مهرداد تقی‌‍پور با نام مستعار حسینی جاسوس وزارت اطلاعات

یکشنبه, ۱۴ دی ۱۳۹۳ ۰۰:۰۰

اغلب کسانی که بدلایل مختلف از جمله احضار، بازداشت، دستگیری، بازجویی و شکنجه، گذرشان به وزارت اطلاعات و ارگانهای پوششی و مرتبط با آن افتاده باشد، می دانند، که بازجویان و شکنجه گران و جنایتکاران برای پنهان کردن هویتشان و ممانعت از شناسایی توسط مردم و گریز از عقوبتِ اعمالِ پلید و ضدانسانیشان، نامهای مستعار «محمدی»، «علوی»، «حسینی»، «صابری»، «مرادی» و … را بر میگزینند. گشتاپوی آخوندی بر همین سیاق، چنین پنهان کاری را در مورد مأموران شعبه های مختلف وزارت اطلاعات انجام میدهد.

مهرداد تقی پور یکی از همین نمونه هاست که برای پنهان ماندن هویت واقعی او به خاطر فعالیتهای جاسوسی و اطلاعاتی و سرکوبگرانه؛ وزارت اطلاعات او را «حسینی» مینامد. وی از مستخدمین وزارت بدنام اطلاعات است که به جاسوسی و شکنجة روانی هواداران و خانواده های مجاهدین در استان تهران مشغول است.

جمع آوری اطلاعات و شناسایی هواداران مجاهدین، متوقف کردن فعالیتهای آنان با گزارش به وزارت سرکوب و جنایت، پخش اطلاعات و تبلیغات دروغ و شیطان سازی از مجاهدین، از بین بردن اعتماد نسبت به مجاهدین، نفوذ در درون هواداران آنها و وادار کردن خانواده ها و هواداران به همکاری با وزارت اطلاعات با توسل به تهدید و ارعاب و دستگیری و زندان؛ بخشی از اقدامات کثیف و رذیلانة نامبرده در خدمت به فاشیسم مذهبی است.

یکی از وظایف اطلاعات آخوندی و مستخدمین مزبور، جاسوسی در ملاء اجتماعی و خانوادگی برای کشف فعالیت های رزمندگان و یگانهای ارتش آزادیبخش در داخل کشورِ اشغال شده است. این یک شیوه شناخته شده رژیم آخوندی است که مأموران رسمی و پادوها و جاسوسان محلی اش که معمولا از پوشش «اعضای سابق مجاهدین» استفاده میکنند، عملیات جاسوسی، شناسایی و جمع آوری اطلاعات که منجر به دستگیری و زندان و شکنجه و اعدام هواداران میشود را به اجرا در میآورند. تاکنون شمار زیادی از خانواده ها و هواداران مجاهدین به جرم ارتباط با سازمان یا کمک مالی به سیمای آزادی و فعالیت های سیاسی – تبلیغاتی علیه دیکتاتوری مطلقة ولایت فقیه و در حمایت از مجاهدین و مقاومت ایران دستگیر و به حبس های طولانی محکوم شده و یا هم اکنون در سیاه چالهای رژیم بسر میبرند. شماری از آنان همچون مجاهدان قهرمان علی صارمی، جعفر کاظمی، محمدعلی حاج آقایی و … تاکنون اعدام شده اند.

شمه یی از فعالیتها و اقدامات وی در خدمت به رژیم آخوندی بشرح زیر است:

