اعترافات دیرهنگام!

489

پناه بردن خامنه‌ای به چماق‌داری علیه آخوند روحانی با شعار «مرگ بر منافق»‌ و «مرگ بر آخوند آمریکایی» به‌منظور واداشتن او به تمکین و سهم کمتر در قدرت، ضمن اینکه تصویر واضحی از عمق شقه در رژیم زهرخورده آخوندی است، حاوی تجربه بزرگی از عاقبت نکبت و بلعیده شدن بانیان چنین روش‌های جنایت‌کارانه‌ای در آنچه خود تغذیه و ترویج می‌کرده‌اند نیز هست. سال‌های نخست پس از سقوط شاه، حاکمیت عقب‌مانده آخوندی که خود را ناتوان از هدایت جامعه به‌سوی پیشرفت و تعالی می‌یافت، جهت تحمیل خود در حاکمیت، به حربة لمپنی چماق‌داری روی آورد. خمینی جنایتکار خود مبدع این روش دجال‌گرانه بانام «امت همیشه درصحنه» بود و به این وسیله تقریباً تمامی رقبا و جریانات سیاسی، جز مجاهدین را، از هماوردی خود حذف کرد. آخوند یزدی از نزدیک‌ترین یاران او، در نقل خاطره‌ای علیه مجاهدین از نخستین روزهای پس از حاکمیت خمینی می‌گوید: «به حاج غلام که فردی بزن بهادر بود… گفتم: ”این ساختمان را باید از چنگ این جماعت درآوری و هرچه سلاح در اختیار آن‌هاست را به بیت‌المال باز گردانی!”. حاج غلام هم شبانه با نوچه‌هایش وارد عمل شد و تمام آن‌ها را تار و مار کرد و ساختمان امور زنان را به دامن انقلاب بازگرداند و تنی چند از افراد سازمان را بازداشت کرد و تحویل مقامات قضایی داد. خوشبختانه به این دلیل که من در آن مقطع از اختیار تام و تمامی در قم برخوردار بودم، کسی جرأت نداشت در مقابل تصمیمات قاطعی که می‌گرفتم مقاومت کند.» (۱). پاسدار جنایتکار فودازی در خاطره مشابهی می‌گوید: «بعد انقلاب و در سال ۵۹ اولین اقدام گروه مجاهدین خلق در پمپ‌بنزین خیابان هلال‌احمر صورت گرفت… ما عملیات انجام دادیم و پمپ‌بنزین را گرفتیم، دیوارهایی که دور پمپ‌بنزین ساخته بودند را خراب کردیم … نزدیک ساعت یک ظهر درگیری به اوج خود رسید و آن‌ها هجوم آوردند و پمپ‌بنزین را از ما گرفتند … پس‌ازآنکه از دست اعضای مجاهدین فرار کردیم، خدمت آیت‌الله ایروانی رفتم مساله را برای ایشان تعریف کردم و ایشان من را به میدان بارفروش‌ها فرستاد. و ازآنجا به همراه بچه‌های میدان با چوب و چماق به سمت پمپ‌بنزین رفتیم … و غائله تمام شد»(۲) آخوند جنایتکار محمد بهشتی رئیس وقت حزب چماق‌داران خمینی که مسئولیت طراحی چنین صحنه‌سازی‌های جنایت‌کارانه‌ای در سطح کشور را داشت در همان ایام از این پدیده ضدانقلابی، این‌گونه دفاع می‌کرد: «می‌گویم یک رابطة ضروری، یک رابطة جبری میان روش چماق کشی زبانی و قلمی … که از جانب شماست و این چماق کشی‌های چوبین که از ناحیة مردم که در راه این انقلاب زحمت‌کشیده‌اند هست، … مگر شما نمی‌گوئید ما علمی برخورد می‌کنیم با مسائل، بنده عرض می‌کنم این یک رابطة عینی- علت معلولی است.» (۳) بعدها وقتی