حجت سیداسماعیلی مزدور مفلوک اطلاعات آخوندی

84

گزیده ای از «مقالات سایت ایران افشاگر» – اسفند ۹۰

این روز ها که رژیم آخوندی در محاصره بحرانهای لاعلاجش دست و پا می زند، از وضعیت به هم ریخته داخلی و نمایش رسوای انتخاباتی که در پیش رو دارد تا سگ دعواهای گرگها برای چپاول هرچه بیشتر و نیز اوج گیری بهار عربی به ویژه قیام مردم قهرمان سوریه علیه تنها متحد رژیم آخوندی در منطقه و سقوط قریب الوقوع آن و مهمتر از همه آمادگی و حی و حاضربودن یک آلترناتیو قدرتمند و روبه اعتلای شورای ملی مقاومت، از جمله بدبختیهای ولی فقیه ارتجاع است که به تبع آن مأموران و جیره خوارانش نیز بی نصیب نمانده و مجبورند با وارونه گویی، بدنامی بیشتری برای خود در آخرین روزهای حکومت پلید آخوندی رقم بزنند.

از جملة اراذل و اوباشی که به خدمت اطلاعات آخوندی درآمده، مأمور دست و پا چلفتی و فلک زده ای بنام حجت سیداسماعیلی است که باید همان اراجیف صدبار تکرار شدة دیگر مأموران وزارتی را به صورت شبانه روزی نشخوار کرده و در یکی از پرفضیحت ترین رسوایی های رژیم آخوندی و موضوع کمپ لیبرتی هم چوب و هم پیاز را یک جا نوش جان کند.

مأمور بخت برگشته مکلف است بدیهی ترین حقوق شناخته شدة بین المللی و خواسته های حداقل مجاهدین در لیبرتی را نیز انکار نموده و مدعی شود: «مجاهدین خیلی خوب میدانند اکثر مواردی را که در این ۶ شرط بیان کرده اند خارج از کادر پناهندگی است و کسی آنها را نمی پذیرد». این مأمور فلک زده که حشر و نشرش با جانیانی نظیر خودش یعنی عوامل وزارت اطلاعات آخوندی و پاسداران نیروی تروریستی قدس است و با دنیای بیرون و حق و حقوق و قانون, کلاً بیگانه است، البته که درست می گوید چون آن «کسانی» که با او سروکار دارند و به آنها استناد می کند، همان دژخیمانی هستند که حاضر نیستند سر به تن مجاهدین باشد تا چه رسد به اینکه مثلاً «انتقال امن و سالم ساکنان اشرف، بدون هیچ استثنا، با خودروها و اموال منقولشان به کمپ لیبرتی تحت نظارت بین المللی» یا «لغو محاصره و کلیه تهدیدها و اذیت و آزار و اقدامهای سرکوبگرانه و احکام ساختگی دستگیری و . . .» را به عنوان حقوق مجاهدین بپذیرند؟

آنچه از حق و حقوق برای این مأمور نگون بخت، ماده و مفهوم است، یا ذلت و سرخم کردن و به تبع آن زندگی حیوانی و لولیدن در گنداب آخوندی است، یا زندان، شکنجه و اعدام . . . و نه چیزی بیش از آن.

بنابراین خواسته های مجاهدین که سی هزارشان فقط برای یک کلمه، سربه دار شدند، تماماً زیاده خواهی و ماکسیمالیستی است و با ارائه آن می خواهند در پروسة جابجایی «سنگ اندازی»! کنند:

«بررسی شرایط فعلی نشان میدهد که مجاهدین علیرغم پذیرش طرح انتقال ساکنین قرارگاه اشرف به پایگاه لیبرتی باز هم تلاش میکنند با سنگ اندازی به طرق مختلف، جلو انتقال ساکنین قرارگاه اشرف به محل جدید را بگیرند یا حداقل آنرا به تاخیر بیندازند».

بعد هم به فرموده اربابانش به دولت دست نشانده عراق توصیه می کند:

«در شرایط فعلی این هوشیاری را هم باید دولت عراق داشته باشد؛ تا آنجا که به مجاهدین بر میگردد تمام تلاش خود را در مسیر به شکست کشاندن این طرح هزینه میکنند تا به هر ترتیب شده در خاک عراق و بویژه در قرارگاه اشرف باقی بمانند» معلوم نیست این مجاهدینی که عددی نیستند و بود ونبودشان در ایران هیچ تأثیری بر تحولات آینده ندارد تا چه رسد به گوشه ای دور افتاده در عراق چه معضلی برای رژیم قَدَر قدرت! آخوندی که مقبول! جامعه جهانی هم هست و آزادترین! کشور روی زمین است، ایجاد می کنند که صرف نفس کشیدنشان در هرکجا که باشند برای آخوندها خطر آفرین و غیرقابل تحمل است.

حالا در نظر بگیرید که همین عامل کودن آخوندها که نفس وجود مجاهدین برای پدرخوانده اش خطر آفرین است، وقتی پُز «تمدن» و «دنیای مدرن امروزی» هم بگیرد دیگر چقدر خنده دار می شود که بخواهد مجاهدین را که «ساختار ایدئولوژیکی و تشکیلاتی مجاهدین باعث شده است که آنها در دنیای مدرن امروزی جایی نداشته باشند. . .» نجات داده و به «دنیای متمدن» یعنی همان لجن زاری که خود در آن غوطه ور است، آورده و رسالتش! را به انجام برساند.

جالب اینجاست مجاهدینی که طی سه چهار دهه و عبور از فراز ونشیبهای بسیار به مبارزه تمام عیار برای سرنگونی رژیم پلیدآخوندی قیام کرده اند، کسانی هستند که مغز شویی شده و قربانی شده اند و باید نجاتشان داد حتی اگر بخواهند این کمکها! را پس بزنند.

«در این میان آنچه را که باید ما مد نظر قرار بدهیم این است که به هر طریق ممکن به انسانهایی کمک کنیم که بیش از سه دهه است که اسیر یک گروه فرقه ای خطرناک شده اند هرچند حتی در مقاطعی خود قربانی نیز بخواهد این کمک ها را پس بزند.»

یک بام و دوهوای آخوندی از این مشمئزکننده تر نمی شود که وقتی به رهبری مجاهدین بر می گردد، داد وفغان سر می دهند که مجاهدین نقشی در سرنوشتشان ندارند و آزادیهای فردی آنها در قالب فرقه خدشه دار شده است اما همینکه به طمع ورزی های آخوندی می رسد هیچ اشکالی ندارد که این کمکهای بشردوستانه!، ربطی به تمایلات و خواسته های قربانی نداشته باشد. به این می گویند فلاکت و در ماندگی مأموران جیره خوار آخوندی که باید مستمراً این قبیل اراجیف صدمن یک غاز را غرغره کنند.

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here