امیر رحیمی -درباره وزیر پیشنهادی دادگستری آخوند روحانی، علیرضا آوایی

376

۳۰ آذر سال ۶۰ به دستور همین آوایی جلاد که آن زمان دادستان ضدانقلاب دزفول بود در ساعت ۰۴۰۰ پاسداران جنایتکار منزل ما را به محاصره درآوردند، نه‌تنها منزل ما، بلکه در همین ساعت به ۱۵ منزل دیگر هم هم‌زمان یورش برده بودند. ما را دستگیر و به زندان یونسکو دزفول بردند. در آنجا از نزدیک شاهد شکنجه‌ها و اعدام بچه‌ها توسط همین آوایی، وزیر پیشنهادی آخوند روحانی بودم، شاهد بودم که همین فرد جنایتکار چگونه نوجوانان و جوانان را به‌پای جوخه اعدام می‌برد و تشویقه هم می‌گرفت، این‌ها نمونه‌های کوچکی است از آنچه من شاهد آن بودم و براثر زمان هنوز از خاطرم نرفته است.

علی آوایی دادستان جنایتکار دزفول بود که در سال۶۰، فرمان شکنجه و اعدام زندانیان مجاهد و دیگر آزادیخواه را در شهرهای خوزستان، بخصوص در دزفول، با دست‌باز می‌داد، اسم کامل او علیرضا آوایی بود، معاون او جنایتکاری به نام نداف و رئیس زندان او لوافیان بود یک بازجو و شکنجه‌گر اصلی و صحنه‌گردان هم به نام خلف رضایی داشت که ادعا می‌کرد زندان سیاسی زمان شاه بوده است. از دیگر بازجویان زیردست او افرادی به نام‌های کاظمی و رازی هم بودند در ضمن پاسدار شکنجه گری هم داشت که در بین زندانیان به کفشیری معروف بود همچنین حبیب بلوایه که بعداً رئیس زندان شد، شکنجه‌گر دیگرش علی خلف معروف به «علی یک‌چشم» بود و شکنجه‌گر دیگری بنام «علی دیجی» داشت، اسامی پاسداران شکنجه‌گر دیگرش را براثر گذشت زمان فراموش کرده‌ام اما آنچه یادم مانده این است که همه این‌ها تحت فرماندهی همین علی آوایی که دستور شکنجه و اعدام زندانیان را صادر کرده است، جنایات خودشان را انجام می‌دادند. از زندانیانی که به‌فرمان این دژخیم شکنجه و اعدام‌شده‌اند، بدون نیاز به انرژی گذاری زیاد برای یادآوری این اسامی، نفرات زیر در خاطرم برجسته مانده است:

۱-جمال آرام، فردی بی‌گناه، که تنها گناهش این بود که در زندان حاضر به همکاری با جلادان نشده بود، او را در مهر یا آذر سال ۶۰ به دستور همین آوایی تیرباران کردند.

۲-هوشنگ حیدری، یک معلم آزاده که به جرم هواداری از سازمان مجاهدین خلق و به‌دلیل ویژگی‌ها و مناسبات مردمی‌اش در شهر به حسن شهرت معروف بود، این معلم آزاده به دستور همین آوایی در آذر سال ۶۰ تیرباران شد

۳-حمید خادمی، هوادار سازمان مجاهدین خلق که به دستور همین آوایی شکنجه و در دی‌ماه سال ۶۰ تیرباران شد.

۴-عبدالرضا زنگویی، دانش‌آموزی پرشور ۱۷ ساله‌ای که به جرم هواداری سازمان مجاهدین خلق در فاز سیاسی شکنجه و به دستور آوایی همراه با مجاهد قهرمان حمید خادمی در دی‌ماه سال ۶۰ در زندان یونسکو تیرباران شد.

۵-غلامرضا احمدی سیاه‌پوش، از هواداران دزفول سازمان مجاهدین خلق در دی سال ۶۰ دستگیر و در جریان قتل‌عام‌ها به دستور آوایی جنایتکار در زندان یونسکو تیرباران شد.

۶- مرتضی بهزادی، اهل دزفول که هوادار سازمان مجاهدین خلق بود و به‌دلیل خانواده مذهبی‌اش در شهر دزفول معروف بودند، او قبل از ۳۰ خرداد در خیابان توسط پاسداران دستگیر و به‌دلیل مقاومتی که نشان داده بود با چاقو شکم او را پاره کرده و بعد او را به یک مسجد برده بودند، در آنجا برای شکنجة او، با سوزن غیرطبی شکم پاره شده او را دوخته بودند تا زجر بکشد، او در دی‌ماه سال ۶۰ به دستور همین آوایی وزیر پیشنهادی آخوند روحانی معتدل! تیرباران شد.

