دکترکاظم رجوی شهید بزرگ حقوق‌بشر

129
شهادت دکتر کاظم رجوی 2

تروریسم دولتی، چگونه یک رژیم عقب مانده، حیات خود را بر جنایت سازمان‌یافته دولتی بنا کرده است؟

شهید مجاهد، پرفسور «کاظم رجوی»، برادر بزرگ‌تر آقای «مسعود رجوی» رهبر مقاومت ایران بود. او در سال۱۳۱۲ در مشهد به دنیا آمد. «کاظم» در سال۱۳۳۶ برای ادامه تحصیلات به فرانسه رفت. هنگامی‌که در دانشگاه پاریس بود با «میشل» آشنا شد و با او ازدواج کرد.

در سال۱۳۴۷ این زوج به سوئیس رفتند و در آنجا «دکتر کاظم» در سال ۱۳۵۲ پناهندگی سیاسی گرفت. این خانواده دارای ۲پسر و ۱دختر شد. «دکتر کاظم» شش درجه دکترا در رشته‌های حقوق و علوم سیاسی و اجتماعی کسب کرد و به مدت ۱۰سال در دانشگاه ژنو درس می‌داد.

شهید مجاهد1 پرفسور «کاظم رجوی

رژیم آخوندی و شخص «خمینی» دلایل زیادی برای دشمنی و انتقام گرفتن از «پرفسور کاظم رجوی» داشت. از دلایل این کینه می‌توان به تلاش‌های شبانه‌روزی او برای نجات جان آقای «مسعود رجوی» اشاره کرد. در سال ۱۳۵۰ زمانی که آقای «مسعود رجوی» همراه با اعضای کادر مرکزی سازمان مجاهدین دستگیر شدند، «پرفسور رجوی» در سطح بین‌المللی یک کمپین و کارزار بزرگ سیاسی و تبلیغی به راه انداخت و با کمک ده‌ها شخصیت حقوق بشری در جهان و پیگیری‌های بی‌وقفه خودش، باعث نجات جان آقای «مسعود رجوی» شد. درنهایت «شاه» که آن زمان در اوج اقتدار اهریمنی‌اش بود مجبور شد حکم اعدام «مسعود» را به حبس ابد تبدیل کند.

بعد از قیام سال۱۳۵۷ «پرفسور کاظم رجوی»، اولین سفیر رژیم در سازمان ملل و مدتی هم سفیر ایران در آفریقا بود، ولی بعد از مدت کوتاهی از این مقام کناره‌گیری کرد و به مقاومت پیوست.

او از همان شروع شکل‌گیری شورای ملی مقاومت ایران، نماینده شورا در سوئیس شد. علاوه بر این، مبارزه پیگیر و خستگی‌ناپذیر «پرفسور کاظم رجوی» درزمینه افشای نقض حقوق‌بشر توسط رژیم خمینی از اولین سال‌های حکومت آخوندها، آتش خشم و کینه ملایان خون‌خوار را نسبت به او شعله‌ورتر کرده بود.

او بارها در مصاحبه با خبرگزاری‌ها و رسانه‌ها و مطبوعات همراه با شکنجه‌شدگان رهاشده از جهنم خمینی، در مقرهای سازمان ملل متحد در آمریکا و سوئیس و سایر کشورها حضور یافت و دست به افشای چهره اصلی و ضدبشری رژیم زد.

کمتر کسی در سازمان ملل متحد و دیگر مجامع حقوق بشری در سراسر دنیا بود که «پرفسور کاظم رجوی»، وی را از جنایات رژیم آخوندی مطلع نکرده باشد.

تصویب اولین قطعنامه محکومیت نقض حقوق‌بشر توسط رژیم آخوندی در مجمع عمومی ملل متحد در پاییز ۱۳۶۴ که «پرفسور کاظم» نقش تعیین‌کننده‌ای در آن ایفا کرد، خشم و کین خمینی را نسبت به او فزون‌تر کرد.

به‌این‌ترتیب «کاظم رجوی» به تجسم عینی جمله معروفی که خودش گفته بود تبدیل شد:

«ما تاریخ حقوق‌بشر را با خونمان می‌نویسیم.»

«پرفسور کاظم رجوی» در ۴اردیبهشت۶۹ هنگام بازگشت به خانه‌اش در حومه ژنو در شهرک «کوپه» در ماشینش به رگبار بسته شد و به شهادت رسید.

صدور فتوای ترور توسط «خمینی»

«خمینی» فتوای قتل «پرفسور کاظم رجوی» را در سال ۱۳۶۵ صادر کرد.

از اوایل سال ۱۳۶۶ اجرای این ترور در دستور ارگان‌های تروریستی رژیم خمینی قرار گرفت که مسئولیت آن به واحد اطلاعات سپاه به ریاست پاسدار «احمد وحیدی» داده شد.

پاسدار «احمد وحیدی

در اواسط سال ۱۳۶۷ به پیشنهاد «ری‌شهری» وزیر اطلاعات وقت و موافقت «رفسنجانی»، این مسئولیت به وزارت اطلاعات سپرده شد.

5ری‌شهری» وزیر اطلاعات رژیم جنایتکار خمینی

از زمانی که خمینی فتوای نفرت‌انگیز خود را صادر کرد؛ رژیم به‌طور مستمر قتل این مدافع حقوق‌بشر را در صدر اولویت‌های خود قرار داده بود. «ابوالقاسم مصباحی»، یک مقام برجسته اطلاعاتی رژیم خمینی که به غرب گریخت، طی دادگاه میکونوس با عنوان شاهد C در رابطه با ترور چهار نفر از رهبران کرد در یک رستوران در برلین شهادت داد. وی می‌گوید: «هدف از حذف ”رجوی” این بود که در ابتدای ریاست جمهوری ”رفسنجانی”، می‌خواستند ثابت کنند که قدرتمندیم و همه امکانات را در دست داریم!»

قاتلان دست‌چین شده

آخوند «ری‌شهری» به‌سرعت دست بکار شد و گروهی از زبده‌ترین عوامل خود را برای این جنایت رذیلانه دست‌چین نمود. وی در اسفند سال ۱۳۶۷ طی نامه‌ای ۱۲ نفر از تروریست‌ها را که جهت اجرای این عملیات جنایت‌کارانه در نظر گرفته بود، برای تکمیل آموزش به «سرهنگ مسعود مزینی راد» مربی آموزشی مدرسه ضدجاسوسی واقع در پادگان لویزان معرفی نمود. «ری‌شهری» طی این نامه نوشته بود:

«به آقایان ”دانش”، ”عراقی”، ”فاضلی”، ”کمالی”، ”سجادیان” و… آموزش کامل بدهید! در نظر داشته باشید که این ۱۲ تن پس از آموزش باید به آقای ”عمادالدین طاهرپور” ۰۴۱ مراجعه کنند، لذا نهایت همکاری را با این افراد بکنید….»

استراحتگاه قاتلان!

در دفترچه کد مدرسه لویزان، کد ۰۴۱ به معنای «دوسلدورف آلمان» بود. «طاهرپور» یک عامل وزارت اطلاعات بود که در ظاهر استراحتگاهی را در شهر دوسلدورف آلمان اداره می‌کرد؛ اما این استراحتگاه درواقع سرپل تروریست‌های اعزامی وزارت اطلاعات بود. در مواقعی که وزارت اطلاعات نمی‌خواست ردی از خودش در ترددها به‌جای بگذارد، به‌جای استفاده از هتل‌ها از سرپل‌هایی که برای این کار اختصاص داده‌شده بود استفاده می‌کرد. یکی از این مراکز، استراحتگاهی بود که توسط «عمادالدین طاهرپور» در دوسلدورف آلمان دایر شده بود.

روش استفاده از این استراحتگاه به این شکل بود که از سفارت یا کنسولگری‌های رژیم در آلمان و بعضی وقت‌ها از ایران یا سفارتخانه کشورهای دیگر با طاهرپور تماس گرفته و اطلاع داده می‌شد که میهمان‌داریم و او از افراد معرفی‌شده کارت شناسایی نمی‌خواست.

دفتر کار «عمادالدین طاهرپور» در طبقه پایین این ساختمان بود. این مرکز هیچ تابلو و علامت مشخصه‌ای نداشت.

آدرس این سرپل ارتباطی چنین است:

Schützen Str 35

Düsseldorf, Germany

در طبقه دوم دفتری وجود داشت که کارهای پشتیبانی و استقرار میهمانان را برنامه‌ریزی می‌کرد و مسئول آن فردی به نام «بنی جاهد» بود. تروریست‌های وزارت اطلاعات که به این استراحتگاه مراجعه می‌کردند، توسط «بنی جاهد» در یک خانه مسکونی مخفی اسکان داده می‌شدند.

آدرس یکی از این خانه‌های مخفی به‌قرار زیر بود:

Prienzgerg Str 87

Düsseldorf, Germany

آموزش قاتلان در «لویزان» و «آبیک»

در مدرسه لویزان تروریست‌ها آموزش تئوریک، اطلاعات و ضداطلاعات را توسط سرکردگان ارتش فراگرفتند.

دوره کامل آموزشی جاسوسی تروریستی مدرسه ضدجاسوسی در پادگان لویزان شامل ۵ قسمت بود که سومین قسمت آن مربوط به کاربرُد دقیق سلاح در عملیات تروریستی است.

این ۱۲ نفر آموزش‌های تئوریک را همراه سایر شاگردان این مدرسه به مدت دو ماه زیر نظر مستقیم «سرهنگ مسعود مزینی راد» گذراندند؛ اما مراحل پراتیک را به‌طور مستقل در «مرکز آموزش آبیک» واقع در جاده قدیم کرج- قزوین، نرسیده به نیروگاه برق رجایی، طی کردند.

در آبیک قزوین پادگانی تأسیس‌شده بود که مانند یک شهر نیمه ساخته دارای مغازه، منزل بود خانه‌ها و ساختمان‌های این شهر، کاذب و فقط نمای ظاهری یک شهر در آن پادگان وجود داشت.

در این شهر، مرحله نهایی انجام ترور مانور شد. در این مانورها، سوژه موردنظر از اجساد بی‌صاحب انتخاب‌شده و شلیک به‌طور واقعی روی سوژه انجام می‌گرفت. در مانور، عیناً صحنه ترور، چندین بار به اجرا گذارده می‌شد. مثلاً اگر شرایط منطقه اصلی ترور، بارانی یا یخبندان یا … بود، مانور نیز در همان شرایط انجام می‌گرفت. به‌این‌ترتیب تمام مراحل، مانند رفتن به داخل منازل و مغازه‌ها، نحوه نزدیک شدن به سوژه، فرار و … تماماً مانور می‌شد.

۱۲نفر معرفی‌شده به «مزینی راد» در این مرکز برای تمرینات به ۳تیم تقسیم‌شده بودند. دو هفته اول تمرینات این ۱۲نفر با موتور انجام شد ولی بعداً موتور از ریل تمرینات حذف شد و به‌جای آن برای ادامة تمرینات از خودرو استفاده شد.

هرکدام از تیم‌ها در یک خودرو سازمان‌دهی شدند. یکی از تمرین‌ها به‌این‌ترتیب بود که ۳ماشین روزانه ۱۲ساعت به‌طور فشرده با سلاح یوزی در خیابان‌های این پادگان با آرایش مشخصی حرکت کرده و هدف تعیین‌شده‌ای را به رگبار بسته و متواری می‌شدند. نحوه آرایش بدین شکل بود که ابتدا یک ماشین ۳نفره از پی سوژه می‌آمد و بعد از رسیدن به سوژه آن را به رگبار می‌بست و عبور می‌کرد. سپس ماشین دوم با یک ترکیب دو نفره از کنار سوژه عبور کرده و از انجام موفقیت‌آمیز عمل مطمئن شده و تیر خلاص شلیک می‌کردند، باکمی فاصله، ماشین سوم از این دو ماشین حرکت می‌کرد و از صحنه عملیات فیلم می‌گرفت.

با توجه به فضای بارندگی در اروپا تمرینات تروریست‌ها زیرِ باران و بر روی جاده لغزنده نیز انجام شد. تمرینات دو ماه به طول انجامید و در این مدت ۴ جسد به‌عنوان سوژه، هدف شلیک تروریست‌ها قرار گرفت که در اثر کثرت شلیک کاملاً متلاشی شدند.

سه طرح آلترناتیو

در سال ۱۳۶۷ به دستور «رفسنجانی» (که آن زمان رئیس مجلس بود) جلسه‌ای با ترکیب زیر برای ارزیابی شناسایی‌ها و طرح ترور تشکیل شد:

http://www.iran-efshagari.com/wp-content/uploads/2018/04/7Akbar-Hashemi-Rafsanjani-biographya-com-2.jpg

 سرتیپ پاسدار «احمد وحیدی» (معاونت وقت اطلاعات سپاه)

 «فلاحیان» (قائم‌مقام وقت آخوند ”ری‌شهری” وزیر اطلاعات)

8- فلاحیانFallahiyan

 «محمدمهدی آخوندزاده بسطی» دیپلمات تروریست (مدیرکل روابط سیاسی و بین‌المللی وقت وزارت خارجه)

9 محمدمهدی آخوندزاده بسطیAkhondzadeh

 «محمد آزادی» از تروریست‌های باتجربه رژیم (که بعداً در طرح ترور ”بختیار” شرکت کرد)

 «سعید دانش» (عضو تیم ترور)

 «محمد عراقی» (عضو تیم ترور)

مزدوران تیم ترور رژیم

«کاظم دارایی» (از عوامل وزارت اطلاعات در آلمان که بعداً در طرح ترور ”شرفکندی” شرکت کرد)

12 کاظم دارابیDarabi

 «محسن شریفیان» از تروریست‌های باسابقه رژیم

 «سرمدی» (از مسئولان وزارت اطلاعات که در دورة وزارت ”دری نجف‌آبادی” معاون امنیت شد)

سرمدی

در این جلسه بر اساس شناسایی‌های اولیه، سه طرح برای ترور «پرفسور کاظم رجوی» موردبحث قرار گرفت.

طرح اول- «پرفسور رجوی» را با اعضای خانواده در خانه، قتل‌عام کنند.

طرح دوم- نصب بمب به خودروی «پرفسور رجوی». این بمب با بالا رفتن سرعت ماشین (در سرعت بیش از ۴۰ کیلومتر) منفجر می‌شد. طبق این طرح بمب یا به ترمز و یا به سوییچ ماشین وصل می‌شد.

