مثلث ساواک، واواک و آیت‌الله بی‌بی‌سی

224

آیت‌الله بی‌بی‌سی در تاریخ ۱۰ مرداد ۹۴ یعنی ۳۷ سال بعد از به گور سپرده شدن حکومت پهلوی و ساواک، نبش قبر کرده و این پیکر پوسیده و متعفن بیرون کشیده می‌شود تا به‌ظاهر به آن چوب زده شود. درحالی‌که همین‌الان رژیمی حاکم است که آقای منتظری در زمانی که هنوز قائم‌مقام خمینی بود، گفت: دستگاه سرکوبش روی ساواک و شکنجه‌گران آن را سفید کرده است. رژیمی که استخوان‌های مردم ایران را زیر فشارهای فقر و سرکوب خردکرده است. رژیمی که سراسر منطقه، از سوریه تا عراق و لبنان را با جنگ‌افروزی‌های خود در خون و آتش غرق کرده است. رژیمی که جلاد دست‌نشانده‌اش در سوریه روزانه با فروریختن بشکه‌های انفجاری و بمب‌های شیمیایی مردم بی‌گناه را قتل‌عام می‌کند. پس چه چیزی باعث شده که آیت‌الله بی‌بی‌سی به فکر نبش قبر ساواک بیفتد و چنین برنامه‌یی راه بیندازد؟!

بهتر است ابتدا نگاهی به معرفی میهمان‌های این برنامه و نخود لوبیای این آشی که آیت‌الله بی‌بی‌سی می‌خواهد به خورد بینندگانش بدهد، از زبان مجری این برنامه بیندازیم.

– احمد فراستی از رهبران عملیاتی اداره سوم ساواک یا اداره امنیت داخلی به‌طور اخص مخالفت، مبارزه، خنثی‌سازی و سرکوب گروه‌ها و سازمان‌های داخلی را به عهده دارد.

– عرفان قانعی فرد مورخ، آقای قانعی فرد افزون بر یک مصاحبه مفصل که به‌صورت کتاب درآمد با آقای ثابتی رئیس اداره سوم ساواک در سال‌های پیش از انقلاب و یک مقاله هم در مورد تخصیص ساواک نوشته بود.

– سعید شاهسوندی هم به‌عنوان زندانی سیاسی هم در دوره پهلوی دوم هم در دوره جمهوری اسلامی

لازم است ابتدا در مورد شرکت‌کنندگان در این برنامه یک توضیحی داده شود. دژخیمی که به‌عنوان یکی از رهبران عملیاتی ساواک به صحنه آمده، عنوانش گویاست و نیازی به توضیح نیست. اما کسی که به‌عنوان به‌اصطلاح محقق معرفی‌شده نشان از شاه و شیخ دارد. هم مدافع ساواک منفور و هم خدمتگزار خلیفة ارتجاع است.

نفر سوم هم که با رده‌بندی سرویس‌های جاسوسی به‌عنوان کسی که در زمان دستگیری عضو مرکزیت مجاهدین بوده، معرفی شد، شاگرد جلادی است که سعید حجاریان معاون وقت وزارت اطلاعات در توجیه فرستادن او به خارج برای اجرای مأموریت علیه مجاهدین، گفت که او اطلاعاتی نداشت و در خارج کارایی بیشتری داشت. شاگرد جلاد این کارایی را با شرکت در طراحی ترور شهید بزرگ حقوق بشر دکتر کاظم رجوی، اثبات کرد.

برای پاسخ به سؤالی که در ابتدا مطرح شد، لازم است به گوشهیی ازآنچه آیت‌الله بی‌بی‌سی در این برنامه به نمایش گذاشته نگاه کنیم:

احمد فراستی: ما سرکوب نمی‌کردیم سرکوب کردن با مبارزه کردن با اعمال تروریستی فرق دارد…ما شکنجه نمی‌کردیم، کار ما فشار و خشونت بود برای کسی که با زبان خوش حرف نمی‌زد، آن‌هم فقط شلاق بود به کف پا…

