تلاش نافرجام خلیفة ارتجاع برای بقا 

136

یکی دیگر از پهنه‌های جنگ روانی آخوندها علیه مجاهدین و مقاومت ایران «صنعت فیلم و مستندسازی مجعول» می‌باشد.

سال‌هاست که آخوندهای درمانده در جنگ روانی دیوانه‌وارشان علیه مجاهدین و مقاومت مردم ایران و در کنار نوشتن صدها کتاب و هزاران مقاله و گزارش و مصاحبه و برگزاری نمایش‌ها و استفاده از هر منبر و محراب و هر وسیلة سنتی و مدرن تبلیغاتی، بهساختن و سرهم‌بندی کردن سریال‌های تلویزیونی و ساخت فیلم‌های سینمایی علیه سازمان مجاهدین و مقاومت روی آورده‌اند.

رژیم در یک تلاش دیوانه‌وار تبلیغاتی علیه مجاهدین، صدها فیلم و صحنه‌های ساختگی با تحریف و مونتاژ ساخته که تعداد آن‌ها فقط در یک سال گذشته بیش از ۳۲ فیلم سینمایی و مستند و سریال بوده که هرکدام از سریال‌ها شامل چند قسمت می‌شود. ازجمله فقط یکی از این مستندهای ساختگی سفارشی با عنوان پارلمان که در ایام نمایش‌های انتخاباتی ۷ اسفند رژیم تهیه شد ۳۱ قسمت بود. این‌ها علاوه بر فیلم‌های مستندی است که سالیان قبل پخش‌شده و امسال نیز تکرار شده که تعداد آن‌ها نیز قابل‌توجه می‌باشد.

رژیم ساخت این‌گونه سریال‌های تلویزیونی را از سال ۸۲ شروع کرد؛ اما این کار از ابتدای سال ۹۲ اوج تازهیی گرفت. حالا این سؤال پیش می‌آید که چه شده آخوندها که بخصوص بعد از قتل‌عام ۱۰ شهریور ۹۲ در اشرف، آن‌قدر در تبلیغات خود از نابودی و تمام شدن مجاهدین دم می‌زدند و رجز خونی می‌کردند این‌قدر انرژی و هزینه برای تحریف تاریخ سال‌های اخیر و مخدوش کردن چهرة مجاهدین اختصاص می‌دهند؟ ابعاد قضیه چیست؟ هدف از صرف این‌همه هزینه چه می‌باشد؟ و دستگاه عریض و طویل جنگ روانی رژیم، چه اعتراف‌های ناگزیری در این رابطه کرده‌اند؟

هرچند تمام تلاش رژیم در این صنعت جعل و تحریف که اسم آن را مستندسازی گذاشته است، ارائة یک تاریخچة مجعول و مخدوش کردن چهرة مجاهدین می‌باشد، اما واقعیت‌ها گاهی آن‌قدر روشن و درخشان هستند که گوشه‌هایی از آن اجباراً بر زبان یا قلم همین جعل کننده‌ها هم جاری‌شده است:

«کمال تبریزی این کارگردان در پاسخ به اینکه فکر می‌کند مخاطب بعد از تماشای فیلم ”امکان مینا” چه احساسی نسبت به [مجاهدین] خواهد داشت و آیا این احساس منفی خواهد بود؟ به خبرنگار سینمایی ایسنا بیان کرد: من فکر می‌کنم نسل فعلی ما هیچ تصوری نسبت به … [مجاهدین] ندارد، بنابراین ذهنیتی که برایش ایجاد می‌شود این است که آدم‌ها و گروهی وجود دارند که به این شکل فکر می‌کنند. (خبرگزاری مهر ۱۹ بهمن ۹۴)

کارگردان جدیدترین فیلم سفارشی رژیم، می‌گوید: «نسل فعلی ما هیچ تصوری نسبت به مجاهدین» ندارد. که البته منظورش تصوری است که آخوندها به دنبال القای آن به مردم بخصوص نسل جوان بوده و هستند. معنی این حرف آن است که آخوندها بعد از سه دهه دروغ‌پردازی علیه مجاهدین و چاپ و انتشار صدها عنوان کتاب و فیلم و هزاران مقاله و مطلب، در هدف خود که «شیطان سازی» از مجاهدین بوده شکست خوردند.