طرح سوم- ترور «پرفسور کاظم» در حین رفتن از خانه یا بازگشت به خانه.

تصمیم‌گیری نهایی و تخصیص بودجه

در سال ۱۳۶۸ طرح ترور «دکتر کاظم» در کمیته عملیات ویژه با ترکیبی از «خامنه‌ای» (ولی‌فقیه)، «رفسنجانی» (رئیس‌جمهور وقت)، «ولایتی» (وزیر خارجه وقت)، آخوند «ری‌شهری» (وزیر قبلی اطلاعات در آن زمان)، «علی فلاحیان» (وزیر وقت اطلاعات که به‌تازگی به این سمت منصوب‌شده بود) و «» سرکرده سپاه پاسداران موردبررسی قرار گرفت و تصویب شد.

16 محسن رضاییRezaee

متعاقباً در ۸شهریور سال۱۳۶۸ یک اکیپ از تروریست‌ها به ریاست «محمدمهدی آخوندزاده بسطی»

17 سعید همتیHemati

دیپلمات تروریست وزارت خارجه با پاسپورت دیپلماتیک به همراه «سعید همتی»

(یکی از قاتلان ”پرفسور کاظم”)  برای بررسی عملی طرح به ژنو رفتند. پس از ارزیابی اولیه طرح دوم منتفی شد و قرار شد روی طرح اول و سوم کار کنند. ازاین‌پس طرح ترور وارد مراحل مشخص عملی شد.

اعزام تیم‌های ترور

پس از بازگشت اکیپ «آخوندزاده بسطی» تا ترور جنایت‌کارانه «پرفسور کاظم»، جمعاً سه بار تیم‌های تروریستی به ژنو اعزام شدند که در دو نوبت اول دست‌خالی و ناموفق به تهران بازگشتند.

تیم اول در ۲۶مهر۱۳۶۸ وارد ژنو شد. این تیم شامل «»، «صادق بابایی»، «محمود سجادیان» و «علی کمالی»، قصد اجرای طرح اول یعنی قتل تمام اعضای خانواده «پرفسور کاظم» را داشتند. این طرح با سفر «پرفسور کاظم رجوی» به پاریس در روز ۳۰ مهر ناکام ماند و تروریست‌ها مجبور شدند به تهران بازگردند.

دومین تیم ترور ۱۱بهمن۱۳۶۸ وارد ژنو شدند و تا ۱۵بهمن در ژنو بودند.

اعضای این تیم شامل «صمدی»، «بابایی»، «محمود سجادیان»، «محمدرضا جزایری» و «هادوی» بودند که با پاسپورت خدمت به ژنو آمده بودند. آن‌ها اقدام به شناسایی و ارزیابی مجدد کردند. این تیم در قدم اول به ارزیابی پرداخت که ضریب موفقیت کدام‌یک از طرح اول و سوم بیشتر است. بین اعضای این تیم اختلاف پیش آمد و دست‌آخر مجبور شدند قبل از این‌که عمل کنند به تهران بازگردند.

ترور دکتر کاظم رجوی

سومین تیم ترور روز ۲۱فروردین۱۳۶۹، شش نفر از تروریست‌ها با پاسپورت‌هایی به نام‌های «محمد سعید رضوانی»،«یدالله صمدی»، «سعید همتی»، «محسن پورشفیعی»، «علیرضا بیانی همدانی»،«ناصر پورمیرزایی» و«سعید دانش» با پرواز تهران – ژنو، «ایران ایر» با پاسپورت خدمت وارد ژنو شدند (۱).

ترور دکتر کاظم رجوی 1

در همین رابطه «محمدعلی هادی نجف‌آبادی» که آن زمان سفیر رژیم ایران در امارات متحدة عربی بود،با پاسپورت دیپلماتیک ایرانی در ۲۸ فروردین ۱۳۶۹ به ژنو رفت و در هتل انترکنتینانتال اتاق ۶۲۵ مستقر شد (۲).

«محمدمهدی آخوندزاده بسطی» در ۲۸ فروردین با پرواز «ایران ایر» به ژنو رفت و در همان هتل مستقر شد (۳).

مسئولیت «آخوندزاده» و «هادی نجف‌آبادی» نظارت بر این عملیات بود. آن‌ها در طول اقامتشان در ارتباط مستمر با تهران بودند و چگونگی پیشرفت طرح را مرتباً با تهران در میان می‌گذاشتند و مواردی که نیاز به تصمیم‌گیری داشت با تهران مشورت می‌کردند. «هادی نجف‌آبادی» بعد از هر بار تماس با تهران با «سیروس ناصری» (نماینده وقت رژیم در دفتر نمایندگی سازمان ملل در ژنو)  تماس می‌گرفت.

تروریست‌های دیگر به نام‌های «دارابی»، «علی کمالی»، «محمود سجادیان»، «علی هادوی»، «علی مصلحی عراقی»، «محمدرضا جزایری» با پروازهای دیگر وارد ژنو شدند. ابتدا آن‌ها می‌خواستند بر اساس طرح اول یعنی تهاجم به خانه عمل کنند؛ اما در عمل در بین آن‌ها اختلاف بروز کرد. «آخوندزاده بسطی» با تهران برای تعیین تکلیف تماس می‌گیرد. مسئولین وزارت اطلاعات در تهران تأکید می‌کنند که «رفسنجانی» خواهان اجرای این طرح است و روی انجام آن تأکید می‌کند. «آخوندزاده بسطی» ضمن بررسی مجدد، طرح اول را (تهاجم به خانه ”پرفسور کاظم”) با توجه به اشکالاتی که «دارابی» گرفته بود منتفی کرده و قرار می‌شود طرح سوم به اجرا درآید.

ازاین‌پس تروریست‌ها به مدت یک هفته خانه و ترددهای «پرفسور رجوی» را به‌طور فشرده زیر نظر گرفته و مقدمات عملی کار را فراهم می‌کنند. طبق طرح، عملیات ترور با ۳ خودرو طراحی‌شده بود:

 خودرو اول به فرماندهی «مصلحی» که فرماندهی کل عملیات را نیز به عهده داشت و تیم آتش نیز بود (خودرو ”گلف”).

 خودرو دوم به فرماندهی «سعید دانش» که تیم پشتیبان را به عهده داشت.

 خودرو سوم که قرار بود از صحنه فیلم تهیه کند.

تروریست‌ها در روز ۴اردیبهشت از ساعت ۹صبح خانه «پرفسور کاظم» را زیر نظر گرفتند. در ساعت۱۱ و ۱۵دقیقه پرفسور برای مراجعه به بانک از خانه خارج می‌شود ولی از خودرو معمول خودش استفاده نمی‌کند و از خودرو دیگری استفاده می‌کند. «مصلحی» با خودرو «گلف»، پرفسور را از خانه تعقیب می‌کند. وقتی او برای مراجعه به بانک پیاده می‌شود، تروریست‌ها مطمئن می‌شوند که سرنشین این خودرو «پرفسور رجوی» است. «مصلحی» با بی‌سیم بقیه خودروها را هماهنگ می‌کند. پرفسور پس از خروج از بانک در یک مغازه مدتی متوقف می‌شود، «مصلحی» تصور می‌کند که تعقیب آن‌ها لو رفته و به همین خاطر پرفسور از مغازه خارج نشده است. به‌طوری‌که ابتدا تصمیم می‌گیرد عقب‌نشینی کنند، اما در همین حین «پرفسور کاظم» از مغازه خارج می‌شود و تروریست‌ها به مأموریت شوم خود ادامه می‌دهند.

آرایش خودروهای تروریست‌ها

در بازگشت «پرفسور کاظم» به خانه، خودرو تیم «سعید دانش» در پشت خودرو پرفسور قرار می‌گیرد و دو گلوله به‌طرف خودرو او شلیک می‌کند، گلوله اول به انحراف می‌رود اما گلوله دوم به خودرو اصابت کرده منحرف می‌شود، سومین خودرو تروریست‌ها به‌سرعت به خودرو پرفسور می‌کوبد هم‌زمان خودرو «مصلحی» و «سمیعی» به سمت پرفسور می‌آیند، پرفسور به سمت چپ می‌پیچد و با یک درخت برخورد می‌کند، در تمام این مدت دست پرفسور روی بوق بوده است. سپس دو تروریست از ماشین دانش پیاده شده و از دو طرف خودرو پرفسور را به رگبار می‌بندند. با اندکی فاصله خودرو سوم از پشت سوژه آمده و به دنبال خودرو اول و دوم به حرکت ادامه می‌دهد. سلاح مورداستفاده تروریست‌ها مسلسل یوزی کالیبر ۹ با صداخفه‌کن بوده است.

اظهارات برخی از شهود

در تحقیقات این ترور که توسط پلیس سوئیس انجام‌گرفته اظهارات برخی از شهود به‌صورت زیر گزارش‌شده است:

۱- یک خانم خانه‌دار که از همسایه‌های «خانواده رجوی» است گفت که او ناگهان صدای شلیک مسلسل و کشیده شدن چرخ‌های یک خودرو روی جاده را شنید. وقتی‌که از پنجره به بیرون نگاه کرد دو نفر را دید که از دو طرف به سمت یک خودروی قرمز که در شانه جاده متوقف‌شده بودند می‌دویدند. قاتلین ناشناس سلاح‌های بلندی را با خود حمل می‌کردند که با هر دودست آن را گرفته بودند. آن‌ها لباس کار به تن داشتند که بالای آن سبز و پایین آن سفید بود.

۲- خانمی که قصد داشت خود را به اتوبوس مدرسه بچه‌هایش برساند متوجه شد که سه خودرو به‌صورت زیگزاگ به سمت او درحرکت هستند. خودرو جلودار که به رنگ قرمز بود به پایه در ورودی خانه شمارة ۶۸ برخورد کرد و ایستاد. یک خودرو سفیدرنگ نیز کنار آن ایستاد. هم‌زمان یک خودرو گلف که کوچک‌تر و به رنگ تیره بود پشت خودرو قرمز ایستاد و راه آن را بست. همه‌چیز خیلی سریع اتفاق افتاد. راننده خودروی سفیدرنگ درحالی‌که یک مسلسل حمل می‌کرد از خودرو پیاده شد.

این شاهد سپس صدای شلیک خفیفی را شنید. کسی که شلیک می‌کرد بین خودرو سفید و قرمز ایستاده بود. کمی بعد خودروی سفید حرکت کرد. شاهد سه نفر را در این خودرو دیده بود. چند لحظه بعد خودرو تیره نیز صحنه را ترک کرد.

۳- یک خانواده که به فاصله کمی از منزل رجوی زندگی می‌کنند گفتند که در روزهای شنبه و یکشنبه (دو یا سه روز قبل از ترور) آن‌ها یک خودروی سفیدرنگ را دیده بودند که موضوعی را در خانه همسایه آن‌ها تحت مراقبت قرار داده بود.

بنا به اظهارات این شهود و هم‌چنین اطلاعات به‌دست‌آمده، شکی باقی نمی‌ماند که قاتلان از چند روز قبل از ترور «پرفسور رجوی» را تحت مراقبت قرار داده بودند. به دلیل رفت‌وآمدهای مستمر، نامنظم و حتی ناگهانی «دکتر رجوی»، قاتلان منتظر لحظة مناسب بودند که ترور را انجام دهند. این موارد با اظهارات شهودی که گفتند درصحنه دو خودرو را دیده بودند همخوانی دارد.

تروریست‌ها یک خودرو را نزدیک «ایستگاه قطار تنه» قرار داده بودند. این راه، مسیر غربی منتهی به خانه «دکتر رجوی» بود که باید برای رفتن به خانه از آن عبور می‌کرد. درصورتی‌که اگر او مسیر شرقی منتهی به خانه خود را طی می‌کرد یک خودروی دیگر برای مراقبت موردنیاز می‌بود. تحقیقات نشان داد که چندین روز قبل از ترور افرادی با خودروهای مختلف رفت‌وآمدهای خانواده رجوی را تحت کنترل داشته و از وسایل ارتباطی پیچیده و بی‌سیم نیز برخوردار بوده‌اند.

در روز ۴اردیبهشت ۱۳۶۹ ساعت ۱۱ و ۵۰ دقیقه «پرفسور کاظم رجوی» درحالی‌که برای کارهای بانکی از منزل خارج‌شده بود موردتهاجم تروریست‌ها واقع شد و به شهادت رسد. عصر همان روز «آخوندزاده» و «هادی نجف‌آبادی» و شماری دیگر از تروریست‌ها، با پرواز «ایران ایر» به تهران بازگشتند.

تروریست‌ها بعد از بازگشت به تهران یک گزارش ۴۰ صفحه‌ای از انجام این جنایت فجیع برای «رفسنجانی» تهیه کردند. طبق این گزارش فرماندهی نظامی عملیات از ابتدا با «دارابی» و معاون او «علی مصلحی عراقی» بود.

معرفی تروریست‌ها

الف. دیپلمات تروریست‌ها

۱) «محمدمهدی آخوندزاده بسطی»-متولد۱۳۳۴ از دیپلمات تروریست‌های وزارت خارجه، مدیرکل سیاسی و روابط بین‌المللی وقت وزارت خارجه بود که مدتی نیز در کشورهای مختلف سمت سفیر داشته است. وی با پاسپورت خدمت به شماره۰۰۶۵۸۸ به سوئیس مسافرت می‌کرد. «آخوندزاده بسطی» که فرماندهی و هماهنگی ارگان‌های مختلف در ژنو را به عهده داشت، در ۸شهریور۱۳۶۸ برای ارزیابی طرح ترور به ژنو آمد و در ۲۸فروردین۱۳۶۹ (۷روز قبل از ترور) مجدداً با پرواز «ایران ایر» با بلیت به شماره «۱۷۴ ۸۳۱ ۴۲۶۱ ۰۹۶» وارد ژنو شد. در این پرواز «سعید دانش» و «ناصر پورمیرزایی» نیز حضور داشتند. وی به همراه «هادی نجف‌آبادی» در هتل اینترکنتینانتال که از قبل توسط «محمد ملائک» کنسول رژیم در ژنو رزرو شده بود، مستقر شد. وی چند ساعت پس از عملیات با پرواز «ایران ایر»۷۳۷ به همراه «هادی نجف‌آبادی» به تهران بازگشت.

