شاتله پاریس بود».

مستخدم اطلاعات آخوندی میرباقر صداقی در حال انجام نمایش خیابانی برای تلویزیون جام جم رژیم ۲۴ خرداد ۹۴

بریدگی و اخراج

میرباقر صداقی به دنبال حمله آمریکا و نیروهای ائتلاف به عراق در سال ۱۳۸۲ و تغییر حکومت عراق و تغییر شرایط و تعادل قوا در منطقه، تاب تحمل سختی‌های مبارزه را نداشت. او در این سال به همراه تمامی مجاهدین در مصاحبه خصوصی با نُه ارگان آمریکایی شرکت داشت ولی به‌رغم ادعاهای فعلی‌اش، قصدی برای جدای از مجاهدین به آن‌ها ابراز نکرد. بااین‌حال به دلیل عدم کشش مبارزاتی در تاریخ ۱۷ تیر ۱۳۸۳ اخراج شد و به تیف (خروجی تحت کنترل نیروهای آمریکایی) رفت.

نامبرده سال‌ها پیش از اخراج از مناسبات مجاهدین نوشته بود:

او پس از بسته شدن تیف در ارتباط با مأموران وزارت اطلاعات در اروپا قرار گرفت و به یکی از گماشته‌های وزارت جاسوسی و ترور ملایان در سوئیس تبدیل شد.

میرباقر صداقی به هنگام نمایش خیابانی در سوئیس بهمراه دو نفوذی شناخته شده بتول سلطانی و مهدی نیکبخت

ازجمله وظایف وی، شرکت در نمایش‌های وزارت اطلاعات در خارج کشور، امضای تومارهای ساخته‌وپرداخته گشتاپوی آخوندی علیه اشرفی‌ها و مراجعه به مراکز و سفارت‌خانه‌های کشورهای اروپایی به‌منظور مشروع کردن جنایات رژیم آخوندی علیه اشرفی‌ها، حضور به همراه سایر مزدوران شبکه اطلاعات در اروپا در جلو ساختمان اجلاس حقوق بشر در ژنو هم‌زمان با اکیپ اطلاعاتی اعزامی از تهران به‌منظور ممانعت از محکومیت آخوندها به دلیل نقض گسترده و وحشتناک حقوق بشر و اعدام و کشتار هم‌وطنانمان و در خدمت خط رژیم برای برگرداندن برگ حقوق بشر علیه مجاهدین و … است. وزارت اطلاعات هرساله در مقطع برگزاری مراسم سالیانه مقاومت در پاریس مأموران خود ازجمله میرباقر صداقی را از کشورهای مختلف اروپایی بار زده و در پاریس تخلیه می‌کند تا در ایجاد آشوب و اغتشاش در پاریس به‌منظور زمینه‌سازی اقدامات تروریستی علیه مقر شورای ملی مقاومت انجام‌وظیفه نمایند.

مراجعه به سفارت عراق در سوئیس و اعلام آمادگی خوش‌رقصی برای نیروی تروریستی قدس در زمینه‌سازی کشتار مجاهدین در عراق و … از دیگر مأموریت‌های محوله به این گماشتة دون‌پایه ملایان می‌باشد: میرباقر صداقی و مهدی نیکبخت «در رابطه با حمایت و همکاری و ملاقات‌های پنهانی رهبران [مجاهدین] با گروه تروریستی داعش که به کشتار و قتل‌عام مردم بی‌پناه روی آورده است با مسئولین سفارت عراق دیدار و گفتگو کردند و با توجه به تجارب خود و شناخت عمیقی که از این گروه دارند مشورت‌های لازم را در این زمینه و در زمینه‌های مختلف دیگر به مسئولین سفارت عراق دادند. میرباقر صداقی و مهدی نیکبخت به‌صورت خلاصه هرکدام از زندگی خود در… اشرف صحبت کردند، از زندان و شکنجه, زور و ظلم, بیگاری, طلاق اجباری و…». (اینترلینک، ۷ تیر ۹۳)

از شنیع‌ترین و پلیدترین اقدامات دیگر وی علاوه بر نقش چماق‌دار انصار حزب‌الله نظام، شرکت در جنگ روانی به‌منظور زمینه‌سازی موشک‌باران لیبرتی در ۷ آبان ۹۴ برای کشتار و نابودی تمامی اشرفی‌ها، مشروع کردن جنایت و انداختن آن به گردن مجاهدین و سوخت‌رسانی به ماشین کشتار و جنایت آخوندها می‌باشد که بفرموده نوشت: «من به‌عنوان عضو جداشده و منتقد بازمی‌گویم که اگر گروه تروریستی جیش المختار در این حمله موشکی مقصر و گناهکار است گناه [مجاهدین] کمتر… نیست» (اینترلینک، ۱۱ آبان ۹۴)

پیش‌ازاین وزارت اطلاعات برای مقابله با پیروزی‌های سیاسی مجاهدین در صحنة بین‌المللی و منطقه‌یی به چاره‌جویی و جمع‌بندی پرداخته بود و خط شیطان سازی علیه مجاهدین را برای همة شعبات پوششی و مزدوران خود ترسیم کرده و گفته بود: «…ترسیم سازوکاری تبلیغاتی برای هجمه مناسب به [مجاهدین] و مهندسی چهره ایشان برای مردم اروپا لازم به نظر می‌رسد…مسئله‌یی که دراین‌بین می‌تواند موردتوجه قرار بگیرد، طراحی‌هایی است که باید در مواجهه با [مجاهدین] مدنظر قرار می‌گرفت و مغفول مانده است…». (مؤسسه راهبردی دیده‌بان، ۳۰ تیر ۹۴)

وزارت سرکوب و کشتار آخوندها سپس با مشخص کردن آنچه «مغفول مانده»، نهایتاً حرف اصلی را چنین اعلام کرده بود: «…ظرفیت خانواده اعضای فریب‌خورده حاضر در سازمان در اروپا نیز مغفول مانده است که می‌تواند برگ برنده‌یی برای تبیین چهره واقعی [مجاهدین] باشد…».

پس شیطان سازی توسط مأموران اطلاعات تحت عنوان خانواده مجاهدین در اروپا یکی از راهکارهاست. این رهنمود و راهکار منشأ شیطان سازی از مجاهدین است که توسط مستخدمین وزارت بدنام، توابان تشنه به خون، مرتبطین و …، ازجمله میرباقر صداقی اجرایی شد.

البته سرانجامِ «مهندسی» چهرة مجاهدین توسط اطلاعات ملایان و نقش و تأثیر عملکرد گماشته‌های خلیفة ارتجاع پیشاپیش روشن است کما اینکه وزارت جاسوسی و جنایت به آن اذعان می‌کند: «…طی سال‌های اخیر ازجمله تنها اقدامات قابل‌توجهی که برای مقابله با سازمان در اروپا صورت پذیرفته است، فعالیت‌های… برخی جداشده‌های این [گروه] بوده است…که متأسفانه بازخورد فراگیر و چندان مؤثری در افکار عمومی و فضای سیاسی اروپا نداشته است…» (مؤسسه راهبردی دیده‌بان، ۳۰ تیر ۹۴)

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here