قانعی فرد: علاوه بر آقای پرویز ثابتی با اکثر رؤسای قبلی ساواک مثل شادروان علوی کیا و آقای فرازیان، شادروان امانی، آقای پژمان، آقای ثابتی و بعضی دیگر افرادی که تمایلی به بردن اسمشون خودشون ندارند من گفتگو کردم… ساواک در شناخت سازمان‌ها و جریان‌ها میشه گفت موفق عمل کرده و بسیاری از خرابکاری‌ها را تا حد ممکن جلوش را گرفته… من دنبال گم‌گشته خودم بودم که اول حرکت را چه کسی شروع کرد از اول ترور را چه کسی به داخل جامعه تزریق کرد آیا ساواک از روز اول با خشونت و ترور برخورد کرده یا نخیر گروهای سیاسی برای مقاصد خودشون اول ترور را شروع کردند…

احمد فراستی: شکنجه آزار بدنی به یک متهم و یا یک مجرمه، یعنی اول متهم هستید یا مجرم هستید و بعد شکنجه خواهید شد، ضمناً آن‌که از شکنجه‌های ساواک فرمودید، شکنجه‌هایی است که خود شما در سازمان مجاهدین خلق تدوین کردید، این نوع شکنجه هایه که شما ثبت کردید که انجام بشود:

شلاق زدن شیوه مرسوم در همه زندان‌ها _ حبس در سلول انفرادی _ سلول‌ها به شکلی است که برای هر زندانی فضای کوچکی، جهت هواخوری در سلولش ساختند تا با سایر زندانی ارتباط نگیرد _ تحمیل گرسنگی _ قطع آب گرم حمام در زمستان _ از کار انداختن سیستم تهویه

سندی است که آقای مهندس علی‌اکبر راستگو از سازمان مجاهدین، مواردی را که خود مجاهدین، برای شکنجه اعضای خودش در نظر گرفتند را اینجا تنظیم کرده و داده…

قانعی فرد: ۱۷۰۰ مورد خرابکاری ثبت‌شده در تاریخ معاصر ایران داریم از ۱۰ گروه تروریستی، ۱۱ گروه تروریستی گروه تروریستی که ۹۰ درصد کارهایش توسط ساواک کنترل‌شده. علاوه بر ساواک، ارتش، شهربانی، ژاندارمری بیش از حدوداً اگر اشتباه نکنم بیش از ۱۷۰۰ نفر مأمور ژاندارمری و ساواک و شهربانی و ارتش که انسان‌هایی بودند درراه ایران به شهادت رسیدند، این‌ها کشته می شند بخاطرترقه بازی حضرات، خوب اون رو هم باید دید.

مجری: آقای فراستی میگه در بسیاری موارد همکارانش، خودش ناچار بودند اعمال فشار بکنند، به قول خودشون شکنجه کنند. به دلیل اینکه عملیاتی را خنثی کنند که ممکن بود به قیمت جان آدم‌های بی‌گناه تمام شه.

شاگرد جلاد (سعید شاهسوندی): بنده صحبت خودم رو می‌کنم طبعاً.

احمد فراستی: شما خوب نمی‌خواهید علیه جمهوری اسلامی صحبتی بکنید.

شاگرد جلاد: این نظر شماست.

مجری بی‌بی‌سی: ساواک چگونه سازمانی بود؟ با مخالفان نظام چه رفتاری داشت؟ از مقایسة رفتار ساواک با گروه‌های مسلح و چپ و رفتار اون با دیگر مخالفان چه نتیجه‌یی می‌توان گرفت؟

***

با مرور این قسمت از برنامة آیت‌الله بی‌بی‌سی این سؤال مطرح می‌شود که بالاخره چه هدفی را دنبال می‌کند؟ چرا مسائل حاد روز که برنامة همة تلویزیون‌های خبری و بین‌المللی را پرکرده، در این‌یکی به‌اصطلاح تلویزیون بهکناری گذاشته‌شده تا استخوان‌های پوسیدة ساواک را از گور نزدیک به ۴۰ ساله بیرون بکشد و بر سرش بحث‌های به اصطلاح داغ راه بیاندازد؟!

