آزمایش تاریخی زن ایرانی در برابر هیولای آدم‌خوار ولایت فقیه

86

قسمت‌هایی از پیام خانم مریم رجوی به مناسبت روز جهانی زن، اسفند۱۳۶۷

… ماهیت ارتجاعی رژیم خمینی بیش از هر چیز در تحقیر و سرکوب زنان بارز شده و این دژخیم ضدبشر نسبت به زنانی که در برابر او به مقاومت برخاسته‌اند به‌طور مضاعف کینه ورزیده است. راستی تیرباران هزاران و هزاران زن مجاهد و مبارز ـ چه در طول سالیان گذشته و چه در قتل‌عام اخیر زندانیان سیاسی – در کجای تاریخ و در کدام کشور سابقه دارد؟ و این تازه تنها بخشی از کارنامهٔ جنایت‌بار خمینی است. باشد که در فردای پیروزی درب زندان‌ها و سیاه‌چال‌های این رژیم گشوده شود و شکنجه‌ها و رذالت‌های غیرقابل وصف خمینی که زندانیان سیاسی زن را به‌طور مضاعف زجر داده و چه بسیار زجرکش کرده با اسناد و شهود آن در معرض قضاوت بشریت قرار گیرد. آن روز قدر و شأن تاریخی زنانی که در برابر رژیم ضدبشری خمینی به مقاومت برخاستند و تا به آخر ایستادند، بازهم بیشتر روشن خواهد شد و همگان بیشتر پی خواهند برد که اگر یک‌چنین مقاومتی در کار نبود و مشخصاً اگر زنان مجاهد و مبارز ایران نقش خاص خود را در این مقاومت به عهده نمی‌گرفتند، خمینی زنان ما و کل جامعهٔ ما را تا کجا به قهقرا می‌بُرد؟ البته امروز هم همه می‌دانند که در اندیشهٔ ارتجاعی خمینی زن «اساساً انسان شمرده نمی‌شود» و به همین دلیل خود او تا پیش از رسیدن به قدرت آشکارا «مخالف حق رأی زنان» و «دخالتشان در سیاست» بود. وقتی هم که به قدرت رسید صرفاً به خاطر ملاحظات فرصت‌طلبانه به حداقل حضور سیاسی زنان تن داد اما در عمل آنچه را که در چنته داشت بارز کرد. از آغاز «حجاب اجباری» و شعار «یا روسری یا توسری» را علم کرد، به بهانه‌های واهی به اخراج زنان از کارها و مشاغلشان پرداخت و قدم‌به‌قدم دامنهٔ ستم مضاعف برزنان و تحقیر و سرکوب آنان را گسترش داد. رژیم خمینی با انواع محدودیت‌های رسمی و غیررسمی درراه آموزش و تحصیل زنان مانع ایجاد نمود…