قتل عام اشرف

قتل عام سبعانه اشرف، قساوت و بیرحمی فاشیسم دینی حاکم بر ایران و دست نشاندگانش در عراق را به نمایش گذاشت. تمامی ارگانهای سرکوب و کشتار و مهره ها و خرمهره های ریز و درشت ولی فقیه طلسم شکسته، بعد ازشبیخون بزدلانه به اشرف، با دروغ و دغل و دود و دم زیاد، سعی کردند که آن را یک عملیات «پیچیده و بزرگ» و یک «ضربه کمر شکن»؟! به مجاهدین جلوه دهند. آنها برای پوشاندن این شبیخون بزدلانه، آنرا در ردیف «فروغ جاویدان» و حتی فراتر از «فروغ جاویدان» با تأثیرات گستردة راهبردی برای رژیم و حتی کل منطقه تبلیغ کردند. و از تعبیر خواب های پنبه دانه یی آخوندها، یعنی «تمام شدن کار مجاهدین» خبر دادند! اما وقتی بادکنک قدرت نمایی آخوندها ترکید و مجاهدین توطئه دشمن را روی سر خودش خراب کردند و جهان را علیه خامنه ای و پسر خوانده اش در عراق شوراندند، وزارت اطلاعات همه مأموران و عوامل خود را به صحنه آورد که ضمن ابراز تأئید جنایت ۱۰شهریور، این جنایت را به گردن مجاهدین بیاندازند. در همین رابطه جاسوس، مهرداد تقی پور نیز مینویسد:

«سازمان مجاهدین به بهانه باصطلاح حفظ اموالش در اشرف، ۱۰۰ نفر را آنجا نگه داشته بود، که در نهایت به شکل کاملا مرموزی و در صحنه های مبهم درگیری های ایجاد شده، ۵۲ نفر از انها را به کشتن داد» (نجات رژیم ۹۲۰۸۱۴)

گسیل مأموران وزارت به سیرک ولایت در اشرف

یکی از مأموریت های این گماشته، بسیج و پشتیبانی مزدوران اعزامی وزارت اطلاعات آخوندی به عراق، برای زمینه سازیهای اقدامات تروریستی علیه اشرف در ارتباط با مأموران شناخته شدة وزارت اطلاعات و در هماهنگی با دژخیمان و شکنجه گران بوده است. در همین رابطه او به همراه سایر مزدوران شناخته شدة اطلاعات صحنه گردان چنین جلسات ننگینی بود:

«پوراحمد مسئول انجمن نجات گیلان و مهرداد تقی پور مسئول انجمن نجات تهران به عنوان متولیان این نشست، به بررسی … حضور موثر و فعال خانواده های انجمن نجات در عراق و تحصن آنها جلوی قرارگاه اشرف پرداختند. در این نشست تصمیم گرفته شد تا گروه جدیدی از خانواده های تهرانی به عراق اعزام شوند». (سایت نجات رژیم ۳بهمن۸۹)

جاسوسی و سرکوبی خانواده های مجاهدین

جمع آوری اطلاعات برای ضربه زدن به مجاهدین، همیشه در اولویت کار رژیم قراردارد. منبع این اطلاعات، بریده مزدوران و خائنین تواب میباشد. مهرداد تقی پور بدلیل وظایف و شغلش در ارتباط با وزارت اطلاعات به شانتاژ، تهدید به اخراج از محل کار و دستگیری بسیاری خانواده ها و بستگان نزدیک خود پرداخته است.

از دیگر مأموریت های این آلت فعل آخوندهای جنایتکار، مراجعه به خانواده های مجاهدین برای لجن پراکنی و دروغپردازی علیه مجاهدین با سوء استفاده از نسبت خویشاوندی با بعضی از ساکنان لیبرتی میباشد. ولی خلقی که جعلیات و لاطائلات آخوندها در بیش از سه دهه گذشته را به پشیزی نگرفته، طبیعی است که نشخوار لجنزار مستخدم دون پایه وزارت اطلاعات را نیز به سُخره بگیرد و به همین دلیل وی از همان ابتدای برگشت به زیر حاکمیت خلیفة ارتجاع، از سوی اقوام و فامیل و بستگانش در شهرهای مختلف بشدت طرد و منزوی گردید و بسیاری از آنان او را از خانه خود بیرون انداختند تا جایی که این پادوی اطلاعاتی متوسل به تهدید و ارعاب حتی بستگان و اقوامش با به میان کشیدن پای اربابان خود در وزارت اطلاعات گردید.

