عبدالرضا رستمی؛ مستخدم اطلاعاتی گشتاپوی آخوندی

173

عبدالرضا رستمی مأمور برون مرزی وزارت اطلاعات رژیم آخوندی را بشناسیم…!

رژیم آخوندی برای خروج از مهلکة سرنگونی، تنها راه برون‌رفت خود را در نابودی و انهدام مقاومت و مشخصاً در انهدام تنها نیروی جنگندة ضد رژیم جستجو می‌کند. به‌منظور رسیدن به این هدف، طرح‌های مختلف را به‌موازات هم پیش می‌برد، اجرای هر طرح نیازمند شناسایی و اطلاعات اولیه است دستگاه جاسوسی رژیم از طریق مأموران خود و ازهر طریق دیگر اقدام به چنین کاری می‌کند تا طرح‌های تروریستی خود را برای ضربه زدن به مجاهدین تکمیل نماید. بنابراین اطلاعاتی به‌روز از درون مجاهدین در لیبرتی یک نیاز جدی رژیم است که تنها از طریق طعمه‌ها و عوامل خودش میسر می‌باشد. همچنان که نیاز دارد در پیشبرد جنگ‌های روانی از طریق توابان و خودفروختگان با دروغ‌سازی علیه مجاهدین شیطان سازی کند و زمینه کشتار آن‌ها را فراهم سازد.

یکی از پادوهای وزارت بدنام اطلاعات، مزدوری به اسم عبدالرضا رستمی است که پس از افشای طرح‌ها و توطئه‌های وزارت اطلاعات در آلبانی، وزارت جاسوسی و ترور ملایان او را در ارتباط با هواداران مجاهدین در این کشور فعال کرده است تا با تطمیع و وعده خروج از آلبانی و پرداخت پول، آن‌ها را مستقیم یا غیرمستقیم به خدمت گشتاپوی آخوندی دربیاورد.

عبدالرضا رستمی کیست؟

عبدالرضا رستمی در ۱۱خرداد۱۳۹۰ یعنی حدود ۲ ماه پس از حمله و هجوم نیروهای جنایتکار مالکی در ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ که به فرمودة ولی‌فقیه ارتجاع صورت گرفت، خود را تسلیم نیروهای عراقی نمود.

او مدت‌ها قبل از تسلیم شدن به نیروهای مالکی، خودش را پیش‌فروش وزارت اطلاعات کرده بود. به همین منظور با سوءاستفاده از اعتمادی که به او شده بود اقدام به جمع‌آوری اسناد و مدارک و اطلاعاتی کرد تا:

اولاً: خودش را گران‌تر به رژیم بفروشد.

ثانیاً: در همکاری با طرح‌های وزارت اطلاعات، الزامات به‌روز کافی داشته باشد.

در همان نخستین روزهایی که وی خود را به اطلاعات آخوندی تسلیم نمود، نام او با تأکید بر اینکه اطلاعات مهمی با خود آورده است؛ از بلندگوهای اطلاعات آخوندی در اطراف اشرف بارها و بارها پخش گردید:

-صدای مزدور وزارت اطلاعات در سیرک ولایت_۱۸خرداد۱۳۹۰: آقای رستمی آمد بیرون با کلی اطلاعات همه‌چیزراگفته…file.JPG

– صدای مزدور وزارت اطلاعات در سیرک ولایت _ ۲۱ خرداد ۱۳۹۰: عبدالرضا رستمی از پیش خودتان اومده خودش هم رفته سری به خونواده ش بزنه دیداری تازه کنه بعد از سی سال می آد همین‌جا پیشتون. file.JPG

– صدای مزدور وزارت اطلاعات در سیرک ولایت _ ۲۵ تیر ۱۳۹۰: علیرضا رستمی می یاد بیرون و مصممه با خودش هزاران مدرک هم میاره file.JPG

– مزدور وزارت اطلاعات در سیرک ولایت _ ۲۱ خرداد ۱۳۹۰: آقای رستمی اطلاعات بسیار ذی‌قیمتی از سازمان آورده … file.JPG

abd2همچنین سفارت رژیم در بغداد با چاپ عکس شخصی این مزدور و پخش گستردة آن در تاریخ ۲۷ مرداد ۱۳۹۱ در مناطقی از اشرف که تحت تصرف و کنترل نیروهای سرکوبگر عراقی قرار داشت، وصل و خودفروشی این مزدور به دستگاه جاسوسی و اطلاعاتی رژیم را لو داد.

