علیرضا نصراللهی؛ مأمور وزارت اطلاعات

287

۱۴ تیر ۹۵ لیبرتی با ۵۰ فروند موشک ۲۴۰ میلی‌متری موردتهاجم بزدلانة شبه‌نظامیان وابسته به نیروی تروریستی قدس در عراق قرار گرفت. درست در همان روزها آخوندها به بسیج گسترده و توطئه‌چینی گوناگون علیه مقاومت ایران و تلاش برای اخلال در برگزاری گردهمایی پرشکوه مقاومت ایران در پاریس پرداختند. این اقدامات طیفی از فعالت‌های مختلف از اقدامات رسمی و دیپلماتیک و التماس و درخواست برای جلوگیری از این برنامه از سوی مقامات رسمی رژیم تا به‌اصطلاح «تجمع‌ها اعتراضی»! تعدادی انگشت‌شمار از جاسوسان و مأموران نیروی تروریستی قدس و وزارت اطلاعات را در برمی‌گرفت. در این رابطه وزارت اطلاعات مزدوران خود را از سراسر اروپا بسیج نمود تا حرکت‌های ایذایی خود را جامعه عمل بپوشاند که البته هر چه بیشتر به رسوایی مأموران اعزام‌شده منجر گردید. آن‌ها عکس‌هایی که از خودشان در این نمایش خیابانی گرفته بودند را به‌عنوان یک اقدام علیه مجاهدین برای وزارت اطلاعات فرستادند تا جیره و مواجبشان را دریافت کنند. جالب اینکه یکی از همین نمایش‌ها از روز قبل توسط یکی از رسانه‌های آخوندها اعلام و تبلیغ شد. طبق دستورالعمل وزارت اطلاعات این‌گونه تشبثات مأیوسانه مأموران و مزدوران شبکه اطلاعات آخوندها در اروپا هرساله در آستانه برگزاری گردهمایی سالیانه مقاومت در پاریس اجرا می‌شود.

یکی از این مزدوران فردی است بنام علیرضا نصراللهی که در ایران به دلیل اعتیاد چند بار دستگیر شد و در آخرین دستگیری با قول همکاری به وزارت اطلاعات وارد مناسبات مجاهدین گردید. پس از مدتی قول و قرارهای نامبرده با وزارت اطلاعات لو رفت و نهایتاً از مناسبات مجاهدین اخراج شد.

وی یکی از عوامل بدنام ارگان سرکوب و جاسوسی آخوندهاست که بعد از قتل‌عام سبعانة ۱۰ شهریور ۹۲ در اشرف نامه تشکر و تقدیر به مالکی نوشتند و برای ادامة کشتار و شکنجه مجاهدین، اعلام آمادگی کردند.

در ۶ تیر ۹۳ یعنی در آستانه برگزاری مراسم گردهمایی بزرگ مقاومت در پاریس، وزارت اطلاعات در یک اقدام زبونانه، چند مأمور خود را از گوشه و کنار اروپا گردآورده و آن‌ها را به پاریس اعزام نمود. مأموران مزبور و ازجمله علیرضا نصراللهی در این اقدام رسوا عکس‌هایی را از خود در سایت‌های اطلاعات آخوندی منتشر کردند تا بدین‌وسیله دستمزد مزدوری خود را بگیرند.

رسانه‌های رژیم از فرط افلاس و انزوای رسانه‌یی بلافاصله صحنه‌های مضحک و مسخرة چند مأمور مفلس را به‌عنوان حرکت اعتراضی «منتقدان مجاهدین»! در شبکه‌های مختلف تلویزیونی و سایت اصلی وزارت اطلاعات، موسوم به دیدبان و… به نمایش گذاشتند.

همچنین شایان یادآوری است که علیرضا نصراللهی یکی از مزدورانی بود که در ۲۸ تیر ۹۱ به دستور وزارت کشتار و ترور به مقابل سفارت آمریکا در پاریس اعزام شد تا به حذف نام سازمان مجاهدین از لیست ارتجاعی- استعماری آمریکا اعتراض کرده و قتل‌عام، کشتار مجاهدین، اعدام هواداران، دستگیری و شکنجه خانواده‌های واقعی مجاهدین در داخل کشور را مشروع نمایند.