یکی از همین خانواده های ساکنان لیبرتی در گزارشی نوشته است: «وزارت اطلاعات مرا احضار کرد و اطلاعاتی را در باره من و سوابق و رابطه ام با مجاهدین گفت که فقط میتوانست کار او (مزدور مهرداد تقی پور) باشد. در وزارت اطلاعات حسابی مرا اذیت کردند و گفتند که تنها در صورتی دست از سرت بر میداریم که به جلوی اشرف رفته و مدتی در آنجا باشی ولی من قبول نکردم … طی سالهای گذشته مکرراً توسط وزارت اطلاعات بازداشت، زندان و شکنجه شدم».

بدلیل همین بدنامی است که وی در منتهای زبونی، از نوشتن نام اصلی خود در سایتهای ننگین اطلاعات امتناع کرده و با پنهان کاری تلاش میکند تا هویت واقعی اش را برای روز «حسابرسی» خلق پنهان نماید.

غیظ و کین مستخدم وزارت اطلاعات از خروج نام سازمان از لیستهای استعماری – ارتجاعی

بدنبال اعتلای مقاومت و خروج نام سازمان از لیست های استعماری – ارتجاعی، فاشیسم دینی حاکم بر ایران خودش را به آب و آتش میزند، یقه میدراند، گلو پاره میکند. تهدید میکند. سر به سنگ میکوبد و در هر ملاقات و دیدار به آه و فغان میپردازد.

هیچ چیز گویاتر از این جست و خیزهای جنون آمیز آخوندها و وزارت بدنام آنها در موضوع لیست و در مسأله عراق نمیتواند هماوردی مجاهدین در مصاف با فاشیسم مذهبی و همچنین موقعیت جایگزینی مقاومت ایران را به اثبات برساند. رژیم به زبان خودش و با قتل عام در اشرف و با پرتاب موشک به لیبرتی وزنه تعادل و هماورد خودش را آدرس میدهد.

در همین راستا پادوی مفلوک وزارت اطلاعات، بفرموده مینویسد:

«دولت آمریکا مجدداً اجازه باز کردن دفتر توسط فرقه رجوی در واشنگتن را صادر کرده است، تلخ تر هم می شود و علامت های تعجب پشت سر هم ردیف می شود! … ولی هنوز سئوالی که بی جواب میماند این است که چطور شده است که آمریکا تروریستها را در خانه خود به رسمیت شناخته است؟». (نجات رژیم ۹۲۰۲۰۷)

برخی مأموریت های گماشتة حقیر وزارت جعل و جنایت

وظایف محولة وزارت جنایت به مستخدم جاسوس و بدنام خودش از این قرار است:

برگزاری جلسات توبه و ندامت به منظور تبلیغ حکومت آخوندها و اعزام اکیپ های وزارت اطلاعات به سیرک ولایت در اطراف اشرف با هدف زمینه سازی کشتار مجاهدین

جاسوسی در بین خانواده های مجاهدین به منظور دستگیری و شکنجه و آزار و اذیت آنها با هدف دست کشیدن از هواداری سازمان و بکارگیری آنها علیه مجاهدین

مراجعه به خانواده های مجاهدین و مسموم کردن اذهان آنها نسبت به مجاهدین و سپس استفاده از شیوه های تهدید و تطمیع برای اعزام آنها به عراق و وادار کردن آنها برای فشار آوردن بر فرزندان مجاهدشان در اشرف و لیبرتی

مراجعه به هواداران و خانواده های مجاهدین به منظور اخاذی و باجگیری با اهرم وزارت بدنام اطلاعات

نشخوار جعلیات وزارت اطلاعات در سایت پوششی «نجات» به منظور مشروع کردن حمله و کشتار اشرفی ها

مهرداد تقی پورکیست؟

نامبرده مستخدم حقیری است که در سال ۱۳۸۵ بدلیل عدم توان و تحمل سختی ها و پیچدگی های مبارزه با فاشیسم مذهبی، اخراج و بدرخواست خودش به تیف نزد نیروهای آمریکایی رفت و پس از چند ماه به زیر عبای ملاهای جنایتکار شتافت و به جاسوسی و انجام کثیف ترین کارها در بین خانواده و بستگان و هواداران مجاهدین در شمال ایران و تهران مبادرت کرد.