طرح وزارت اطلاعات

عبدالرضا رستمی به‌محض ورود به هتل مهاجر، در خدمت دستگاه سرکوبگر مالکی و استخبارات عراق درآمد و همة اطلاعات خود را در اختیار آن‌ها قرارداد و سپس در خدمت وزارت اطلاعات قرارگرفته، به استخدام گشتاپوی ملایان درآمد. وزارت جاسوسی و ترور آخوندها تلاش کرد طرح‌های هدف‌داری را طی مراحل مشخص با وی علیه مجاهدین پیش ببرد. بعدها وی طی تماس‌های تلفنی با سرپل‌های روابط عمومی سازمان، ابلهانه به دنبال اخاذی از مجاهدین و دریافت پول در مقابل سی. دی حاوی اطلاعاتی که به سرقت برده بود، برآمد. او همچنین بر اساس خط و رهنمود وزارت اطلاعات، پس از چندی با ایمیل‌های علنی و عمومی مجاهدین هم تماس گرفته و با پیام‌های فوری و ظاهراً پنهان از چشم نیروهای امنیتی عراقی و سفارت رژیم (؟!) با تظاهر به اینکه به اطلاعاتی دست پیداکرده که بیانگر خبرهایی مبنی بر اقدامات دشمن علیه مجاهدین است و می‌خواهد آن‌ها را در اختیار سازمان بگذارد، تلاش می‌کرد به یک شماره تلفن در داخل اشرف وصل شود.

چند نمونه از این ایمیل‌ها را در زیر ملاحظه کنید:

From: Issa Khademi [mailto:khademiissa@yahoo.de]

Sent: 22 August 2011 06:16

Subject: از طرف عبدالرضا رستمی فوری

سلام

من عبدالرضا رستمی هستم

بیرون از اشرف هستم

کار فوری دارم

با من تماس بگیرید

موبایل ۰۷۷۱۴۴۱۳۰۱۴

ایمیل khademiissa@yahoo.de

Subject: Re: از طرف عبدالرضا رستمی فوری

سلام

آیا شما پیام من را به بچه‌های اشرف رساندید که

می‌خواهم با آن‌ها تماس بگیرم؟؟؟؟؟

با تشکر عبدالرضا

From: Issa Khademi

Sent: Sunday، August 28، ۲۰۱۱ ۲:۵۰ AM

Subject: Re: از طرف عبدالرضا رستمی فوری

سلام

لطفاً سریع‌تر این موضوع را پیگیری کنید، من با هزار بدبختی این تماس‌ها را با شما می‌گیرم

و در شرایط سختی هستم، می‌خواهم با بچه‌های اشرف مستقیم با ایمیل یا چت صحبت کنم

با تشکر عبدالرضا رستمی

From: Issa Khademi khademiissa@yahoo.de

Subject: Re: از طرف عبدالرضا رستمی فوری

با سلام مجدد

یک سئوال دارم

اگر من یک نامه در یک سند ورد بدهم شما می‌توانید آن را به بچه‌های اشرف برسانید؟؟؟؟

با تشکر عبدالرضا رستمی

۲۹ اوت= ۷ شهریور ۹۰

الاربعاء ۰۸/۳۱/۲۰۱۱ ۰۹:۵۵ ق.ظ

با سلام مجدد

لطفاً این نامه را به بچه‌های اشرف برسانید

بگویید این نامه را برای همسایه مون توی خیابان ۱۵

که دیوار خونه اش هیچ فاصله‌ای با ما نداشت نوشتم، مال خودشه و فامیلش

منتظر این هستم که آیا شما این نامه رو به اونها رسوندید یا نه؟

با تشکر عبدالرضا رستمی

مزدور عبدالرضا رستمی درتماس دیگری به سفیدسازی مزدوران مالکی پرداخته و نوشته بود: الآن من در بغداد هستم. درهتلی که من هستم: «تاکنون حتی یک نفر فارسی‌زبان هم در میان عراقی‌ها ندیدم. با من خیلی محترمانه برخورد می‌کنند… برخلاف ذهنیتم تابه‌حال هیچ بدی از آن‌ها ندیده‌ام حتی وقتی به دکتر رفتم آن‌ها پول دکتر مرا هم دادند… بتول سلطانی با من تماس گرفته و پیشنهاد کمک داده است و…»