… این‌ها فقط شمه‌ای از فجایع حکومت خمینی و گوشه‌ای از ماهیت هیولایی است که با همهٔ قدرت ارتجاعی‌اش به انهدام شخصیت انسانی زن ایرانی کمربسته بود. در برابر این هیولای آدم‌خوار یا باید تسلیم می‌شدیم یا باید به مقاومت تمام‌عیار برمی‌خاستیم. خمینی می‌خواست که زن ایرانی «در مبارزهٔ سیاسی و اجتماعی نقش نداشته باشد» و به‌مثابه «یک موجود درجه دوم در حاشیه فقط مورد بهره‌کشی» قرار گیرد. آزمایش تاریخی زن ایرانی هم در اساسی‌ترین بعد خود درست از همین‌جا آغاز می‌شد. ما می‌بایست با تمام قوا نقش متساوی خود را در مبارزهٔ عموم زنان و مردان ایران برای رهایی از اسارت خمینی عملاً به عهده می‌گرفتیم و بهای آن را به تمام و کمال می‌پرداختیم. این، آزمایش زن ایرانی درنبرد با خمینی بود. در این مسیر بود که زنان پیشتاز مجاهد و مبارز می‌توانستند رودرروی خمینی و مرام و مسلک ارتجاعی‌اش از اعتبار وجود زن ایرانی دفاع کنند و اوج سرفرازی و شایستگی او را به اثبات برسانند. ازاین‌رو خون‌های پاکی که در این راه از زنان قهرمان ما بر زمین ریخته و رنج‌ها و شکنجه‌هایی که در این راه متحمل شده‌اند، اسناد زرین و پرافتخاری است که در برابر ایل‌غار فرهنگی و سموم حاکمیت پلید خمینی پرچم شرف و شایستگی زن ایرانی را به اهتزاز درمی‌آورد. با اتکا به یک‌چنین پشتوانه‌ای است که مردم ایران ـاعم از زن و مردـ می‌توانند آثار شوم سلطهٔ ارتجاع خمینی بر ایران را بزدایند و در راستای رهایی و شکوفایی استعدادات خلاق انسانی‌شان قدم بردارند. والا خمینی هیچ ارزش و اعتباری باقی نمی‌گذاشت و تردید و تزلزل و یأس هیچ پایانی نداشت. پس درود بر همهٔ شیرزنان قهرمانی که در دوران مبارزهٔ افشاگرانهٔ سیاسی، در جریان نبرد مسلحانهٔ شهری و در میدان‌های جنگ آزادی‌بخش انقلابی خون پاکشان را فدیهٔ رهایی خلق در زنجیر ایران نمودند و فروغ رهایی زنان ستمدیدهٔ این مرزوبوم را برافروختند. شیر زنان قهرمانی همچون:

گوهر ادب‌آواز، ژیلا موسوی، ماندانا دهقان (از شیراز)

معصومه شادمانی، افخم‌السادات میرزایی، مریم نوری و آذر رضائـی همسر سـردار خیـابانـی (از تهران)

عالیه بازرگان، طاهره امیدواری، لوئیز رجائیان (از خراسان)

ثریا سنماری، نرگس عباسیان، فاطمه سروری (از اصفهان)

ویتانا جوینی، ثریا پورهاشم، صنوبر سیاهکل‌رودی (از گیلان)

ثریا ابوالفتحی، سکینه قهرمانی، زهرا معزی (از آذربایجان)

مریم قدسی‌مآب، شهناز جدیدیان، پریدخت ناظم (از خوزستان)

مانیا صفاریان، ایران بیرانوند، ناهید گودرزی (از لرستان)

بتول عالم‌زاده، معصومه ابراهیمی‌زرندی، صغری سلیمانی (از کرمان)

عاطفه بهاردوست، فریبا گودرزی، فرزانه نقش‌بندی (از کرمانشاه)

بهجت صدوقی، اختر مولوی، مهری محبیان (از همدان)

مریم اسعدی (از زاهدان)، سعیده سلامی (از کردستان)، صنم قریشی (از بندرعباس)

و هزاران ستارهٔ تابناک دیگر که از سراسر ایران برآمدند و درخشیدند. این قهرمانان در کنار فرماندهان و مسئولان والامقامی همچون مهین رضائی (عضو هیئت اجرایی سازمان مجاهدین خلق ایران و فرمانده یک تیپ رزمی ارتش آزادی‌بخش در عملیات بزرگ فروغ جاویدان)، ناهید صراف، نصرت رمضانی و سوسن میرزایی جاودانه شدند.

هم‌وطنان عزیز؛ باید اذعان کرد که ما در بررسی و بازگو نمودن آثار دامنه‌داری که نقش مبارزاتی زن انقلابی مجاهد خلق ازنظر اجتماعی و سیاسی تابه‌حال بر جای گذاشته، بسیار کم‌کاری داشته‌ایم؛ اما به‌وضوح پیداست که در این زمینه دشمن ضدبشری کاری‌ترین ضربات سیاسی و اجتماعی را از مجاهدین دریافت کرده است. چندی پیش روزنامهٔ واشنگتن‌پست طی تفسیری پیرامون گزارش محرمانهٔ فرماندهی کمیته‌های رژیم دربارهٔ عملیات فروغ جاویدان، نوشته بود: «این‌یک قضاوت برحق است که ضدیت خمینی با زنان از سیاست‌هایی است که در مقابله با دشمن داخلی‌اش مجاهدین، بیشترین ضربه را به او وارد کرده است… نیروی امنیتی و سرکوبگر خمینی ـ کمیته ـ هنگامی‌که اخیراً خمینی را در جریان وضعیت مجاهدین قرار داد این خبر ناگوار را با قدری ظرافت به وی داد». (واشنگتن‌پست ۱۹دی۶۷)

