درس‌هایی از تاریخ کارکرد عنصر خیانت(۳) در نهضت ملی ایران به رهبری دکتر محمد مصدق

148

درگیری با مصدق

شعبان جعفری: معروف به شعبانبیمخ و دارودستهاش در یک سو و“طیب“ و دارو دسته اش از سوی دیگر در صف دربار قرارگرفتند و نقش این دو، بخصوص نقش طیب (از جهت تسلطی که به میدان و جنوب شهر داشت) در برپا کردن ۲۸ مرداد بیشتر بود. [۱]

کاشانی (عمامه مشکی) و شعبان جعفری (نشسته سمت چپ)

سید جعفر پیشه وری: وی نیز با اعتقاد به این که ایرانی تنها به تکیه بر نیروی ملی نمیتواند بر مقدرات صنعت نفت مسلط شود، مصدق را به باد اتنقادگرفت و نوشت شما به املاک و دارایی خود بیش از منافع ملت علاقه دارید. شما از بزرگترین مالکین این کشور میباشید. شما از آزادی ملت میترسید، شما از دوستی اتحاد جماهیر شوروی بیمناک میباشید. شما این قدر ساده هستید که خیال میکنید خواهند گذاشت شما با سرمایه داخلی نفت استخراج کنید. خودتان هم میدانید که شدنی نیست.[۲]

ملکه اعتضادی: (از معرفه های دربار) حزبی به نام “ذوالفقار“ داشت، که از دربارکمک میگرفتند و در کودتای ۲۸مرداد نقشی هم برعهده گرفتند.[۳]

حزب توده : در آن ایام در نشریههای متعدد خود مانند مردم، بسوی آینده، نیسان، حجاز، با دولت رزم آرا همه آوا شده و با بدترین وجهی مصدق و جبهه ملی را میکوبیدند، نمونههایی از شعارهای آن روزهای حزب توده و عنوان مقاله های آنها علیه جبهه ملی به قرار زیر است:

-قرارداد الحاقی را ملت ایران ردّ کرد نه جبهه مفتضح ملی و جراید معلوم الحال آن.

-عوام فریبان آخرین تیر ترکش استعمارند و دکتر مصدق نماینده این گروه است.

-مصدق ماهیت خیانتکار خود را یک بار دیگر نشان داد[۴] …

-ما فریاد تنفر و اعتراض خود را برضد رژیم ترور وآدم کشی، غارت و دزدی اوباش و اراذل دولت دولت دکتر مصدق و مظالم پلیس قانون شکن او بلند میکنیم[۵] …

-حکومت قلدر دکتر مصدق را مجلس شورای ملی باید سرنگون سازد. در تاریخ ایران سابقه ندارد دولتی تشکیل شود که خود در چاپیدن و قتل و غارت مردم بی گناه شرکت کرده و نظم عمومی را مختل نماید، دست به ریختن خون مردم بزند[۶] …

-حکومت اراذل دولت مصدق السطنته به پشتیبانی اوباش در مقابل ملت ایران ایستاده است.[۷]

-ننگ و ادبار بر مصدق پیر و کفتار خون آشام و دار و دسته ننگین او که مرتکب چهارده آذر شدند[۸]…

– دشمنان عوام فریب، مزدوران فرومایه استعمار، طفیلی و حشرات پلید و…

به همین دلیل حزب توده با لقب تودهای نفتی معروف شد. این حزب بیش از هر گروه مخالف دیگر علیه دولت ملی دکتر مصدق توطئه میکرد، قصد آنها این بود که میخواستند با ایجاد بیثباتی و اغتشاش حکومت دکتر مصدق را ساقط و از اجرا شدن قانون ملی شدن نفت جلوگیری کنند. عملیات آنها مورد تایید دولت انگلستان بود و هم توسط دولت شوروی حمایت میشد.

