رژیم ایران از هیچ‌گونه حمایت مردمی برخوردار نیست به همین دلیل بر سرکوب تکیه دارد

122
mhdi abrisham che

مهدی ابریشمچی مسئول کمیسیون صلح شورای ملی مقاومت در مصاحبه با العین عربستان گفت: رژیم ایران از هیچ‌گونه حمایت مردمی برخوردار نیست و به همین دلیل بر سرکوب مطلق و اعدام و شکنجه برای استمرار بقای خودش تکیه دارد.

وی خاطرنشان کرد که مردم ایران علی الاطلاق کمک رژیم آخوندی به بشار اسد را رد می‌کنند و افزود، حمایت رژیم از اسد به‌خاطر حفظ بقای خودش و سرکوب در داخل و به‌منظور سرپوش گذاشتن بر بحرانهای داخلی است و البته این اقدام تاکنون برای این رژیم خسارات سنگینی به‌دنبال داشته است.

مهدی ابریشمچی در پاسخ به این سؤال که ـ اعمال فشار ارگانهای حکومتی رژیم ایران بر رسانه‌ها چقدر است؟ گفت: اعمال فشار و فیلتر کردن رسانه‌های ایران هیچ مرزی ندارد. نداشتن مطبوعات آزاد در رژیم آخوندها امر تازه‌یی نیست. از وقتی که خمینی در سال ۱۹۷۹در ایران قدرت را از مردم غصب کرد و به تمام وعده‌هایی که در زیر درخت سیب در نوفل لوشاتوی پاریس داده بود پشت پا زد، کلیه آزادیها سربریده شد و بهار آزادی به سرعت به پاییز و خزان اختناق تبدیل شد.

خمینی صراحتاً می‌گفت اگر کسی اسلام، که اسم مستعار خودش بود، را قبول نداشته باشد، باید از صحنه حذف شود. بر همین مبنا قلمها شکسته و دهانها دوخته و فریادها در گلو خفه شد. اگر به پروسه ۳۸ گذشته ایران نگاه کنید کمتر کشوری را در دنیا می‌بینید که این همه دچار سانسور باشد. رژیم در سانسور کردن و بستن روزنامه‌ها و رسانه‌ها حتی ظواهر امر را هم رعایت نمی‌کند. خصلت فاشیسم مذهبی همین است. به‌عنوان یک فاکت وقتی که یکی از سایتها و پیش‌تر از آن یکی از مجله‌های فارسی زبان عکسی از خانم مریم رجوی را درج کرد مدیر مسئول آن مجله را زندانی و خود مجله را بستند.

بسیاری از روزنامه‌نگاران دستگیر و زندانی شده‌اند. عمده رسانه‌ها و سایتهای غیرحکومتی فیلتر شده و اجازه فعالیت ندارند. بسیاری از نوشته‌ها و کتابها و مسایل رسانه‌ای توسط وزارت ارشاد رژیم فیلتر و تعطیل و توقیف می‌شود و اجازه انتشار پیدا نمی‌کند. رسانه و مطبوعات در رژیم آخوندی حکم آب‌کشی را دارد که بخواهید با آن آب دریا را تخلیه کنید. اگر با آب‌کش می‌شود آبی را تخلیه کرد در ایران آخوندها هم می‌شود از آزادی مطبوعات صحبت کرد. در عصر ارتباطات همه کشورها تلاش می‌کنند که امکانات اینترنتی را بیشتر کنند و در زمینه‌های مختلف رشد داشته باشند اما رژیم بعکس اینترنت را تحت عنوان فضای مجازی به‌شدت کنترل می‌کند و سرعت آن را آن‌قدر پایین می‌آورد که مردم نتوانند از این امکان تکنولوژی عصر حاضر استفاده کنند. رژیم آخوندی ماهواره و اینترنت را دشمن خودش می‌داند و اصطلاح نفوذ فضای مجازی و جنگ نرم و براندازی را جزیی از فرهنگ خودش کرده است. همه روزه نیروی انتظامی رژیم در سراسر ایران اقدام به جمع‌آوری و تخریب دیش‌ها می‌کند».

