رضا رجب زاده، از هتل مهاجر تا مزدوری برای آخوندها

189

در تاریخ ۱۵اسفندماه۱۳۹۲ تعدادی از پادوهای اطلاعات آخوندی طی نامه یی به مالکی، نهایت قدردانی از قتل عام مجاهدان اشرف و محاصره جنایتکارانه اشرف و لیبرتی را به عمل آورده تا راه را برای حملات بیشتر علیه مجاهدان لیبرتی هموار کنند.

رضا رجب زاده یکی از این پادوهای اطلاعات است که در نمایشهای نفرت انگیز شبکه های تلویزیونی آخوندی برای خوش خدمتی به ولایت فقیه و اثبات خیانت خود به هر رذالتی تن داده است.

وی در عملیات فروغ جاویدان در سال۱۳۶۷ به مجاهدین پیوست، در پاییز همان سال (۱۳۶۷) از او خواسته شد که دنبال زندگیش برود. اما نپذیرفت و خواهان ماندن در ارتش آزادیبخش گردید.

در همان زمان با اصرار میگفت، مگر به زور مرا دم مرز بگذارید و نگذارید برگردم، و حاضر نشد مجاهدین را ترک کند. او طی دو دهه گذشته بارها در معرض انتخاب قرار داشت، به عنوان نمونه، نامبرده در مهر۱۳۸۰ گفته بود:

«… وقتی دیدم سازمان خروجی را باز کرده و به من نیاز ندارد و بحث جدی است فهیمدم پس اگر هستم باید تمام عیار انقلاب کرده باشم که جمع و سازمان بداند با چه کسی طرف حساب است و به درد سرنگونی می خورد … گفتم اگر ایران بروم جنایت کار می شوم توی دستگاه خمینی و شغل اصلی من می شود جنگ با مجاهدین…»

ملاحظه: رجب زاده آن زمان سواد نداشت. بعداً در ارتش آزادیبخش برای وی کلاس سواد آموزی گذاشته شد و توانست خواندن و نوشتن را بیاموزد.

سرانجام‌ رجب زاده به دلیل ناتوانی در تحمل شرایط سخت محاصره، اعلام بریدگی کرد و بعد از گرفتن کمک مالی، به کمیساریای عالی پناهندگان برای ترک لیبرتی معرفی شد. وی پس از اخراج، به هتل مهاجر منتقل گردید.

هتل مهاجر یکی از مراکز گشتاپوی آخوندی و نیروی تروریستی قدس در بغداد می باشد، که سفارت رژیم و مأموران اطلاعات و نیروی تروریستی قدس با خریدن عناصر خائن، آنها را برای ایفای نقش های مختلف مورد استفاده قرار می دهند. رضارجب زاده در هتل مهاجر به خدمت وزارت اطلاعات درآمد و به مصارف رژیم علیه مجاهدین رسانده شد.

آنچه وی در مصاحبه با سایت وزارت اطلاعات گفت، گوشه یی از ریل تواب سازی و تسلیم و استخدام را نشان می دهد:

«گفتم خدایا توبه منو بپذیر … چند بار در درونم فریاد کمک از رهبر معظم ایران را کردم که بدادم برسد… به چشم خودم دیدم که چطوری با عزت و احترام با ما جداشدگان، مقامات ایرانی و عراقی رفتار می کنند … در اولین فرصت مقامات ایرانی ترتیب ملاقات خانواده ام را با من فراهم کردند…». (مزدور رجب زاده، سایتهای اطلاعات آخوندی ۷فروردین۱۳۹۳)

البته مراحل مقدماتی را که مستخدم جدید و بنجل ِ وزارت جاسوسی و شکنجه، به عمد نگفته، قبلاً توسط سایتهای وزارت اطلاعات لو رفته است. همان گزارشی که به نقل از یک «مقام که نخواست نامش فاش شود» گفته شد:

چنین خائنین خائفی «برای دریافت اطلاعات از[مجاهدین لیبرتی] … در اختیار نیروهای اطلاعاتی و امنیتی» رژیم و نیروهای عراقی قرار میگیرند. شرکت گماشته های جدیدالاستخدام در نمایش های شبکه های آخوندی مالکی و مشاور امنیتی او فالح فیاض در اواسط آذرماه۱۳۹۲ به منظور «توافقات و هماهنگی های جدید» به خدمت اربابان خود در تهران شتافتند. یکی از دستاوردهای رژیم از این سفر ۴روزه آنها که بدنبال ملاقاتهای علنی و مخفی متعدد با وزیر گشتاپوی آخوندی و سرکرده نیروی تروریستی قدس همراه بود، فیلمبرداری و سناریوسازیهای جنایی-پلیسی تولیدی وزارت، برای انتشار در شبکه های مختلف تلویزیونهای رژیم بود.