قطعاً هدف از ساختن این صحنه، رسیدن به نتایجی در مورد ساواک شاه نمی‌تواند باشد. چرا؟ چون ۳۷ سال از بهگور سپرده شدن دیکتاتوری سلطنتی و ابزار سرکوبش که ساواک باشد، گذشته و بحث در مورد چیزی که وجود خارجی ندارد، موضوعیت ندارد، مگر این‌که قرار باشد از این بررسی در مورد وضع موجود نتیجهیی گرفته شود. درواقع جواب در پاسخ به همان سؤالی است که مجری آیت‌الله بی‌بی‌سی هم در پایان مقدمة خودش گفت: «چه نتیجهیی می‌توان گرفت؟»

اول این‌که شکنجه یک ابزار ضروری برای حفظ امنیت است، برای دفاع از شهروندان است و ساواک هم در مواردی که خطری مردم را تهدید می‌کرده، از این ابزار استفاده کرده است. به‌طور خلاصه اگر بحث پرگار آیت‌الله بی‌بی‌سی را جمع بزنیم، در بهترین حالت می‌توان نتیجه گرفت شکنجه خیلی هم بد نیست. یعنی مشروعیت دادن به شکنجه. ضمن این‌که این انقلابیون بودند که ساواک را وادار به دست زدن به شکنجه کردند. به گفته ساواکی حاضر در پرگار، اول آن‌ها شروع کردند.

دوم می‌توان با شکنجه‌گر پشت یک میز نشست و مذاکره کرد، باید به شکنجه‌گر فرصت بحث داده شود، حق بیان او باید حفظ شود. این تصور را که شکنجه‌گر دژخیمی است که باید در برابر دادگاه قرار گیرد، باید به فراموشی سپرد.

سوم تمرکز اذهان روی ساواک به گور سپرده‌شده است زیرا بههر میزان که توجهات را از جهنم کنونی که در حاکمیت آخوندها وجود دارد دور کند، برای نظام ولایت‌فقیه غنیمت است.

حالا که تا حدودی روشن شد که سمت‌وسوی این برنامه چیست و چه چیزی را نشانه گرفته است باید به این نکته هم توجه کرد که این مطالب در چه شرایطی مطرح می‌شود و چه شرایطی باعث شده که آیت‌الله بی‌بی‌سی این‌طور به تکاپو بیفتد.

برای روشن شدن موضوع لازم است نگاهی به سوابق بی‌بی‌سی فارسی بیندازیم تا معلوم شود سر و کلة این آیت‌الله استعماری چه مواقعی پیدا می‌شود:

سوابق امدادرسانی آیت‌الله بی‌بی‌سی به رژیم آخوندی در مواقع خطیر

ایران‌زمین|۱۵۶|۷۶/۰۷/۲۱ گفتار رادیو صدای مجاهد در بارهٌ اباطیل رادیو بی‌بی‌سی

(پنجشنبه ۱۷ مهر۷۶)، به دنبال خبر انجام پیروزمند ۴۰۰ عملیات مجاهدین در خاک میهن و خبر برگزاری اجلاس بزرگ شورای ملی مقاومت و قطعنامه‌یی که در پایان این اجلاس صادر شد، بخش فارسی رادیو بی‌بی‌سی، با به خدمت گرفتن سعید شاهسوندی، شاگرد جلاد اوین و دو مزدور دیگر وزارت اطلاعات، به تکرار لجن‌پراکنی‌های رژیم آخوندی علیه سازمان پرداخت و تلاش کرد تا جرم و جنایت‌های این رژیم از قبیل شکنجه و اعدام را به مجاهدین و مقاومت ایران نسبت دهد.

تأیید و حمایت رژیم آخوندی در بمباران و حملة هوایی به اشرف

مجاهد ۳۰۶ ـ ۱۴ تیر ۷۲

۱۶ فروردین ۷۱: در پی شکست حملة هوایی رژیم به قرارگاه اشرف که رژیم طی آن یک جنگنده ـ بمب‌افکن و دو خلبانش را از دست داد، آیت‌الله بی‌بی‌سی توسط یکی از مستخدمانش (به نام باقر معین) به تیمار آخوندها و مشت‌ومال دادن آن‌ها شتافت و از زبان او گفت: «به فرض هم که ما یک هواپیما ازدست‌داده باشیم، بازهم عملیاتمان موفقیت‌آمیز بوده است»!