خبرنگار العین پرسید رژیم ایران با نیروی مخالف خودش چگونه رفتار می‌کند؟ مهدی ابریشمچی پاسخ داد: «پاسخ این سؤال طی ۳۸سال گذشته با سنگین‌ترین قیمت ممکن توسط نیروی اصلی مخالف یعنی اپوزیسیون این رژیم که مجاهدین باشند داده شده است. این رژیم در نابودی این مخالف اصلی هیچ حد و مرزی ندارد. تلاش این رژیم در تمام ۳۸سال گذشته این بوده که مجاهدین را نابود کند. از ۲۰ژوئن ۱۹۸۱ که تظاهرات مسالمت‌آمیز مردم تهران به‌دستور خمینی به خون کشیده شد و پاسداران در میدان فردوسی تهران که مرکز اصلی تظاهرات نیم میلیون نفری بود، به‌روی مردم گلوله باز کردند، خط سرخی بین رژیم و مجاهدین کشیده شده است که سراسر آن خون است. یعنی بین رژیم حاکم و مجاهدین به‌عنوان همآورد این رژیم دریایی از خون فاصله است. این رژیم تاکنون بیش از ۱۲۰هزار تن از مجاهدین را قتل‌عام و اعدام کرده است و به همین خاطر از امسال طبق فراخوان خانم مریم رجوی جنبش دادخواهی ایران شروع به‌کار کرده است تا این رژیم در شورای امنیت ملل‌متحدمحکوم شود و پرونده آن به دادگاه جنایی بین‌المللی احاله و آمران و عاملان این جنایت محاکمه شوند.

در مورد سایر گروهها هم کم و بیش همین‌طور رفتار می‌کند. اساساً به‌دلیل ماهیت ضدبشری رژیم آخوندی مخالفان خودش را اعدام و یا به حبس‌های طولانی‌مدت محکوم می‌کند و کمترین اختلاف‌نظری را برنمی‌تابد. کما این‌که در مورد گروه‌های کرد و بلوچ هم به همین نحو عمل کرده است. در مورد دارویش نیز همین‌طور است.

وی در پاسخ به این سؤال که رژیم ایران با اهوازیها چگونه رفتار می‌کند؟ گفت: «ما به صفت مقاومت ایران همه قومها و ملیتهای ایرانی را به‌رسمیت می‌شناسیم و فقط یک مرز سرخ داریم که جدایی‌طلبی و تجزیه ایران است. ما به وحدت تمامیت ارضی ایران معتقد هستیم. در اساسنامه شورای ملی مقاومت ایران تعامل و رفتار با قوم های ایرانی مشخص شده است کما این‌که طرح خودمختاری کردستان در همین چارچوب است. در رابطه با رژیم آخوندی وضعیت فرق می‌کند. این رژیم به‌دلیل ماهیت ضدمردمی‌اش با همه اقوام ایرانی در جنگ و ستیز است. عرب یا بلوچ یا کرد برایش فرق ندارد. هر قومی که در هژمونی پذیری فرهنگ منحط آخوندی حرف و نظری داشته باشد توسط این رژیم به‌شدت سرکوب می‌شود. کما این‌که از همان اوایل پیروزی انقلاب مردم ایران خمینی شخصاً با کردها و کردستان در جنگ بود و نیروی عظیمی از ارتش و سپاه به این منطقه اعزام و آنها را به‌شدت سرکوب کرد. در مورد بلوچ ها هم همین‌طور است و به بهانه‌های مختلف آنها را سرکوب می‌کند».

آقای ابریشمچی در پاسخ به این سؤال که بعد از توافق اتمی چه تغییراتی در ایران مشاهده می‌شود؟ گفت: «مهمترین تغییر ناشی از توافق اتمی تضعیف شدید نظام ولایت‌فقیه یعنی رژیم در کلیت آن است. این رژیم و بطور مشخص شخص خامنه‌ای که هیچ حمایتی در بین مردم ندارد و برای بقای خود به سرکوب مطلق و اعدام شکنجه متکی است، ولی برای این سرکوب نیازمند قدرت‌نمایی با تلاش برای بمب‌سازی اتمی ونیز صدور تروریسم و جنگ می‌باشد. توافق اتمی که لااقل برای ۱۵سال رژیم و خامنه‌ای را از ساختن بمب دور می‌کند، نظام ولایت‌فقیه را به‌شدت در تعادل قوای داخلی و بین‌المللی تضعیف کرده است و بقول خود رژیم به‌مثابه خوردن جام‌زهر بود. خامنه‌ای و رژیمش این شکست را زیر فشارهای تحریم و فشارهای اجتماعی ناشی از مشکلات اقتصادی پذیرفتند