در ادامه مطلب فوق آمده است: «او [کمال تبریزی] اضافه کرد: زمان فیلم به دهه ۶۰ مربوط می‌شود و در آن از اِلِمان‌های این دهه استفاده کرد. یعنی آرم سازمان مجاهدین یا تصاویر شهدا را به‌عنوان یک اِلِمان تصویری در فیلم به کاربردم که این‌ها درواقع جزو طراحی صحنه بودند، اما اگر با من بود به یک گروهک مشخص اشاره نمی‌کردم چون اصلاً نیازی نبود.

کمال تبریزی تأکید کرد: فیلم ”امکان مینا” باانگیزه کاملاً شخصی سازندگانش ساخته‌شده است. کارگردان فیلم سینمایی ”امکان مینا” که جدیدترین کارش ۱۶ بهمن‌ماه در کاخ جشنواره به نمایش درآمد درباره بحث سفارشی بودن فیلمش اظهار کرد: معتقد نیستم ”امکان مینا” سفارشی است چون اگر فیلمی را با موضوعی در ارتباط با یک ارگان خاصی در کشور بسازیم معنی سفارشی بودن نمی‌دهد. وی با جذاب دانستن این موضوع گفت: فکر می‌کنم فیلم ”امکان مینا” در بستر اجتماعی حرکت می‌کند و کاراکترها، آدم‌های عادی جامعه هستند. اصلاً همین‌که عمدة فیلم به این نوع آدم‌ها مربوط می‌شود، کافی است که آن را سیاسی ندانیم و نیز آن را متعلق به حمایت شدن از سوی ارگان خاصی هم ندانیم».

این به‌اصطلاح کارگردان درحالی‌که می‌گوید «اگر با من بود به یک گروهک مشخص اشاره نمی‌کردم» یعنی تصمیم‌گیری با یک کس دیگر و یا یک ارگان رژیم بوده است، ولی در جملة بعد می‌گوید: «معتقد نیستم ”امکان مینا”سفارشی است چون اگر فیلمی را با موضوعی در ارتباط یک ارگان خاصی در کشور بسازیم معنی سفارشی بودن نمی‌دهد». این اعتراف آشکاری به این است که فیلم کذایی، در ارتباط با وزارت اطلاعات و ارگان‌های سرکوب و کشتار مجاهدین درست‌شده است!

در خبر دیگری آمده است: «به گزارش خبرنگار مهر، کمال تبریزی کارگردان، منوچهر محمدی تهیه‌کننده، فرهاد توحیدی نویسنده و میلاد کی‌مرام بازیگر در نشست فیلم ”امکان مینا” که ظهر امروز ۱۷ بهمن‌ماه در برج میلاد برگزار شد حضور یافتند. سلطان‌محمدی منتقد گفت. این فیلم از برچسب‌های گل‌درشت و شعارزده دور است. برای خوب نشان دادن شخصیت‌ها، کسی شعار نمی‌دهد و از آن‌طرف روسری قرمز که بر سر رهبر گروه مخالف دیده می‌شود، المان قابل‌توجهی است که به ما نشان دهد قرار است چه فیلمی با چه محتوایی را تماشا کنیم». (خبرگزاری مهر ۱۹ بهمن ۹۴)

درواقع دستگاه دست‌اندرکار ساخت جعلیات علیه مجاهدین در اینجا به یک ترفند آخوندها اشاره‌کرده و بقول همین فرد تلاش می‌کند از برچسب‌های گل‌درشت و شعارزده علیه مجاهدین حتی‌الامکان پرهیز کنند تا از تنفر بیننده کم نمایند. چون همین‌که اسم مجاهدین برده شود بیننده هوشیار شده و مجعولات آخوندی هم رسوا می‌شود به همین دلیل او می‌گوید با به‌اصطلاح «اِلِمان» های غیرمستقیم مثل رنگ روسری منظور رژیم را القا می‌کند.