در وقایع ۱۸تیر۷۸ دانشجویان آگاه میهن سر به طغیان برداشته و تا شعار «مرگ بر خامنه‌ای» در بسیاری از دانشگاه‌های کشور هم پیش رفتند، بازهم سردمداران به‌اصطلاح اصلاح‌طلب و اصولگرای نظام خود را نیازمند سلاح چماق‌داران دیدند، «در آن ایام، … حسن روحانی دبیر شورای عالی امنیت ملی بود؛ او جلسات متعددی را برای سرکوب فتنه ۱۸[تیر] مدیریت کرد … سخنرانی مشهور وی در پیش از خطبه نماز جمعه (۲۳ تیر):‌ … مردم عزیز و بزرگوار تهران و ایران زنده‌اند و در صحنه‌اند و با همان شور و هیجان سال‌های ۵۸ــ۵۷ در صحنه حضور دارند و پاسخ دندان‌شکن به آنها [دانشجویان] خواهند داد.» (۴) پاسخ موردنظر آخوند روحانی توسط باندهای چماق‌دار پاسدار محمدباقر قالیباف با طرح «لوله کردن» دانشجویان و پرتاب آن‌ها از طبقات خوابگاه دانشجویی به پائین، تحت عنوان «امت همیشه درصحنه» عملیاتی شد؛ و اما عبرت روزگار اینکه ۲۰سال پس‌ازآنکه بنا بر گفته فیروزآبادی، رئیس پیشین ستاد کل نیروهای مسلح رژیم: «این تصمیم شورای‌عالی امنیت ملی و تأیید رئیس‌جمهور [محمد خاتمی به‌اصطلاح اصلاح‌طلب] بود» و اینکه علیه دانشجویان نعره می‌کشیدند: «دیروز غروب دستور قاطع صادر شد تا هر گونه حرکت این عناصر فرصت‌طلب، هر کجا که باشد با شدت و با قاطعیت برخورد شود و سرکوب شوند»(۴) حالا کلیدساز عربده‌کش نظام، خود در کوزه چماق‌داری‌اش افتاده است و شریکش اسدالله بادامچیان با همان منطق بهشتی جنایتکار که می‌گفت «یک رابطه علت و معلولی» بین دفاع مجاهدین از آزادی‌ها با فرود آمدن چماق بر فرقشان وجود دارد، خطاب به او که در برابر ولی‌فقیه ارتجاع سهم بیشتری از قدرت را می‌خواهد، سرکوفت میزند: ‌«نباید بگوییم چرا عده‌ای چنین رفتاری دارند بلکه باید بیان شود ما چه می‌کنیم. لذا وقتی اینگونه بحث می‌شود برخی هم به مقابله و پاسخ بر می‌آیند که خلاف آن را ثابت کنند و در این شرایط دعوا می‌شود و در دعوا هم که معمولا می‌گویند تخریب حلال است.» (۵) آنچه چهاردهه پیش به قیمت پاره شدن قلب و جگر میلیشیای مجاهد در گسترده‌ترین پهنه اجتماع ایران روشنگری شده بود، حالا از زبان چماق‌دار، شکنجه‌گر اطلاعاتی و وزیر کابینه آخوند روحانی که بر پشت‌صحنه‌های چنین نمایش‌هایی اشراف داشته اما اکنون آتش را در دامان خودش یافته، بسیار دیرهنگام رودرروی بهشتی و بادامچیان اعتراف می‌شود: «این افراد و اقدام آنها به‌هیچ‌عنوان خودجوش نیست و از متن طبیعی اجتماع راهپیمایان برنمی‌خیزد… این افراد سامان‌یافته… به‌محض حضور فرد موردنظر، شعارهای خود را می‌دهند». (۶)پناه بردن خامنه‌ای به چماق‌داری علیه آخوند روحانی با شعار «مرگ بر منافق»‌ و «مرگ بر آخوند آمریکایی» به‌منظور واداشتن او به تمکین و سهم کمتر در قدرت، ضمن اینکه تصویر واضحی از عمق شقه در رژیم