خمینی دجال: “ نزدیک به سیسال بعد از کودتای ۲۸ مرداد، در سیخرداد ۶۰ گفت: “مصدق اگر میماند، به اسلام سیلی میزد، در کودتای ۲۸ مرداد از اسلام سیلی خورد“. او رذالت را به منتها درجه رساند و تجلیل از مصدق را میتنگ راه انداختن“ برای هر استخوانی“ توصیف کرد.

تجربه ناتمام

مصدق کبیر در بیدادگاه نظامی گفت «آری تنها گناه من و گناه بزرگ و بسیار بزرگ من این است که صنعت نفت ایران را ملی کردهام و بساط استعمار و اعمال نفوذ سیاسی و اقتصادی عظیمترین امپراتوریهای جهان را از این مملکت برچیده‌ام و پنجه در پنجة مخوفترین سازمانهای استعماری و جاسوسی بینالمللی درافکندهام و به قیمت از بین رفتن خود و خانواده‌ام و به قیمت جان و عرض و مالم خداوند مرا توفیق عطا فرمود تا به همت و اراده مردم آزاده این مملکت بساط این دستگاه وحشت انگیز را در نوردم. حیات و عِرض و مال و موجودیت من و امثال من در برابر حیات و استقلال و عظمت و سرفرازی میلیونها ایرانی و نسلهای متوالی این ملت کوچکترین ارزشی ندارد و یقین دارم وظیفه تاریخی خود را تا سر حد امکان انجام دادهام. عمر من و شما و هرکس چند صباحی دیر یا زود پایان میرسد. ولی آنچه میماند حیات و سرافرازی یک ملت مظلوم و ستمدیده است.…

بنده منتظر حکم شما هستم. شما مرا اعدام کنید. آن اعدام شما برای من بزرگترین افتخار است، تا هزار مثل من در راه آزادی فدا نشوند، وطن عزیز ما ایران روی آزادی و استقلال را نخواهد دید.تنها کسی که از این محاکمه استفاده می کند دکتر محمد مصدق است وبس. این هم خواست خداست، چه از این خوبتر که من در راه ایران عزیز زجر بکشم و چه از این بالاتر که من در دنیا مظلوم معرفی شوم و چه افتخاری از این بالاتر که با رأی این دادگاه از بین بروم. سیدالشهدا(ع) فرموده: وقتی انسان برای مرگ آفریده شده، با شمشیر به مرگ برسد ارزندهتر است… و فریاد می زد:“ آن جایی که حق درکار باشد با هرقوّیی مخالفت میکنم، از همه چیزمیگذرم، نه زن دارم، نه پسر دارم، نه دختر. هیچ چیز ندارم مگر وطنم که درجلو چشمم دارم“.

عکس هایی از مصدق در محکمه نظامی

جنبش درآن شرایط تاریخی، از نظرآگاهی سیاسی و انقلابی توده های مردم، تعمیق مرز بندی انقلاب و ضدانقلاب، سازمانیافتگی و مشی مبارزاتی، دارای آن چنان توانی نبود که بتواند تلاش مستمر وتوام با فدا وایثار مصدق و مردم را درمقابله با تهاجم همهجانبه دشمنان رنگارنگ داخلی وخارجی، درجهت حفظ و ارتقای دستاوردهای مبارزه حفظ کند.

میبایست همچنان که خود او امیدوار بود و بهزبان میآورد، تجربه ناتمام و درخون نشسته حکومت ملی در زمان دیگر و به دست توانای نسلی خونین پیکر و در انقلابی نوین به بار بنشیند، “ چه زنده باشم وچه نباشم، امیدوارم وبلکه یقین دارم که این آتش خاموش نخواهد شد و مردان بیدار کشور، این مبارزه ملی را آن قدر دنبال میکنند تا به نتیجه برسد.“ [۹]

“من هم به حس و عیان میبینم این نهال برومند درخلال تمام مشقتهایی که امروز گریبان همه راگرفته، به ثمر رسیده وخواهد رسید.“[۱۰]