همچنین خبرگزاری سپاه پاسداران در خبری نوشت: «فیلم‌های”سیانور” و ”امکان مینا” دو اثر سینمای ایران در سال ۹۴ به شیوه‌ای جذاب و عامه‌پسند به موضوع [مجاهدین] پرداخته‌اند…”سیانور” … آخرین فیلم بهروز شعیبی زمانی برای اهالی رسانه در برج میلاد به نمایش درآمد… شعیبی محتوای اثر را به‌مثابه قلابی قرار داده تا تماشاگر پس از دیدن بخش‌هایی از شرایط درونی [مجاهدین] در آن دهه در پوشش یک داستان جذاب و پرکشش به موضوع علاقه‌مند شود. اطلاعات تاریخی ”سیانور” در حقیقت برای درگیر کردن ذهن مخاطب نسبت به آن دوران است و قرار نبوده اثر شبیه مستندهای ادامه‌دار تلویزیونی، ریشه‌یی به روشنگری دست بزند زیرا با این کار به‌طورقطع جذابیت‌های سینمایی کار به حاشیه می‌رفت و ”سیانور” را تبدیل به یک کار خسته‌کننده و بدون تماشاگر می‌کرد. (خبرگزاری فارس ۲۶ بهمن ۹۴)

آنچه فوقاً آمده اعترافِ جالب دیگری است که ازیک‌طرف ترفندهای تبلیغاتی آخوندها برای جلب مشتری و بیننده را نشان می‌دهد و از طرف دیگر می‌گوید اگر می‌خواست بیشتر از این در مورد تاریخچه سازمان دروغ‌پردازی کند مثل بقیه مستندهای تلویزیونی که علیه مجاهدین ساخته‌شده‌اند، خسته‌کننده و بدون تماشاگر می‌شد.

مجاهدین آنتی تر بنیادگرایی و پاسخ تاریخی خمینی

آنچه در لابه‌لای فیلم و مستندهای ساختگی رژیم برجسته است، تأکید بر مرزبندی مجاهدین با ارتجاع و خمینی دجال از روز نخست است. چند نمونه آن ذیلاً آورده می‌شود:

– مجری: بسم‌الله… بررسی سال‌های ۱۳۴۱ به بعد دوران جدید به میدان آمدن نحلههای متعدد از تفکرات اسلام منهای روحانیت مانند نهضت آزادی و پس‌ازآن سازمان مجاهدین خلق تا سال‌های انقلاب رو نشان میده که بخش مهمی رو از تاریخ این نهضت تشکیل میده. یکی از محصولات اصلی و خطرناک نحله فکری اسلام منهای روحانیت که از اوایل دهه پنجاه جامعه مبارزاتی و نهضت اسلامی را تهدید کرد، جریان التقاطی موسوم به مجاهدین خلق بود که بنیان‌گذاران آن از بقایای نهضت آزادی محسوب میشدند. کوشکی: آن چهرههایی که جزو بنیان‌گذاران اصلی سازمان مجاهدین خلق بودند علقههای مذهبی خودشون رو پیوند زدند با این نگرش اسلام منهای روحانیت و نتیجه این تفکر درواقع پیدایش سازمانی شد که مبانی خودش رو مذهبی میدانست اما برای تفسیر مذهب و ارائه یک درواقع دستورالعمل به‌روز منطبق با نیازهای روز از دین و مذهب این‌ها به اجتهاد شخصی دست زدند، گفتند در بین روحانیت کسی نیست که بتونه برداشت‌های موردنیاز ما رو برای مبارزه با حکومت شاه, مبارزه با امپریالیسم, فراهم بکنه خودمان وارد عمل میشیم. گزارشگر: پوشیده نبوده و نیست که در همان سال‌ها هم مجاهدین خلق برای روحانیون در جریان مبارزه نقشی قائل نبودند و معتقد بودند روحانیت نباید جایی و نقشی در جنبش داشته باشد, چراکه جنبش را منحرف میکند, آن‌ها روحانیت را وابسته به قشر سرمایهداری و خرده‌بورژوازی میدانستند و معتقد بودند که هر امری که منافعشان را به خطر بیندازد با آن به مقابله و مخالفت برمیخیزد. (مستند سفارشی از غدیر تا موعود قسمت بیست و دوم، شبکه خبر رژیم، ۲۶ اردیبهشت ۹۴)