زهرخورده آخوندی است، حاوی تجربه بزرگی از عاقبت نکبت و بلعیده شدن بانیان چنین روش‌های جنایت‌کارانه‌ای در آنچه خود تغذیه و ترویج می‌کرده‌اند نیز هست. سال‌های نخست پس از سقوط شاه، حاکمیت عقب‌مانده آخوندی که خود را ناتوان از هدایت جامعه به‌سوی پیشرفت و تعالی می‌یافت، جهت تحمیل خود در حاکمیت، به حربة لمپنی چماق‌داری روی آورد. خمینی جنایتکار خود مبدع این روش دجال‌گرانه بانام «امت همیشه درصحنه» بود و به این وسیله تقریباً تمامی رقبا و جریانات سیاسی، جز مجاهدین را، از هماوردی خود حذف کرد. آخوند یزدی از نزدیک‌ترین یاران او، در نقل خاطره‌ای علیه مجاهدین از نخستین روزهای پس از حاکمیت خمینی می‌گوید: «به حاج غلام که فردی بزن بهادر بود… گفتم: ”این ساختمان را باید از چنگ این جماعت درآوری و هرچه سلاح در اختیار آن‌هاست را به بیت‌المال باز گردانی!”. حاج غلام هم شبانه با نوچه‌هایش وارد عمل شد و تمام آن‌ها را تار و مار کرد و ساختمان امور زنان را به دامن انقلاب بازگرداند و تنی چند از افراد سازمان را بازداشت کرد و تحویل مقامات قضایی داد. خوشبختانه به این دلیل که من در آن مقطع از اختیار تام و تمامی در قم برخوردار بودم، کسی جرأت نداشت در مقابل تصمیمات قاطعی که می‌گرفتم مقاومت کند.» (۱). پاسدار جنایتکار فودازی در خاطره مشابهی می‌گوید: «بعد انقلاب و در سال ۵۹ اولین اقدام گروه مجاهدین خلق در پمپ‌بنزین خیابان هلال‌احمر صورت گرفت… ما عملیات انجام دادیم و پمپ‌بنزین را گرفتیم، دیوارهایی که دور پمپ‌بنزین ساخته بودند را خراب کردیم … نزدیک ساعت یک ظهر درگیری به اوج خود رسید و آن‌ها هجوم آوردند و پمپ‌بنزین را از ما گرفتند … پس‌ازآنکه از دست اعضای مجاهدین فرار کردیم، خدمت آیت‌الله ایروانی رفتم مساله را برای ایشان تعریف کردم و ایشان من را به میدان بارفروش‌ها فرستاد. و ازآنجا به همراه بچه‌های میدان با چوب و چماق به سمت پمپ‌بنزین رفتیم … و غائله تمام شد»(۲) آخوند جنایتکار محمد بهشتی رئیس وقت حزب چماق‌داران خمینی که مسئولیت طراحی چنین صحنه‌سازی‌های جنایت‌کارانه‌ای در سطح کشور را داشت در همان ایام از این پدیده ضدانقلابی، این‌گونه دفاع می‌کرد: «می‌گویم یک رابطة ضروری، یک رابطة جبری میان روش چماق کشی زبانی و قلمی … که از جانب شماست و این چماق کشی‌های چوبین که از ناحیة مردم که در راه این انقلاب زحمت‌کشیده‌اند هست، … مگر شما نمی‌گوئید ما علمی برخورد می‌کنیم با مسائل، بنده عرض می‌کنم این یک رابطة عینی- علت معلولی است.» (۳) بعدها وقتی در وقایع ۱۸تیر۷۸ دانشجویان آگاه میهن سر به طغیان برداشته و تا شعار «مرگ بر خامنه‌ای» در بسیاری از دانشگاه‌های کشور هم پیش رفتند، بازهم سردمداران به‌اصطلاح اصلاح‌طلب و اصولگرای نظام خود را نیازمند سلاح چماق‌داران