در همین تماس‌ها مدعی شده بود: برادرش به جرم قتل زیر اعدام است، اگر پول ندهد، اعدام می‌شود و درخواست پول کرده بود. او گفته بود: وقتی از اشرف فرار کرده ۱۰۰۰۰(۱۰ هزار) دلار پول با خودش برده و در حال حاضر این مبلغ را دارد. متن زیر متعلق به این پادوی مفلوک اطلاعات آخوندی است که بانام مستعار عیسی خادمی چت کرده است:

abd100

اعترافات رژیم آخوندی

کمتر از یک ماه پس از بردن عبدالرضا رستمی به هتل مهاجر در بغداد، پاسدار حسن دانایی فر سفیر تروریست رژیم در عراق نیز پرده‌ها را کنار زده و گفت: «افرادی در هتل‌هایی در بغداد مستقر هستند که ما هزینه‌شان را پرداخت می‌کنیم، حاضر نیستیم که آواره و سرگردان باشند، در هتل‌ها تقریباً ۱۰۰% هزینه‌ها را ما داریم می‌دهیم، بیشتر از این چه کمکی بکنیم؟ اما واقعاً بخش قابل‌توجهی به ایران می‌آیند. یک بخش قلیل هم به خارج خواهند رفت».

وی در مقابل این سئوال که ایران چه نفوذ اطلاعاتی – امنیتی در داخل سازمان در داخل کمپ دارد؟ پاسخ داد:

«بیشتر نفوذ، افرادی هستند که بیرون می‌آیند و شرایط آنجا را برای ما تعریف و تشریح می‌کنند» (روزنامه اعتماد، گفت‌وگو با سفیر ایران در عراق، ۳ تیر ۱۳۹۰)

آشکار کردن ماهیت و مأموریت

وزارت اطلاعات از طریق مزدور عبدالرضا رستمی وقتی در فریب مجاهدین شکست خورد، ناگزیر شد ماهیت و مأموریت مستخدم جدید خود را برملا کند. در آغاز او به‌دروغ چنین وانمود می‌کرد که علیه رژیم آخوندی موضع دارد و گاه‌وبیگاه به‌طورکلی و عام و سربسته، نکاتی را علیه رژیم آخوندی می‌نوشت. جالب اینجاست که این ادا واطوارهای مخالفت با آخوندها درسایت بدنام وزارت اطلاعات، به نام اینترلینک، منعکس می‌شد. مثلاً نوشته بود:

«abd3امدادرسانی آخوندها به رجوی با موشک‌باران و کشتار اسیران فرقه در لیبرتی_ در شرایطی که [مجاهدین] از لیست تروریستی درآمده و بقول خودشان راه‌بند استراتژیک برداشته شد… فردای از لیست بیرون آمدن فرمان تشکیل یگان‌های ارتش آزادی‌بخش در داخل ایران داد… در بحبوحه قیام ۸۸ که جوان‌های ایران‌زمین میلیون میلیون در خیابان‌های تهران بودند و سازمان با بزرگ‌ترین بحران درونی‌اش مواجه بود و علناً نیروها اعتراض می‌کردند و خط و خطوط رجوی را زیر سؤال می‌بردند که الآن که قیام توده‌ای در جریان است ما در بیابان‌های عراق چیکار می‌کنیم؟؟؟ بازهم این آخوندها با کشتار ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸ بداد رجوی رسیدند طوریکه رجوی در اولین نشست بعدازاین کشتار با قهقهه و باافتخار فریاد می‌زد کیها بودند می‌گفتند ما اینجا چیکار می‌کنیم؟؟؟ و …(فیس‌بوک مزدور عبدالرضا رستمی و اینترلینک ۲۰ اسفند ۱۳۹۱)

وی بعد از مدتی، ماسک «کمک به نفرات لیبرتی و آلبانی از موضع انسانی» را کنار گذاشته و در کنار مأموران و پادوهای بدنام وزارت اطلاعات ازجمله مسعود خدابنده، سبحانی، قشقاوی، بتول سلطانی و… نامه یی به وزیر کشور آلبانی نوشته و رونوشت آن را برای مالکی جنایتکار و وزیر دادگستری مالکی ارسال نمود. در این نامه آمده بود: «از شما به‌عنوان وزیر کشور و مسئول امنیت آلبانی درخواست داریم، با توجه به موارد فوق از ورود خانم معصومه ملک محمدی به آلبانی جلوگیری کنید، نام‌برده درکشورعراق… باید به سیستم قضایی آنجا تحویل شود».