۷-حمید آسخ، دانش‌آموزی انقلابی ۱۷ ساله، بدون هیچ‌گونه گناهی در تیر سال ۶۱ به دستور آوایی در شهر دزفول تیرباران شد.

۸- علی‌محمد رحیمی که در ۲۵ خردادماه در اندیمشک دستگیرشده بود، به دستور آوایی در مرداد سال ۶۱ در دزفول تیرباران شد.

۹- محمدرحیم خانی که به‌دلیل شکنجه‌های زیاد، تعادل روانی خود را ازدست‌داده بود و حالت غیرعادی داشت و دارای دو فرزند خردسال بود را باز همین آوایی از او هم نگذشت و در مرداد سال ۶۰ دستور اعدام او را داد، او در دزفول تیرباران شد.

۱۰-ضیا ء رکنی که معلم و اهل دزفول بود، همین آوایی دستور اعدام او را داد و در مرداد سال ۶۱ در دزفول او را تیرباران کردند.

۱۱-نسرین حیدری دانش‌آموز قهرمان ۱۶ ساله به دستور آوایی در مرداد سال ۶۱ به دستور همین عنصر جانی یعنی علیرضا آوایی در دزفول تیرباران شد.

۱۲-فاطمه عیدی گماری ۱۸ ساله بدون حتی همان اتهامات آخوندساخته، در مرداد سال ۶۱ به دستور همین جلاد آوایی در دزفول تیرباران شد.

۱۳- خواهر دیگری در دزفول که گویا فاطمه نام داشت فقط صرفاً هواداری از سازمان چریک‌های فدایی خلق به دستور آوایی جانی، در تابستان سال ۶۱ تیرباران شد.

۱۴-مسعود والی زاده که هیچ گناهی نداشت فقط به جرم هواداری از سازمان مجاهدین خلق به دستور آوایی جلاد در شهریور سال ۶۱ در دزفول اعدام شد.

۱۵-محمدعلی دالوند که با او در یک بند بودم در پائیز سال ۶۱ به دستور آوایی در دزفول تیرباران شد.

۱۶-امیر عامری هوادار سازمان مجاهدین خلق در تابستان سال ۶۱ در شهریور به دستور همین عنصر جانی، علیرضا آوایی در دزفول تیرباران شد.

۱۷-داراب یاراحمدی به‌دلیل هواداری از سازمان مجاهدین خلق که تمام مدت زندانش را در سلول انفرادی سپری کرد، در پائیز سال ۶۱ به دستور آوایی در دزفول تیرباران شد.

۱۸-مهراب قلاوند که تنها هوادار ساده سازمان مجاهدین خلق بود در پائیز سال ۶۰ به دستور همین عنصر جانی تیرباران شد.

۱۹-حسین صابری هوادار گروه رنجبران که در تیرماه سال ۶۰ به دستور آوایی در دزفول تیرباران شد.

۲۰-امیر زندی هوادار سازمان مجاهدین خلق در ۳۰ آذر سال ۶۰ دستگیر و در تیرماه سال ۶۱ به دستور همین جلاد در دزفول تیرباران شد.

تعداد بسیاری از مجاهدان دیگر هم هستند که در لحظه اسامی آن‌ها را حضور ذهن نداشتم، آنها از بچه‌های دزفول و اندیمشک و هفت‌تپه و شوشتر بودند در سال‌های ۶۰ تا اواخر سال ۶۴ که خودم در زندان بودم به دستور همین جلاد، علیرضا آوایی محکوم و در دزفول اعدام شدند.

این دژخیم به‌دلیل شکنجه‌ها و اعدام‌هایی که کرده و جو سرکوبی که راه انداخته بود از جانیان بالاتر از خودش تشویقه هم گرفته بود به همین خاطر مدتی برای سرکوب مردم کردستان به آنجا اعزام شد که جنایات بسیار زیادی هم در آنجا مرتکب شد.

در قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷، او جزء هیئت مرگ زندان دزفول بود، بسیاری از زندانیان سیاسی دزفول، اندیمشک، هفته تپه، شوشتر و مسجدسلیمان به دستور همین جانی به‌صورت دسته‌جمعی تیرباران شدند ازجمله در یک‌شب که یک مینی‌بوس کامل از زندانیان را پرکرده و برای تیرباران به سمت دهلران می‌بردند، یکی از زندانیان بنام محمدرضا آشوغ موفق به فرار از این جمع اعدامی می‌شود او بعدها که توانست به خارج کشور برود مشاهدات خودش از جنایات انجام‌شده در قتل‌عام زندانیان سیاسی را افشا کرد. تعداد دیگری از زندانیان هم که قبلاً در سال‌های ۶۰ تا ۶۵ هم بند بوده و در قتل‌عام توسط همین جانی آوایی به اعدام محکوم شدند به ترتیب زیر هستند:

۱-احمد آسخ که در سال ۶۳ دستگیر و در قتل‌عام زندانیان سیاسی ۶۷ به دستور همین آوایی جلاد به اعدام محکوم شد و تیرباران شد.