دیدند، «در آن ایام، … حسن روحانی دبیر شورای عالی امنیت ملی بود؛ او جلسات متعددی را برای سرکوب فتنه ۱۸[تیر] مدیریت کرد … سخنرانی مشهور وی در پیش از خطبه نماز جمعه (۲۳ تیر):‌ … مردم عزیز و بزرگوار تهران و ایران زنده‌اند و در صحنه‌اند و با همان شور و هیجان سال‌های ۵۸ــ۵۷ در صحنه حضور دارند و پاسخ دندان‌شکن به آنها [دانشجویان] خواهند داد.» (۴) پاسخ موردنظر آخوند روحانی توسط باندهای چماق‌دار پاسدار محمدباقر قالیباف با طرح «لوله کردن» دانشجویان و پرتاب آن‌ها از طبقات خوابگاه دانشجویی به پائین، تحت عنوان «امت همیشه درصحنه» عملیاتی شد؛ و اما عبرت روزگار اینکه ۲۰سال پس‌ازآنکه بنا بر گفته فیروزآبادی، رئیس پیشین ستاد کل نیروهای مسلح رژیم: «این تصمیم شورای‌عالی امنیت ملی و تأیید رئیس‌جمهور [محمد خاتمی به‌اصطلاح اصلاح‌طلب] بود» و اینکه علیه دانشجویان نعره می‌کشیدند: «دیروز غروب دستور قاطع صادر شد تا هر گونه حرکت این عناصر فرصت‌طلب، هر کجا که باشد با شدت و با قاطعیت برخورد شود و سرکوب شوند»(۴) حالا کلیدساز عربده‌کش نظام، خود در کوزه چماق‌داری‌اش افتاده است و شریکش اسدالله بادامچیان با همان منطق بهشتی جنایتکار که می‌گفت «یک رابطه علت و معلولی» بین دفاع مجاهدین از آزادی‌ها با فرود آمدن چماق بر فرقشان وجود دارد، خطاب به او که در برابر ولی‌فقیه ارتجاع سهم بیشتری از قدرت را می‌خواهد، سرکوفت میزند: ‌«نباید بگوییم چرا عده‌ای چنین رفتاری دارند بلکه باید بیان شود ما چه می‌کنیم. لذا وقتی اینگونه بحث می‌شود برخی هم به مقابله و پاسخ بر می‌آیند که خلاف آن را ثابت کنند و در این شرایط دعوا می‌شود و در دعوا هم که معمولا می‌گویند تخریب حلال است.» (۵) آنچه چهاردهه پیش به قیمت پاره شدن قلب و جگر میلیشیای مجاهد در گسترده‌ترین پهنه اجتماع ایران روشنگری شده بود، حالا از زبان چماق‌دار، شکنجه‌گر اطلاعاتی و وزیر کابینه آخوند روحانی که بر پشت‌صحنه‌های چنین نمایش‌هایی اشراف داشته اما اکنون آتش را در دامان خودش یافته، بسیار دیرهنگام رودرروی بهشتی و بادامچیان اعتراف می‌شود: «این افراد و اقدام آنها به‌هیچ‌عنوان خودجوش نیست و از متن طبیعی اجتماع راهپیمایان برنمی‌خیزد… این افراد سامان‌یافته… به‌محض حضور فرد موردنظر، شعارهای خود را می‌دهند». (۶)

  1.  کتاب خاطرات آخوند جنایتکار محمد یزدی صفحات۴۹۴ و ۴۹۵
  2.  خبرگزاری حکومتی ایلنا ۲۱بهمن۹۵
  3.  آخوند جنایتکار محمد بهشتی رئیس وقت دیوان عالی قضایی رژیم در ساری خرداد۵۹
  4.  خبرگزاری نیروی تروریستی قدس موسوم به تسنیم ۱۸تیر۹۶
  5.  خبرگزاری حکومتی ایلنا ۱۷تیر۹۶
  6.  علی ربیعی بانام مستعار عباد، خبرگزاری رسمی رژیم موسوم به ایرنا ۳تیر۹۶تیر۹۶

 

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here