به‌مناسبت سالروز حماسه ۱۰شهریور

119

هر مجاهدخلق که شهید می شود و یا هر مجاهد صدیق که درمى‌گذرد، مجاهدین تلاش می کنند که ارزشهای والای شهید و مجاهد صدیق درگذشته را در خود زنده نگهدارند که تجلی این امر سوگند وفا تا آخرین لحظه و آخرین قطره خون برای رهایی و آزادی میهن از یوغ ایلغار حکومت جبار آخوندی است، مصداق من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا. قهرمانان شهید کهکشان اشرف، هم‌چون همه قهرمانان شهید مجاهدین، از تعلقات دنیایی فقط جان پاکشان را داشتند که آن را هم فدای خلق و میهنشان کردند.

در یادآوری حماسه پرشور و پرافتخار ۱۰مهر اشرف، همیشه صحنه‌های حضور فرمانده والامقام، فرمانده زهره قائمی را در صحنه‌های مختلف و در قرارگاههای مختلف ارتش آزادیبخش را مجسم می‌کنم، که قاطع، جسور و باصلابت در قامت یک فرمانده شجاع و رشید و درعین حال مهربان، افتاده و فروتن و نمادی تمام‌عیار از زن رهای مجاهد خلق، که تمام عشق او پیشبرد خط و خطوط و امر مبارزه انقلابی بود و در این راه سر از پا نمی‌شناخت. فرمانده زهره در آنجایی که مانورهای نظامی را فرماندهی می‌کرد، فرمانده و مسئولی مسط و قاطع و راهگشا بود، و با همین ویژگیها و خصایل والا بود که در یورش وحشیانه مزدوران وحشی مالکی به اشرف در ۱۹فروردین سال ۹۰، در مقابل هیولاهای آدمکش مالکی و بربریت آنان چونان سرو ایستاده‌ای، ایستاد و تیر زهرآگین مزدوران را شجاعانه به جان خرید و از سفاکان زخم بر بدن گرفت. در صحنه نبرد و حماسه ۱۹فروردین، فرمانده زهره به گزمگان حکومتی مالکی نشان داد که در برابر عزم و اراده یک فرمانده زن قهرمان مجاهد، و سایر قهرمانان حاضر در صحنه، پیروز نبرد اراده استوار و نستوه زن و مرد مجاهد خلق است و نه سلاح و تیروتبر.

فرمانده گیتی گیوه چینیان، فرمانده و مسئولی که تجسم رهایی و یگانگی و درعین حال بیرنگی یک زن مجاهد و والا بود که ارزشهای بزرگی را در مناسبات سازمانی و درصحنه نبرد با دشمن ضدبشری خلق کرد، فرمانده و مسئولی که در طول زندگی پربرکت مبارزاتی خود با توانایی و خلاقیت خود، فرصتهای طلایی ایجاد می‌کرد و دشمن را درطرح و توطئه‌اش با شکست مواجه می‌کرد، خواهری مهربان و سراسر صفا و صمیمت و افتاده و متواضع اما در برابر مکر و توطئه‌های دشمن قاطع و جسور که تمامی خصایل ویژگی یک فرمانده و مسئول را درخود سمبليزه می‌کرد.

خواهر مجاهد فرمانده میترا باقرزاده ازسرداران ارتش آزادی و از مسئولان والامقامی که در طی طریق و انجام مسئولیتهای انقلابى خود سر از پانمی شناخت و نسبت به تحت مسئولش همان برخوردی را داشت که با برادر مجاهد نسبی خود داشت و فرمانده‌ای والا وسرشار از عاطفه انسانی و درعین حال سختگیر وسخت کوش. فرمانده‌ای جسور و ریسک پذیر که درکهکشان حماسه اشرف به عهد خود با خلق و رهبری پاکبازش وفا کرد. فمنهم من قضی نحبه

فرمانده قهرمان و شهید ژیلا طلوع در کسوت یک مسئول مجاهد خلق و‌ در کسوت یکی از فرماندهان ارتش آزادی، در صحنه‌های مختلف نبرد و مسئولیت سازمانی، متین و آرام و در عین حال خروشان و مصمم و قهرمان، فرمانده‌ای از خطه آذربایجان و از نواده‌های مبارزاتی ستارخان و از نسل عقیدتی حنیف کبیر، او که بی‌دریغ نثار می‌کرد و هیچ چشمداشتی نداشت جز رضایت خدا و خلق و محقق کردن ارزشهای انقلاب پاک مریم رهایی درخود و همرزمان و تحت مسئولانش. روز اولی که درگذشته‌ای دور افتخار این را داشتم که در یک قسمت همسنگر و همرزم او باشم، آنچه که در این شیرزن قهرمان مجاهد خلق متبلور بود صفا، صمیمیت، زلالی و صلابت بود که برق درخشش صلابتش هر ناظری را خیره می‌کرد. فرمانده ژیلا در آخرین لحظات عمر پر برکتش، در دفاع از مسئول و فرمانده‌اش فرمانده زهره، خود را سپر او کرد تا فرمانده زهره را از گزند تیرهای زهرآگین آدمکشان حکومت مالکی در امان نگهدارد، رسالت و وظیفه یک مجاهد خلق را به اتم وجه به نمایش گذاشت و این پاکبازی او، نمایانگر اوج اعتقاد او به آرمان و سازمانش بود و در نهایت با این ویژگیها و خصائل انقلابی، در درس درخشان حماسه اشرف و در دفاع از فرمانده زهره و آرمان انقلابی خود جاودانه شد و به دیار رفیق اعلی پرکشید و همراه سایرخواهران و برا‌دران شهیدش برگ زرینی در تاریخ مبارزات مجاهدین خلق کردند.

هر یک از شهیدان کهکشان زهره را که نگاه می‌کنی خودش عالمی بود و عالمی داشت از خصوصیات و فضایل ناب مجاهدی، انسانی و انقلابی، دنیای بزرگی بود از ویژگیهای انسانی و دنیایی را که مولا علی در رابطه با انسان می‌دید (اتزعم انک جرم صغیر وفیک انتوی عالم اکبر) درخود متبلورکرده بود. گردان و یلان گردن فرازی که در حماسه کبیر و جاودان اشرف، دشمن را در طرح و توطئه‌اش بور و کور کردند. حماسه‌سازان قهرمانی که تا ابد هر مجاهد خلق و رزمنده راه آزادی، خود را مدیون حماسه ماندگار و خصایل پاک انسانی و مجاهدی آنان می‌داند و متعهد می‌شود که هم‌چون آنان پرجوش و پرخروش در ادامه مسیر و مبارزه برای سرنگونی رژیم آخوندی و آزادی خلق اسیر، سر از پا نشناسد و مردم و میهن اسیر را از دست آخوندهای خمینی صفت و کفتار صفت نجات دهد. خطاب به فرمانده زهره، فرمانده گیتی و سایر شهیدان درس ماندگار حماسه کبیر اشرف باید گفت، بدرود فرمانده زهره، بدرود فرمانده گیتی و ای یاران پرخروش، بدرود ای قهرمانان، بدرود ای شیرزنان و ای دلاور مردان، بدرود ای جاودانه مسئولان و فرماندهان، تا ابدیت راهتان و نبردتان ادامه دارد و در نبرد با رژیم جلاد آخوندی راهتان ادامه‌دار و پررهرو است. انتقام خونتان از این کفتاران خونخوار حاکم بر ایران گرفته خواهد شد و در نبرد روزمره رزمندگان مجاهد خلق حاضر و ناظرید، بدرود

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here