قرار بود بعد از توافق اتمی که خود رژیم نام برجام را بر آن نهاده است افقهای جدیدی در ایران گشوده شود. شخص خامنه‌ای این توافق‌نامه را تأیید کرده بود و همه چیز طبق خط خود او پیش رفت. اما در عمل آنچه را که اراده کرده بودند نشد. روحانی روی برجام این‌طور حساب کرده بود که یک گشایش بزرگی ایجاد می‌شود و این موضوع را هم در تمام مصاحبه و سخنرانی‌هایش تأکید کرده است. آنچه هم که در ظاهر اختلاف بین نظر خامنه‌ای و روحانی ظاهر می‌شود، اصالت ندارد. چون همه مسایل توافق‌نامه اتمی با خط و خطوط خود خامنه‌ای پیش رفته است. خامنه‌ای می‌خواست با امضای این توافق‌نامه همه تحریمها برطرف شود و ایران به یک قطب سرمایه‌گذاری برای شرکتهای خارجی تبدیل شود تا بدینوسیله خود را از بن‌بستهای داخلی نجات بدهد و یا لااقل سرنگونی محتومش را به‌تأخیر بیاندازد. اما دیدیم که در عمل این‌طور نشد. و باد در جهت کشتی آخوندی که توقع آن را داشتند نوزید. به‌طور مشخص در مورد برطرف شدن تحریمها کنگره آمریکا با اکثریت قریب به اتفاق و سنا نیز به اتفاق آراء تحریمهای ده ساله علیه رژیم را به تصویب رساندند. خامنه‌ای و روحانی فکر می‌کردند که این مصوبه توسط اوباما رئیس‌جمهور و با استفاده از اختیارات فوق‌العاده‌ای که دارد مصوبه را وتو خواهد کرد ولی دیدیم که اوباما نیز تا آخرین روز مصوبه را نگه داشت ولی آن را وتو نکرده و با استفاده از یک مکانیزم پیچیده قانونی آن را مسکوت گذشت و بالفعل این مصوبه به قانون لازم‌الاجرا تبدیل شد. رژیم آن‌قدر از این موضوع جا خورد و برآشفت که در نمایش جمعه‌های مختلف آن را مطرح ساختند و گلایه خودشان از اوباما تحت عنوان «بد عهدی آمریکا» ابراز داشتند. خامنه‌ای هم در واکنش بغض‌آلود آن را نقض قطعی برجام خواند. البته نباید فراموش کرد که هرچه هم که از تضعیف تحریمها به‌دست رژیم رسید عملاً در تنور جنگ سوریه ریخت و صرف کشتار مردم سوریه شد.

نتیجه این‌که در نتیجه امضای این توافق‌نامه تنها تغییر جدی تضعیف رژیم و در رأس آن ولی‌فقیه است ولی در زمینه اقتصادی و اجتماعی هیچ تغییری در ایران بعد از توافق اتمی مشاهده نمی‌شود. رشته‌های ولی‌فقیه و هیأت مذاکره‌کننده پنبه شده و در درون خود رژیم هیأت مذاکره را مستمراً زیر فشار می‌گذارند که چرا برجام هیچ دستآوردی نداشته است؟ حتی در اعتراض به بی‌ثمر بودن برجام مخالفان برجام گفته‌اند که باید اعضای هیأت مذاکره را وادار کنیم تا سیمانهای قلب مرکز آب سنگین اراک را با دست بتراشند تا بفهمند که کارشان چقدر بی‌ثمر بوده است! خلاصه این‌که این توافق‌نامه هیچ دستآوردی نداشته و به‌طور واقعی هیچ تغییری ایجاد نکرده و آنچه که توسط روحانی و هیأت مذاکره تحت عنوان دستآورد معرفی می‌شود صرفاً های و هوی و دود و دم و صورت را با سیلی سرخ نگه‌داشتن است».

Print Friendly, PDF & Email

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here