– یکی از مشکلات آن‌ها این بود که اسلامشون بدون روحانیت بود…امام فرمود اسلام بدون روحانیت کشور بدون طبیب است… (مستند سفارشی از مرصاد تا موصل، قسمت دوم، شبکه دو رژیم، ۷ مرداد ۹۴)

– امام از خطر نفوذ منافقین می‌گوید – امروز هم مسلمان‌ها مبتلای به دسته‌یی از منافقین هستند که کار این کار مسلمان‌ها با این منافقین مشکل تراست با کارشون با محمدرضا. (مستند سفارشی پارلمان، قسمت دوم، شبکه خبر رژیم، ۱۶ دی ۹۴)

با دقت در صحبت‌های فوق به‌خوبی مشخص است که جرم مجاهدین از دید رژیم، ارائة اسلامی متفاوت از اسلام حوزوی است. جرم مجاهدین این است که خمینی و رژیمش و آخوندهای خمینیصفت را ارتجاعی و عامل انحراف جنبش می‌دانستند.

جرم بزرگ‌تر مجاهدین این است که «امام!» دجال را قبول نداشتند و از همان اول حتی قبل از انقلاب سال ۵۷ با ارتجاع خمینی مرزبندی داشتند. آیا رژیم واضح‌تر از این می‌توانست اذعان کند که مجاهدین آنتی‌تز و جواب تاریخی و ایدئولوژیک خمینی هستند؟!

ابراز وحشت از مقاومت مشروع

موضوع دیگری که از لابه‌لای مجعولات رژیم، خیلی پُررنگ است ترس و هراس خلیفة ارتجاع از مقاومت مشروع مردم ایران و فرزندان مجاهد آن‌ها می‌باشد که چند نمونه آن ذیلاً آورده می‌شود:

«سال ۶۷ بود که این دو تا شیر رو از فرمانداری قصر شیرین آوردن اینجا.

عراق استان دیالی ۲۸ کیلومتری شهر الخالص.

گوینده: این همان عملیاتیه که قرار بود ارتش آزادی‌بخش رجوی تهران رو بگیره.

افکت آقای مسعود رجوی: عملیات بزرگ فروغ جاویدان.

گوینده: بعد از ساعت‌ها نشست و توجیهات تو این سالن، سوم مرداد ۶۷ بود که از اردوگاه به سمت ایران حرکت کردیم و ساعت سه و نیم بعدازظهر فرمان حمله صادر شد.

گوینده: این اولین باری نبود که اشرف قرارگاه پشتیبانی یک عملیات می‌شد، سازمان تو همان سال دوتا عملیات مهم داشت.

اولی عملیات آفتاب که حمله به شوش بود، ۷ فروردین و دومی عملیات چلچراغ ۲۹ خرداد برای تسخیر مهران.

ولی فروغ خیلی بزرگ‌تر بود و سازمان همه ادوات و نیروهاش رو به میدان آورده بود برای رسیدن به تهران…

افکت آقای مسعود رجوی: ابتدا از شما سؤال کنم نظر شما درباره ریاست جمهوری مریم چیست؟ موافقید؟

جمعیت: بله

افکت آقای مسعود رجوی: مبارک است.

گوینده: محمد حنیف نژاد، سازمان مجاهدین خلق را در شهریور ۱۳۴۴ پس از انشعاب از جبهه ملی و نهضت آزادی باهدف جنگ مسلحانه با رژیم شاه تشکیل داد.

سال ۱۳۵۰ ساواک سران سازمان را دستگیر کرد و همه به اعدام محکوم شدند…

گوینده: بعد از رفراندم جمهوری اسلامی رجوی برای تشکیل دولت اعلام کاندیداتوری کرد، اما چون قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران رو نپذیرفته بود از نامزدی ریاست جمهوری بازماند.

