محمد زند – آخرین رقم کنتور:

 مجاهدین برای ۱۲۳۴۵۶۷۸۹۰مین بار در حال فروپاشی و از میان رفتن هستند!

دیگر کسی نیست، نداند که رژیم غرق در بحران و طلسم شکسته خامنه‌ای پس از ریختن جام زهر اتمی به حلقومش که به ابتکار عمل مقاومت ایران و مجاهدین خلق صورت گرفت و پس از شکست استراتژیک در نابود کردن جنبش سازمان‌یافته جایگزینش در پایگاه‌های مقاومت آن در عراق و انتقال سربلندشان به پایگاه امن، شب‌ها از وحشت خوابش نمی‌برد و همین‌که اسم مجاهدین می‌آید قالب تهی می‌کند. پاسدار سبزعلی رضایی که از سال‌ها پیش بریدگی‌اش را رسماً اعلام و به جرگه «مشاوران ولی‌فقیه» (چراگاه بریدگان نظام) پیوسته است همواره به‌عنوان «میزان‌الوحشه» رژیم (به سیاق میزان‌الحراره) قلمداد شده است، همانی که دررفتن خودش از جنگ را با این‌گونه وارونه نمایی، با سنگ بزرگ و نشدنی در یک نامه به خمینی می‌پوشاند که اگر پیروزی در جنگ با ارتش عراق می‌خواهی، باید «۳۵۰ تیپ پیاده و ۲۵۰۰تانک و ۳۰۰۰توپ و ۳۰۰هواپیمای جنگی و ۳۰۰هلیکوپتر و [بمب] اتم و [سلاح‌های] لیزر و …» در اختیار من بگذاری! در سایت خودش چنان لرزیدنی از ترس مجاهدین، نشان داده که اگر کسی امروز از غار بیرون می‌آمد و تصمیم داشت عظما و رژیمش را بشناسد حتماً از تعجب از خود می‌پرسید: این رژیم که هنوز سر جایش هست چرا از یک «گروهکی»! که میلیاردها بار به گفته خودش ازمیان‌رفته این‌قدر ترس سراپایش را فراگرفته است؟ و سپس به فکر فرومی‌رفت و می‌پرسید مگر خبری هست؟ و به خود جواب می‌داد «حتماً هست والا چرا این‌قدر وحشت و ترس»؟!

چندی پیش صادق زیباکلام بر زبان راند که روزی باید با چراغ‌قوه! دنبال اوباما و کری بگردیم حالا پاسدار سبزعلی «اول بربادرفته» نظام برای دلداری به خودش با گفتن اینکه «طی سال‌های اخیر دولت باراک اوباما آن‌ها [مجاهدین] را از جرگه سیاست عمومی در ایالات‌متحده و دولت این کشور خارج کرده بود و توجهی به تلاش‌های این دسته برای خراب کردن چهره [رژیم] ایران نداشت» حسرت بدلی ایام گذشته‌اش را ذکر کرده است، یعنی اینکه در این مدت امداد غیبی غول‌های نفتی در بستر مماشات با «پدرخوانده تروریسم و بنیادگرایی» چطور مثل عصای زیر بغل برای رژیم به‌اصطلاح استکبارستیز عمل کرده، مجاهدین را هم که ما در عراق محصور کرده بودیم و می‌کشتیم و صدایی در مخالفت با ما از آن شیطان بزرگ درنمی‌آمد.

بعد یک‌باره هوار کشان از تیم انتقال ترامپ فریاد شکوه و شکایت می‌کشد که به‌وضوح نمایشگر تهی کردن قالب از ترس است. می‌گوید: «هرچند گفته می‌شد که [مجاهدین] در تلاش برای دیدار با دونالد ترامپ نیز هستند، اما هنوز مشخص نیست که آیا این دیدار در آینده صورت خواهد گرفت یا خیر. تیم انتقال قدرت دونالد ترامپ نیز در این مورد به سؤال خبرگزاری فاکس نیوز پاسخی نداده است».

پاسدار سبزعلی به‌یک‌باره همه حرف را در قالب یک وارونه‌گویی ابلهانه و آخوندی میزند و وحشت از خوردن جام زهر حقوق‌بشر در تقدیر که در کارزار جنبش دادخواهی از سوی رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت برای رژیم مادون سرمایه‌داری فراهم‌شده و روزبه‌روز در مسیر اعتلای خود پهنه‌های جدیدی را درمی‌نوردد را به‌عنوان «تحرکات و تبلیغات منفی علیه نظام» عنوان کرده و می‌گوید: «اما آن‌گونه که به نظر می‌رسد اکنون با حضور دونالد ترامپ در رأس قدرت در ایالات‌متحده و با توجه به روزنه‌هایی که در تیم و نزدیکان ترامپ برای این گروه وجود دارند، این گروه نیز تحرکات و تبلیغات منفی خود علیه [نظام] ایران را آغاز کرده است».

پاسدار زهوار دررفته مجدداً برای روحیه دادن به خود و پاسدارهای دوپولی دیگر با تاکتیک «انشاء الله گربه است!» وضعیت نظام پاره‌پاره و فاسدی که هرروز همدیگر را به خیانت و فتنه‌گری متهم می‌کنند را به مقاومت فرافکنی کرده، می‌گوید: «هرچند به‌خوبی می‌توان دریافت که این تلاش‌ها مشابه آخرین تلاش‌های گروهکی در حال فروپاشی و آخرین نفس‌های تروریست‌هایی –است- که اکنون نه انسجام قابل‌توجهی دارند و نه برنامه و طرحی قابل‌اعتنا و توجه».

البته قضاوت این موضوع امر مشکل نیست اینکه کدام طرف در حال فروپاشی است و طرح و برنامه ندارد؟ همین واکنش و این‌همه تبلیغات شبانه‌روزی برای «گروهکی در حال فروپاشی و آخرین نفس» خود به بهترین صورت گواهی می‌دهد کدام طرف در وحشت سرنگونی، فروپاشی و آخرین نفس‌ها بسر می‌برد.

محمد زند

دی‌ماه ۹۵