توطئه‌ها و ترفندهاي سوخته خليفة ارتجاع براي مقابله با مجاهدين

156

به دنبال نامه ۴۰۰ خانواده ساکنان ليبرتي در اول آذر ۹۴ خطاب به دبير کل سازمان ملل مبني بر اعزام به عراق براي ديدار با بستگانشان در ليبرتي و ممانعت سفارت عراق در کشورهاي متبوع خود سايت‌هاي زنجيره‌يي وزارت اطلاعات و عواملشان به سوزوگداز پرداخته و اقدام به توطئه و ترفندهايي براي مقابله با موج تقاضاي ديدار خانواده‌هاي مجاهدين ساکن ليبرتي كه در كشورهاي خارجي مقيم هستند، نمودند که در زير چند نمونه از اين ترفندها را مي‌آوريم:

– «پروپاگانداي مجاهدين خلق است که هرگز ساکت نمي‌ماند. اين ماشين تبليغاتي نامه‌يي ازآنچه خانواده‌هاي ساکنان ليبرتي مي‌خواند، به دبير کل سازمان ملل بانکي مون منتشر کرده است. در اين نامه… “خانواده‌هاي ساکنان ليبرتي که ساکن اروپا و امريکا هستند”، شديداً دربارة جان فرزندان خود ابراز”نگراني” کرده‌اند!». (سايت نجات رژيم ۱۸ آذر ۹۴)

– «بيانيه ۴۰۰ خانواري براي حمايت و ملاقات بستگانشان در ليبرتي!

البته اگر طبق ادعايي که مطرح کرده‌ايد، شما خانواده افراد مستقر در ليبرتي باشيد! خانواده يعني بستگان درجه‌يک و طبق قوانين موجود در تمام کشورها شما قادر خواهيد بود از طريق وکلاي خود اقدام کرده و در کمترين زمان ممکن عزيز خود را از اين گردابي که [مجاهدين] براي عزيزانتان درست کرده‌اند نجات دهيد». (اينترلينك ۱۳ آذر ۹۴)

همان‌طوري که ملاحظه مي‌شود سايت‌هاي وزارتي «دلسوز» عواطف خانوادگي مجاهدين شده به دنبال توطئه‌ها و ترفندهاي رژيم آخوندي هستند و وارد اصل ماجرا که همانا محاصره ظالمانه چندين ساله‌يي که از طريق عوامل رژيم در دولت عراق و کميته سرکوب اعمال مي‌گردد نشدند و يا در پاسخ به اين سئوال که چرا بسياري از بستگان ساكنان ليبرتي را به جرم آخوند ساختة ديدار از اشرف يا ارتباط با مجاهدين و ديدار خانوادگي در اشرف، دستگير و شكنجه و زنداني مي‌کنند و به آن‌ها اتهام «محاربه» زده و بعد هم حكم اعدام مي‌دهند و نهايتاً دعواي اصلي يا صورت‌مسئله در اين مورد چيست را بدون پاسخ مي‌گذارند.

اين‌ها سئوالاتي است كه به پاسخ آن‌ها مي‌پردازيم و همچنين به اين مي‌پردازيم كه چرا وزارت اطلاعات مستقيم و غيرمستقيم از طريق عوامل و گماشته‌ها و دم و دنبالچه‌هايش به فكر نامه‌نگاري و سوءاستفاده از ارگان‌هاي بين‌المللي به‌ويژه كميسارياي عالي پناهندگان افتاده است؟!

به دنبال شكست اقدام تروريستي آخوندها در ۷ آبان ۱۳۹۴ به ليبرتي با شليك ۸۰ موشك تقويت‌شده كه قصدش نابودي مجاهدين بود، هم‌چنين پس از نامه ۴۰۰ تن از اعضاي خانواده‌هاي مجاهدين ليبرتي به دبير کل ملل متحد در اول آذرماه همين سال كه نقشة كثيف آخوندها تحت عنوان خانواده را نقش بر آب كرد، وزارت اطلاعات براي جبران شكست و رسوايي‌هايش از چند طريق وارد شد و دست به اقدام زد:

– اولاً افزايش فشار بر ارگان‌هاي بين‌المللي و به‌طور مشخص كميساريا براي سوءاستفاده از آن‌ها عليه مجاهدين.