تشویق رژیم به حمله هوایی به قرارگاه‌های ارتش آزادی‌بخش

مجاهد ۳۰۶ ـ ۷۲۰۴۱۴- رذیلت پیشگی آیت‌الله بی‌بی‌سی

۹ تیر ۷۲: «آیت‌الله بی‌بی‌سی»… در برنامه روز خود با نهایت رذالت به آخوندهای حاکم بر ایران تلویحاً خط و رهنمود داد که با استفاده از فرصت و موقعیتی که حملهٌ موشکی آمریکا به عراق به وجود آورده، می‌توان به مجاهدین و قرارگاه‌های ارتش آزادی‌بخش حمله کرد! آیت‌الله بی‌بی‌سی در گفتار خود، با رضایت و خشنودی از این‌که بقایای رژیم خمینی گفته‌اند ازاین‌پس برای مقابله با مجاهدین منتظر حملهٌ آن‌ها نخواهند نشست و به عملیات بازدارنده دست خواهند زد، گفت: «دولت ایران در وضعیتی این تصمیم را اعلام کرده، که دولت آمریکا با توسل به مادهٌ ۵۱ منشور سازمان ملل که حق دفاع از خود را به رسمیت می‌شناسد، به عراق حمله کرد».

خاطرجمعی دادن به رژیم که نگران عواقب حملة هوایی به مجاهدین و ارتش آزادی‌بخش نباشد

مجاهد ۳۰۶ ـ ۱۴ تیر ۷۲

در پی شکست تهاجم هوایی ۴ خرداد ۷۲ رژیم علیه مجاهدین و ارتش آزادی‌بخش، یکی از مستخدمان بنگاه بی‌بی‌سی به نام باقر معین به دلداری آخوندهای انگلیسی‌تبار پرداخت و گفت: «واکنش بین‌المللی در حال حاضر چندان زیاد نخواهد بود».

وی در ابتدای برنامه نیز گفت که عملیات مسلحانهٌ مجاهدین «در بین مردم اثر بسیار بدی گذاشت و همین‌طور باعث اعدام بسیاری از اعضای مجاهدین در زندان‌ها شد».

یقه‌درانی‌های «آیت‌الله بی‌بی‌سی» در همدردی با رژیم آخوندی

مجاهد ۳۱۹ ـ ۱ آذر ۷۲

۱۹ آبان ۷۲: آشفتگی و سرگیجهٌ مرگباری که در پی اعلام خبر ریاست‌جمهوری خواهر مجاهد مریم رجوی دامن‌گیر رژیم آخوندی شد، تعادل بخش فارسی رادیو بی‌بی‌سی را هم برهم زد و باعث شد که به مفتضحانه‌ترین صورت همدردی و هم‌نوایی‌اش را با این رژیم ضد بشری، بروز دهد و در موضع وکیل و قیم آخوندهای انگلیسی‌تبار به دولت فرانسه نیز ایراد می‌گرفت که چرا حضور خانم رجوی را می‌پذیرد:

«… فرانسه می‌گفت تا زمانی که سازمان مجاهدین خلق به فعالیت‌های مسلحانهٌ خود ادامه می‌دهد به اعضای این سازمان پناهندگی سیاسی داده نخواهد شد. ولی هنوز معلوم نیست که پس‌ازاین فاصلهٌ طولانی به چه علت مریم رجوی می‌تواند به‌عنوان یک پناهندهٌ سیاسی در فرانسه اقامت کند» (بی. بی. سی ۱۹ آبان ۷۲).

مجاهد ۳۱۹ ـ ۱ آذر ۷۲

‌۱۹ آبان ۷۲: وقتی رژیم خمینی با نارنجک‌اندازی به سفارت فرانسه و دفتر ایرفرانس، بیچارگی و خشم علاج ناپذیر خود از انتخاب رئیس‌جمهور آیندهٌ میهنمان و حضور او در فرانسه را به نمایش گذاشت آیت‌الله بی‌بی‌سی برای رفع‌ورجوع این فضیحت به امداد رژیم آخوندی شتافت و به آخوندها این‌طور خط داد:

‌«با توجه به این‌که دولت ایران باوجود اختلافاتش با فرانسه می‌خواهد روابطش را با غرب بهبود بخشد، بنابراین ممکن است این امر (یعنی حملهٌ تروریستی به سفارت فرانسه و ایرفرانس) کارگروه‌های مختلف باشد. ازجمله خود مجاهدین، برای بدنام کردن دولت ایران»! (بی‌بی‌سی ‌۱۹ آبان ۷۲).

