ضامن پیروزی یک خلق

89

ظاهر شدن خامنه‌ای دو هفته بعد از انتشار نوار صحبت‌های آقای منتظری و مجبورشدن او به موضع‌گیری دراین‌باره، درحالی‌که پیش از آن تلاش داشت با درگیر نکردن خود، امواج اجتماعی برخاسته را از سر رد کند، نشانه شکست او و قدرتمند بودن فضای دادخواهی شهیدان سرفراز خلق، در افکار عمومی جامعه است. پیش از آن در رادیوهای استعماری و سرمقاله روزنامه بسیج سپاه طرح‌هایی که نشان‌دهندة تلاش وزارت اطلاعات برای به دربردن شخص او بود درز کرده بود: «… خامنه‌ای در تصمیمات ۱۳۶۷ نقشی نداشت و هم میرحسین موسوی بر این مسئله صحه می‌گذارد…»(روزنامة جوان ۲۵مردادماه۱۳۹۵) بنابراین ابتدا کارگزاران سطوح دیگر به میدان فرستاده‌شده بودند تا با هزینه نکردن از شخص خامنه‌ای، این پیام رسانده شود که «اوضاع تغییری نکرده و نخواهد هم کرد». سردژخیم قضائیه گفت: «… آنچه از احکام دادگاه‌ها برحسب موازین شرعی و قوانین انجام‌شده است قابل خدشه نیست و حکم گروه‌های محارب کاملاً آشکار است…» (خبرگزاری قضائیه رژیم ۲۵مرداد۹۵) آخوند احمد خاتمی گماشتة خامنه‌ای در نمایش جمعه گفت: «… آنچه که [دجال ضدبشر] در سال ۶۷ صورت داد کاری قرآنی، کاری فقهی، کاری انقلابی و خدمت بزرگ به [نظام] بود…» (۲۹مرداد۹۵).

اما برخلاف انتظار ولی‌فقیه ارتجاع این بار به یمن اتمسفر ایجادشده توسط مقاومت ایران در کارزار «ریختن جام زهر حقوق‌بشر به حلقوم فاشیسم مذهبی» و «دادخواهی قتل‌عام۶۷»، سونامی برخاسته از نوار آقای منتظری آن‌چنان امواج سهمگینی ایجاد کرد که ولی‌فقیه ارتجاع مجبور شد برای جمع‌کردن آن، چهرة جنایتکارش را مجدداً رو کند و بگوید: «متأسفانه برخی تلاش دارند تا برای [مجاهدین], فضای مظلومیت ایجاد و چهره نورانی [خمینی] را خدشه‌دار کنند اما این دست‌های خبیث و مغرض به نتیجه نخواهند رسید و همانند گذشته ناکام خواهند ماند.» (سایت خامنه‌ای ۳شهریور۹۵) در بارة سوت زدن وحشت آلود او در تاریکی و اینکه «به نتیجه نخواهند رسید»! همین بس که از زیردستش خبرگان ارتجاع به رساترین زبان صحبت از دست‌به‌دست شدن چنین نواری بین مردم کرد و به‌صراحت گفت که پس از چند دهه، چنین جنایتی هنوز قابل‌هضم نیست: «چندی است که در فضای رسانه‌ای سیاسی و پایگاه‌های خبری، نوار صوتی منتسب به آقای منتظری … دست‌به‌دست می‌شود … شاید هنوز هم برای عده‌ای درک تصمیم تاریخی و انقلابی [خمینی] در برخورد جدی و بدون مسامحه با [مجاهدین] …و دوراندیشانه [او] در حفظ نظام … دشوار باشد.» (بیانیه خبرگان ارتجاع ۷شهریور۹۵) قبل از آن‌هم بسیاری دیگر از کارگزاران حکومتی من‌جمله دبیر ستاد مرکزی بزرگداشت خمینی، مشابه همین عبارات را بکار برده و آن را «موضوعی کلیدی» و از «سؤالات جامعه» عنوان کرده بودند: «انشاء الله در فرصت مناسب به ابعاد مختلف این موضوع کلیدی که از سؤالات جامعه است می‌پردازم» (آخوند انصاری در انتخاب ۲۱مرداد۹۵)، سرکرده نیروی انتظامی خامنه‌ای گفته بود: «متأسفانه این روزها برخی از صداها و نداها به گوش می‌رسد که به دنبال دفاع از آنان [مجاهدین] هستند.» (تابناک ۲۷مرداد۹۵) دادستان جنایتکار تهران درست معکوس صحبت‌های خامنه‌ای از تأثیرات این موضوع در نسل جوان صحبت کرد و: «از کسانی که در دوران انقلاب و جنگ حضور داشتند، خواست که حوادث و اتفاقاتی که زمینه‌ساز تصمیمات [قتل‌عام] بود را برای نسل جوان توضیح دهند» (ایلنا ۲شهریور۹۵). خبرگزاری نیروی تروریستی قدس هم نوشته بود انتشار این نوار «امنیت ملی [نظام] را هدف گرفته است» (تسنیم ۲۹مرداد۹۵)