۲) «محمدعلی هادی نجف‌آبادی»- سفیر وقت رژیم در امارت متحده عربی متولد ۱۳۲۷ با پاسپورت دیپلماتیک به شماره۰۰۶۶۴۶ وی چند روز قبل از ۴اردیبهشت از ابوظبی به ژنو رفته و در هتل اینترکنتینانتال به «آخوندزاده بسطی» پیوسته بود. او در فاصله ۳۱فروردین تا ۴اردیبهشت تماس‌های تلفنی متعددی با تهران داشته و بعد از هر تماس با «سیروس ناصری» نماینده رژیم در دفتر سازمان ملل در ژنو ارتباط می‌گرفت (۴).

۳) «سیروس ناصری»- نماینده رژیم در دفتر سازمان ملل متحد در ژنو. متولد۱۳۳۴ تهران، «سیروس ناصری» شخصاً کینه عمیقی از «پرفسور کاظم» به دل داشت، چراکه همه دجال‌گری‌های رژیم در سازمان ملل ژنو را خنثی می‌کرد و ماهیت دیپلمات تروریست‌های رژیم ازجمله «سیروس ناصری» را برملا می‌کرد. وی به دنبال محکوم شدن رژیم در کمیسیون حقوق‌بشر، در تاریخ بهمن۱۳۶۸ در جلسه کمیسیون حقوق‌بشر سازمان ملل در سوئیس «پرفسور کاظم» را علناً تهدید کرده و گفته بود: «خواهی دید! می‌کشیمت».

۴) «کریم‌آبادی»-کنسول وقت رژیم در ژنو وی سلاح تروریست‌ها را با استفاده از محموله‌های دیپلماتیک تأمین کرده و بلیت‌های آن‌ها را برای بازگشت به تهران رزرو کرده بود.

قابل‌توجه اینکه مقاومت ایران در همان زمان نوار مکالمه «کریم‌آبادی» را با یکی از تروریست‌ها راجع به شهادت «پرفسور کاظم» افشا نمود.

ب- اسامی تروریست‌ها

رژیم برای تروریست‌های شرکت‌کننده در این جنایت پاسپورت‌هایی به اسامی زیر برای مسافرت به ژنو صادر نمود:

۱) «علی مصلحی عراقی» فرمانده نظامی ترور درصحنه- متولد۱۳۲۶ تهران که با پاسپورت خدمت به شماره«۰۵۶۵۰۳» به ژنو مسافرت کرد. وی ابتدا معاون عملیات بود ولی بعد از اختلافی که با «دارابی» پیدا کرد، به‌عنوان فرمانده عملیات مشخص شد و روز قبل از ۳اردیبهشت به هتلی که «محمد رضوانی» در آن اقامت داشت رفت و به او پیوست. در ساعت۱۳ و ۵۰دقیقه روز ۴اردیبهشت۱۳۶۹، بعداز انجام ترور، وی با پرواز «سوئیس ایر» به شماره۴۳۴ همراه با «رضوانی»، «علیرضا بیانی همدانی» و «ناصر پورمیرزایی»، «ژنو» را به مقصد «وین» ترک کردند.

۲) «سعید دانش» متولد سال۱۳۳۳ تهران با پاسپورت خدمت به شماره«۰۶۴۲۳۹۳» و شماره بلیت هواپیمایی«۸۹۱ ۹۶۰ ۴۲۶۱ ۰۹۶» که در تاریخ ۲۰فروردین۶۹ صادرشده بود، روز ۲۱فروردین۶۹ با پرواز «ایران ایر» به همراه «صمدی»، «رضوانی»، «بیانی همدانی»، «پورشفیعی» و «پورمیرزایی» به ژنو واردشده بود. «دانش» بعد از عملیات با پرواز ۷۳۴«ایران ایر» به تهران بازگشت. در پرواز «سوئیس ایر» به «وین» هم یک صندلی برای وی رزرو شده بود که از آن استفاده نکرد.

۳) «علیرضا بیانی همدانی» متولد۱۳۳۷ تهران با پاسپورت خدمت به شماره«۰۶۴۳۹» و شماره بلیت«۸۹۰ ۹۶۰ ۴۲۶۱ ۰۹۶» در روز ۲۱فروردین با پرواز «ایران ایر» وارد ژنو شد. وی بعد از ترور بلافاصله در ساعت۱۳ و ۵۰دقیقه با پروازSR434 ژنو را به مقصد وین ترک کرد

۴) «محسن پورشفیعی» متولد۱۳۳۷ خوانسار با پاسپورت خدمت به شماره«۰۴۳۷۸۲» که در ۱۳تیرماه۱۳۶۶ صادرشده بود، روز ۲۱فروردین۱۳۶۹ وارد ژنو شد. شماره بلیت «پورشفیعی»، «۸۸۹ ۹۶۰ ۴۲۶۱ ۰۹۶» بود. وی همراه «پورمیرزایی» اتاق شماره ۱۶ هتل «لارزیدانس دوسالو» در «ویریه» ژنو را برای ۲۹فروردین تا ۸اردیبهشت رزرو کرد. روز ۳۱فروردین، «پورمیرزایی» به هتل اطلاع می‌دهد که «پورشفیعی» امروز هتل را به‌قصد برن ترک کرده است. «پورشفیعی» در ۱۱اردیبهشت به هتل زنگ می‌زند و می‌گوید به‌اشتباه کلید اتاق هتل را با خودش برده است برای دادن آن و تصفیه‌حساب می‌آید؛ اما دیگر برنمی‌گردد. در تحقیقات به‌عمل‌آمده پلیس بعد از ترور مشخص می‌شود که در این اتاق هتل بقایای همان مواد غذائی مورداستفاده تروریست‌ها در داخل خودرو گلف بوده که درصحنه ترور بکار گرفته‌شده بود (این خودرو گلف بعد از انجام ترور به دلیل سرعت زیاد مورد عکس‌برداری پلیس‌راه سوئیس قرارگرفته بود و بعداً در داخل یک پارکینگ کشف شد).

۵) «ناصر پورمیرزایی» متولد سال ۱۳۳۵ تهران با پاسپورت خدمت به شماره«۰۶۴۳۸۸»، شماره بلیت«۸۸۷ ۹۶۰ ۴۲۶۱ ۰۹۶» که در ۲۰فروردین۱۳۶۹ صادرشده بود. وی در روز ۲۱فروردین۱۳۶۹ همراه با «صمدی»، «رضوانی»، «بیانی همدانی»، «پورشفیعی» و «دانش» به ژنو واردشده بود. وی نیز بعد از جنایت ترور در ساعت۱۳ و ۵۰دقیقه روز ترور با پرواز «سوئیس ایر»۴۳۴ از فرودگاه ژنو، به‌قصد وین پرواز کرد. جالب است که اکثر پاسپورت‌های خدمت در یک روز یعنی ۲۰فروردین۱۳۶۹ صادرشده بود.

۶) «یدالله صمدی» متولد۱۳۳۷ تهران با پاسپورت خدمت به شماره«۰۶۰۱۹۸» صادره از تهران در ۲۴مهر سال۱۳۶۸ به سوئیس سفرکرده بود. وی به‌محض دریافت پاسپورت در۲۴مهر۱۳۶۸ برای شناسایی به ژنو می‌رود. سفر بعدی «صمدی» در ۱۱بهمن۱۳۶۸ به همراه «سعید همتی»، «صادق بابایی»، «محمود سجادیان»، «محمدرضا جزایری» و «علی هادوی» بود که توطئه ترور ناکام ماند. سفر سوم وی به ژنو در روز ۲۱فروردین۱۳۶۹ با «ایران ایر» با بلیت هواپیما به شماره «۸۹۲ ۹۶۰ ۴۲۶۱ ۰۹۶» بوده است. مسئولیت «صمدی» تهیه امکانات ترور ازجمله کرایه خودروها بوده است.

۷) «محمد سعید رضوانی» تاریخ تولد۱۳۴۵ با پاسپورت خدمت به شماره«۰۶۴۳۹۴» صادره در ۲۰فروردین۱۳۶۹ با پرواز تهران – ژنو «ایران ایر» ۲۱فروردین۱۳۶۹ و با بلیت شماره «۸۸۸ ۹۶۰ ۴۲۶۱ ۰۹۶» وارد ژنو شد. وی نیز مانند شماری دیگر از تروریست‌ها همان روز عملیات، ژنو را به‌قصد وین ترک کرد. خودرو دوم تروریست‌ها توسط «رضوانی» کرایه شده بود.

۸) «سعید همتی» متولد۱۳۲۷ تهران با پاسپورت خدمت به شماره«۰۵۸۸۳۳» صادره از تهران در تاریخ ۸شهریور۱۳۶۸، وی عضو تیم ترور بهمن۶۸ بود که در ۱۱بهمن۶۸ با پرواز «ایران ایر» به ژنو رفت.

۹) «صادق بابایی» متولد۱۳۳۷ تهران با پاسپورت خدمت به شماره«۰۵۶۵۴۳» صادره از تهران در ۲۷اردیبهشت۶۸ بابائی عضو تیم ترور بهمن۶۸ بود که در ۱۱بهمن۶۸ به ژنو رفت.

۱۰) «علی هادوی» متولد۱۳۳۶ گرگان با پاسپورت خدمت به شماره«۰۶۲۵۹۲» صادره از تهران ۹بهمن۱۳۶۸ وی عضو تیم ترور بهمن۶۸ بود که در ۱۱بهمن۶۸ به ژنو رفت.

۱۱) «محمدرضا جزایری» متولد۱۳۳۷ قم با پاسپورت خدمت به شماره«۰۳۲۰۱۴» صادره از تهران در ۲۰تیر۱۳۶۴٫ وی عضو تیم ترور بهمن۶۸ بود که در ۱۱بهمن ۶۸ به ژنو رفت.

۱۲) «محمود سجادیان» متولد۱۳۳۷ تهران با پاسپورت خدمت به شماره«۶۰۳۴۸» صادره در تاریخ ۲آبان۱۳۶۸ وی عضو تیم ترور بهمن۶۸ بود که در ۱۱بهمن۶۸ به ژنو رفت.

۱۳) «علی کمالی» متولد۱۳۳۵ تهران با پاسپورت خدمت به شماره«۰۵۶۵۴۰» صادره در تاریخ ۲۶اردیبهشت۶۸ تهران. وی در ۲۶مهر۶۸ دو روز بعد از «یدالله صمدی» با پرواز مستقیم «ایران ایر» وارد ژنو شد و به «صمدی» پیوست و تا ۳۰مهر۶۸ در هتل «آدریس» ژنو بودند و بعد به هتل «مدرن» رفتند و تا ۴آبان۶۸ در ژنو بودند.

دستگیری دو قاتل «پرفسور کاظم» در فرانسه

سرویس‌های مخفی آلمان در تاریخ ۲۳آبان۱۳۷۱ به فرانسه اطلاع دادند که دو مأمور مخفی رژیم ایران از مرز استراسبورگ عبور کرده و وارد فرانسه شده‌اند. آلمانی‌ها در این اطلاعات به فرانسه گفتند نام اصلی این دو نفر «محمود سجادیان» و «علی کمالی» است که از طرف «قاضی شاتلن» در سوئیس در رابطه با قتل یک ایرانی مخالف تحت تعقیب هستند.

این دو نفر با هویت‌های «احمد طاهری» با پاسپورت ایرانی به شماره«۳۰۴۹۴۳۴» و «محسن شریفی اصفهانی» با پاسپورت ایرانی به شماره«۳۷۹۸۰۸۶» به‌وسیله یک مرسدس بنز با پلاک آلمانی HHJH2448 به فرانسه وارد شدند.

در تاریخ ۲۴آبان۱۳۷۱ فرانسه این دو نفر را دستگیر کرد. البته دستگیرشدگان درواقع ۱۲نفر بودند؛ اما با دخالت «علی آهنی» سفیر وقت رژیم در فرانسه ۱۰نفر از آن‌ها آزاد شدند، ولی به درخواست «شاتلن»، قاضی تحقیق سوئیس برای «علی کمالی» (بانام پاسپورتی ”شریف اصفهانی”) و «محمود سجادیان» (بانام پاسپورتی ”احمد طاهری”)، حکم بازداشت صادر شد.

این افراد طی هفته‌های قبل از بازداشت وارد آلمان شده بودند. آن‌ها با یک شرکت ایرانی در «آخن» که مسئول آن فردی به نام «یحیی درم‌گزین» بود ارتباط داشتند. «یحیی درم‌گزین» متولد دی‌ماه۱۳۳۴ تهران از مأموران سابقه‌دار وزارت اطلاعات بود که از سال۱۳۶۶ در آلمان اقامت داشت.

«شاتلن» قاضی سوئیسی پرونده «پروفسور کاظم» چندین بار رسماً از فرانسه خواست تا قاتلان «پرفسور رجوی» را برای محاکمه در سوئیس به این کشور پس دهند؛ اما دولت وقت فرانسه تحت نام «منافع ملی» به یک معاملة کثیف با رژیم آخوندی دست زد.

در آخرین روزهای پاییز سال۱۳۷۲ یک هیئت سه نفره از رژیم به ریاست «آخوند حجازی» رئیس عملیات ویژه دفتر خامنه‌ای،بالاترین نفر هماهنگ‌کننده ترورها، «حسین تقوی»

معاونت وقت برون‌مرزی وزارت اطلاعات و «علیرضا معیری» مشاور سیاسی رفسنجانی (سفیر سابق رژیم در فرانسه و مشاور وقت وزیر خارجه) از تهران به پاریس آمدند و بعد از یک معاملة کثیف در ۸دی‌ماه۱۳۷۲ این دو تروریست را با خود به تهران بردند. در ۸دی وزارت خارجه فرانسه طی یادداشتی به سوئیس اطلاع داد که به دلیل منافع عالی کشور فرانسه دو ایرانی به سوئیس مسترد نخواهند شد.

سوئیس به این اقدام فرانسه اعتراض کرد و به دادگاه عالی فرانسه برای این نقض حقوق بین‌المللی شکایت کرد. دادگاه عالی فرانسه یک سال بعد به این درخواست در ۲آذر۱۳۷۳ رسیدگی و اعلام کرد که فرانسه نمی‌بایست تروریست‌های متهم به قتل «کاظم رجوی» را به ایران می‌فرستاد.

جاسوس رژیم در پلیس سوئیس

روزنامه تریبیون دوژنو ۱۷مرداد۱۳۷۶ نوشت:

«یک پلیس زن اهل ژنو همراه همسر ایرانی خود، در ۳۰ژوئن به دستور ”کارلا دلپونته”، دادستان کنفدراسیون، به اتهام جاسوسی دستگیر شدند. ولی آن‌ها پس از سه روز بازداشت آزاد شدند.