آیت‌الله بی‌بی‌سی حملة تروریستی به سفارت فرانسه در تهران را به مجاهدین نسبت داد

۲ آذر ۷۲:

بی‌بی‌سی فارسی: «گفته می‌شود شخصی که بلافاصله پس از حمله به سفارت فرانسه دستگیر شد، از مجاهدین خلق بوده است». «آیت‌الله» فرومایه استعماری در جهت امدادرسانی به آخوندها، البته هیچ اشاره‌یی به تکذیبیه‌های مکررّ دفتر مجاهدین در این مورد که توسّط رادیوها و خبرگزاری‌های مهم بین‌المللی منتشرشده نکرد.

آیت‌الله «بی‌بی‌سی» و همکاری با اطلاعات آخوندی در بازجویی و گرفتن ندامت از یک زندانی تحت شکنجه

۱۹ دی ۷۵: کمتر از ۲۴ ساعت پس از شکست بزرگ‌ترین حملهٌ تروریستی رژیم به دفتر مرکزی مجاهدین و جنایت نفرت‌انگیز آخوندها که با توپ‌های غول‌پیکر ۳۲۰ میلیمتری در مرکز شهر بغداد، بیماران، کودکان و شهروندان بی‌گناه را به خاک و خون کشید، آیت‌الله «بی‌بی‌سی» در هماهنگی با وزارت اطلاعات رژیم، یک اسیر درهم‌شکسته را پای خط آورد.

«بی‌بی‌سی» درعین‌حال که تصریح می‌کرد که این زندانی «در بازداشت مقام‌های امنیتی و انتظامی» است، اظهارات دیکته شده به وی علیه مجاهدین را به‌عنوان اعترافات پخش کرد. ازجمله اعترافات او این بود که «به مایک فضایی القا می‌کنند از جمهوری اسلامی ایران، آدم وقتی می‌آید و مواجه می‌شود با یک‌چیزی که ۱۸۰ درجه با آن فضا فرق می‌کند».

در همین حال «بی‌بی‌سی» این بازجویی و سؤال و جواب را هم پخش کرد که: «شما الآن دولت جمهوری اسلامی را می‌پذیرید، قبول دارید؟» و زندانی مجبور به اعتراف هم می‌گوید: «بله کاملاً می‌پذیرم و کاملاً قبول دارم الآن!»

این همکاری آشکار بخش فارسی بی‌بی‌سی با جلادان شکنجه‌گر آن‌قدر رسوا بود و آن‌چنان با تمامی عرف‌های بین‌المللی مربوط به کار رسانه‌های خبری تعارض داشت، که تنفر و انزجار افکار عمومی بین‌المللی و محافل سیاسی و مطبوعاتی در کشورهای اروپایی را برانگیخت. ازجمله پارلمان اروپا با صدور قطعنامهٌ شدیداللحنی علیه این اقدام موضع‌گیری کرد و بی‌بی‌سی را در قطعنامهٌ مورخ ۹ اسفند ۷۵ تحت عنوان نقض کنوانسیون‌های بین‌المللی محکوم کرد. دریکی از بندهای این قطعنامه آمده بود: پارلمان اروپا «از دستگیری‌های گستردة اخیر و شکنجهٌ زندانیان عقیدتی و از پخش اعتراف‌های اسیران سیاسی از طریق رادیوهای فارسی‌زبان، که ناقض کنوانسیون‌های بین‌المللی می‌باشد، ابراز انزجار می‌کند».

همون طوری که دیده می‌شود تمام مواردی که آیت‌الله بی‌بی‌سی بلندگوی استعماری را بهنفع رژیم آخوندی کوک کرده، مواقعی بوده که آخوندها با یک ضربه یا شکست یا رسوایی سیاسی مواجه شده‌اند و در این شرایط سر و کلة آیت‌الله پیداشده است.