– ثانياً، به راه انداختن خيمه‌شب‌بازي رسوا و تكراري با شركت مأموران وزارت اطلاعات تحت نام «خانواده‌هاي‌ مجاهدين» در عراق و آلباني.

– ثالثاً، بسيج مزدوران براي نامه‌نگاري گسترده به كميساريا.

– رابعاً «اعلام آمادگي براي گرفتن ويزا براي ”خانواده‌هاي مجاهدين”» توسط مزدوران اطلاعات.

در سايت زنجيره‌يي فراق وزارت بدنام که يکي از سايت‌هاي اقماري وزارت اطلاعات است دراين‌باره آمده است:

«ما اعضاي خانواده‌هاي سازمان مجاهدين خلق… از سازمان‌هاي حقوق بشري و کميسارياي‌عالي پناهندگان در عراق و آلباني، خواهان حمايت، همکاري و رسيدگي به درخواست‌هاي اعضاي اين کمپين راداريم و انتظار مي‌رود دست ياري ما را بفشاريد- کمپين خانواده‌هاي سازمان مجاهدين خلق».

يا شعبه وزارت اطلاعات موسوم به بنياد سحر در تاريخ ۷ آذر ۹۴ از طريق مأموران پيشاني سياه خودش به صحنه آمده و براي صدور تأييديه براي دادن ويزاي عراق به خانواده‌هاي مجاهدين اعلام آمادگي كرده است:

«بنياد خانواده سحر به‌تمامي خانواده‌هايي که در آمريکا و اروپا مايل به سفر به عراق براي ديدار با عزيزان خود در اردوگاه ليبرتي هستند اعلام مي‌دارد که حاضر به انجام هرگونه همکاري و دادن تأييديه براي اخذ ويزاي عراق مي‌باشد. خانواده‌ها مي‌توانند در اين خصوص با بنياد ارتباط برقرار نموده و مشخصات درخواست ويزاي خود را اعلام نمايند تا در اين زمينه اقدامات لازم صورت گيرد».

اين در شرايطي است كه به خانواده‌هاي واقعي ساكنان ليبرتي نه‌تنها ويزاي عراق داده نمي‌شود بلكه هر خانواده‌يي از ايران هرگونه تماس يا ارتباطي با ساكنان ليبرتي ايجاد کند، دستگير و زنداني و حتي اموالي اگر به اسم مجاهدي هنوز وجود داشته باشد يا به ارث برده باشد، طبق حكم رسمي مصادره مي‌گردد، حال چگونه است كه وزارت اطلاعات اين‌قدر دلسوز و دلواپس عواطف خانوادگي مجاهدين شده و قصد دارد براي خانواده‌هاي واقعي آن‌ها تأييديه ويزا از عراق صادر کند؟! سئوال اين است كه با كدام اختيارات قانوني چنين تأييديهيي صادر مي‌شود؟! واقعيت اين است كه ولي‌فقيه ارتجاع بعد از شكست تهاجم وحشيانه‌اش با پرتاب ۸۰ موشك تقويت‌شده به ليبرتي در ۷ آبان ۹۴ به حربه ديگري متوسل شده كه همانا سوءاستفاده از ارگان‌هاي حقوق بشري و مشخصاً كميسارياي عالي پناهندگان عليه مجاهدين خلق ايران است و براي پيشبرد اين پروژه نامشروع وزارت بدنام اطلاعات تمامي پادوها و مزدورانش را به خط كرده است، به يک نمونه ديگر توجه کنيد:

«… از همه خانواده‌ها در داخل و خارج کشور…که به تمام جمعيت‌ها و سازمان‌هاي بين‌المللي و حقوق بشري و ارگان‌هاي ذي‌ربط حقوق خانواده و نهادهاي دولتي اين کشورها از نزديک دسترسي دارند… مي‌خواهد که فعالانه در اين کمپين مشارکت کرده و با تمام امکانات… در… رساندن آن‌ها به ارگان‌ها و طرف‌هاي مخاطب و ارائه راهنمايي‌هاي لازم و پيشنهادها ياري رسانند…» (سايت‌هاي زنجيرهيي وزارت اطلاعات ۱۱ دي ۹۴)