اقدامات اطلاعاتی

او نه‌تنها همه اطلاعاتش را به سرویس‌های امنیتی مختلف و به‌طور مشخص آخوندها فروخته است بلکه از هر فرصتی استفاده کرده و می‌کند تا دیگران را نیز تخلیه اطلاعاتی کرده و اطلاعات آن‌ها را در اختیار وزارت اطلاعات قرار بدهد تا در طرح‌های گشتاپوی آخوندی علیه مجاهدین مورداستفاده قرار بگیرد.

این همان روشی است که قبل از قتل‌عام مجاهدین در اشرف در ۱۰ شهریور ۹۲ بکار گرفته شد. به یک نمونه از اقدامات اطلاعاتی مزدور رستمی که بخشی از آن را علنی کرده است توجه کنید:

«من یکی از کسانی بودم که اسامی [افرادی که از لیبرتی به آلبانی فرستاده شدند] را در صفحه فیس‌بوکم زدم… داستان این است که دو تن از جداشدگان یعنی کسانی که از اشرف و لیبرتی فرار کرده‌اند قبل از این به آلبانی رسیده‌اند و شش ساعت بعد از آمدن این اکیپ آن‌ها را مستقیم دیده و ازآنجاکه همة این افراد را می‌شناختند اسامی‌شان را به من هم دادند و شخصاً با یکی از این نفرات اکیپ به‌وسیله اسکایپ صحبت کردم و از اخبار لیبرتی و فشارهای تشکیلاتی روی اسرای سازمان برایم نیم ساعتی صحبت کرد… (فیس‌بوک عبدالرضا رستمی و اینترلینک ۲ خرداد ۱۳۹۲)

البته نام‌برده نمی‌گوید چفت و جور شدن خودش با دو نفر ذکرشده، توسط وزارت اطلاعات صورت گرفته است کما اینکه نمی‌گوید چرا این اسامی به او داده‌شده است؟ ضمن اینکه نمی‌گوید اخبار لیبرتی را برای چه کسی و چه اقدامی می‌خواسته است؟!

نیازی به یادآوری نیست که سومین موشک باران لیبرتی در روز ۲۵ خرداد ۱۳۹۲(کمتر از یک ماه پس از این تخلیه اطلاعاتی) صورت گرفت که طی آن ۲ مجاهد خلق شهید و ۷۰ نفر مجروح گردیدند.

مختصری از سوابق پادوی وزارت اطلاعات

عبدالرضا رستمی به دلیل بریدگی و عدم کشش مبارزه و فقدان ظرفیت و توان مبارزاتی بارها از سازمان اخراج گردید ولی هر بار برای ماندن در مجاهدین و عدم اخراج، التماس و درخواست می‌کرد.

نامبرده سال ۱۳۶۳ برای پیوستن به سازمان به قرارگاه‌های مجاهدین در منطقه مرزی آمد ولی طولی نکشید که به دلیل عدم تعادل روحی و صلاحیت‌های لازم، به اروپا فرستاده شد تا پی کار وزندگی مطلوب خودش برود و به‌رغم اصرار و تمنا برای ورود به سازمان در اروپا، ولی به او پاسخ منفی داده شد تا اینکه سرانجام پس از یک سال و اخذ پناهندگی و اصرار و درخواست اعزام مجدد به منطقه، نهایتاً با دادن تعهدات مختلف و به‌طور آزمایشی به منطقه مرزی برگشت:

آخوندها ازیک‌طرف، نابودی خودشان را در پایداری این مقاومت می‌بینند، از طرف دیگر با توطئه‌های مختلف علیه مجاهدین درصدد از میان برداشتن این تهدید و این خطر مبرم هستند. بنابراین، آنچه را باور باید کرد وضعیت یک رژیم در بن‌بست و درعین‌حال هار و توطئه‌گر است که همة مسیرهای دیگر را علیه مجاهدین و مقاومت ایران رفته و به‌جایی نرسیده است. لذا در این مرحلة پایانی به هر خس و خاشاکی متوسل شده تا شاید بتواند چهرة مقاومت را مخدوش کند. درواقع رژیمی که امواج تغییر از درون و بیرون به آن فشار می‌آورد، تنها چاره را در این می‌یابد که مجاهدین و لیبرتی را از سر راه بردارد، در آخر خط و در بن‌بست مرگباری که دارد، امروز تفاله‌های مجاهدین را به نیش می‌کشد.

Print Friendly, PDF & Email

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here