وی خلاف آنچه که قبل از وصل به وزارت اطلاعات مدعی شده بود، برای اثبات توبه و ندامتش به خدمت گشتاپوی آخوندی درآمد و در ازای خیانت و مزدوری برای رژیم و خوشخدمتی برای دژخیمان و بازجویان، صحنه چرخان ارگان جاسوسی و سرکوبی خانواده ها در استان تهران گردید:

«با شرمندگی از اینکه نتوانستم به سوگند مبارزاتی خود وفادار بمانم، پیشاپیش برای جلوگیری از هرگونه سوء استفاده وزارت منفور اطلاعات آخوندی تاکید میکنم که صرفاً به این دلیل که میخواهم به زندگی عادی خود برگردم سازمان مجاهدین خلق ایران را ترک میکنم و هیچگونه مخالفتی با سازمان مجاهدین نداشته و ندارم.

از زحماتی که مسئولین سازمان مجاهدین طی این مدت ۱۸سال برایم کشیده اند سپاسگزاری نموده و برایتان آرزوی موفقیت دارم.

مهرداد تقی پور۸۵/۲/۱۰».

پیش از این سازمان بارها به او حکم اخراج داده بود ولی وی ملتمسانه خواهان فرصت مجدد برای زندگی شرافتمندانه و در کنار مقاومت گردید:

متن تایپ شده سند فوق:

وقتی این واقعیت بعد از ۱۲ سال به این صورت جلوی رویم قرار گرفت، قبل از هر کس خودم بودم که گفتم اخراجی هستم و لایق این مناسبات نیستم و هیچ لحظه پیوسته ای نیز در گذشته نداشتم که در درون سازمان باشم. و چرا باید جسمم را اینجا نگه دارم و خون بمکم. خوب باید بروم دنبال کارم.

خارجه را خودم با فهم طعمه بالفعل رد کردم چون اگر وضعیتم در درون سازمان اینطور باشد وای بحال اینکه پایم بجایی باز شود که رژیم امکان سرمایه گذاری را رویم داشته باشد، به ورطه ای خواهم افتاد که هیچ بریده مزدوری به آن نرسیده است. و به این علت باید مرا بیاندازند به داخله تا سابقه ام بسوزد و امکان استفاده رژیم نیز بسوزد. ولی این تازه اول راه بود چون داخل یعنی در یک کلام دست داشتن در خون مجاهد…

مهرداد تقی پور

۸۰/۷/۷

امضاء

متن تایپ شده سند فوق:

اینجانب مهرداد تقی پور فرزند محمدرحیم تقی پور تقاضا دارم که ترتیبات خروج مرا از سازمان مجاهدین خلق ایران برای بازگشت به زندگی عادی بدهید.

ضمناً میخواهم به خروجی نیروهای آمریکایی بروم، لطفاً ترتیبات آنرا فراهم نمائید.

مهرداد تقی پور

۸۵/۲/۱۰

امضاء

درد اصلی آخوندها

آخوندها با دود و دم و شعارهای پوشالی در صحنة های مختلف داخلی و بین المللی، تلاش میکنند صورت مسأله و حفظ موجودیت نظام نگین شان را تغییر دهند، در صورتیکه تهدید اصلی این رژیم و صورت مسأله واقعی ایران، نه جنگ بین جناح های درونی و یا شکلک و نمایش های مسخره و تکراری «اعتدال» بلکه هماوردی است که اراده مردم ایران برای سرنگونی فاشیسم مذهبی را بازتاب میکند و با پایداری خود، قیمت استراتژی ارتش آزادیبخش را در هر شکل و هر شرایطی در مرحله سرنگونی رژیم میپردازد.

از نظر خلیفه ارتجاع این هماورد آن چنان تهدیدی است که آخوندها باید در «سراسر کره زمین» برای مقابله با آنها تقلا کنند، مقاومتی است که «فضای بین المللی را علیه فعالیت های هسته یی» رژیم سمت و سو میدهد و رو در روی رژیم در تمامی صحنه های داخلی، منطقه یی و بین المللی حاضر و آماده بوده و بساط شعبده بازی آنها را در هم می پیچد.