به فاصله کوتاهی رجوی به بنی‌صدر بعد از یک دوره اختفا هفتم مرداد ۱۳۶۰ توسط سرهنگ بهزاد معزی خلبان اختصاصی شاه از مهرآباد به سمت پاریس پرواز کردند.

با آمدن رجوی به عراق، صدام اردوگاهی رو در استان دیالی در ۸۰ کیلومتری مرز ایران در اختیارش قرار میده و این‌جوری اشرف به وجود میاد. شهری نظامی در زمینی به وسعت بیش از ۴۰ کیلومترمربع». (اردوگاه اشرف قسمت اول، تلویزیون شبکه ۳ رژیم، ۴ مرداد ۹۴)

افکت آقای مسعود رجوی: بنابراین آن دزد اعتماده, ما هم باید این اعتماد را بازگردانیم. آن ضایع کننده و تباه‌کننده همه امیدهاست, ما باید آن را برگردونیم.

گوینده: آن روزها عکس یه نفر وسط این میدان نصب‌شده بود که برای نیروهای سازمان نقش الگو داشت، عکس اشرف ربیعی همسر اول مسعود رجوی.

گوینده: طی درگیری با نیروهای انقلاب، اشرف ربیعی و بقیه افراد آن خانه تیمی کشته شدند. (اردوگاه اشرف قسمت دوم، تلویزیون شبکه ۳ رژیم، ۵ مرداد ۹۴)

لازم به تأکید است که همه این فیلم‌های سینمایی و مستند علاوه بر مستندهای تکراری است که طی سال گذشته از شبکه‌های تلویزیونی رژیم پخش و امسال تکرار شده است. در همین رابطه خبرگزاری سپاه پاسداران اعلام کرد:

«شبکه مستند سیما برای سالروز عملیات مرصاد پخش چهار مستند ویژه را در نظر گرفته است.

به گزارش خبرگزاری فارس, این آثار مستند شامل تصاویر دیده نشده یا کمتر دیده شدهیی است که در سال ۶۷ ضبط‌شده‌اند. این چهار اثر که در سالروز عملیات مرصاد در جدول پخش شبکه مستند از صبح تا شام جانمایی شدهاند… (خبرگزاری فارس ۴ مرداد ۹۴)

مجاهدین، تهدید اصلی نظام؛ کابوس خامنه‌ای

با نزدیک شدن نمایش انتخابات اسفندماه، خامنه‌ای که در گرداب بحران‌های بزرگی دست‌وپا می‌زد، نسبت به خطر دشمن در کمین نشسته نظام، به باندهای متخاصم درونی رژیم هشدار می‌داد:

«جریانی که پس از انتخابات با حضور انبوه هواداران موسوی خواستار روشن شدن ابهامات انتخاباتی بود با مشاهده سوءاستفاده دشمنان و درک حقایق خیابان‌ها را ترک کرده و بجای آن جریانی کاملاً منحرف و سازمان‌یافته کنترل میدان را در دست گرفته است جریانی که یکی پس از دیگری آرمان‌های انقلاب و محکمات امام را نشانه می‌رود [شعار جمعیت «استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی»] درستی این تحلیل بار دیگر در ۱۶ آذر اثبات می‌شود و چراکه این جریان خطرناک به‌صراحت جمهوری اسلامی یعنی حاصل انقلاب ملت را نفی می‌کند و ماهیت برانداز خود را فاش می‌سازد، البته دانشجویان حامی منافع ملی در مقابل این انحراف می‌ایستد و کنترل میدان را در دست می‌گیرد…

[صحنه‌های قیام روز عاشورا سال ۸۸ همراه با شعار «مرگ بر اصل ولایت‌فقیه»]

گوینده: در آن‌سوی مرزهای این سرزمین عاشورایی اما ضدانقلاب تروریست و برانداز در حال جشن و پای‌کوبی است.