نویسنده به قسمت‌هایی از گزارش فرماندهی کمیته‌های رژیم که به‌طور ویژه برای خمینی و سردمداران اصلی رژیم تهیه‌شده و نسخه‌ای از آن توسط مجاهدین افشا گردیده است، اشاره می‌کند. در گزارش مزبور پس از سال‌ها لجن‌پراکنی و تبلیغات هیستریک علیه انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین به بطلان و بی‌پایگی آن هرزه‌درایی‌ها اعتراف شده و تصریح‌شده است که انقلاب درونی مجاهدین: «وسیلهٔ اثبات طرفداری سازمان از مساوات زن و مرد قرار گرفت… حرکت سازمان نه‌تنها آثار منفی در بین هواداران نداشت بلکه موجب جذب و وفاداری بیشتر زنان هوادار نسبت به سازمان گردید». در قسمت دیگری از این گزارش نیز دربارهٔ انقلاب درونی مجاهدین تأکید شده که «باعث گرایش بیش‌ازحد زنان هوادار به سازمان گردید»، سازمان «جهت تثبیت ظاهری شعار تساوی زن و مرد و جذب هواداران بیشتر موفق گردید» و «با روش‌های جذاب و آمیخته با مثال و عمل توانستند به اهداف خویش نائل گردند.» اعترافات دشمن کاملاً گویاست و از روی آن به‌خوبی می‌توان پی برد که از این رهگذر چه ضربهٔ اجتماعی و سیاسی سنگینی بر رژیم خمینی واردشده است؟

از سوی دیگر، نقش و حضور زنان قهرمان، در صفوف ارتش آزادی‌بخش ملی و سلسله‌مراتب فرماندهی آن تأثیرات وسیعی در سطح جامعه و حتی در میان نیروهای رژیم داشته است. اخبار جنگاوری شیرزنان ارتش آزادی دهان‌به‌دهان نقل می‌شود، حتی مزدوران رژیم نیز نمی‌توانند از بازگو کردن این جنبه از حماسه‌های فروغ جاویدان خودداری ورزند و تلاش سردمداران رژیم برای کنترل خبرهای مردمی که با بیان‌های حماسی در بین مردم می‌چرخد، فاقد کمترین کارآئی ‌است. در همه‌جا صحبت از این است که زنان مجاهد لباس رزم پوشیده بودند، تانک‌ها و زره‌پوش‌ها را می‌راندند و یکان‌های مختلف رزمی را فرماندهی می‌کردند، هرکدامشان با چندین پاسدار برابری می‌کردند و مزدوران رژیم از ترس، حتی پس از به‌خاک‌افتادن و شهادت زنان مجاهد نیز جرئت نزدیک شدن به آن‌ها را نداشتند. بسیاری از خبرها نیز از مزدوران رژیم نقل می‌شود که فی‌المثل خودشان می‌گفته‌اند: «این‌گونه جنگیدن زنان مجاهد برای ما تعجب‌آور بود»، «خاک‌ریزهای عظیم بعد از گردنهٔ حسن‌آباد به دادمان رسید» و «اگر آنجا هوانیروز و نیروی هوایی به داد ما نرسیده بود تا نفر آخر رفته بودیم»… همچنان که در گزارش نهایی ستاد فرماندهی ارتش آزادی‌بخش ملی دربارهٔ عملیات بزرگ فروغ جاویدان آمده است، از همان آغاز نیز روشن بود و خشم و کین حیوانی مرتجعین نسبت به زنان رزمنده و مجاهد ارتش آزادی‌بخش هم به‌وضوح نشان می‌داد که «رژیم خمینی ازاین‌پس می‌باید از این بابت با یک ظرفیت عظیم انفجاری در هر خانه و در هر کوی و برزن مقابله کند.» جالب‌توجه است که رسانه‌ها و ناظران خارجی نیز در نقطهٔ مقابل واپس‌ماندگی خمینی و رفتار فضاحت‌بارش با زنان، دستاوردهای مجاهدین در راستای رهایی زن را بازگو کرده و می‌کنند. به‌عنوان‌مثال روزنامهٔ هرالد چاپ هندوستان در گزارشی پیرامون عملیات ارتش آزادی‌بخش بیش از هر چیز حضور زنان رزمندهٔ ارتش آزادی را چشمگیر یافته و دراین‌باره می‌نویسد: «زنان مسلح مسلمان شاید برای نخستین بار در غرب آسیا، ولی مطمئناً برای نخستین بار طی قرن‌ها وارد صحنهٔ نبرد شدند.» این روزنامه در ادامهٔ گزارشش اضافه می‌کند که این امر برای نیروهای رژیم «باید یک تجربهٔ خوارکننده باشد» (روزنامه هرالد چاپ هندوستان ۲۱فروردین۶۷)