۲-حسین اکسیر از بچه‌های دزفول که در سال ۶۱ دستگیر و به ۱۰ سال زندان محکوم و در تابستان سال ۶۷ در مردادماه به دستور همین آوایی جلاد محکوم‌به اعدام و تیرباران شد.

۳-شهین حیدری سومین شهید خانواده معروف حیدری که دو شهید داده بودند او در سال ۶۳ دستگیر و در جریان قتل‌عام زندانیان سیاسی ۶۷ به دستور آوایی جلاد محکوم‌به اعدام و در مرداد ۶۷ تیرباران شد.

۴-مصطفی رباطی که در سال ۶۰ دستگیر و در ۶۱ آزاد ولی در سال ۶۶ مجدداً دستگیر و در قتل‌عام زندانیان سیاسی در مرداد ۶۷ توسط آوایی جلاد محکوم و تیرباران شد.

۵-مصطفی بهزادی با سنی حدود ۱۶ سال در سال ۶۰ دستگیر و به سه سال زندان محکوم و در سال ۶۳ آزاد و مجدداً در سال ۶۶ دستگیر و در جریان قتل‌عام توسط همین آوایی جنایتکار وزیر پیشنهادی آخوند روحانی محکوم‌به اعدام و تیرباران شد.

۶-سید محمد انوشه که در سال ۶۱ دستگیر و به ۱۰ سال زندان محکوم و پس از سپری کردن ۷ سال زندان، در جریان قتل‌عام زندانیان سیاسی توسط آوایی جلاد به اعدام محکوم و در مرداد ۶۷ تیرباران شد.

۷- طاهر رنجبر که در سال ۶۰ دستگیر و به ۱۰ سال زندان محکوم و پس از سپری کردن ۷ سال زندان در قتل‌عام زندانیان سیاسی ۶۷ به دستور آوایی جلاد در مرداد ۶۷ به اعدام محکوم و تیرباران شد.

۸-فریدون اسلامی در سال ۶۶ دستگیر و به دستور آوایی در جریان قتل‌عام زندانیان سیاسی در مرداد ۶۷ تیرباران شد.

۹- محمدرضا امیدی در سال ۶۶ دستگیر و در جریان قتل‌عام زندانیان سیاسی توسط آوایی محکوم‌به اعدام و در مرداد ۶۷ تیرباران شد.

۱۰-علی شیخی بعد از سپری کردن ۷ سال زندان توسط آوایی در مرداد ۶۷ به اعدام محکوم و در مرداد تیرباران شد.

۱۱-رحیم پولادوند با ۱۶ سال سن در سال ۶۱ دستگیر و به ۱۰ سال زندان محکوم و در تابستان ۶۷ توسط همین آوایی او را مجدداً به اعدام محکوم و در مرداد تیرباران کرد.

۱۲- قدرت کایدی برادر دیگر شهید قهرمان محمد کایدی در سال ۶۷ توسط آوایی جلاد به اعدام محکوم و در مرداد ۶۷ تیرباران شد.

این‌ها فقط قهرمانانی بودند که با من هم زندانی و هم بند بودند و بعضی اسامی را هم که فراموش کرده‌ام و خیلی‌ها که بعد از من دستگیرشده‌اند و من اسامی آن‌ها را نمی‌دانم، همه توسط آوایی جلاد دادستان وقت دزفول به اعدام محکوم شدند. حال بنگرید که آخوند شیاد او را به‌عنوان وزیر دادگستری معرفی کرده است روش‌های اعتدالی!!! این‌گونه است که وقتی براثر افشاگری مقاومت ایران مجبور می‌شود جنایتکاری مثل پورمحمدی را کنار بزند، مهره جنایتکار دیگری بنام علیرضا آوایی که در استان‌های خوزستان، کردستان، ایلام و تهران جنایت بی‌شماری انجام داده است را معرفی می‌کند. غافل از اینکه خون این شهیدان خاموش شدنی نیست و همچنان می‌جوشد و دیر نیست که دامن دژخیمان را گرفته آن‌ها را به سزای اعمال خود برساند.

امیر رحیمی

Print Friendly, PDF & Email

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here