افکت خانم مریم رجوی: «صحنه‌های حقیقی انتخابات ایران، نه رنگ‌های تقلبی، بلکه این قیام چندمیلیونی است» (مستند سفارشی بررسی بعد از انتخابات، تلویزیون شبکه خبر رژیم، ۱۰ دی ۹۴)

نمونه دیگر: «یک عده‌یی کمین کردند که با عدم ورود مردم در عرصه انتخابات یا با تحریم انتخابات یا با سست کردن انتخابات که حالا اشاره خواهم کرد یک مچ‌گیری از نظام جمهوری اسلامی بکنند. یک عده‌یی کمین کردند…».

در همین حال، رادیوتلویزیون و رسانه‌های حکومتی تحت امر ولی‌فقیه ارتجاع و هم‌چنین مهره‌های سرسپرده خامنه‌ای در خبرگان و نمایش‌های جمعه جابه‌جا در مورد خطر مجاهدین هشدار می‌دهند و سوابق رویارویی آن‌ها با استبداد مذهبی را بازگو می‌کردند:

«گوینده: شمارش آراء انتخابات مجلس در اکثر نقاط کشور به پایان رسیده است گروه‌هایی که در انتخابات رأی نیاورده‌اند، بدون توجه به سخنان امام همچنان سلامت انتخابات را زیر سئوال می‌برند و بر طبل ابطال می‌کوبند.

در رأس این گروه‌ها سازمان مجاهدین خلق قرار دارد که امام بارها به اعمال منافقانة آنان اشاره‌کرده است و در این برهه رفتار نفاق‌آلودشان بروز و ظهور بیشتری دارد». (مستند سفارشی پارلمان، تلویزیون شبکه خبر رژیم،۲۸ دی ۱۳۹۴)

رژیم آخوندی در بحبوحه بحران انتخابات و شقه در رأس نظام ولایت‌فقیه، تلویزیون رژیم، گزارش‌ها و تصاویری از مقطع قیام ۳۰ خرداد و خطر سرنگونی رژیم پخش کرد:

«بترسید از اون روزی که این مردم بفهمند در باطن ذات شما چیست و یک انفجار حاصل بشود از اون روز بترسید که ممکن است یکی از ایام‌الله خدای ناخواسته باز پیدا بشد و اونروز دیگر قضیه این نیست که برگردیم به ۲۲ بهمن قضیه این است که فاتحه همه ما را می‌خوانند.

گوینده: سی‌ام خرداد ۱۳۶۰ درحالی‌که چند روزی است طرح عدم‌کفایت بنی‌صدر در مجلس در حال بررسی است منافقین و طرفداران بنی‌صدر در خیابان‌ها آشوب به‌پامی‌کنند.

رفسنجانی: دیروز من از لحظاتی که درگیری شد تا اواخر وقت تا تقریباً نیمه‌شب در جریان برخوردهای تهران بودم و مستقیماً صداهای اخبار روگاهی با صداهای خودشون می‌شنیدم.

از نیروهای امنیتی و دستگاه قضا می‌خواهم که واقعیت را درک کنند این‌ها محارب‌اند, این‌ها طاغی‌اند, این‌ها قیام کردند علیه جمهوری اسلامی…». (پخش وقایع مقطع ۳۰ خرداد ۶۰- تلویزیون رژیم ۱۲ بهمن ۹۴)

آنچه در این مختصر گفته شد، بخش کوچکی از حجم عظیم تبلیغات دیوانه‌وار رژیم دجال آخوندی با به کار گرفتن ارگان‌ها و نهادهای متعدد از چندین وزارتخانه، با صرف مقادیر هنگفتی از بودجه‌های میلیاردی و با به کار گرفتن خیلی از عوامل مزدور تحت عنوان کارگردان، تهیه‌کننده، بازیگر و امثالهم… در قالب ده‌ها سریال تلویزیونی و فیلم‌های سینمایی، برای مخدوش کردن چهرة مجاهدین و مقاومت است. واقعیت این است که این تنها جزء کوچکی از تلاش‌های رذیلانة دشمن ضد بشری علیه مجاهدین و مقاومت ایران می‌باشد. تلاشی که ازیک‌طرف گویای وحشت رژیم از سرنگونی و از طرف دیگر سند افتخار و سرفرازی فرزندان مجاهد مردم ایران است.

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here