ملاحظه مي‌شود که اين‌يکي از روش‌هاي رذيلانه وزارت اطلاعات آخوندي است كه بعد از جمع‌بندي شكست‌هاي قبلي به‌طور گسترده دست بکار شده و به همه مزدورانش نيز همين خط را داده و اسم آن را هم «مهندسي چهرة» مجاهدين گذاشته است. به عبارتي همانند «مهندسي انتخابات» كه آخوندها با دروغ و دغل و رأي سازي‌هاي نجومي کارشان را پيش مي‌برند و فرد موردنظر خود را از صندوق‌هاي رأي بيرون مي‌کشند، اينجا نيز با دروغ و جعليات، قصد شيطان سازي چهره مجاهدين را داشته تا آن را طوري كه موردنظر رژيم و خليفة ارتجاع باشد، جلوه بدهند.

اکنون به جمع‌بندي و راه‌کارهاي آخوندها و انعکاس آن دريکي از سايت‌هاي وزارت بدنام اطلاعات براي مقابله با اعتلاي سياسي مجاهدين در خارج و گسترش اقبال اجتماعي آن‌ها در داخل كشور توجه کنيد که به‌وضوح اعتراف مي‌کند که رژيم درهم‌شکسته آخوندي در هماوردي با مجاهدين و مقاومت سرفراز مردم ايران متحمل شکست شده است:

«...ترسيم سازوکاري تبليغاتي براي هجْمه مناسب به [مجاهدين] و مهندسي چهره ايشان براي مردم اروپا لازم به نظر مي‌رسد… مسئله‌يي که دراين‌بين مي‌تواند موردتوجه قرار بگيرد، طراحي‌هايي است که بايد در مواجهه با [مجاهدين] مدنظر قرار مي‌گرفت و مغفول مانده است…ظرفيت خانواده اعضاي فريب‌خورده حاضر در سازمان در اروپا نيز مغفول مانده است که مي‌تواند برگ برنده‌يي براي تبيين چهره واقعي يک فرقه تروريستي باشد...» (موسسه راهبردي ديده‌بان آخوندي ۳۰ تير ۹۴)

شيطان سازي چهره مجاهدين و مقاومت مردم ايران توسط مأموران اطلاعات تحت عنوان خانواده مجاهدين در اروپا يكي از راهكارهاي آخوندها براي مقابله با آن‌ها است. اين رهنمود و راهكار سر نخ فعاليت‌هايي است كه در چند مدت اخير چه در داخل كشور و چه در خارج كشور شاهد آن بوده‌ايم، اما پيشاپيش روشن است كه هر كاري بكند، جز بر شرف و افتخار مجاهدين و مقاومت ايران اضافه نمي‌کند و حاصلي جز رسوايي و فضاحت بيشتر براي خليفة زهر خورده ارتجاع ندارد و ناچار به اعتراف مي‌باشند، توجه کنيد:

«...طي سال‌هاي اخير ازجمله تنها اقدامات قابل‌توجهي که براي مقابله با سازمان در اروپا صورت پذيرفته است، فعاليت‌هاي… برخي جداشده‌هاي اين [گروه] بوده است…که متأسفانه بازخورد فراگير و چندان مؤثري در افکار عمومي و فضاي سياسي اروپا نداشته است...» (موسسه راهبردي ديده‌بان آخوندي ۳۰ تير ۹۴)

ملاحظه مي‌شود كه سايت اصلي وزارت اطلاعات چگونه به بي‌نتيجه بودن تلاش‌ها و ترفندهايش عليه جنبش سراسري و مجاهدين خلق اعتراف مي‌کند.

حال كه بحث به اينجا رسيد خوب است به يك سئوال ديگر نيز بپردازيم:

مجاهدين و مقاومت ايران مدعي هستند كساني كه به پشت ديوارهاي ليبرتي مي‌رسند توسط وزارت اطلاعات به اين کار گمارده مي‌شوند. درصورتي‌که آن‌ها حرفشان اين است که به‌طور مستقل و با امکانات خودشان به عراق و در ادامه به ليبرتي آمده‌اند زيرا دلواپس و نگران بستگانشان در ليبرتي بوده‌اند!

