تلخ‌کامی رژیم از مجاهدین! – عبدالرحمن گورکی

82

در آغاز دوران جدیدی که «مبارزه با تروریسم و بنیادگرایی اسلامی» در نقطه کانونی توجهات آن قرار دارد، ازنظر مردم ایران نشانی از جهت‌گیری درست قضایا در مسیر حل معضل سوءاستفاده از مذهب برای مقاصد فرصت‌ طلبانه است، البته مقامات رژیم آخوندی با بلاهت روزافزونی سعی دارند صورت خود را با سیلی سرخ نگه‌ داشته و وحشتی که سراپای این رژیم را فراگرفته بپوشانند.

هرچند تحولات صورت گرفته در یک سال گذشته به‌خوبی علت این وحشت را به ما نشان داده و زمینه‌های گشایش و گسترش روزافزونی را نیز برای پیشبرد مبارزه علیه رژیم آخوندی در دسترس مردم و مقاومت ایران قرار داده، اما فرار به جلوی مقامات این رژیم بر سر «امنیت» و «تروریسم» که در همین ایام در رسانه‌های منحوس آن به چشم می‌خورد خود از علائم بارز این وحشت در وارونه‌گویی‌های آخوندی است.

اکنون‌که اجماع نظر بیشتری در سطح جهانی بر سر اینکه «رژیم ایران پدرخوانده تروریسم در جهان است» یا اینکه «داعش محصول رژیم ولایت‌فقیه است» پدیدار گشته و در مجامع بین‌المللی و توسط مقامات درجه‌ یک کشورهای غرب از رژیم آخوندی تحت نام «خطرناک‌تر از داعش» و «بزرگ‌ترین حامی تروریسم در جهان» و … اسم برده می‌شود رژیم آخوندی با «دنیای ترور» خواندن جهان امروزی، ابلهانه امنیت (!) قبرستانی در ایران تحت اشغالش را به رخ می‌کشد و مدعی است که «ایران به امنیت لبخند می‌زند»(شعبه وزارت اطلاعات بنام هابیلیان ۲۸دی۹۵) و با سادیسم افسارگسیخته‌اش از اینکه «سرزمین منافق پرور غربی‌ها، هنوز هم از وحشت تروریسم و وقایعی نظیر نیس، خواب ندارد» ابراز شادی هیستریک می‌کند. (همان‌جا)

علت اینکه تروری از آن نوع که در کشورهای دیگر منطقه دیده می‌شود در ایران تحت حاکمیت آخوندها صورت نگرفته بر کسی پوشیده نیست؛ مانند همان ادعاهایی است که حزب چماق داران خمینی سؤال می‌کرد: چرا هیچ لمپن و چماق‌داری به اجتماعاتش کاری ندارد؟ در ایران، رژیمی حاکم است که خود بانکدار تروریسم و بزرگ‌ ترین حامی آن و همچنین پدرخوانده داعش و گروه‌های تروریستی دیگر است. داعیه امنیت در ایران نیز قبل از هر چیز گویای این واقعیت است که عامل ترور در دنیای امروزی همین رژیم است. گذشته از اینکه حتی آنچه در مورد امنیت هم مدعی است، امنیتی برای آخوندها و شرکای دزد و جنایتکار آن‌هاست اما تا آنجا که به مردم برمی‌گردد در مداراتی بسا پائین تر از دهه‌های گذشته فاقد امنیت هستند، نه امنیت جانی دارند نه شغلی و نه حیثیتی؛ اما جای این سؤال هم هست اگر مدعی چنین امنیتی هستند، این چوبه‌های دار در میادین شهرها چیست؟ چرا توان یک روز قطع اعدام و شکنجه را ندارند؟ چرا توان اجازه دادن به یک بازدید ساده گزارشگران ملل متحد درباره چک وضعیت حقوق انسانی را ندارند؟ چرا نمی‌توانند یک ابراز عقیده آزاد را تحمل کنند؟ آیا بر بزرگ‌ترین ناامنی و وحشت‌آفرینی، نام امنیت گذاشتن، نادیده گرفتن شعور بشری نیست؟ چرا این‌قدر در وحشت و نگرانی شبانه‌روزی از مجاهدین بسر می‌برند؟ چه چیز در ناصیه مجاهدین به‌عنوان تنها هماورد این رژیم دیده است که از روز اول تاکنون از وجود و بقای آن نابودی خود را حس می‌کند؟

اما خوشبختانه اگر روزگاری فقط مجاهدین افشاگر ماهیت تروریستی و سرکوبگرانه این رژیم بودند، اکنون کسان و جریاناتی روی تروریسم رژیم انگشت می‌گذارند که در گذشته منکر آن، یا مشوق آن‌هم بودند؛ بنابراین بیش از هر زمان دیگر روشن‌شده که چنین ادعاهای مسخره‌ای از سوی پدرخوانده تروریسم، مصداق بارز ضرب‌المثل ایرانی «آی دزد، آی دزد» است.

مطبوعاتی‌های رژیم خود از این شوری آش و دستاوردهای هنرمندانه رژیم در سایر کشورهای منطقه بسیار می‌گویند که نشان می‌دهد ریشه ناامنی در آن‌ها در کجاست؟ «سپاهیان مقتدر و گوش‌به‌فرمان ولی امر مسلمین، حضرت امام خامنه‌ای و هنرمندی آنان در میدان رزم سوریه و عراق، قابل‌چشم‌پوشی» (همانجا) نیست. جا داشت که سایر کشورهای دیگر را نیز به آن اضافه می‌نمود. هنرهایی که در بمب‌های کنار جاده‌ای، انفجار در میان غیرنظامیان و مردم کوچه و بازار و موشک‌ پرانی‌های کور به اهداف مسکونی و خانه‌های امن شکنجه از مظاهر آن است!

حالا که تروریسم و رعب آفرینی به‌عنوان مشخصة ذاتی این رژیم تجاوزکار بر همگان روشن‌شده و پرونده‌های ریزودرشت آن در حال گشودن است، بی‌دلیل نیست این‌گونه داد و فغان به راه بیندازد که ازیک‌طرف امنیت دارد و از طرف دیگر خود «قربانی ترور» می‌خواند. این‌ها خود از نتایج سحری است که طلوعش در حال دمیدن است. اگر در عصری که عصر مماشات غرب و دجالیت خمینی بود، اگر در دورانی که آخوندها آن را برای خود «دوران طلایی» می‌نامیدند، مجاهدین را به زنجیر بسته و قاتلان و سگ‌های هار را به جان آن‌ها انداخته بودند و اگر در سرزمینی که آن را برای رژیم «سبز» چیده بودند، زمین از خون مجاهدین «سرخ» گشته بود، اکنون دیگر پایان کار آن‌ها و آغاز دوران مجاهدین است. مجاهدین بندها و توطئه‌چینی‌های رژیم و حامیانش را ازهم‌گسسته و آماده‌تر و قوی‌تر از هر زمان دیگر رخ نموده‌اند و عزم جزم دارند با اتکاء به مردمشان و دارایی‌های مادی و معنوی‌شان کاری کنند کارستان!

اکنون دوران تلخ‌کامی رژیم فرارسیده و توفان خشم مردم و فرزندان مجاهد و مبارزش برای برچیدن بساط ناامنی، تروریسم و بنیادگرایی رژیم درراه است.

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here