روزنامهٔ ایتالیایی ایل‌جورناله نیز در همین زمینه می‌نویسد: «به‌کارگیری واحدهای زنانی که هیچ ارتشی در جهان تاکنون آن را در درگیری وارد نکرده بود برای مجاهدین یک مسئلهٔ افتخارآمیز است.» (ایل‌جورناله۲۲اردیبهشت۶۷) … …

به‌این‌ترتیب درحالی‌که سایرین درزمینهٔ آزادی‌ها یا حقوق زن به کلی‌بافی‌های تکراری بسنده کرده‌اند مقاومت ایران به پشتوانهٔ ده‌ها هزار شیرزن شهید و اسیر و با اتکا به عموم زنان ستمزدهٔ تحت حاکمیت شاه و خمینی در عمل آنچه را به‌ویژه برای زن مسلمان غیرممکن می‌نمود در ابعاد بزرگ اجتماعی عملی و محقق ساخت.

پس بی‌سبب نیست که از سال گذشته در پی اوج‌گیری جنگ آزادی‌بخش و درخشش زنان رزمنده‌اش، خمینی دیگر خودش هم به دست‌وپا افتاد و سرنخ نمایش‌های مفتضحانه‌ای را که رژیمش در رابطه با زنان به‌طور کاملاً عکس‌العملی به آن دست می‌زند، از طریق دخترش به دست گرفت. چند سال پیش هم وقتی‌که حضور زنان ایران در مجامع بین‌المللی به نمایندگی از طرف مقاومت انعکاس اجتماعی بسیار وسیعی پیداکرده بود، رژیم خمینی به فکر این قبیل تشبثات میان‌تهی و دجال‌گرانه افتاده بود و در این رابطه اعلام کرد: «در هیئت دولت مطرح گردیده تا هیئت‌های سیاسی که به خارج کشور سفر می‌کنند از زنان نیز در این هیئت‌ها حضورداشته باشند». البته هرگز از این تلاش‌ها برای رژیم آبی گرم نشد و مشخص بود که در برابر مقاومت انقلابی قافیه را سخت باخته و دیگر آن‌چنان منفور زنان ایران است که آب‌رفته هرگز به جوی بازنمی‌گردد؛ اما سلسله تشبثات مذبوحانه‌ای که با صحنه‌گردانی دختر خمینی راه افتاد چنان مفتضح و رسوا بود که در رسانه‌های خبری خارجی نیز به مسخره گرفته شد. ازجمله برخی روزنامه‌ها تیتر زدند: «دختر خمینی جنبش زنان را کشف می‌کند»! آن‌ها همچنین نوشتند که «این خبر خارق‌العاده‌ای است… البته واضح است که زهرا [خمینی] در چارچوبی که توسط پدرش اعمال می‌شود حرکت می‌کند» (روزنامه ایل رستو دل کارلینو ۲۳دی۶۷)