بنابراین این سؤال مطرح می‌شود که شرایط کنونی چه شرایطی است که این‌طور آیت‌الله برای آخوندها صحنه‌سازی و از آبروی خودش هزینه کرده است؟ نگاهی به یک نمونه از صحنه‌سازی‌های این نمایش، رسوایی بهخدمت گرفتن جلاد ساواکی برای امدادرسانی به آخوندها را نشان می‌دهد:

«احمد فراستی: تعریف شکنجه را هم اشتباه فرمودید، شکنجه آزار بدنی به یک متهم و یا مجرمه، یعنی اول متهم هستید، یا مجرم هستید و بعد شکنجه خواهید شد، ضمناً آن روایتی که از شکنجه‌های ساواک فرمودید، شکنجه‌هایی است که خود شما در سازمان مجاهدین خلق تدوین کردید، این نوع شکنجه‌هایی است که شما ثبت کردید که انجام بشه، شلاق زدن شیوة مرسوم در همة زندان‌ها، حبس در سلول انفرادی، سلول‌های ساخته‌شده به شکلی است که برای هر زندانی فضای کوچکی جهت هواخوری در سلولش ساخته‌اند تا سایر زندانیان ارتباط نگیرد، تحمیل گرسنگی، قطع آب گرم حمام در زمستان، از کار انداختن سیستم تهویه…

مجری بی‌بی‌سی: این سند چیه آقای…

احمد فراستی: سندی هست که آقای مهندس علی‌اکبر راستگو از سازمان مجاهدین مواردی رو که خود مجاهدین برای شکنجة اعضای خودشون در نظر گرفتن رو اینجا تنظیم کرده و داده که…»

مشاهده می‌شود کار رژیم به کجا رسیده و کفگیرش تا کجا به ته‌دیگ همة مزدوران سوخته و نیمه‌سوخته خورده است که مجبور شده برای تکرار اباطیل وزارتساخته، دست به دامن دژخیم ساواک شود.

بعد از مرور بخشی از صحبت‌های جلاد ساواکی، حالا نگاهی به حضور شاگرد جلاد داشته باشیم. به کسی که توسط سرویس‌های اطلاعاتی به‌عنوان «مرکزیت» مجاهدین رده‌بندی‌شده است. عنصر کثیف و فرومایهیی با کارنامه‌یی مملو از خیانت و جنایت، از اوین تا آلمان و تا هم‌نشینی و هم‌نوایی با مقام ساواک شاه به‌منظور امدادرسانی به شیخ در پیشگاه آیت‌الله بی‌بی‌سی.

تسلیم و زانو زدن در مقابل دشمن

تلویزیون رژیم – پاسدار جعفری معاون سیاسی امنیتی استانداری کرمانشاه – ۳ مرداد ۸۶:

«زمانی که درگیری‌ها خاتمه یافته بود و شبی که ما رفتیم یک‌دفعه دیدیم از داخل سپاه فریاد یک نفر بلند شد، فریاد می‌زد که من فلانی هستم، بعد رفتیم جلو، دیدم سعید شاهسوندی است… بعداً که با او صحبت می‌کردیم…گفت دیدم… عجب در پادگان منافقین شور و هیجانی هست، همه دارند سوار تانک می‌شوند، سوار خودروها می‌شوند… تعریف می‌کرد که من هم وقتی آن جو را دیدم، قبول کردم و گفتم همراه می‌شویم و با توجه به اینکه مسئولیتی نداشتم من را با یک راننده قراردادند و آمدیم اینجا … به‌هرحال، زمانی که رسیدیم اینجا، بعد از درگیری‌ها که بعد از دو روز ما ضربه خوردیم می‌گفت… نهایتاً اسیر نیروها شد… ایشان فریاد می‌زد که من باید در دنیا افشا بکنم که چهره منافقین چه بود»

سعید شاهسوندی پس از تسلیم خیانتکارانة خود به پاسداران حوالی اسلام‌آباد و انتقال به اوین، در خدمت دژخیمان قرار گرفت و در همة جنایت‌های آنان از دستگیری، شکنجه، تیرباران و زدن تیر خلاص به شمار زیادی از مجاهدین در زندان مستقیماً شرکت کرد. او رد و اطلاعات نزدیک‌ترین اقوام و آشنایانش و اطلاعات دورترین هواداران مجاهدین را که در تهران و شیراز می‌شناخت در اختیار دژخیمان گذاشت هم‌چنین کلیهٌ اطلاعات خود را دربارهٌ هواداران و پناهندگان ایرانی که در فرانسه و آلمان می‌دانست، در اختیار رژیم قرارداد. وی در طرح ترور دکتر کاظم رجوی دست داشت. سپس بر اساس خط حجاریان که آن موقع از سران وزارت اطلاعات بود، برای انجام مأموریت‌های جاسوسی و تروریستی علیه مجاهدین و مقاومت ایران به آلمان اعزام می‌شود.