بهاین ترتیب درآن دوره تاریخی، بار دیگرعناصرفرصتطلب، خائن وخیانتکار همسو باهم و با توجیه خیانتکاریهای خودشان پایههای دیکتاتوری پهلوی را مستحکم نموده و از بابت همین خیانتها به نانونوایی در دیکتاتوری شاهنشاهی هم رسیدند، و برخی از اینان با کمال وقاحت و بیمرزی کتاب خیانتکاریهای خودشان را تحت عنوان “کتاب خاطرات و مبارزات خود“ به چاپ رساندهاند که تعداد آنها چه درهمان ایام و چه در سالهای بعد از آن تا به امروز کم هم نبوده است، آنها با این اعمالشان حتی نقش قانونمند قضاوت و داوری تاریخ را که همیشه حقیقت را برملاء و بیان میکند بهسخره گرفتند. غافل از آنکه صداقت وحقانیت خواسته مردم آزاده ایران درهیچ دورة تاریخی برکسی پوشیده نمانده و برهمگان مثل روز آشکار شده است که چه عناصر و چه جریاناتی در راستای آزادی و رهایی مردم از یوغ حاکمان دیکتاتوری گام برداشته و چه کسانی همسو با دیکتاتوری و در خط خیانت به آرمانهای مردم خود قدم برداشتند، اینان جزو کسانی هستند که خیانت را به عنوان روش ومنش زندگی تسلیم طلبانه وحقیرخویش انتخاب کرده و به آن خو گرفتهاند وهیچ احساس فاصله و بیگانگی با آن نمیکنندو به همین علت در هر دوره تاریخی سرافکنده و همواره مورد نفرت خلق قرار میگیرند.

-به مناسبت نیست که در پایان همین مطلب، قطعه شعرعلامه دهخدا در وصف دکتر محمد مصدق را یادآوری کنیم که در زمان حیاتش آن را سروده بود:

ای مـردم آزاده کجایید؟ کجـایید؟

آزادگـی افـسرد، بیـایـید، بیـایید!

در قـصه و تاریخ چـو آزاده بخوانید

مـقصود از آزاده شـمایید، شـمایید

گیرید همه از دل و جان راه“ مصدق“

زیـن راه درآیـید اگـر مرد خـدایید!

مصدق با عنوان مرد سال – مجله تایم

منابع

________________________________________

۱- جبهه ملی ایران –ازپیدایش تا کودتای ۲۸مرداد-نگارش :کورش زعیم، با همکاری علی اردلان

۲- تاریخ سی ساله ایران -بیژن جزنی

۳- از مشروطه تا مصدق- عبدالعلی معصومی

۴- خاطرات و مبارزات دکتر حسین فاطمی

۵- مصدق درمحکمه نظامی –بزرگمهر جلیل

۶- خاطرات سیاسی حسین مکی

۷- زندگینامه سیاسی مظفربقایی

۸- روزشمار تاریخ ایران –جلداول –باقرعاقلی

[۱]- تاریخ سی ساله ایران ، بیژن جزنی

[۲] -روزنامه آژیر، ۱۴آذر۱۳۲۳

[۳] -تاریخ سی ساله ایران ، بیژن جزنی

[۴] -روزنامه نوید آزادی، شماره۱۶ آذر

[۵] -روزنامه به سوی آینده-ارگان حزب توده –شماره ۱۷آذر۱۳۳۰

-روزنامه داد ،شماره۱۷آذر[۶]

[۷] -روزنامه شهباز ،شماره ۱۸ آذر

[۸] – روزنامه چلنگر-شماره ۱۸ آذر

-از نطق مصدق درروز ۲۰تیر۱۳۳۰ درمجلس شورا- نظق ها ومکتوبات دکتر مصدق دردوره شانزدهم مجلس –جلداول [۹]

[۱۰] -نشریه مجاهد-شماره۲۴۸- به نقل از مصدق درمحکمه نظامی-جلددوم

Print Friendly, PDF & Email

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here