مزدور رجب زاده در حال ایفای نقش برای شبکه های آخوندی

به همراه خبرنگار سیمای منحوس رژیم

رجب زاده یکی از محصولات سرپل وزارت اطلاعات و نیروی تروریستی قدس (هتل مهاجر) بود که در نمایشهای تلویزیونی رژیم، به ایفای نقش، برای نشخوار یاوه های دو دهة گذشته آخوندها علیه مجاهدین و اشرف پرداخت.

وزارت اطلاعات برای پنهان کردن هویت واقعی این پادوی جدید خود، در ابتدای امر و در بعضی از مراحل پخش این برنامه ها، چهرة او را به نحوی پوشاند تا منابع اطلاعاتی نیروهای جنایتکار مالکی در اعدام جمعی مجاهدان اشرف رسوا نگردند. غافل از اینکه دستهای آغشته به خون مالکی، با اینگونه نمایشهای مبتذل و با دهانهای آلودة همانهایی که اسباب جنایت را فراهم کرده و تیغ دشمن را بر گردن مجاهدان اشرف تیز کردند، هرگز پاک نخواهد شد و قطعاً دادگاههای بین المللی را پیش رو دارند.

صحنه هایی از شوهای تلویزیون آخوندی

خبر گزاری رسمی رژیم «ایرنا» در ۲۶ آذرماه ۱۳۹۲ نگرانی خود از افشا و اخراج مأموران شبکه اطلاعاتی در خارج کشور را بر ملا نموده و نوشت:

«رضا رجب زاده روز سه شنبه در گفت و گو با خبرنگار اعزامی ایرنا به عراق گفت:

”عوامل وابسته به گروه مجاهدین حتی دستور دارند با استفاده از لابی های سیاسی، پرونده های قضایی برای اعضای جدا شده از این گروه را که هم اکنون در کشورهای اروپا ساکن هستند، باز کنند تا به نحوی موجبات اخراج آنها از کشورهای عضو اتحادیه اروپا فراهم شود”».

ساواک آخوندی فراموش کرده بود که همین یاوههای اطلاعات از منابع دیگری، بیش از دو هفته پیش در یکی دیگر از سایتهای زنجیرهیی گشتاپوی آخوندی نشخوار شده بود، که نشان از به ته دیگ خوردن کفگیر آخوندها و روخوانی گماشته های وزارت جعل و دروغ از دستورالعمل های صادره می باشد:

«به گزارش مؤسسه راهبردی دیده‌بان، عوامل منافقین حتی دستور دارند با استفاده از لابی‌های سیاسی، پرونده‌های قضایی برای اعضای جدا شده در اروپا باز کنند تا به نحوی موجبات اخراج آنها از کشورهای اروپایی را فراهم آورند». (موسسه راهبردی دیده بان آخوندها ۹ آذر۱۳۹۲)

مستخدم جدید و حقیر آخوندها، پیش از این نیز، در تاریخ ۲۵آبان۱۳۹۲ در تجمع مشترک نخست وزیری عراق و سفارت رژیم آخوندی در دانشگاه بغداد، به صحنه آورده شده بود. اگرچه این اقدام برای مقابله با تنفر جامعه جهانی در قبال اعدامهای جمعی و گروگانگیری در قتل عام۱۰شهریور۱۳۹۲ اشرف صحنه سازی شده بود تا مدعی شوند «مجاهدین خودشان خودشان را کشته اند»، ولی به صحنة فلاکت و استیصال آخوندها و مأموران و گماشته های اطلاعات و نیروی تروریستی قدس تبدیل گردید، و به جز رسانه های فاشیسم مذهبی و جیره خواران عراقی آنها، هیچ رسانه مستقل و مردمی پشیزی برای جعلیات این شوی مسخره قائل نشد.

یک سند گویا و عبرت آموز

قبل از استخدام و گماشتگی وزارت بدنام اطلاعات

اینجانب رضا رجب زاده مبلغ ۲۰۰۰ دلار کمک از سازمان مجاهدین خلق ایران دریافت کردم. با تشکر به خاطر رسیدگیها و شرمندگی از همه زحمات و مخارج سازمان در این مدت که در اشرف و در لیبرتی بودم. شهادت میدهم و صادقانه میگویم و خدا را گواه میگیرم که از مجاهدین جز نیکی و رسیدگی و مهر و محبت ندیدم و هیچ مشکلی با هیچکس نداشتم.

سازمان به من ابلاغیه داد به دنبال زندگی مطلوب خود بروم. من هم بدلیل شرایط سخت لیبرتی توان ماندن و ادامه مبارزه در اینجا را نداشتم و هر کس خلاف این را بگوید یا از طرف من خلاف این را بشنود دروغ و بر خلاف واقع یا در اثر فشار بوده است. هم چنین اعلام می کنم که می خواهم بعنوان یک هوادار سازمان مجاهدین خلق در هر کجا که باشم باقی بمانم.

رضا رجب زاده ۱۲/۰۹/۱۳۹۱

Print Friendly, PDF & Email

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here