نظام جنایتکار حاکم و سردمداران آن و به‌طور خاص، خامنه‌ای، پس از نسل‌کشی زندانیان مجاهد در سال ۶۷ به‌زعم خود، صورت‌مسئله سرنگونی نظام را پاک‌شده می‌پنداشتند به همین جهت خامنه‌ای با شقاوتی بی‌مانند گفته بود: «… این آدمی که توی زندان، از داخل زندان با حرکات [مجاهدین]… ارتباط دارد، او را به نظر شما باید برایش نقل‌ونبات ببرند؟ … او محکوم‌به اعدام است و اعدامش هم می‌کنیم. با این مسئله شوخی که نمی‌کنیم…» (۱۶آذرماه۶۷) حالا ۲۸سال پس‌ازآن قتل‌عام ضدبشری، نه‌تنها صورت مسئلة سرنگونی پاک نشده، بلکه به یمن مقاومت و فداکاری نسل انقلابی مجاهد، جوشش آن خون‌های پاک، گریبان خلیفة ارتجاع را گرفته است، پچ‌پچ‌های پنهان در عمق جامعة عصیانی، به سطح آمده و فریاد دادخواهی در گسترده‌ترین صورت مردمی تبلوریافته است، امری که به‌وضوح از سوی سردمداران رژیم با عبارات «تطهیر» و «احیای مجاهدین» از آن اسم برده می‌شود، آن‌گونه که خبرگان ارتجاع وحشت‌زده می‌گویند: «کدام انسان منصف و وجدان بیداری است که تصدیق نکند انتشار محتویات یک جلسه، پس از گذشت قریب سه دهه [!] با اهداف شومی صورت می‌پذیرد؟»(بیانیه ۷شهریور۹۵)، این‌گونه است که آن ایستادگی‌ها بر آرمان آزادی در پنهان‌ترین سیاه‌چال‌های سال۶۷ که کسی جز جلاد و قربانی در آن حضور نداشت، برخلاف تمام توجیه‌تراشی‌های بزدلانة «حفظ خود برای آینده»، «به‌جایی نرسیدن صدا از این اعماق تاریک» و …، به بار می‌نشیند و جان‌های مطهر پرداخت‌شدة بهترین رزم‌آوران یک خلق، تضمین استراتژیکی شکست دشمن و راهگشای آزادی مردم می‌گردد. در فایل‌صوتی اخیر یکی از اعضای هیئت‌مرگ اعتراف کرده بود: «در مورد دخترها خدا شاهد است که تا آنجا که می‌توانستیم چانه زدیم، من که اعصابم خیلی قوی است پریروز که فقط یکی رو دیدم… داغان شده بودم، به التماس افتادیم که این دو خط را بنویسد و ما بگوییم که او به زندان برگردد». (از نوار منتشرشده اخیر آقای منتظری)

اکنون اثبات می‌شود که عبور از فاشیسم مذهبی حاکم برای دست‌یابی به آزادی، بدون «صداقت» و «فدای حداکثر و بی چشمداشت» هرگز نمی‌تواند متصور باشد و بدون پرداخت چنین قیمت‌هایی در لحظات تاریخی دم زدن از آزادی و آزادی‌خواهی چیزی جز مشتی لفاظی‌های پوچ و حرافی در سواحل امن نیست. در نقطه فدا و صداقت در چنین بزنگاه‌هایی است که متعهد بودن به «آرمان آزادی» توسط افراد و جریانات محک می‌خورد و تفاوت یک جریان جدی مبارزاتی با تجارت شیادانه بنام آزادی مشخص می‌شود. دست‌یابی به گوهر آزادی یک ملت تنها در پرتو چنین قهرمانی‌هایی است که تضمین واقعی پیدا می‌کند.

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here