مثل روز روشن است كه پشت همة اين جنگ رواني كثيف و پردامنه، رژيم است، رژيم است، رژيم است! و نبايد ذره‌يي شك كرد! پشت همة اين بازي‌ها تحت عنوان «عواطف خانوادگي» از هر رنگش چه در داخل كشور و چه در خارج كشور بقول خودِ وزارت اطلاعات چيزي نيست جز «مهندسي چهره» مجاهدين براي شيطان سازي كه باهدف زمينه‌سازي كشتار و قتل‌عام آن‌ها صورت گرفته و مي‌گيرد! هدف آخوندهاي حاكم متلاشي كردن تنها هماورد و تهديد موجوديت آن‌ها است. اين چيزي است كه خود وزارت بدنام اطلاعات هم به آن اعتراف مي‌کند توجه کنيد:

«اين ادعا که چون فلان گروه از خانواده‌ها و افراد توسط جمهوري اسلامي مأمور شده‌اند که تقاضاي ملاقات با خانواده‌هايشان را داشته باشند، برفرض صحت هيچ نقطه منفي براي آن خانواده‌ها به‌حساب نمي‌آيد، حتي يک مأمور نيز بدون آن‌که فحش بشنود، بدون آن‌که لجن‌مال شود و يا در تنهايي بميرد نيز حق ملاقات با همسر و فرزندانش را دارد». (ايران ديدبان ۱۳ دي ۹۴)

بنا بر گفته بالا، وزارت اطلاعات نهايتاً مجبور مي‌شود اعتراف كند كه خانوادهيي كه سنگش رو به سينه مي‌زند، مأمورهاي خودش هستند و معلوم شد وقتي براي خانواده و عواطف خانوادگي روضه مي‌خوانند منظورشان کيست و چيست! اما مجاهدين كه جاي خود دارد، هر انسان شريف و آزاده‌ ديگري هم اين عوامل و مأموران وزارت اطلاعات را كه خنجر آخوندهاي ضد بشر را در پهلوي مجاهدين فرومي‌کنند خانواده مجاهدين نمي‌داند و اجازه نمي‌دهد رژيم با فريبكاري و سوءاستفاده از ارزش‌هاي انساني، مرز بين رژيم و مردم و خانواده واقعي و مأمور اطلاعاتي و مبارزه با رژيم را مخدوش کند ما به مادران جواني كه با بدن‌هاي تب‌دار و به‌رغم داشتن فرزندان شيرخوار براي اعدام برده شده‌اند قول داده و پيمان بسته‌ايم كه راه آن‌ها را تا به آخر و تا مقصد نهايي که همانا مقصد آزادي است ادامه دهيم!

البته ارگان وزارت اطلاعات نکات جالب ديگري هم دارد، ازجمله اينكه به همه‌کساني كه مزدوران رژيم را طرد کنند يا محكوم و افشا كنند ايراد گرفته و در رابطه بااينکه چرا اين‌قدر دلسوز مجاهدين و خانواده‌هاي آن‌ها شده‌اند ببينيد چه مي‌گويد:

ايران ديدبان ۱۳ دي ۹۴ – جمهوري اسلامي موظف است پيگير وضعيت اتباعش در كمپ ليبرتي باشد

«تمام کساني که يک جداشده و يا خانواده اعضاي دربند مجاهدين را به خاطر پناه بردن به جمهوري اسلامي و يا حتي استفاده از امکانات ايران براي داشتن يک زندگي سالم و امن و يا ديدار فرزندش تقبيح مي‌کنند در حقيقت آب به آسياب اين سياست مي‌ريزند.

جمهوري اسلامي در بدترين حالت موظف است به دليل تعهداتي قانوني و عرفي نسبت به شهروندانش و حداقل در سطح يک سازمان بين‌المللي، پي گير وضعيت و سرنوشت اسراي به گروگان گرفته‌شده توسط مجاهدين و نيز نيروهايي که به دسيسه و فريب‌کار و اقامت در خارج از کشور سر از اردوگاه مجاهدين درآورند با تمام ابزارها و اهرم‌هاي ممکن باشد».