۷سال پس از قتل رجوی، قاضی «شاتلن» به این نتیجه رسید که امکان زیادی دارد یک شبکه جاسوسی در سوئیس وجود داشته باشد. او وزارت عمومی کنفدراسیون را که تنها نهاد ذیصلاح در این امور است مطلع ساخت. سپس خانم ”کارلا دلپونته” تحقیقات خود را آغاز کرد.

در تاریخ ۱۲تیر وزارت عمومی اعلام کرد این ظن وجود دارد که مخالفان رژیم ایران در سوئیس مورد جاسوسی قرارگرفته باشند ولی تنها نفراتی که در این رابطه دستگیر شدند، آن پلیس زن اهل ژنو و همسر ایرانی‌اش بود.

«ابوالقاسم مصباحی» طی شهادت خود در سوئیس و آلمان، نقش یک پلیس زن سوئیسی در عملیات قتل را بیشتر توضیح داده است:

«من یقین دارم که اطلاعات بسیاری در ارتباط با جاسوسی در مورد ”کاظم رجوی” از طریق این کارمند پلیس در ژنو (به رژیم) رسیده است. این اطلاعات را ابتدا من از ”محمود رجبی” که در سال ۱۳۷۰ هنگامی‌که رئیس دفتر ریاست جمهوری در فرودگاه مهرآباد تهران بود به دست آوردم. او به من گفت اطلاعات مشروحی در رابطه با ”کاظم رجوی” را از منبعی که نزد پلیس سوئیس است به دست آورده. او از این منبع تحت عنوان ”حاج‌خانم” نام می‌برد. همچنین در دفتر شرکت ”سمساکالا” با ”هادوی” و ”کمالی” صحبت داشتیم، ”کمالی” گفت: ما رجوی را شکست دادیم. وی اضافه کرد: ”حاج‌خانم” در این رابطه به ما کمک کرده است. به‌خصوص در رابطه با ترددات ”رجوی”. در سال۱۳۷۱، من برای دیداری به ساختمان۱۵ ”واواک” رفته بودم. چون بایستی هرازگاهی خودم را به ”واواک” معرفی می‌کردم، از این فرصت استفاده کردم تا با دوستان قدیمی‌ام صحبت کنم. وقتی‌که نزد دوستم رسیدم، متوجه شدم که ”کمالی” نزد اوست از ”کمالی” پرسیدم با ”ژاک سوتلو” که من رابطه با او برقرار کرده بودم، چه کرده است؟(”ژاک سوتلو” از اعضای گروه فرانسوی ”آکسیون دیرکت” بوده که با رژیم رابطه داشته است). ”کمالی” (قاتل ”پرفسور کاظم” که فرانسه او را به رژیم پس داد) پاسخ داد که یک منبع نزد پلیس فرانسه داشته که از طریق او، آن‌ها [واواک] در ارتباط با یک منبع در پلیس سوئیس قرارگرفته‌اند و می‌خواست نشان دهد که ما با این منبع تا به کجا رسیده‌ایم. برای اثبات حرف‌هایش، او از یک پرونده عکسی درآورد که از فاصله نزدیک گرفته‌شده بود و ”کاظم رجوی” را در آشپزخانه منزلش نشان می‌داد درحالی‌که یک فنجان چای در دست داشت. آن عکس رنگی بود و در آن نیمی از یک سماور نیز دیده می‌شد. این عکس را از پشت یکی از درهای آشپزخانه از بیرون ساختمان گرفته بودند. مشخص بود که عکاس در بیرون ساختمان بوده، شاید در حیاط یا در خیابان و یا جای دیگر.»

شاهد C اضافه می‌کند: «من یک‌بار عکسی از یک زن در دفتر ”سعید اسلامی” (امامی) که یکی از جانشینان ”فلاحیان” بود، دیدم. در این رابطه گفته شد که او منبعی در پلیس سوئیس است. ولی توضیح داده نشد که آن زن در کیس ”کاظم رجوی” شرکت داشته است.»

قاتلان پرفسور رجوی عاملان قتل‌های زنجیره‌ای سیاسی

بسیاری از قاتلان پرفسور رجوی همان‌هایی بودند که در سال‌های بعد در جریان قتل‌های زنجیره‌ای دست داشتند. سعید امامی در زمان ”ری‌شهری” در معاونت خارجی وزارت اطلاعات با ”آخوند حجازی” کار می‌کرد. چنانکه شاهد C می‌گوید:

« گزارش‌های ”حاج‌خانم” یعنی همان جاسوس سوئیسی به دست ”سعید امامی” می‌رسید و طرح ترور ”پرفسور کاظم” را او دنبال می‌کرد. وی در زمان وزارت ”فلاحیان”، در معاونت امنیت، ترورهای خارج کشور را هدایت می‌کرد.»

”کورش فولادی” نماینده خرم‌آباد در مجلس پنجم رژیم (همان تروریستی که در انگلیس در انفجار بمب دستگیر شد و زندانی بود) در محفل خصوصی دوم خردادی‌ها در تاریخ ۷تیر۱۳۷۸ به دنبال خبر خودکشی سعید امامی گفته بود:

«… اینکه می‌گویند آرسنیک خورده و خودکشی کرده واقعی نیست… یک آدم مهمی که حتی در توالت هم او را زیر نظر دارند چگونه این کار را کرده است؟ حالا باید تکلیف این روشن شود که چطوری شده، آدمی که این‌همه قتل کرده، این کسی است که مسئول کشتن ”کاظم رجوی” بوده است، چطوری شده که خودکشی کرده است؟»

لازم به ذکراست، علیرغم موضع بالایی که «سعید امامی» در دستگاه اطلاعاتی رژیم آخوندی داشت، افتضاحی که قتل‌های زنجیره‌ای در سال۱۳۷۸ به پا کرد رژیم را مجبور کرد «سعید امامی» را به زندان بیفکند؛ اما این اقدام برای مهار کردن بحران کافی نبود و با توجه به نقشی که «سعید امامی» در قتل‌های داخل و خارج کشور داشت باعث شد که سران رژیم تصمیم به قتل او در زندان بگیرند.

«سعید رضوانی» از قاتلان «پروفسور کاظم رجوی» نیز در شمار دستگیرشدگان قتل‌های زنجیره‌ای بود که برای جلوگیری از افشای پرونده‌های ترور خارج کشور به‌سرعت آزاد شد.

«یدالله صمدی» از جنایتکاران فعال در شهادت «پروفسور کاظم رجوی» نیز جزو عاملان قتل‌های زنجیره‌ای و در ارتباط نزدیک با «سعید امامی» بود که در بهمن۱۳۷۸ برای فرار از دستگیری مدتی به مسکو رفته بود.

گزارش پلیس سوئیس

یک قاضی سوئیسی مسئول تحقیق در سال ۱۳۷۶ رسماً «یک مقام بلندپایه دولت ایران» را در پشت این عملیات تروریستی معرفی کرد. دو ماه بعد از ترور، پلیس سوئیس در یک گزارش ۵۲ صفحه‌ای پیرامون این جنایت اعلام کرد:

«ما عمیقاً یقین داریم که یک یا چند سرویس رسمی ایران مستقیماً در قتل آقای «کاظم رجوی» دست داشته‌اند.»

در پی ترور جنایت‌کارانه «پرفسور کاظم رجوی»، مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران، در تلگرامی به رئیس‌جمهور و مقامات بلندپایه سوئیسی، با استناد به اطلاعاتی که مقاومت ایران به دست آورده بود، بر نقش مستقیم سران رژیم آخوندی و شخص «رفسنجانی»، رئیس‌جمهور وقت رژیم، در این جنایت ننگین انگشت گذاشت.

دیکتاتوری تروریستی حاکم که از بازتاب وسیع افشاگری‌های مقاومت و به‌ویژه افشای نقش «رفسنجانی» در این ترور به وحشت افتاده بود، تلاش کرد با شکایت از یک خبرنگار سوئیسی که تلگرام افشاگرانه مسئول شورای ملی مقاومت را منعکس کرده بود، از بازتاب‌های هرچه بیشتر این افشاگری‌ها جلوگیری کند.

دادخواهی «رفسنجانی» علیه این روزنامه‌نگار سوئیسی به محاکمه خود او تبدیل شد

به دنبال ترور «پروفسور کاظم رجوی»، رهبر مقاومت ایران آقای «مسعود رجوی» اعلام کرد که سفارت رژیم ایران در سوئیس بنا به دستور مستقیم «رفسنجانی» مسئول این ترور می‌باشد. وی از دولت سوئیس خواست که سریعاً عاملان این ترور را دستگیر و مجازات کند.

ترور ناجوانمردانه «پروفسور کاظم رجوی» به‌طور گسترده‌ای در مطبوعات اروپا، آمریکا، کانادا و آسیا انعکاس یافت. گزارش‌های مطبوعات خارجی که بر روی نقش مستقیم سران رژیم ایران در طراحی و انجام ترور «پروفسور کاظم رجوی» انگشت می‌گذاشتند ضربة سنگینی به بازماندگان دیکتاتوری خمینی به‌ویژه «رفسنجانی» بود. رژیم آخوندی که در بن‌بست چاره‌ناپذیری گیر افتاده بود به‌شدت نیاز داشت از خود یک چهره «مدره» نمایش دهد. لذا درحرکتی برای بازگرداندن «آبروی» خود، اعلام‌جرمی را علیه خانم “میریام گازو” خبرنگار روزنامه “لاسوئیس” به جریان انداخت.

جریان دادگاه این پرونده – ”رفسنجانی” علیه خانم “میریام گازو”- به شکست مفتضحانه‌ای علیه بازماندگان رژیم تبدیل شد. دادگاه سوئیس کار خود را بر روی این پرونده در تاریخ ۲۷ اردیبهشت شروع کرد. برخلاف توقعات ملاها، این رژیم تروریست آن‌ها بود که در دادگاه محاکمه می‌شد.

دادستان که مسئول رسیدگی به این اتهام بود رژیم آخوندی را “ یک رژیم گروگان‌گیر و پشتیبانی‌کننده جنایات” توصیف کرده و خواهان آن شد که رسیدگی به پرونده ترور «پروفسور کاظم رجوی» ادامه پیدا کند.

تحقیق درباره ترور «پرفسور کاظم رجوی» در سوئیس مجدداً به جریان می‌افتد

با برملا شدن یک حساب بانکی دویست میلیون دلاری مربوط به رژیم آخوندی که بالاترین سران این رژیم مجاز به استفاده از آن می‌باشند، این ظن تقویت‌شده است که هزینه جنایت ترور «دکتر کاظم رجوی» و نیز رشوه کلان به «کارلوس منم» رئیس‌جمهور اسبق آرژانتین در ارتباط با انفجار تروریستی «بوینوس‌آیرس» از این حساب پرداخت‌شده است.

یک مقام پیشین وزارت اطلاعات آخوندی که به شاهد C معروف است، این اطلاعات را تأیید کرده است.

تحقیقات قضایی سوئیس

قاضی تحقیق استان «وو»، «رولان شاتلن» در ۱تیر۱۳۶۹ طی یک بیانیة مطبوعاتی به‌عنوان اطلاعات تکمیلی بیانیه ۳مه۱۹۹۰ [۱۳اردیبهشت۱۳۶۹] خود، نقش سردمداران رژیم آخوندی را در ترور «پرفسور کاظم رجوی» فاش نموده و مطرح می‌کند:

«در حال حاضر مقامات پلیس مسئول پیگیری تحقیقات، شواهد و مدارکی جمع‌آوری نموده‌اند که اجازه می‌دهد دست داشتن یک یا چند سرویس رسمی ایران در ترور آقای ”کاظم رجوی” تأیید گردد.»

متن کامل این بیانیه مطبوعاتی بدین قرار می‌باشد:

بیانیه - مطبوعاتی

لوزان، ۲۲ژوئن۱۹۹۰ [۱تیر۱۳۶۹]

بیانیه مطبوعاتی

قاضی تحقیق استان «وو» در تکمیل بیانیه خود که در تاریخ ۳مه۱۹۹۰ [۱۳اردیبهشت۱۳۶۹] صادر کرد اظهار می‌دارد که:

تحقیقات در مورد ترور آقای دکتر ”کاظم رجوی” در کوپه توسط پلیس امنیتی استان «وو» در هماهنگی با اداره پلیس سایر استان‌ها، پلیس فدرال و همچنین اداره پلیس در سایر کشورها همچنان بی‌وقفه ادامه دارد.

گرچه تحقیقات تا امروز هنوز به پایان نرسیده‌اند اما به اثبات رسیده است که در این موضوع افراد زیادی دست داشته‌اند. در مرحله اول مشخص شد که ”یدالله صمدی” و ”محمد سعید رضوانی” برای این ترور تحت بررسی هستند اما تحقیقات اکنون اثبات می‌کنند که ۱۳نفر در این موضوع دست دارند.

ترور دکتر ”کاظم رجوی” به‌صورت دقیقی طراحی‌شده بود. برای این منظور، کوماندوها ابتدا در تاریخ اکتبر۱۹۸۹ [مهر۱۳۶۸]، سپس در اواخر ژانویه و اوایل فوریه۱۹۹۰ [بهمن۱۳۶۸] و نهایتاً بین ۱۰ تا ۲۴آوریل۱۹۹۰ [۲۱فروردین تا ۴اردیبهشت۱۳۶۸] به کشور ما اعزام شدند. در مرحله اول، قاتلان قربانی خود را تحت مراقبت داشته و به مدت کوتاهی قبل از اینکه او را قبل از ظهر روز سه‌شنبه ۲۴آوریل۱۹۹۰ [۴اردیبهشت۶۸] ترور کنند، برای این کار در زمان‌های مختلف در لوزان و ژنو خودروهایی را اجاره کرده بودند.

حضور سیزده‌نفری که در این ترور دست داشتند با داشتن پاسپورت‌های خدمت ایران قانونی شده بود و بر روی آن‌ها عبارت «در حین مأموریت» وجود داشت. بعضی از این مدارک در یک تاریخ و در تهران صادرشده بود. اکثر این افراد باهم و با یک پرواز مستقیم تهران- ژنو «ایران لیر» وارد سوئیس شده بودند و بلیت‌های آنان دارای شماره‌سریال‌های پشت سر هم بود. اضافه بر این، آن‌ها در هتل‌های ژنو یا حومه آن مستقرشده بودند.