سعید امامی در بازجوییشاهسوندی با غریزه ضدانقلابی و ضد انسانی خود، «ماهیت یکسان و مشابه شاهسوندی» را کشف کرد! در اعترافات سعید امامی که تنها در ۱۷ جلسه، ارتکاب ۳۵۰ قتل را به عهده گرفته است، از شاهسوندی و بازجوئی‌های او تعریف می‌کند و اذعان می‌کند که در برخورد با شاهسوندی« شگفت‌زده شده»!

مصاحبه‌های رادیویی و تلویزیونی شاگرد جلاد

در سال ۶۷ پس‌ازآن که مجاهدین به طرز گسترده‌یی جنایت‌ها و همکاری‌های سعید شاهسوندی با رژیم آخوندی را افشا کردند، رژیم او را که دیگر کارت سوختهیی محسوب می‌شد علنی کرد و به مصاحبه‌های تلویزیونی کشاند. در خیمه‌شب‌بازی تلویزیونی رژیم خمینی این آلت فعل مفلوک را به‌عنوان عضو مرکزیت سازمان مجاهدین معرفی کرد. به‌نحوی‌که گویی تا روز قبل از ورود به اوین عضو مرکزیت مجاهدین بوده است! حال آن‌که:

اولاً: این فرد خیانت‌کار هیچ‌گاه مسئول هیچ بخش یا نهادی در سازمان مجاهدین نبود.

ثانیاً: سعید شاهسوندی قبل از سال ۶۳ دو نوبت از سازمان مجاهدین اخراج شده است.

و سرانجام از اواسط سال ۶۵ از روابط درونی سازمان مجاهدین نیز برای سومین بار به دلیل بریدگی و مسائل حاد اخلاقی اخراج شده است. شرح این مراتب تماماً به خط و امضای خودش موجود است و ساواک خمینی نیز در نمایش تلویزیونی به‌طور تلویحی به وجود آن‌ها اذعان کرد.

یک سال بعد از انجام مأموریت ترور دکتر کاظم رجوی، آخوندها شاگرد جلاد اوین را به آلمان فرستادند تا با استفاده از شرایط سیاسی ناشی از جنگ کویت، او را تحت عنوان مضحک «عضو کمیتهٌ مرکزی مجاهدین» علیه مقاومت ایران به‌خدمت بگیرند. این بار وزارت اطلاعات نامبرده را با مأموریت و ادعای محاکمه مسعود رجوی به اروپا فرستاد.

شاهسوندی سال‌ها نقش بازی می‌کرد تا ماهیت پلید و آلوده خود را به‌عنوان مأمور اطلاعات آخوندی پنهان کند ولی سعید حجاریان طی مصاحبه‌یی، پرده از راز افشاشده شاگرد جلاد اوین برداشت!

نقش سعید حجاریان در طرح اعزام شاگرد جلاد به خارج کشور برای ادامه مأموریت

حجاریان ـ نشریه چشم‌انداز ۳۱ خرداد ۸۴

«خرسندم که سهمی در نجات جان سعید شاهسوندی، که او هم از نیروهای بالای سازمان بود، داشته‌ام. من همین کار را سر شاهسوندی کردم و آنجا به نتیجه رسیدم… اطلاعاتش به درد کسی نخورد. به قول خودش او را (K)، یعنی کاندید عضو کرده بودند و رده سازمانی‌اش را تنزل داده بودند»

سال‌ها پیش از این مقاومت ایران رسماً گفته بود که فرستادن سعید شاهسوندی به خارجه یک خط جدید است تا عناصر خودفروخته به‌عنوان اپوزیسیون مقاومت!« کارکردی دوگانه» برای رژیم داشته باشند.