عجبا! پس لابد موشک‌باران مجاهدين و ۶ بار حمله به‌قصد قتل‌عام و ريشه‌کن كردن مجاهدين هم ناشي از تعهد رژيم نسبت به شهروندانش است؟! اما واقعيت اين است كه موشک‌باران و حملات ضد بشري، روي ديگر سكة دلسوزي براي خانواده‌هاي مجاهدين و عواطف آن‌هاست و اين دوروي سکه جدايي‌ناپذيرند. اما وقتي اين ترفند «پيگير وضعيت و سرنوشت اسراي به گروگان گرفته‌شده» افشاء و رسوا مي‌گردد طرف ديگر سکه که همانا ماهيت واقعي رژيم در تنظيم رابطه با مجاهدين است بيرون زده و بارز مي‌گردد:

ايران ديدبان ۱۳ دي ۹۴ – جمهوري اسلامي موظف است پيگير وضعيت اتباعش در كمپ ليبرتي باشد

«جمهوري اسلامي يک‌طرف اين دعوا هست و بايد باشد و هر کس به هر دليلي تلاش کند ايران را از رسيدگي به سرنوشت اتباعش کنار بگذارد، در حقيقت در جهت منافع [مجاهدين] گام برمي‌دارد، مگر آن‌که استدلال قاطع‌تري براي ماندن اين افراد در عراق و در آن اردوگاه داشته باشد».

البته هدف رژيم را جداي از بحران‌هايي که در محاصره آن‌هاست نبايد ديد، بحران‌هايي كه يك قيام مردمي را در چشم‌انداز قرار داده است. بنابراين همه‌چيز براي رژيم از اين نقطه، شروع مي‌شود. مهم‌ترين عاملي هم كه باعث مي‌شود تا قيام مردمي به سرانجام برسد، عنصر تعيين‌کننده رهبري آن قيام است. بنابراين طبيعي است كه رژيم به هر اقدامي دست بزند تا «به هر قيمت اين تنها نيروي سازمان‌يافته و جنگنده را از سر راه بردارد». به همين دليل تمام فكر و ذكر آن‌ها، حذف يا خنثي كردن مقاومت و تأثيرات آن در جامعه است. يك روز اين کار را با موشک‌هاي تقويت‌شده مي‌کند و يك روز مأموران وزارت بدنام را تحت عنوان خانواده به پشت ديوارهاي ليبرتي گسيل مي‌دارد و روز ديگر تلاش مي‌کند ارگان‌هاي بين‌المللي را عليه مقاومت بسيج كند. هدف درهرحال متلاشي كردن مجاهدين و مقاومت آن‌ها است. رويارويي و ترس آخوندها از مجاهدين و مقاومت ايران همان موضوع كانوني و صورت‌مسئله ايران است كه رژيم اگرچه بيش از سه دهه تلاش کرده و بازهم مي‌کند تا آن را از جلوي پاي خود برداشته و يا انکارش کند، اما وقتي پرده‌ها ناچار كنار زده‌ مي‎شود، صراحتاً مي‌گويند و مي‌نويسند كه تهديد سرنگوني خودشان را از چه چيز و از كجا مي‌بينند، به مصاحبه سردبير ارگان باند مؤتلفه با خبرگزاري سپاه توجه کنيد:

«شعار فتنه گران در سال ۸۸ در اشرف نوشته‌شده بود، وقتي تصاويري از اردوگاه مجاهدين در اشرف منتشر شد، ديديم شعار اصلي که به شکل بزرگ در ميدان صبحگاه نوشته‌شده بود همان شعار مرگ بر اصل ولايت‌فقيه بود».

بله! به‌درستي وحشتي كه اين روزها شاهد آن هستيم از همين‌جاست. از حضور مجاهدين و نيروهاي مجاهدين و از مطرح‌شدن شعارهاي مجاهدين كه به ريشه نظام كثيف و پليد ولايت‌فقيه مي‌زند. بنابراين طبيعي است كه با هر چه نزديک‌تر شدن اين خطر، رژيم و وزارت اطلاعات بدنام آن‌هم به توطئه‌ها و جنايت‌هايشان عليه مقاومت شدت بيشتري بدهند اما پيشاپيش مي‌توان گفت كه نتيجه اين توطئه‌ها و جنايت‌ها، سرفرازي و افتخار بيش‌ازپيش براي مجاهدين و مقاومت خون‌فشان آن‌ها و روسياهي و بدنامي و سرانجام نابودي و سرنگوني براي ديكتاتوري ديني و ضد بشري آخوندهاست.

Print Friendly, PDF & Email

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here