یکی دیگر از وظایف محولة این عنصر فاسد نامه‌نگاری و امضای تومارهای ساخته‌وپرداخته وزارت اطلاعات علیه مقاومت ایران در تمجید از فاشیسم مذهبی به ارگان‌ها و مقامات اروپایی و آمریکایی است. هدف آخوندها از این نامه‌نگاری‌های و یا اعزام مزدوران به سفارت آلبانی در پاریس اخلال در پروسه انتقال اشرفی‌ها به خارج عراق و زمینه‌سازی برای کشتار و حملات موشکی به لیبرتی و علیه حضور مقاومت در فرانسه است. دریکی از نامه‌های وزارت اطلاعات که به نام او خطاب به مقامات فرانسوی نوشته‌شده آمده است: «چرا سازمان مجاهدین خلق در لیست تروریستی کنگره آمریکا باقی‌مانده است ولی، کشور فرانسه این سازمان را به رسمیت می‌شناسد و این کشور به مهد جولان دادن آزادانه [مجاهدین] تبدیل‌شده است». (اینترلینک ۱۸ شهریور ۹۱)

اما وزارت ابله اطلاعات آخوندها کمتر از یک ماه بعد که نام سازمان از لیست آمریکا خارج و مشخص شد که این نام‌گذاری نتیجة سیاست کثیف مماشات و زدوبندهای رژیم با آمریکا بود، از زبان علیرضا نصراللهی به ابراز وحشت پرداخته و به مقامات آمریکایی نوشت: «اشتباه بزرگی کردید که سازمان مجاهدین را از لیست سازمان‌های تروریستی خارج ساختید. چراکه در آینده نه‌چندان دور، دود این اشتباه در چشم همه خواهد رفت» (اینترلینک ۲۴ مهر ۹۱)

البته ترس و وحشت آخوندها از خروج نام سازمان از لیست‌های ارتجاعی_استعماری و درهم‌شکسته شدن کودتای ننگین ۱۷ ژوئن علیه مقر رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت، کما اینکه به رسمیت شناخته شدن آلترناتیو مشروع مردم ایران کاملاً روشن است و آن را صراحتاً اعلام کرده‌اند: «… چیزی که معلوم نیست اینه که چرا امریکا و فرانسه این سازمان را به رسمیت می‌شناسد و این کشور به مهد جولان دادن آزادانه [مجاهدین] تبدیل‌شده است». (اینترلینک ۴ دی ۹۳)

چگونگی استخدام علیرضا نصراللهی توسط وزارت اطلاعات

علیرضا نصراللهی در دی ۷۹ به قرارگاه‌های مجاهدین در عراق پیوست. وی پس از جنگ در آذرماه ۸۲ به دلیل برملا شدن سه بار دستگیر در داخل ایران به خاطر جرائم عادی و آزادی با قول همکاری، اخراج شد و به تیف رفت و درتیف به فاصله کوتاهی در ارتباط با وزارت اطلاعات قرار گرفت. همزمان با انحلال تیف، در بهمن ۸۶ سفارت رژیم در بغداد، به راه‌اندازی شعبه اطلاعات آخوندی بنام «بنیاد خانواده سحر» در شهر خالص در نزدیکی اشرف مبادرت کرد و تعدادی از مزدورانش را به سردمداری مسعود خدابنده تحت پوش این شعبه به عراق اعزام کرد. در همین اثنا وزارت اطلاعات آخوندی و نیروی تروریستی قدس مأموریت یافتند در کردستان عراق به‌ویژه در شهرهای سلیمانیه و اربیل نفوذی‌های رژیم را که در سال‌های گذشته به تیف رفته بودند و همچنین خودفروختگانی را که در تیف به خدمت رژیم درآمده بودند به ایران ببرند و یا در سلیمانیه و اربیل توجیه کنند و با دستورالعمل‌های جدید برای مصرف علیه مجاهدین و مقاومت ایران روانه کشورهای اروپایی سازند. برخی از این افراد ازجمله علیرضا نصراللهی را در مقری در اربیل اسکان دادند که پاتوق سرکنسولگری و عوامل رژیم شد. دو مأمور وزارت اطلاعات به نام‌های امامی و اسماعیلی توجیه و بروز کردن و فرستادن آن‌ها به ایران یا کشورهای اروپایی را به عهده گرفتند. علیرضا نصراللهی پس از ورود قاچاق به فرانسه روز ۱۷ فروردین ۸۷ در یک کافه در پاریس با چند مزدور پیشانی سیاه وزارت اطلاعات مانند جواد فیروزمند، محمدحسین سبحانی، جهانگیر شادانلو، امیر موثقی، بتول ملکی، علی قشقاوی و… گرد آمدند تا «نقض حقوق بشر توسط مجاهدین»! و «قتل اعضای ناراضی»! را افشا کنند!

فقط معلوم نیست که در هفت دور اسکرین و تحقیقات خصوصی توسط سرویس‌های مختلف آمریکایی و پس از چند سال اقامت در تیف تحت کنترل نیروهای آمریکایی، چرا دم برنیاورده بودند تا دعاوی آن‌ها به‌طور زنده و حضوری مورد استماع و تحقیق قرار بگیرد، اما به‌یک‌باره پس از چفت و جور شدن با وزارت بدنام، دچار این قبیل نشخوار یاوه‌های چند دهه گذشته وزارت جعل و دروغ شدند!