اعتراف شاگرد جلاد به طرح وزارت اطلاعات

نگاه نو ۲۱ بهمن ۸۵- مصاحبه مسعود بهنود با شاهسوندی

مسعود بهنود: همین تشکیلاتی که شمارا شکنجه می‌کند، شمارا از زندان می‌آورد بیرون و …شمارا سوار هواپیما می‌کند و شما راهی جهان آزاد می‌شوید و در قفس را باز می‌کند و شمارا پرواز می‌دهد و همین لحظات و چندی بعدازاین هست که شروع میشه حملات شدید سازمان مجاهدین علیه شما؛ و شما تبدیل به یک خائن می‌شوید …

شاهسوندی: اونهایی که باعث آزادی من شدند کاملاً یک طیف بودند در حاکمیت و حتی در وزارت اطلاعات و اونهایی که می‌زدند و می‌دریدند و فحاشی می‌کردند یک طیف دیگر بودند. درواقع جریانی که باعث آزادی من شد و من امروزه باید اسم بیآرم، آقای حجاریان بودش و کسانی از یاران آقای حجاریان در زندان بودند که می‌آمدند با من ملاقات می‌کردند.

حالا باید به پاسخ سؤال ابتدایی پرداخت که چرا در این شرایط رژیم به چنین امدادرسانی نیاز دارد و آیت‌الله هم البته در خدمت حاضر است؟ در سوابق دیدیم که آیت‌الله بی‌بی‌سی چطور سر بزنگاه‌های خطیر برای امداد به آخوندهای تحت الحمایة خودش سر می‌رسد. حالا رژیم در کدام بزنگاه قرار دارد؟

با یک نگاه به رسانه‌های رژیم و آنچه این روزها به‌طور شبانه‌روزی توسط سردمداران رژیم و مهرهای هر دو باند عنوان می‌شود، می‌توان فهمید که در شرایط پس از خوردن زهر اتمی، رژیم در موقعیت بسیار خطیری قراری گرفته است که خودشان از آن با عنوان‌هایی مثل «پیچ خطرناک تاریخی» یا «شرایط بسیار خطیر» نام می‌برند. در این شرایط البته نظام ولایت به امدادرسانی ویژه نیاز دارد، به‌خصوص که پس از زهر خوران هستهیی، رژیم به‌شدت نگران زهر حقوق بشر است که مجاهدین عزم کردند که این زهر را هم مثل زهر اتمی به حلقوم رژیم بریزند. این وضعیت خطر شرایط را برای رژیم مضاعف کرده است. پس خیلی طبیعی است که آیت‌الله در این بزنگاه نیز بساط کمک‌رسانی را پهن کند.

در پایان نگاهی به خبری که سه روز پس از پخش این برنامه‌های رسوا اعلام شد، به‌تنهایی گویای این امدادرسانی ویژه و سر بزنگاه توسط آیت‌الله بی‌بی‌سی است:

«روز سه‌شنبه معلوم شد که دولت ایران به بی‌بی‌سی برای اولین بار بعد از ۶ سال اجازه گزارش از ایران می‌دهد. گزارشگر تایم تأکید می‌کند که عملاً اشتباه خطرناکی است که فکر شود وضعیت (فشار روی خبرنگاران) کاهش پیداکرده است». (مجله تایم ۱۳ مرداد ۹۴)

بله این هم مزد آیت‌الله بی‌بی‌سی و معلوم می‌شود که برنامة رسوای پرگار پیش‌پرداخت بازگشت این بلندگوی استعماری به ایران تحت حاکمیت آخوندها بوده است.

کلام آخر این‌که آیت‌الله بی‌بی‌سی از این روش‌های ننگین جز هر چه رسواترشدن خودش در میان مردم ایران هیچ نتیجة دیگری به دست نخواهد آورد. مقاومت ایران، افتخار می‌کند که همچون مصدق بزرگ مورد کینه و حملهٌ یک چنین بلندگوی استعماری معلوم‌الحالی باشد.

دستگاه ننگین جاسوسی و جاسوس پروری که بقول شاعر نامدار میهنمان شاملو، بی‌بی‌سی «دستگاه تبلیغاتی دولتی که به جلاد ملت ما شمشیر می‌فروشد» و «حرامزاده‌ترین نوع سانسور» است.

پاسخ نهایی را هم از زبان شاعر میهنمان خاقانی بشنویم که گویی امروز درباره این آیت‌الله پلید و پرگار ننگینش سروده است:

همین نام باید که ماند نه ننگ

بدین مرکز ماه و پرگار تنگ

Print Friendly, PDF & Email

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here