همچنین مشخص شد افراد مختلفی که در سه‌نقطه در سوئیس اقامت داشتند با همدست‌های متفاوتی در زمان‌های مختلف همراه بودند.

تحقیقات پلیس با دقت انجام‌شده و در آن‌سوی مرزهایمان نیز جریان داشته است. موارد دیگری از ترور که در سال‌های گذشته در اروپا انجام‌شده بود مشخص شد که با مسائلی که در کوپه اتفاق افتاد در ارتباط بوده است ازجمله می‌توان از ترور احمد مرادی طالبی که توسط افراد ناشناسی در تاریخ ۱۰اوت۱۹۸۷ [۱۹مرداد۱۳۶۶] روی داد نام برد.

در این مرحله، پلیس مسئول تحقیق شواهد مختلفی را جمع‌آوری نموده که تائید می‌کند یک یا چند سرویس ایران در ترور دکتر ”کاظم رجوی” به‌طور مستقیم دست داشته‌اند.

در حال حاضر، تمام دست‌اندرکاران این ترور-چه در سوئیس و چه در خارج- تحت تعقیب هستند و برای آن‌ها حکم دستگیری صادرشده است. میزان نقش و درجه شرکت هرکدام از این افراد به‌طور دقیق تعریف‌نشده است.

رسانه‌ها تلگرام برادر قربانی، مسعود رجوی به رئیس کنفدراسیون سوئیس آقای کولر که روز بعدازاین واقعه ارسال‌شده، اشاره می‌کنند. در این پیام او دو دیپلمات ایرانی که مسئول نظارت بر این ترور بوده‌اند را محکوم کرده است. تحقیقات پلیس نیز روشن کرده است که این دو دیپلمات به‌درستی در طی مدتی که این جنایت در جریان بوده در ژنو بوده‌اند و در روز ترور کشور ما را به‌سوی تهران با یک پرواز مستقیم «ایران ایر» ترک کرده‌اند.

ظاهراً تیم کوماندویی که مستقیماً این عمل را در روز سه‌شنبه ۲۴آوریل [۴اردیبهشت] انجام داد از چهار نفر تشکیل‌شده بود. تحقیقات روشن کرده است که چندین نفر در عرض کمتر از دو ساعت پس‌ازاین جنایت از کشور ما به اتریش پرواز کردند.

در وین رد آن‌ها از بین رفت و به‌طور یقین آن‌ها با اسم و مشخصات اصلی خود از فرودگاه خارج نشده‌اند.

مقامات فدرال از پیشرفت و نتایج این تحقیقات مطلع شده‌اند. این تحقیقات به پایان نرسیده‌است و پلیس امنیتی «وو» به تحقیقات خود ادامه می‌دهد.

پرونده باز است

پرونده ترور «پروفسور کاظم رجوی» هم چنان در کانون توجهات مسائل قضایی و گزارش‌های رسانه‌های خبری است.

تحقیقات در مورد سایر کارهای تروریستی که توسط رهبران رژیم مذهبی در ایران طراحی و توسط عوامل ترور آن در اروپا انجام‌شده، نشان می‌دهد که آن ترورها به نحوی به مورد ترور «پروفسور کاظم» ربط داشته است. اسناد و شواهدی که از تحقیقات در مورد سایر ترورها به‌دست‌آمده یافته‌های اولیه توسط پلیس سوئیس، دست داشتن سرویس‌های رسمی ایران و ۱۳ عاملی را که همه پاسپورت دیپلماتیک داشته و بر روی آن «در مأموریت» مهرشده بود را تأیید می‌کند.

در خرداد۱۳۷۶، قاضی سوئیسی «رولان شاتلن» اعلام کرد قضیة دادگاه میکونوس در آلمان تحقیقات قتل «پروفسور کاظم رجوی» را فعال کرده است.

دادگاه آلمان که تروریست‌های رژیم ایران را برای ترور چهار کرد ناراضی ایرانی در رستوران میکونوس در برلین در شهریور۱۳۷۱ محاکمه می‌کرد بر اساس حکمی، «خامنه‌ای» (ولی‌فقیه)، «هاشمی رفسنجانی»، «ولایتی» و «فلاحیان» را مسئولان اصلی این ترورها شناخت.

«قاضی شاتلن» تأکید کرد که با کمک اطلاعاتی که از آلمان به‌دست‌آمده به‌طور واضح مشخص شد که مظنونان اصلی که توسط سوئیس تحت تعقیب هستند دارای مناصب بالایی در ایران می‌باشند. در خرداد۱۳۷۶، ۱۱۶نفر از اعضای پارلمان سوئیس از دادستانی این کشور خواستند قاتلان «پروفسور کاظم رجوی» را به دادگاه بکشاند.

محکومیت‌های بین‌المللی

به دنبال ترور «پرفسور کاظم رجوی» توسط تروریست‌های رژیم آخوندی موج گسترده‌ای از محکومیت‌های جهانی علیه سردمداران این رژیم جنایت‌پیشه صورت گرفت که برخی از موارد آن به‌قرار زیرند:

۱- بیانیه کمیسیون حقوق‌بشر سازمان ملل متحد که ترور «دکتر کاظم رجوی» را به دلایل سیاسی در تاریخ ۸شهریور۱۳۶۹ به‌شدت محکوم کرده است.

۲- قطعنامه شورای اروپا که در تاریخ ۲۱اردیبهشت۱۳۶۹ صادر شد و ترور «دکتر کاظم رجوی» را به‌شدت محکوم کرد.

۳- نامه ۱۶۲تن از اعضای کنگره آمریکا به آقای مسعود رجوی در محکومیت ترور «دکتر کاظم رجوی».

۴- محکوم کردن ترور «دکتر کاظم»، توسط پارلمان اروپا.

۵- محکوم کردن ترور «دکتر کاظم»، توسط «توماس بلایلی» عضو کنگره آمریکا.

بیانیه-شورای-اجتماعی-اقتصادی

سازمان ملل

شورای اقتصادی و اجتماعی

E/CN.4/Sub.2/1990/L.11/Add.6

۳۰اوت۱۹۹۰ [۸شهریور۱۳۶۹]

نسخه اصلی: انگلیسی

کمیسیون حقوق‌بشر

زیر کمیته ممانعت از تبعیض و حفاظت از اقلیت‌ها

جلسه چهل و دوم

موضوع شماره۲۱

۱۹۹۰/۸ ترور پروفسور کاظم رجوی به دلایل سیاسی

زیرکمیته ممانعت از تبعیض و حفاظت از اقلیت‌ها

با تأکید بر اینکه هر کس از حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی برخوردار است،

با یادآوری مادة ۳ بیانیه جهانی حقوق‌بشر و ماده ۶ قرارداد بین‌المللی حقوق سیاسی و مدنی،

عمیقاً تحت تأثیر ترور پروفسور کاظم رجوی، یک دیپلمات سابق که در تبعید در کوپه سوئیس بسر می‌برد و در تاریخ ۲۴آوریل۱۹۹۰ [۳اردیبهشت۱۳۶۹] ترور شد، قرار گرفت،

با ابراز اینکه پروفسور کاظم رجوی فقید مدافع و فعال سرسخت حقوق‌بشر بود

۱- یاد پروفسور کاظم رجوی را گرامی داشته و تلاش و کوشش او را برای ارتقا و حمایت از حقوق‌بشر و آزادی‌های اساسی محترم شمرده،

۲- ترور پروفسور کاظم رجوی و هر ترور یا تهدید به ترور را بر روی هر کس در هرکجا که باشد ازجمله در کشور خودش را، به‌شدت محکوم می‌کند.

۳- با توجه به این جنایت جدی که اتفاق افتاده است خالصانه امیدوار است تمامی حقایق و شرایط به‌طور کامل موردتحقیق واقع و افشا شود.

۴- همچنین امیدوار است نماینده ویژه در مورد حقوق‌بشر در جمهوری اسلامی ایران آقای گالیندوپل تمام اطلاعات در دسترس خود را در گزارش آتی خود به این تحقیق ضمیمه نماید.

بیانیه-مجمع-پارلمانی-شورای-اروپا

متن پیشنهادی که توسط آقای «پیتر ساگر» عضو پارلمان سوئیس برای ارائه یک قطعنامه از طرف مجمع پارلمانی شورای اروپا تنظیم‌شده و توسط ۵۰ نفر از اعضای این مجمع امضاشده است:

شورای اروپا

مجمع پارلمانی

۱۱مه۱۹۹۰ [۲۱اردیبهشت۱۳۶۹]

شماره سند۶۲۴۸

ADOC6248

E -5-14/5/90- 1403

متن پیشنهادی برای یک قطعنامه

در مورد ترور سیاسی دکتر کاظم رجوی

ارائه‌شده توسط آقای ساگر و سایرین

مجمع

۱- با تأثر بسیار از ترور سیاسی دکتر کاظم رجوی نماینده شورای ملی مقاومت ایران در سوئیس در ۲۴آوریل۱۹۹۰ [۴اردیبهشت۶۹] که بر اساس گزارش‌ها توسط عوامل رژیم دیکتاتور ایران انجام‌شده،

۲- با نگرانی عمیق از ترور پناهندگان سیاسی ایران که در ماه‌های اخیر افزایش‌یافته است،

۳- با توجه به تلاش‌های دکتر کاظم رجوی، به‌ویژه در کمیسیون حقوق‌بشر سازمان ملل جهت حمایت از حقوق‌بشر در ایران و با توجه بیشتر به تلاش‌های طولانی‌مدت او برای دموکراسی علیه رژیم‌های دیکتاتور شاه و خمینی،

۴- هم‌زمان با آن با نگرانی از ادامة نقض فاحش حقوق‌بشر در ایران که به‌کرات توسط شورای اروپا محکوم‌شده است،

۵- با در نظر گرفتن اینکه اضافه بر نقض حقوق‌بشر در ایران، رژیم ایران از تروریسم دولتی در سیاست خارجی خود استفاده می‌کند،

۶- ترور سیاسی دکتر کاظم رجوی را که به‌طور آشکار توسط عوامل رژیم دیکتاتور ایران انجام‌شده است را قویاً محکوم می‌کند،

۷- ادامه نقض فاحش حقوق‌بشر توسط رژیم کنونی ایران که منجر به هزاران اعدام و محکومیت زندان سیاسی شده را محکوم کرده و از تلاش‌های شورای ملی مقاومت و مردم ایران برای صلح، دموکراسی و حقوق‌بشر پشتیبانی می‌کند،

۸- معتقد است گزارش جنجال‌برانگیز نماینده ویژه سازمان ملل متحد که مورد استقبال مقامات رژیم دیکتاتور در ایران واقع شد، رژیم ایران را تشویق کرده که به سوءاستفاده از حقوق‌بشر در ایران ادامه داده و مخالفان سیاسی بیشتری را در خارج کشور ترور کند، هم‌چنین از سازمان ملل درخواست می‌کند برای جلوگیری از عواقب دردناک این گزارش و حفاظت از جان پناهندگان سیاسی توجه ویژه‌ای مبذول دارد،

۹- درخواست می‌کند کشورهای عضو روابط خود را با رژیم دیکتاتور ایران قطع کرده، فروش سلاح و خرید نفت را از این رژیم بایکوت کنند،

۱۰- از رئیس مجمع درخواست می‌کند این قطعنامه را به شورای وزرای کشورهای عضو و دبیرکل سازمان ملل متحد ارسال کند.

امضا:

ساگر، پری، هاردی، گیوتی، سارتی، لیترلند، فوشی، تامرز، اور، فابرا، هارمز، هافکس، کولومبو، پانگالوس، آدریاانسنس، بامل، کولت، نونز، گارسیا سانچز، گارسیا مانزانارز، سول، گوئیرادو، بوردراس، ژاکوئیم مارکز، ویال ماسات، آهرنز، مزاپزا، ردموند، پدرگوسا، مویا، کولارت، مارتینو، بوهم، لارش گوستافسون، استیگ گوستافسون، هاویک، ویلکینسون، جانسون، برگ، گرونداهل، تورسن، گژورو، کوریتزینسکی، هاردستاد، وییرا مسکویتا، بریتو، پالاسیو، بارولد-شلامان، ماتسیس.

نامه ۱۶۲نماینده از کنگره ایالات‌متحده آمریکا

کنگره ایالات‌متحده آمریکا

مجلس نمایندگان

واشنگتن دی سی۲۰۵۱۵

۱۷ژوئیه۱۹۹۰ [۲۶تیر۱۳۶۹]

آقای مسعود رجوی

رئیس شورای ملی مقاومت ایران

آقای رجوی عزیز:

با تأثر عمیق، از ترور برادر شما دکتر کاظم رجوی که در ژنو در ۲۴آوریل۱۹۹۰ [۳اردیبهشت۶۹] رخ داد مطلع شدیم. برادر شما یک مدافع بزرگ حقوق‌بشر بود که زندگی خود را وقف برقراری دموکراسی در وطن خود کرده بود. او هرگز فراموش نخواهد شد.

ترور دکتر کاظم رجوی اثبات بازهم بیشتری بر ادامه پافشاری رژیم تهران در استفاده از تروریسم به‌عنوان پایه اصلی و ضروری سیاست خارجی‌اش است. اخیراً روزنامه‌های رژیم تهران نوشتند “اگر دولت‌های غربی خواهان این هستند که امنیت خود را حفظ کنند، بهتر است جلو فعالیت‌های مجاهدین را بگیرند.“ بدین‌وسیله راجع به مقاصد رژیم خمینی برای گسترش فعالیت‌های تروریستی در خارج ایران اخطار دادند؛ بنابراین، ما فراخوان شما از همه دولت‌ها که جان و امنیت فعالان مقاومت ایران و پناهندگان سیاسی را که در معرض تهدیدهای تروریستی رژیم خمینی هستند را مورد تائید قرار می‌دهیم.

آخرین گزارشی که توسط وزارت خارجه ایالات‌متحده آمریکا صادرشده تائید می‌کند که در سال گذشته ایران فعال‌ترین حامی تروریسم دولتی بوده است. این سیاستی است که ایران از زمان مرگ خمینی روی آن پا فشرده است. علیرغم بازدید نماینده ویژه سازمان ملل متحد از ایران، سرکوب داخلی همچنان ادامه داشته است و در گزارش سالانة وزارت خارجه در مورد حقوق‌بشر ایران به‌عنوان یکی از “اصلی‌ترین نقض‌کنندگان” در لیست آمده است. ما در کنگره ایالات‌متحده این تحولات را دنبال می‌کنیم و این ترورها که به‌وسیله ملاهای حاکم انجام می‌شود را محکوم می‌کنیم.

