« بی‌هزینگی» یا گرفتن هزینه‌های کلان از مردم

60
وضعیت مردم زلزله زده

سرکوب عریان نظام قرون‌وسطایی ولایت‌فقیه در میهن اشغال‌شدة ما، تنها منحصر به شیوه‌های سخت‌افزاری نیست؛ به‌موازات بساط داغ و درفش و چوبه‌های دار، نظریه‌پردازان این نظام وحشی با همراهی بزدلان و جازدگان عرصه نبرد، هم‌زمان طرح‌های مکمل گفتمان سازی امنیتی را به‌عنوان افیونی فراگیر برای تزریق به جامعه بکار بسته‌اند تا چتر نظری و نرم‌افزاری این سرکوب هم فراهم باشد؛ کانالیزه‌ کردن خشم روزافزون مردم عاصی در بسترهای انحرافی و به هرزبردن آن هدف چنین طراحی‌های برطرف‌کنندة خطر‌سرنگونی است. حسین مرعشی سخنگوی حزب حکومتی کارگزاران ولایت‌فقیه درباره هدف چنین گفتمان سازی‌هایی این‌طور می‌گوید: «امروز ایران بیش از هر زمان دیگری نیاز دارد که همکاری‌ها در داخل جناح‌های سیاسی و در داخل کشور تقویت شود. آقای دکتر روحانی، نماینده جبهه میانه و اصلاح‌طلب کشور است. اگر بگوییم در کشور جبهه میانه‌رویی از اصلاح‌طلبان و اصولگرایان معتدل وجود داشته است و یک زمان آقای هاشمی و یک زمان آقای خاتمی نماد این جریان بوده، امروز آقای دکتر روحانی، نماد این جریان میانه‌رو در کشور است … و این جبهه است که می‌تواند اکثریت مردم را در صحنه، پشت سر رهبری و نظام نگه دارد.» (۱) به‌این‌ترتیب هدف‌را که «نگه‌داشتن مردم پشت سر رهبری و نظام» بوده‌است برجسته‌می‌سازد.

حقیقت این است که «مبارزه تمام‌عیار با این نظام قرون‌وسطایی» راه‌حلی است مبتنی بر تضاد اصلی جامعه جوشان ایران؛ ماندگاری و پیشروی‌های خیره‌کننده مقاومت سازمان‌یافته مردم و انسجام و وحدت بی‌نظیر شورای ملی مقاومت به‌مثابه دیرپاترین ائتلاف سیاسی تاریخ ایران، نه یک امر غیرقانونمند و تصادفی، بلکه گواه درستی و حقانیت چنین استراتژی در آزمایش پراتیک مبارزاتی سخت چهاردهه گذشته است و اگر جز این بود، نمونه‌های مشابه هم می‌داشت. در مقابل اما، ترویج فرهنگ یأس و نشان دادن سراب «مبارزة بی‌هزینه» تنها عملی خائنانه و ضدملی بوده است که نتیجه‌اش فقط تبلیغ سازش با این فاشیسم دینی و دربردن شخص ولی‌فقیه ارتجاع از کانون نفرت اجتماعی را مدنظر داشته است یعنی مستقیماً کمک به ادامه سرکوب و بقای رژیم، رودرروی جنبش آزادی‌خواهی مردم ایران و معاونت در فراهم کردن شرایط استمرار درد ورنج آنان بوده است.

اعتراضات اخیر اجتماعی هم‌وطنان «غارت‌شده مؤسسات‌‌حکومتی» یا «اعتراضات خشم‌آگین هم‌وطنان کرمانشاهی زلزله‌زده» باردیگر اثبات کرد که تنها یک‌راه نجات برای خلاصی از تجاوزکاری، خونریزی، جنون غارت، ویرانگری و دجالیت مافوق تصور آخوندها وجود دارد، جنایات حکومت ولایت‌فقیه علیه پیشتازان مردم ایران، قتل‌عام زندانیان‌سیاسی و نسل‌کشی مجاهدین به‌مثابة آگاه‌ترین و مسئول‌ترین فرزندان ایران‌زمین، فشرده سرکوب و غارتی است که روزانه این حکومت جبار علیه ملت ما اعمال کرده است اما اکنون دیگر کار به‌جایی رسیده که اقشار محروم اجتماعی بدون پاگذاشتن به اعتراضاتی علنی، دیگر قادر به گذران یک زندگی عادی هم نیستند؛ اینجاست که فرهنگ بی‌هزینگی شکست خود را به نمایش می‌گذارد و فریاد اعتراضی که از دورافتاده‌ترین روستاهای مرزی علیه سردمداران این نظام ضدمردمی بلند شده است نشان‌می‌دهد که تجربه عملی چگونه توده‌ها را در بستر دست‌وپنجه نرم‌کردن با این رژیم سرکوبگر، روزمره آموزش داده‌است.

حقیقت این است که یکسو تئوری خائنانه «بی‌هزینگی» بالاترین هزینه‌ها را مانند آنچه بر سر «زلزله‌زدگان استان کرمانشاه» و «غارت‌شدگان مؤسسات‌حکومتی» آمده است به مردم ایران تحمیل و قیمت را از آنان گرفته است و سردمداران آن، جریانات تشنه‌کام و حسرت‌به‌دل قدرت در فاشیسم‌مذهبی هستند که خود هیچ‌گونه بهایی برای مردم نپرداخته‌اند و سوی دیگر «مقاومت انقلابی بهرقیمت» قرار دارد که همه‌چیز خود را در طبق اخلاص نهاده و درراه آزادی مردمشان سنگین‌ترین قیمت‌ها را پرداخته‌است.

بنابراین جوانان، دانشجویان و اقشار آگاهی که دل در گروی آزادی مردم‌دارند و قلب‌هایشان از این‌همه ظلم و ستم به محروم‌ترین و زجرکشیده‌ترین لایه‌های جامعه‌مان به درد می‌آید می‌بایست از این تجارب تاریخی درس‌گرفته و در انتخاب درست‌ترین و سریع‌ترین مسیر رسیدن به آزادی درنگ نکنند باید در لحظه و به‌صورت مستمر پرداخت و از این پرداخت هرگز پشیمان و ناامید نشد این مسیری است که به‌رغم آنچه در ابتدا می‌نمایاند، عامل تثبیت، ماندگاری و به‌دست‌آوردن دستاوردهای کلان خواهدشد همان‌گونه که مقاومت سازمان‌یافته مردم ایران در دهه‌های گذشته عمل و تجربه‌کرده‌است.

(۱) خبرگزاری حکومتی ایسنا ۳۰آبان۹۶

Print Friendly, PDF & Email

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here