یک روز بعد از اجرای نمایش فوق در پاریس، سایت‌های نشان‌دار وزارت اطلاعات در یک اعتراف ناخواسته، اعلام کردند عناصری که روی سنِ نمایش رفتند ازجمله علیرضا نصراللهی، از محصولات «صنایع» وزارت بدنام بودند:

«در فوریه ۲۰۰۸ مسعود خدابنده از ایران- اینترلینک از بغداد گزارش داد که بعد از جلساتی که در آن‌ها مقوله تروریزم خارجی در عراق موردبحث قرار گرفت، خواست دولت عراق برای اخراج تمامی ۳۰۰۰ نفر و اندی که در کمپ اشرف اسیرند متوقف‌شده است زیرا که هیچ کشور غربی این گروه را حاضر نیست از لیست خارج کند تا آن‌ها بتوانند پناهندگی بگیرند. در همین راستا بود که بنیاد خانواده سحر در عراق ایجاد شد تا به اعضای ناراضی از مجاهدین که تروریزم را کنار گذاشته‌اند کمک کند که به خانواده‌شان بپیوندند و به زندگی عادی‌شان بازگردند. این کنفرانس توسط انجمن حمایت از آوارگان ایرانی در فرانسه تشکیل‌شده بود. بنا به گزارش بی. بی. سی سخنگوی این انجمن بنام جواد فیروزمند گفت بعد از تشکیل بنیاد خانواده سحر، این اولین گروهی است که وارد فرانسه شده است» (اینترلینک ۱۸ فروردین ۸۷)

پیش‌ازاین، مأمور وزارت اطلاعات مسعود خدابنده که تحت پوش بنیاد سحر در ایجاد و فعال کردن شبکة مزدوران در تیف نقش داشت؛ طی نامه‌یی به یک مأمور دیگر اطلاعات به نام بهزاد علیشاهی، به هدف ایجاد سلول جاسوسی و استخدام مزدور در تیف به‌منظور پیشبرد توطئه‌های تروریستی علیه اشرف و شکار طعمه‌های وزارت اطلاعات صراحتاً چنین اعتراف کرده بود:

«بهزاد جان سلام، چند هفته‌یی است که بچه‌های تیف ارتباطات مستقیمشان برقرارشده و … الآن بچه‌ها تلفن‌های ما رادارند. آمریکایی‌ها و دولت عراق هم دارند و هر کس بخواهد می‌تواند از آن‌ها بگیرد. تثبیت‌تر که شدیم سری تلفن‌های کانال تماس را اعلام می‌کنیم… از دولت عراق و بخش‌های مختلفش که بعداً اسامی را اعلام خواهیم کرد هم باید تا جا دارد تشکر کنیم… بچه‌های اربیل هم سروسامان مختصری پیداکرده‌اند و الآن وضع بهتر شده. بعد از اربیلش هم بماند بعداً صحبت کنیم که خیلی مسائل باز نشود. قربانت مسعود بغداد بدون صدام پنج فوریه» (اینترلینک ۱۷ بهمن ۸۶)

قابل‌توجه اینکه به دنبال نمایش خیمه‌شب‌بازی فوق در پاریس، دریکی دیگر از سایت‌های زنجیره‌یی وزارت بدنام درباره او نوشته‌شده بود: «علیرضا عضو دیگر جداشده از مجاهدین که ۳۶ بهار از زندگی‌اش را پشت سرنهاده در اولین روزهای بهاری پاریس از درد و رنج‌ها و سرگذشت تلخش در مجاهدین گفت. او… برای داشتن یک هدف متعالی و یک کار آبرومندانه در ترکیه توسط یک شرکت دروغین تجاری هوادار مجاهدین جذب می‌شود. تا همراه با آن‌ها کارکرده و بخشی از درآمد خود را صرف خیریه و کمک به ایرانیان نماید. ولی پس از مدتی خود را در عراق- کمپ اشرف بازمی‌یابد».

این دروغ‌گویی در حالی است که نامبرده در مصاحبه با بی‌بی‌سی گفته بود: «در پاکستان تعهدات ارتش آزادی‌بخش را جلویم گذاشتند که زن وزندگی نداریم… نوار مرزی است. مبارزه ما مبارزه مسلحانه است… و من برگه‌ها را امضاء کردم».

همان‌گونه که اخیراً در محاکمه و محکومیت عامل وزارت اطلاعات میثم پناهی به خاطر جاسوسی علیه مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران در دادگاه آلمان در تاریخ ۲۹ تیر نشان داده شد محاکمه دیگر جاسوسان رژیم ایران لازمه تأمین امنیت مخالفان و اعضا و هواداران مقاوم این رژیم در کشورهای خارجی است همچنان که مسئولان این شبکه در سفارتخانه‌های رژیم در کشورهای مختلف باید محاکمه، مجازات و از این کشورها اخراج شوند.

Print Friendly, PDF & Email

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here