ما با شما هم‌نظر هستیم که برای رویارویی با دیکتاتوری قرون‌وسطایی در تهران قاطعیت باید داشت چراکه غفلت یا انعطاف در برابر جنایت‌های این رژیم فقط آن را به صدور تروریسم تشویق می‌کند.

ما همدردی عمیق خود را با شما در مورد مرگ برادرتان ابراز می‌داریم و از شما درخواست داریم به‌عنوان رهبر مقاومت ایران به هم‌میهنان خود اطمینان دهید که ما از اهداف صلح‌طلبانه و دموکراتیک آن‌ها حمایت می‌کنیم.

با احترامات

مروین دایملی هلن دلیچ بنتلی

عضو کنگره عضو کنگره

قطعنامه پارلمان اروپا

الف- با توجه به قطعنامه‌ها و بیانیه‌های مربوطه که از طرف پارلمان اروپا و مجمع پارلمانی شورای اروپا در زمینة نقض حقوق‌بشر در ایران صادرشده است.

ب- با در نظر گرفتن قطعنامه‌های متعددی که مجمع عمومی سازمان ملل متحد، کمیسیون حقوق‌بشر و زیرکمیته منع تبعیض و حفاظت از اقلیت‌ها صادرشده، ازجمله قطعنامه‌های L.19/1990/E/CN.4/Sub.2 و L.23/1990/E/CN.4/Sub.2 که در تاریخ ۲۲اوت۱۹۹۰[۳۱مرداد۶۹] صادرشده است،

ج- با تأثر عمیق از ترور پروفسور کاظم رجوی، یک دیپلمات سابق که در تبعید در کوپه سوئیس به سر می‌برد و در تاریخ ۲۴آوریل۱۹۹۰ [۴اردیبهشت۶۹] ترور شد، بنا به گفته قاضی تحقیق فدراسیون سوئیس عوامل رسمی رژیم ملاها در ایران در طراحی و انجام ترور پروفسور کاظم رجوی نقش مستقیم داشته‌اند،

د- با توجه به اینکه پروفسور کاظم رجوی فقید یک فعال تمام‌وقت و مدافع حقوق‌بشر بود،

ه- با در نظر گرفتن وخیم‌تر شدن وضعیت حقوق‌بشر در حاکمیت ملاها در ایران – به‌ویژه از زمانی که نمایندة ویژه سازمان ملل متحد از ایران دیدار کرد،

و- عمیقاً نگران از اعدام بیش از ۹۰٫۰۰۰زندانی سیاسی توسط رژیم ایران از سال۱۹۸۱ [۱۳۶۰] و زندانی و شکنجه کردن تعداد زیادی از مخالفان به دلیل عقایدشان به‌ویژه اعدام زندانیان سیاسی به اتهام جرائم عادی،

ز- با در نظر داشتن کتاب “حقوق‌بشر خیانت شده“ که توسط شورای ملی مقاومت ایران منتشرشده است،

۱- یاد پروفسور کاظم رجوی را گرامی داشته و تلاش و کوشش او را برای ارتقا و حمایت از حقوق‌بشر و آزادی‌های اساسی محترم شمرده،

۲- تروریسم رژیم حاکم بر ایران علیه اپوزیسیون خودش و شهروندان سایر کشورها و همچنین ترور پروفسور کاظم رجوی را به‌شدت محکوم می‌کند.

۳- نگرانی عمیق خود را از نقض شدید حقوق‌بشر در ایران، یعنی حقوق مربوط به‌حق زندگی، حق آزادی از شکنجه و بی‌رحمی، تنبیه و یا رفتار توهین‌آمیز و ضد انسانی، حق آزادی و امنیت فرد، حق داشتن محاکمه عادلانه، حق آزادی اندیشه، وجدان، مذهب و بیان عقاید، ابراز می‌دارد.

۴- نگرانی جدی خود را در مورد گزارش‌های متعدد از موج دستگیری و اعدام‌های مستمر سیاسی در ایران به بهانة جرائم عادی، ابراز می‌دارد.

۵- بار دیگر حمایت خود را از مقاومت سراسری، شجاعانه و استوار مردم ایران علیه دیکتاتوری حاکم بر ایران برای تحقق دموکراسی در ایران تحت رهبری آقای مسعود رجوی، مسئول شورای ملی مقاومت ایران، اعلام می‌کند.

۶- خواهان این است که تمام وزرای خارجة کشورهای عضو شورای اروپا و دبیر کل سازمان ملل متحد نکات بالا را به‌عنوان یک قطعنامه در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل مطرح کرده و به‌این‌ترتیب از مجمع عمومی بخواهند که ملاهای حاکم بر ایران را محکوم نمایند.

کارنامه کنگره

واشنگتن، سه‌شنبه، ۱۵مه۱۹۹۰ [۲۵اردیبهشت۱۳۶۹]

جلد۱۳۶

شماره۶۱

ترور دکتر کاظم رجوی

آقای توماس جی بلایلی از ویرجینیا در مجلس نمایندگان

سه‌شنبه، ۱۵مه۱۹۹۰ [۲۵اردیبهشت۶۹]

آقای بلایلی، آقای رئیس، با اندوه بسیار ما از ترور دکتر کاظم رجوی، یک آموزگار بزرگ و یک نمونه خدمت به حقوق‌بشر به ایران، مطلع شدیم. دکتر کاظم رجوی برادر آقای مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران بر ضد رژیم دیکتاتوری ایران است.

دکتر کاظم رجوی که در ۱۸فوریه۱۹۳۴ [۲۹بهمن۱۳۱۲] در ایران متولد شده بود زندگی خود را در طی ۱۹سال گذشته باایمان بسیار وقف دفاع از حقوق‌بشر در ایران کرد.

او تلاش کرد به جامعه جهانی جنایات و سیاست‌های سرکوبگرانه رژیم‌های سابق را افشا کند. دکتر رجوی از سال۱۹۵۷ [۱۳۳۵] تا ۱۹۶۸ [۱۳۴۶] ساکن فرانسه بوده و بعدازآن در سوئیس جایی که به او پناهندگی اعطا شد سکنی گزید. او شش درجه دکترا در رشته‌های حقوق، علوم سیاسی و جامعه‌شناسی از دانشگاه‌های پاریس و ژنو دریافت کرد و در ژنو به مدت ۱۰سال کرسی استادی داشت.

پس از سقوط شاه، دکتر رجوی اولین سفیر ایران در مقر اروپایی ملل متحد شد؛ اما بعد از مدت کوتاهی در اعتراض به دیکتاتوری مذهبی تروریستی که در حال شکل گرفتن بود از مقام خود استعفا نمود. از سال۱۹۸۱ [۵۱] که شورای ملی مقاومت ایران توسط آقای مسعود رجوی تشکیل شد، دکتر رجوی شورای ملی مقاومت را در محافل سیاسی و حقوق بشری مختلفی نمایندگی کرد و با اشاره به شرایط رو به افول سیاسی ایران و نقض آشکار پایه‌ای‌ترین حقوق‌بشر توسط ملاهای حاکم بر ایران را افشا نمود. دکتر رجوی که به‌عنوان یک فعال سرشناس حقوق‌بشر در جوامع بین‌المللی خود در ارگان‌های مختلف سازمان ملل ادامه داد و بیش از ۹ سال از زندگی خود را به یک تلاش تمام‌عیار برای حقوق‌بشر و افشای سیاست‌های ستمگرانة رژیم مذهبی ایران اختصاص داد.

از طریق تلاش‌های بی‌وقفه دکتر رجوی بود که رهبران رژیم خمینی توسط مجامع بین‌المللی شامل مجمع عمومی ملل متحد و کمیسیون حقوق‌بشر طی دو سال گذشته محکوم شدند.

در ۲۴آوریل۱۹۹۰ [۴اردیبهشت۶۹]، این مدافع بزرگ حقوق مردم ایران در بیرون از خانة خود در ژنو به قتل رسید. گرچه پلیس ژنو باید آن‌هایی را که در پشت این ترور بوده‌اند را به‌طور یقین مشخص کند، اما از این ترور در جوامع بین‌المللی به‌عنوان یک ضربه حرفه‌ای نام‌برده شده است.

با این جنایت ما یک مدافع برجسته حقوق‌بشر را از دست دادیم. مردی که به پیروزی حتمی ایده‌آل‌های مردم ایران در مورد آزادی و دموکراسی ایمان بسیار داشت. او با فروتنی تمام خدمات بسیار باارزشی را به مقاومت مشروع مردم ایران برای صلح، آزادی و احترام به حقوق‌بشر ارزانی نمود.

ما امروز مفتخریم که به دکتر رجوی برای اینکه زندگی خود را وقف خدمت به تعهد عظیم خود برای حقوق مردمش کرده بود، احترام بگذاریم.

ما، درحالی‌که برای ادای احترام خاص به این رهبر برجسته حقوق‌بشر و آزادی مردم ایران به پا می‌خیزیم، تسلیت عمیق خود را به خانواده او به‌ویژه برادر او آقای مسعود رجوی ابراز می‌داریم. من میدانم که آن‌ها با این حقیقت که دکتر رجوی با حداکثر توان خود به مردم و کشورش خدمت کرد، تسلیت خواهند یافت.

آقای رئیس، من مایلم از همکاران خود درخواست کنم که در محکوم کردن نقض شدید حقوق‌بشر در ایران و هم‌چنین محکوم کردن این عمل تروریستی که توسط مقامات ایران انجام شد، به من بپیوندند. هم‌چنین من مایلم از این موقعیت استفاده کرده و از همکارانم به خواهم که به من پیوسته و یک دقیقه سکوت کنیم.

طی سالیانی که از شهادت دکتر کاظم می‌گذرد، رسانه‌های خبری در سراسر دنیا بارها و هر بار آشکارتر و مستندتر از پیش بر نقش رژیم آخوندها انگشت گذاشته‌اند.

احضار دیپلمات- تروریست رژیم ایران توسط دولت سوئیس

خبرگزاری فرانسه، ۱تیر۱۳۶۹ «قاضی “رولان شاتلن” اعلام کرد که “یک یا چند سرویس رسمی ایران مستقیماً در قتل “کاظم رجوی” نمایندة مقاومت ایران در اروپا دست داشته‌اند”.

وی می‌نویسد تحقیقات به این نتیجه رسید، ۱۳نفر که همگی با پاسپورت‌های سرویس ایران که عنوان “در حال مأموریت” در آن ثبت‌شده بود، به‌صورت تنگاتنگی در این قضیه شرکت داشته‌اند.

نمایندة وزارت امور خارجة سوئیس ضمن احضار یک دیپلمات ایرانی به او گفت که دولت سوئیس اتهاماتی که متوجه برخی از سرویس‌های رسمی ایران شده‌اند را تجزیه‌وتحلیل خواهد کرد و در صورت لزوم اقداماتی را که در چنین مواردی اجباری است اتخاذ خواهد کرد.

وی منتفی نمی‌داند درصورتی‌که برایش مسلم شود دیپلمات‌هایی که اعتبارنامه گرفته‌اند یا کارکنان ایرانی که در سوئیس به کار اشتغال دارند، در این قضیه دست داشته‌اند، به نتیجه‌گیری مناسب بپردازد.

وی افزود: از ۲۱ فروردین تا ۴اردیبهشت “کماندوهایی” وارد سوئیس شدند و در خلال آن عاملان قتل، قربانی‌شان را تحت نظر قراردادند.

”شاتلن” اشاره نمود تحقیقاتی که با همکاری پلیس‌های خارجی انجام‌گرفته است، ثابت نموده که روابط تنگاتنگی بین قضیه کوپه و قتل‌های دیگر که در سال‌های اخیر در اروپا انجام‌گرفته‌اند، وجود دارد.»

سوئیس، سرپل تروریسم رژیم ایران

ماهنامه آلمانی تروریسموس، ارگان بنیاد تحقیق در مورد تروریسم، آذر ۱۳۷۰ چنین نوشته است: «از زمان سقوط سلطنت در تهران، سوئیس به‌عنوان “سرپل” اروپایی برای سرویس‌های اطلاعاتی ایران به شمار می‌رود. تشکیل این سرپل به زمان خمینی برمی‌گردد. این سرپل طی سال‌ها همچنان گسترش‌یافته و امروز یک مرکز لجستیکی قابل‌توجه در اختیار دارد.

یک ساختمان بدون نام در ژنو در خیابان شماپتی ساکنکس شماره۲۸، نه‌چندان دور از هتل اینترکنتینانتال که سرویس اطلاعاتی ایران واواک (مخفف وزارت اطلاعات و امنیت کشور) در آن مستقر است.

قبل از جنگ خلیج‌فارس مقام‌های آمریکایی این محل را یک مرکز محوری واقعی و مهم‌ترین محل تصمیم‌گیری برای اعمال سوءقصد و اعدام مخالفان تلقی می‌کردند. آمریکایی‌ها چندین بار زنگ خطر را به صدا درآورده بودند.

در سال ۱۳۶۷، آن‌ها سعی کردند از قبول کردن استوارنامه «سید محمود ملائک» به‌عنوان سفیر ایران [۳۸]در برن جلوگیری کنند. این فرد ضمناً یکی از عوامل گروگان‌گیری دیپلمات‌های آمریکایی در سال۱۳۵۸ در تهران می‌باشد.

ایالات‌متحده به‌صورت دیپلماتیک نارضایتی خود را از تمایل نداشتن سوئیس به محکومیت ایران بعد از ترور “کاظم رجوی”، برادر و سخنگوی رهبر مجاهدین خلق مسعود رجوی در ژنو، ابراز کرد.

در روز ۱تیر۱۳۶۹ استدلال‌های “رولان شاتلن”، قاضی تحقیق سوئیسی که با پروندة “کاظم رجوی” به‌عنوان فشاری بر مقامات دولتی ایران محسوب می‌شود.

بعد از دو ماه فعالیت برای کشف جریان، قاضی استان “وو” توانست ثابت کند که این مخالف ایرانی چگونه به قتل رسیده است.

مجموعاً ۱۳ نفر در عملیات شرکت داشته‌اند که اولین مأموریتشان را به نام مأموریت “شناسایی” در سال ۱۳۶۸ شروع کرده بودند. تمام اشخاص شرکت‌کننده در آن، پاسپورت خدمت ایرانی با علامت “مأمورین ویژه” در اختیار داشتند و اغلب آنان در هتل‌های ژنو زندگی می‌کردند.»

