رمز استواری و مبارزهٔ باشرافت

90

واکنش‌های عجولانه و هراس آلود ولی‌فقیه ارتجاع در مورد کنفرانس «فراخوان به عدالت» که با حضور رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت ایران در پاریس انجام شد، گواه اصابت ضربه به هدف بود، تلویزیون حکومتی همان شب، واکنش‌های دفاعی خود در برابر این تهاجم را شروع کرد: «پایتخت فرانسه بازهم میزبان نشست [مجاهدین] بود این بار با موضوع حقوق‌بشر. در این نشست-مهمانانی از سعودی، لابی صهیونیست‌ها در آمریکا و [گروه‌های] سوری هم حضور داشتند هم‌زمان شماری از اعضای [بریده از مجاهدین] در خیابان‌های پاریس درباره جنایات [!] این گروهک افشاگری کردند» خبرگزاری سپاه پاسداران موسوم به فارس فردای آن روز درباره این گردهمایی در مطلب نسبتاً مفصلی عقده‌گشایی کرد که: «حضور مددزاده در نشست روز گذشته سازمان [مجاهدین] در پاریس، پایان همه ادعاهایی بود که فقط یک هدف داشت؛ ” اثبات بی‌گناهی مددزاده”» و «گناه» او را چنین تعریف کرد: «سامان‌دهی یک تجمع و تحصن به‌ظاهر صنفی و اعتراض به غذای تهیه‌شده در سلف‌سرویس دانشگاه در خردادماه سال ۸۷، پرده‌ای از فعالیت‌های مددزاده و چند دانشجوی دیگر در دانشگاه تربیت مدرس کرج را آشکار کرد؛ هنوز دقایقی از شکل‌گیری تجمع صنفی نگذشته بود که فیلم‌ها و تصاویر آن از خروجی پایگاه خبری وابسته به سازمان [مجاهدین] به‌صورت گسترده پخش می‌شد. پخش تصاویر و اخبار یک تجمع ساده صنفی که در اعتراض به غذای سلف دانشگاه شکل‌گرفته بود، از رسانه سازمان [مجاهدین] موضوعی تأمل‌برانگیز بود»، «نکته اوج اقدامات مددزاده در این دوره در بهمن‌ماه سال ۸۷ رخ داد؛ مددزاده در خوابگاه دختران اقدام به جمع‌آوری امضا از بین دانشجویان برای تغییر در وعده‌های غذایی دانشگاه کرده بود ولی در ادامه مشخص شد که با تغییر سربرگ نامه قصد داشته تا این نامه را با عنوان «طومار امضای درخواست دانشجویان تربیت‌معلم برای حذف نام [مجاهدین] از لیست گروه‌های تروریستی» برای بان کی مون دبیرکل سازمان‌ملل متحد ارسال کند. همین اقدام مددزاده نهادهای نظارتی را که پیش‌تر اقدامات وی را زیر نظر داشتند، حساس و سرنخ انتشار اخبار تجمع خرداد سال ۸۷ در سایت [مجاهدین] را آشکارتر کرد.» پس مشخص شد نظام آنچنان شکننده است که:

اولاً: حدس نظام آخوندی به اینکه کسی به ذهنش خطور کرده باشد کاری به نفع مقاومت انجام دهد، جرمی نابخشودنی است. [اینکه چگونه قصد یا تمایل، محرزشده و یا اینکه لیست تروریستی چه ارتباطی با بان‌کی‌مون داشته مشخص نیست]

ثانیاً: اعتراض فرد به یک موضوع صنفی در دانشگاه، باعث می شود وزارت جاسوسی و «نهادهای نظارتی اقدامات وی را زیر نظر بگیرند».

ثالثاً: پخش خبر «یک تجمع و تحصن به‌ظاهر صنفی و اعتراض به غذای تهیه‌شده در سلف‌سرویس دانشگاه» در یک رسانه مقاومت می‌تواند، حداقل ۵سال عقوبت زندان در قرچک، برای کسی که «حدس زده شده» آن را انتقال داده، در برداشته باشد.

چنین واکنش‌هایی، فریاد رسای ترس آخوندها از هماوردی مجاهدین در مصاف با فاشیسم مذهبی و هم‌چنین موقعیت جایگزینی شورای ملی مقاومت ایران و خطرناک بودنش برای رژیم آخوندی می‌باشد.

اما در ورای این واکنش‌های ترس‌آلود رژیم ضدبشری، آنچه در این کنفرانس از زاویه دیگری هم برجسته بود، اهمیت نقش هدایت و عنصر رهبری کننده و الهام‌بخش در خارج و در بیرون از افراد بود که چگونه بازده آن‌ها را جهش می‌دهد. حرکت‌های درون‌جوش، حرکاتی هستند خودبه‌خودی. هرچند قابل‌تقدیر و شایسته ارج‌گذاری‌اند، اما درعین‌حال کمبود هم دارد. تجربه نشان داده است که نیل به مقصد آزادی، مشروط به هدایت و رهبری ذیصلاح و شایسته است، تمام کینه ارتجاع و استعمار و دنباله‌های آن‌ها از مقاومت هم ناشی از حل چنین مسئلة خطیری برای انقلاب نوین ایران است. در کنفرانس اخیر شبنم مددزاده هم تمام تجربه شخصی‌اش را در یک جمله خلاصه کرد و به‌درستی بر روی همین موضوع انگشت گذاشت که در سیاه‌ترین و بی چشم‌اندازترین لحظات، چگونه عنصر هدایت و رهبری توانست به او سمت‌وسوی مبارزه دهد و جرئت، جسارت و شرافت انسانی او را شعله‌ور سازد و او را از تسلیم و ضعف حفظ کند: «برادر مسعود! وقتی درب آهنین سلول ۱۵ بند ۲۰۹ اوین به رویم بسته شد، کلام مولایمان علی با طنین صدای شما بود که در گوشم پیچید؛ که ”کوه‌ها بجنبند، تو مجنب!” و من این را با خط درشت بر روی دیوار سلولم نوشتم. برادر مسعود! من در سلول‌های انفرادی لحظه‌هایم را با آموزه‌های حرف‌های شما پیوند زدم تا سربلند بمانم.»

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here