اعتراف به نقش دیپلومات-تروریستهای رژیم در مطبوعات

پاریزین ۱۸دی۱۳۷۲: «گزارش پلیس امنیت استان “وو” اطمینان می‌دهد که یک یا چند سرویس رسمی (رژیم ایران) به‌طور غیرمستقیم در قتل “کاظم رجوی” دست دارند. پلیس که مطمئن است سرویس‌های مخفی ایران در این جریان عمل کرده‌اند به کیس یک دیپلمات ایرانی که در امارات متحده عربی خدمت می‌کرد، توجه خاص نشان می‌دهد. این مرد در روزهای قبل از سوءقصد علیه رجوی در ژنو به سر می‌برد. “هادی نجف‌آبادی” از هتل اینترکنتینانتال یک سری تلفن به تهران و بعد به هیأت نمایندگی ایران در سازمان ملل متحد یا مستقیماً به سفیر ”سیروس ناصری” زده بود.»

بازگرداندن قاتلان پرفسور “کاظم رجوی” به آغوش آخوندها

خبرگزاری فرانسه ۱۴دی۱۳۷۲: «امروز قاضی تحقیق مسئول پروندة قتل “کاظم رجوی” فاش کرد که سوئیس در سه نوبت خود را برای انتقال دو ایرانی آماده کرده بود اما هر بار پاریس در آخرین لحظات استرداد اعلام‌شده را لغو کرده بود.

آخرین تدارک در این زمینه، بنا به توضیح “رولان شاتلن” به ۲۸ دسامبر برمی‌گردد. هر بار، مقامات سوئیسی نیروهای امنیتی قابل‌توجهی را در مرز ژنو که قرار بود در آنجا تحویل گیری این دو نفر صورت بگیرد، مستقر کرده بودند. مترجمین استخدام‌شده و سلول‌های زندان آماده‌شده بودند.

وی ضمن ابراز تأسف از تصمیم فرانسه مبنی بر خودداری از استرداد به خبرگزاری سوئیس ATS گفت: “باگذشت عمر، آدم فیلسوف می‌شود” ».

شورای کشور فرانسه اقدام دولت این کشور را تقبیح کرد

لیبراسیون ۲۹آذر۱۳۷۳: در مقاله‌ای با عنوان «بی‌غیرتی و دیپلماسی موازی» نوشت: «شورای کشور چنین نتیجه گرفت که “منافع عالی دولت”که از طرف دولت فرانسه ارائه گشته بر هیچ منطقی استوار نبوده است و دقیقاً به همین خاطر ”کادوی نوئل” که با تحویل دو تبعه‌اش به ایران داده شد، بیشتر شبیه یک تداخل دیپلماسی موازی “پاسکوا” با سرویس‌های پلیس او یا ملغمه‌ای از عملکردهای مدل “پاسکوا” بود».

نقش رژیم محرز شد

مجله تایم ۱فروردین۱۳۷۳: «تحقیق‌گران سوئیسی اکنون تردیدی ندارند که تعدادی از اعضای جوخه ترور و هم‌چنین دو دیپلمات ایرانی که مظنون به شرکت در این قتل هستند، در این هواپیما بودند. کنترل فهرست مسافران با دفاتر ثبت هتل‌ها و اسناد پلیس سرانجام به این منجر شد که ۱۳نفر که گمان می‌رود در این قتل شرکت داشته باشند، احراز هویت شوند. همة آن‌ها با پاسپورت‌های جدید خاص کارمندان دولت به سوئیس آمده بودند و بسیاری از این پاسپورت‌ها در یک تاریخ در تهران صادرشده بود». اکثر آن‌ها آدرس خود را شماره۴۰ خیابان کریم‌خان داده بودند که یک ساختمان متعلق به وزارت اطلاعات است. همه ۱۳ نفر با پروازهای “ایران ایر” به سوئیس آمدند و بلیطشان در یک روز و با شماره‌های پی‌درپی صادرشده بود. سوئیس برای آن‌ها در تاریخ ۲۵خرداد۱۳۶۹ حکم جلب بین‌المللی صادر کرد.

فراخوان اکثریت اعضای پارلمان سوئیس

آسوشیتدپرس ۲۲خرداد۱۳۷۶: «دستگاه قضایی سوئیس بایستی به نحوی مناسب و شایسته قاتلان مخالف ایرانی “کاظم رجوی” را ولو به‌صورت غیابی محاکمه نماید و درزمینه سیاسی، سوئیس بایستی رفتار سخت‌گیرانه‌تری در قبال ایران داشته باشد. این خواسته ۱۱۶عضو مجلس شورای ملی طی بیانیه‌ای مطرح شد که امروز اعلام‌شده است. روز قبل، قاضی تحقیق استان “وو”، “رولان شاتلن” اشاره‌کرده بود که قضیه “میکونوس” در آلمان باعث راه‌اندازی مجدد تحقیقات در مورد قتل “کاظم رجوی” که ۷سال پیش در کوپه رخ داد، شده است. این بیانیه که توسط ۱۱۶پارلمانتر امضاشده، طی یک کنفرانس مطبوعاتی مشترک در برن ارائه گردید.

برگزارکنندگان “نمایندگی شورای ملی مقاومت ایران در سوئیس” و نمایندگان مجلس ملی “ویکتور روفی” (سوسیالیست استان “وو”)، “اوژن داوید” (دموکرات مسیحی استان سن کرانه) و “لوتزی اشتام” (رادیکال استان آرگاو) بودند.»

قاضی شاتلن: «یک مقام عالی‌رتبه ایران در قتل “کاظم رجوی” مورد ظن قرار دارد»

لومتن (سوئیس) ۲۳خرداد۱۳۷۶: «قاضی “رولان شاتلن” اعلام کرد که به یک مسئول عالی‌رتبه دولت اسلامی تهران در رابطه بافرمان قتل مخالف ایرانی “کاظم رجوی” در هفت سال پیش در نزدیکی ژنو، مظنون است. این قتل گویا با همان ترتیبی که چهار مخالف ایرانی دو سال بعدازآن در برلین کشته شدند صورت گرفته است.»

بازگشایی پروندة قتل “کاظم رجوی”

لوکوریه سوئیس ۱۳تیر۱۳۷۶: «تحولات جدید در ادامه تحقیقات در قضیه مرگ “کاظم رجوی” در کوپه انجام می‌گیرد. یک قضیه جدید جاسوسی می‌تواند روابط بین سوئیس و تهران را تیره کند. وزیر امور عامه سوئیس یک تحقیق برای سرویس اطلاعات سیاسی را آغاز کرد.

این تصمیم به‌وسیله آخرین تحولات در تحقیق مربوط به مرگ “کاظم رجوی” فراهم شد. در طی تحقیقاتشان، مقامات قضایی سوئیس فقط اطلاعات درباره ۱۳ مظنون به‌ویژه دو ایرانی که به‌وسیله فرانسه در سال ۱۳۷۲ به ایران فرستاده شدند، به دست نیاوردند، بلکه هم‌چنین به شواهد جدیدی رسیدند که دادستان کل، “کارلا دلپونته” را به بازگشایی یک تحقیق برای جاسوسی واداشت.»

شاتلن: «قاتلان، امروز مقام بالایی در حکومت ایران دارند»

خبرگزاری سوئیس ATS 22خرداد۱۳۷۶: «قاضی شاتلن کاملاً قانع شده است که دستور برای کشتن “کاظم رجوی” از تهران آمده است. طبق گفتة شاتلن هر دو نفری که توسط سوئیس مورد تعقیب قرار دارند و از فرانسه به ایران تحویل داده شدند به‌عنوان مظنونین اصلی بودند که امروز مقام بالایی در حکومت ایران دارند.»

ترجمه نامه قاضی تحقیق کانتون وود به دفتر فدرال قوه قضائیه سوئیس

تاریخ ندارد

پرونده شماره: ۲۸۹ / A /90

حکم جلب بین‌المللی

ما، “ژاک آنتنن” قاضی تحقیق کانتون وود در لوزان، قاضی دارای صلاحیت برای کسب اطلاع در مورد اقداماتی که به متهم نسبت داده‌شده است، بر اساس قانون جزای وود به همه منشی‌ها و مأمورین نیروی انتظامی دستور می‌دهیم که فرد زیر را دستگیر و به زندان کانتون وود منتقل نمایند.

نام: فلاحیان

نام کوچک: علی

تاریخ تولد: خالی است

سال تولد: ۱۹۴۹

در نجف‌آباد ایران

پسر:؟

پسر خانم:؟

وضعیت تأهل:؟

شغل: وزیر سابق اطلاعات و امنیت جمهوری اسلامی ایران

آخرین آدرس شناخته‌شده:؟

آدرس فعلی احتمالی:

مشخصات:

قد:؟

وزن:؟

چشم:؟

رنگ مو:؟

علامت مشخصه:؟

ترجمه نامه قاضی تحقیق کانتون وود به دفتر فدرال قوه قضائیه سوئیس

تاریخ: ۲۰مارس۲۰۰۶

(قابل‌توجه اینکه تاریخ ۲۰ژوئن نوشته‌شده و بعد خط‌خورده و بجای ژوئن مارس نوشته‌شده است)

کاملاً محرمانه

بخش امداد قضایی بین‌المللی

قضیه “کاظم رجوی”، به قتل رسیده در تاریخ ۲۴ آوریل در کوپه در استان وود

خانم، آقا

خواهشمندم به‌ضمیمه یک حکم جلب بین‌المللی، در سه نسخه، مربوط به علی فلاحیان را دریافت کنید.

از شما پخش جهانی این مدرک را درخواست دارم.

با توجه به طبیعت ویژه این پرونده، من یک نمونه از این حکم جلب بین‌المللی را به دپارتمان فدرال وزارت امور خارجه به‌وسیله نامه‌ای ضمیمه این نامه ارسال کردم.

با تشکر قبلی از همکاری ارزشمند شما خواهشمندم خانم و آقا احترامات قلبی من را بپذیرید.

قاضی تحقیق کانتون

“ژاک آنتنن”

به‌کلی سری

وزارت امور خارجه

خطاب به دبیر کل [وزیر امور خارجه سوئیس – م]

برن

از قاضی تحقیق کانتون وو

شماره …

کیس: “کاظم رجوی”، در ۲۴ آوریل ۱۹۹۰ در کوپه به قتل رسیده است

آقای دبیر کل

در ادامه تماس‌هایی که من در این پرونده با وزارت فدرال امور خارجه داشتم و ازآنجاکه بعید نیست که تصمیم من پی‌آمدهایی در روابط خارجی کشور ما داشته باشد به اطلاع شما می‌رسانم که من امروز در کیس این پرونده یک حکم جلب بین‌المللی علیه علی فلاحیان وزیر سابق اطلاعات و امنیت جمهوری اسلامی ایران صادر کردم.

علی فلاحیان پیش‌ازاین نیز دارای دو حکم جلب بین‌المللی است که از سوی قاضی تحقیق دادگاه فدرال کارلسروحه آلمان (کیس میکونوس) و دیگری از سوی مقامات آرژانتین (کیس آمیا) صادرشده است.

به‌ضمیمه مدرک مورداشاره با تأکید بر جنبه سری آن.

خواهشمندم آقای دبیر کل بهترین احترامات مرا بپذیرید.

قاضی کانتون وو

“ژاک آنتنن”

کپی به دفتر فدرال دادگستری [وزارت دادگستری سوئیس-م] بخش همکاری‌های بین‌المللی، برن.

نگاهی به وقایع

در تاریخ ۲۴ آوریل ۱۹۹۰ “کاظم رجوی” تبعه ایران و استاد دانشگاه ژنو که در کوپه در استان وود سکونت داشت، در محلی در نزدیکی خانه‌اش دقایقی قبل از ظهر به قتل رسید.

“کاظم رجوی”، عضو سابق دستگاه دیپلماسی ایران، در سال ۱۹۸۱ تقاضای پناهندگی سیاسی در سوئیس کرده بود که با آن موافقت شده بود. او یک فعال شورای ملی مقاومت و برادر مسعود رجوی، پرزیدنت این شورا و رهبر مجاهدین ایران بود.

“کاظم رجوی” درحالی‌که در حدود ساعت ۵۰ / ۱۱ روز ۲۴ آوریل ۱۹۹۰ سوار بر اتومبیل شخصی خود در حال حرکت در جاده‌ای خلوت بود، توسط دو خودرو که سرنشینانش با یک مسلسل ۹ میلی‌متری شروع به تیراندازی کردند، متوقف شد. “کاظم رجوی” که هدف شش گلوله قرارگرفته بود، در دم جان سپرد.

تحقیقات روشن ساختند که اعدام “کاظم رجوی” با دقت تمام طراحی‌شده بود. تیم‌های کماندویی یک‌بار در اکتبر ۱۹۸۹، سپس در اواخر ژانویه و اوایل فوریه ۱۹۹۰ و نهایتاً از ۱۰ تا ۲۴ آوریل ۱۹۹۰ به سوئیس آمده بودند. در طی آخرین مرحله، عاملان قبل از اینکه وارد عمل شوند، قربانی خود را تحت نظر گرفتند و برای این کار در نوبت‌های مختلف اتومبیل‌هایی را در ژنو و در لوزان کرایه نمودند.

کماندوی مأمور حمله احتمالاً از ۴ نفر تشکیل‌شده بود. ولی تحقیقات روشن ساختند که ۱۳ نفر در آماده‌سازی و انجام قتل همکاری داشتند. این سیزده نفر پاسپورت‌های خدمت ایرانی در اختیار داشتند که بر روی آن‌ها عبارت “در مأموریت” نقش بسته بود. بعضی از این مدارک هم‌زمان در یک روز در تهران صادرشده بودند. اکثر مظنونین از طریق پروازهای مستقیم ایران-ایر بین تهران و ژنو به‌اتفاق هم وارد سوئیس شده بودند. شماره سری بلیت‌های هواپیمای آن‌ها پشت سر هم بود. ارتباطات و دخالت آن‌ها همچنین از طریق برگه‌های هتل و قراردادهای اجاره ماشین مشخص شد.

عاملان توانستند در ساعاتی پس از قتل از سوئیس بگریزند. از آن زمان جستجوی آن‌ها ادامه دارد و احکام جلب بین‌المللی صادرشده است.

یک حکم جلب بین‌المللی در تاریخ ۱۷نوامبر۱۹۹۷ برای اشخاص زیر صادرشده است:

-صادق بابایی، ۱۹۵۸، ملقب به جواد آزاده، ملقب به محمدمهدی آخوندزاده بسطی

-علی‌رضا بیانی همدانی، ۱۹۵۹، بانام مستعار رضوانی

-سعید دانش، ۱۹۵۶، بانام مستعار رضا عراقی

-علی هادوی، ۱۹۵۷، بانام مستعار محمدرضا جزائری، بانام مستعار مودت

-سعید همتی، ۱۹۴۸، بانام مستعار جواد سفیران، بانام مستعار جواد یاسینی

-محمدرضا جزائری، ۱۹۵۸، بانام مستعار علی هادوی، بانام مستعار حسین شجاعی یا شجوعی [shojai یا schodjoee]، بانام مستعار دانش

-علی کمالی، ۱۹۵۶، بانام مستعار محسن شریف اصفهانی، ۱۹۵۵، بانام مستعار خلیل کمالی

-علی مصلحی عراقی،۱۹۴۷، [Moslehiaraghi]

-ناصر پورمیرزایی، ۱۹۵۶،Pourmirzai]، بانام مستعار ناصر پورمیرزایی، Pourmirzaie] بانام مستعار ناصر پور میرزایی [Pour Mirzai] 56.6.1 بانام مستعار اصغر ارشد، بانام مستعار صمد

-محسن پورشفیعی، ۱۹۵۸، بانام مستعار عمار

-محمد سعید رضوانی، ۱۹۶۶، بانام مستعار علیرضا بیان الحق

-محمود سجادیان، ۱۹۵۸، بانام مستعار احمد طاهری، ۱۹۶۱، بانام مستعار محمود رجبی

-یدالله صمدی، ۱۹۵۷

در زمان طراحی و اجرای قتل “کاظم رجوی”، “علی فلاحیان” وزیر سرویس‌های اطلاعاتی و امور مربوط به امنیت جمهوری اسلامی ایران بود. در سال ۱۹۸۲ یا ۱۹۸۳ بود که او تصمیم به اعدام “کاظم رجوی” گرفت و فرمان آن را صادر کرد. پیش از آن او دستور قتل مسعود رجوی، برادر قربانی و بنی‌صدر، مخالف معروف دیگر را که هر دو در پاریس اقامت داشتند را داده ولی متعاقباً از آن منصرف شده بود.

ازجمله کارهایی که وزارتخانه تحت مسئولیت “علی فلاحیان” به پیش می‌برد، اداره سرویس خاص این وزارتخانه به نام “واواک” بود. این وزارتخانه همچنین رابطه تنگاتنگی با سپاه پاسداران انقلاب، به‌ویژه با نیروهای ویژه آن (قدس) داشت.

به‌هرحال در زمان وقوع وقایعی که در سند حاضر ذکر شد، جمهوری اسلامی همه گروه‌های مخالف را ممنوع کرده و چنین گروه‌هایی یا برخی از اعضای آن‌ها را حتی در ورای مرزهای کشور تحت تعقیب قرار می‌داد و در حذف فیزیکی مخالفان تردیدی به دل راه نمی‌داد. وزیر “علی فلاحیان” مسئولیت بخش اعدام‌ها را به عهده داشت و همه دستورات و مأموریت‌ها توسط او فرمان داده می‌شد.

این نکته را نیز بایستی ذکر نمود که همه پاسپورت‌های خدمت ایرانی تنها به دستور وزارتخانه تحت رهبری “علی فلاحیان” صادرشده بودند و در هنگام بازگشت عاملان به ایران در همان فرودگاه از آن‌ها باز پس گرفته شدند. تمام پاسپورت‌های خدمت ۱۳ فردی که اسامی آن‌ها در بالا ذکر شد در کریم‌خان که خیابانی در تهران است، صادر شدند. دو ساختمان در این خیابان مقر بخشی از سرویس‌های اطلاعات ایران، یعنی “واواک” می‌باشد.

“علی فلاحیان” طی یک سخنرانی که در تاریخ ۳۰ / ۸/ ۱۹۹۲ در تلویزیون ایران ایراد کرد، بانام بردن از یک گروه مخالف که تحت تعقیب وزارتخانه او قرار داشت (منظور گروهی بود که هدف سوءقصدی قرار گرفت که به قضیه میکونوس، نام رستورانی که عملیات در آن انجام شد، معروف شد) اعلام کرد:

“ما دارای یک بخش امنیتی هستیم که مأموریت‌هایش علیه گروهک‌های انقلابی [ضد انقلاب-م] انجام می‌شود…ما موفق شده‌ایم که به تشکیلات مرکزی این گروهک‌ها نفوذ کرده و اغلب اعضای آن‌ها را دستگیر کنیم…آن‌ها مجبور به فرار از کشور شده‌اند. ما به عملیات خود ادامه دادیم. ما آن‌ها را پیوسته در خارج از کشور مورد تعقیب قرار می‌دهیم. ما به تشکیلات مرکزی آن‌ها نفوذ کرده و از فعالیت‌های آن‌ها خبردار می‌شویم… ما موفق شده‌ایم که ضرباتی به این گروهک‌ها در داخل و در خارج مرزهایمان وارد کنیم”.

حذف فیزیکی مخالفان ایرانی در چندین کشور اروپایی صورت می‌گرفت. این قتل‌ها بین سال‌های ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۳ در شهرهای هامبورگ، وین (دو بار)، ژنو، لندن، دبی، لارناکا، پاریس، برلین و رم رخ داد. تحقیقات در رابطه با این قتل‌ها از وجود ردهای مشابه در چندین موارد از آن‌ها پرده برداشت. در تاریخ ۱۴ مارس ۱۹۹۶ قاضی تحقیق دادگاه فدرال آلمان در کارلسروحه حکم جلب بین‌المللی ”علی فلاحیان” را صادر کرد. این حکم در پی اظهارات چندین شاهد در مقابل دادگاه تجدیدنظر برلین در قضیه معروف به میکونوس بود که بر نقش بنیادی ”علی فلاحیان” در قتل مخالفین صحه گذاشتند.

از سوی دیگر، مقامات آرژانتینی نیز با در نظر گرفتن این امر که ”علی فلاحیان” بمب‌گذاری در بوینوس‌آیرس را در ۱۸ ژانویه ۱۹۹۴ علیه مقر انجمن همیاری اسرائیل و آرژانتین که ۸۵ زخمی و بیش از صد زخمی به‌جا گذاشت، سازمان‌دهی و هماهنگی کرده بود، یک حکم جلب بین‌المللی علیه نامبرده صادر کردند.

از حساب ۲۰۰ میلیون دلاری برای ترور «کاظم رجوی»!

تریبون دو ژنو سوئیس ۲۸ خرداد- ۱۳۸۳ یک حساب بانکی ژنوی به مبلغ ۲۰۰ میلیون دلار ممکن است ۴۰۰ عملیات مرگبار در اروپا را تأمین کرده باشد. تحقیقی که قاضی «ژاک آنتنن» دوباره به جریان انداخته است، «کارلوس منم» را در برمی‌گیرد. تحقیق در مورد سرمایه‌های بانکی رئیس‌جمهور سابق آرژانتین در بانک‌های سوئیسی به قتل مخالف ایرانی «کاظم رجوی» در چهارده سال پیش در کوپه ربط پیدا می‌کند…

دو قضیه قضایی مهم، یکی در ژنو و دیگری در لوزان ممکن است یک‌بار دیگر «برن» را در محذور قرار دهد. در قلب این دو پرونده یک حساب بانکی در ژنو به مبلغ ۲۰۰ میلیون دلار گویا برای تأمین ۴۰۰ عملیات مرگبار در اروپا مورداستفاده قرارگرفته است. سرویس‌های مخفی آیت‌الله‌ها فرمان این عملیات را صادر کرده‌اند. سوئیس به نظر می‌رسد یکی از محورهای مالی تروریسم ایرانی بوده است.

اما چگونه روند قضایی آرژانتین در مورد سرمایه‌های «کارلوس منم» که در یک بانک سوئیسی گذاشته‌شده به قتل مخالف ایرانی «کاظم رجوی» در چهارده سال پیش در کوپه ربط پیدا می‌کند؟

در نظر اول این دو داستان کاملاً مختلف، می‌توانست به‌راحتی به‌موازات هم عمل کنند و هیچ ربطی پیدا نکنند؛ اما در هر دو مورد به همین حساب بانکی می‌رسند، ۱۰ میلیون دلار از این حساب برای رئیس‌جمهور سابق آرژانتین ارسال‌شده است. در مقابل او قرار بود تحقیق در بوئنوس‌آیرس دربارة سوءقصد علیه مرکز یهودی آمیا – مرگبارترین سوءقصد در تاریخ این کشور که منجر به ۸۶ کشته و ۲۰۰ زخمی شد- را مخفی کند. از سوی دیگر دویست میلیون دلار حساب برای تأمین ۱۳ نفری که برای کشتن «کاظم رجوی» آمده بودند مورداستفاده قرارگرفته است.

اتهام زننده در آلمان

در کانون این اتهامات یک شخصیت کلیدی قرار دارد: «ابوالقاسم مصباحی»، مأمور سابق واواک سرویس مخفی زیر نظر خمینی که امروز تنها فردی است که می‌تواند شواهدی بیاورد که این حساب بانکی وجود داشته است. وی که از ۱۳۷۶ در آلمان پناهنده است در چندین نوبت توسط پلیس‌های آلمان، فرانسه، سوئیس و آرژانتین مورد استماع قرارگرفته است. گفته‌های او همواره معتبر ارزیابی‌شده‌اند. وی که شاهد اصلی در جریان میکونوس- چهار رهبر کرد ایرانی که در ۱۳۷۱ در یک رستوران برلینی توسط یک کماندوی تهران به قتل رسیدند- در لوزان در مورد قضیه «کاظم رجوی» نیز مورد استماع قرارگرفته است.

مخفیگاه ژنوی

سال گذشته در برنامه میز اوپوئن روزنامه‌نگار «فرانک گاربلی» مسیری را که «مصباحی» (معروف به شاهد C) طی کرده، ترسیم کرده است. متوجه می‌شویم که «مصباحی» در ژنو در سال‌های ۹۰ عمل می‌کرده است و به‌عنوان دانشجو اسم‌نویسی کرده بود. او با پلیس ژنو رابطه داشت که او را در مورد جنبش‌های اپوزیسیون ایرانی مطلع می‌کردند. به گفته این شاهد، این حساب در بانکی که در ۲۰۰ متری هتل رون ژنو است قرار داشت. نام لوکزامبورگ در ورودی آن به چشم می‌خورد. سه نفر امضای این حساب را در دست داشتند. رفسنجانی رئیس‌جمهور سابق، احمد خمینی پسر خمینی و ”علی فلاحیان” وزیر کشور سابق و رئیس سرویس‌های مخفی.

عدالت ژنو کش می‌دهد

به‌نوبه خود قضات آرژانتینی که همواره در مورد دستوردهندگان سوءقصد علیه مرکز آمیا تحقیق می‌کنند روی پیست شاهد C می‌افتند. وی فاش می‌کند که «کارلوس منم» ده میلیون دلار رشوه از طرف ایران دریافت کرده است. این پول از همین حساب برداشت‌شده و به یک حساب دیگر به اسم «منم» یا نزدیکانش واریزشده است. «مصباحی» در چندین نوبت گفته است که آماده است به ژنو بیاید و محل بانک را شناسایی کند.

به‌موازات قانون سفیدسازی در ۱۳۷۷ بانک‌ها در ۱۳۸۰ به دادگستری از وجود دو حساب مربوط به «منم» در بانک‌های سوئیسی پرده برداشتند (درمجموع هفت میلیارد دلار). برن ژنو را مأمور کرد که یک تحقیق قضایی در مورد سفیدسازی پول باز کند. پرونده به کریستین ژونو واگذار می‌شود. قضات آرژانتینی بلافاصله درخواست همکاری قضایی می‌کنند و دو درخواست روشن می‌کنند:

مشخص کردن دو حساب و خواستن شاهد ایرانی به ژنو برای توضیح در مورد منشأ مالی تروریسم آیت‌الله‌ها.

سه سال از آن موقع گذشت، شاهد هنوز در ژنو مورد استماع قرار نگرفته و حساب‌ها هنوز به آرژانتین اطلاع داده نشده‌اند. دلایل این عدم کارکرد دادگستری ژنو، اسرارآمیز است. از طرف دیگر «کریستین ژونو» می‌خواهد کارش را عوض کند. در مورد پرونده «منم» چکار می‌خواهد بکند؟ باوجود تلاش‌های بسیار ما نتوانستیم با او تماس بگیریم و پاسخی از او کسب کنیم. در تماس با قاضی «ژاک آنتنن» که مسئول پرونده «کاظم رجوی» است او گفت در مورد این بلوکه کردن‌های ژنو متعجب است. قاضی اهل «وو» در اوت به آلمان خواهد رفت و سؤالاتی از شاهد خواهد کرد و او را متقاعد خواهد کرد که به سوئیس بیاید.

امید از لوزان می‌آید

آرژانتینی‌ها که از فقدان تحرک ژنوی‌ها ناامید شده‌اند، حالا امیدشان را به سمت لوزان معطوف کرده‌اند. درواقع جریان «رجوی» می‌تواند تحقیقات در مورد سوءقصد علیه مرکز «آمیا» را از بن‌بست دربیاورد و متعاقباً اطلاعاتی از آرژانتین می‌تواند برای روند قضایی لوزان تعیین‌کننده باشد. «ژاک آنتنن» و قضات آرژانتینی همکاری قضایی نزدیکی برقرار کرده‌اند تا «ربط بین دو تحقیق در مورد کارکرد سرویس‌های اطلاعاتی ایرانی را برقرار کنند.»

قضات دو کشور کاملاً اشراف دارند که منافع آن‌ها روی این شاهد حیاتی متمرکز می‌باشد. حال بانک در کشور سوئیس واقع است تنها یک قاضی سوئیسی می‌تواند جابه‌جایی «مصباحی» را کسب کند.

لوزان جایی که ژنو بلوکه کرده است می‌تواند موفق شود؟ آرژانتینی‌ها و خانواده رجوی این امید را دارند.

________________________________________

(۴-۳-۲-۱)نقل از گزارش پلیس سوئیس در بارة قتل دکتر کاظم رجوی (ترجمه فارسی – ماهنامه شورا دوره دوم شماره صفر دی‌ماه۱۳۷۱)

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.