در پی عملیات فروغ جاویدان که نمایش‌های رژیم بالا گرفت، وقتی دختر خمینی در نمایش آزادی احزاب خواستار اجازهٔ تشکیل انجمن زنان شد، خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارش خود را با این تیتر مخابره کرد که «آیا بچهٔ خمینی علاقه‌مند به آزادی زنان شده است؟» (خبرگزاری آسوشیتدپرس ۲۲دی۶۷)

حال‌آنکه تا قبل از عملیات فروغ جاویدان، تبلیغات رژیم خمینی راجع به نقش زنان در جنگ ضدمیهنی اغلب برگرد مسائلی از قبیل «نان‌پختن و لباس‌شستن»، «تشویق شوهران و پسران و برادران برای ماندن در میدان‌های رزم»، «اهدای زینت‌آلات» و «اداره‌کردن خانه در غیاب شوهران و پسران» دور می‌زد؛ اما بعد از عملیات فروغ جاویدان کم‌کم خبرهایی از قبیل تشکیل «۲گردان» از «بسیج خواهران ناحیهٔ ایلام»، تشکیل «سمینار زن و دفاع مقدس در مشهد»، «مانور بسیجیان اراک با شرکت خانم مصطفوی دختر امام» و «رژهٔ زنان بسیجی مازندران» دادند! که مشخصاً نشان می‌داد دشمن تا کجا از این بابت‌ها «مسئله‌دار» شده است. تشبثات مذبوحانهٔ رژیم در این زمینه‌ها که صرفاً به خاطر حفظ نیروهای خُلّص خودش به آن دست می‌زند آن‌قدر مفتضحانه است که هنوز نگرفته، به ضد خودش تبدیل می‌شود و از سر و روی آن خصیصهٔ نمایشی و عکس‌العملی بودن در قبال مقاومت و ارتش آزادی‌بخش می‌بارد. فی‌المثل در مورد «جمعیت»ی که توسط دختر خمینی به راه افتاده یکی از اعضای آن می‌گوید که: «این جمعیت حدود یک سال و چند ماه است که آغاز بکار کرده و نزدیک به ۲۵نفر [فقط ۲۵نفر!] از خواهران بسیار فعال در تهران ازجمله خواهران دباغ، مصطفوی، طباطبائی، کروبی، چند نفر از استادان دانشگاه تهران و یکی دو تن [!] از همسران شهیدان در آن حضور دارند.» (روزنامه اطلاعات ۶دی۶۷)

جالب اینکه همین «خواهران بسیار فعال در تهران»، هم این جمعیت دست‌ساز، هم مانور اراک، هم سفر به شوروی و هم «کنگرهٔ زن و انقلاب اسلامی در همدان» را صحنه‌گردانی می‌کنند. گفتنی است که این «کنگرهٔ زن و انقلاب اسلامی در همدان» هم خواسته‌اش این است که «به‌منظور حرمت خون شهدا با مسئلهٔ بدحجابی برخورد جدی شود». مثل‌اینکه تابه‌حال در این زمینه سهل‌انگاری شده است!! مضحک‌تر اینکه یکی از همین‌ها در مصاحبه‌ای در ایتالیا مدعی می‌شود که «آزادی مسئلهٔ معنوی می‌باشد که زنان تحت هدایت امام بدان رسیده‌اند». آن‌چنانکه مخاطبش به مسخره اضافه می‌کند: «زن در ایران دیگر احتیاج به اثبات و یا بدست‌آوردن هیچ‌چیزی ندارد» !!

فضیحتی که از بابت این‌گونه مانورها و عکس‌العمل‌ها دامن‌گیر رژیم خمینی می‌شود تصادفی نیست. این رژیم درهم‌شکسته که در عرصه‌های گوناگون از مقاومت انقلابی سال‌ها عقب‌مانده، به نتیجه‌ای جز این‌که دست‌وپا زدن‌های مذبوحانه‌اش بر سر خود او خراب شود، نباید برسد. بخصوص که در مرحلهٔ سرنگونی قرار دارد و شعار اصلی و نقطه اتکای جنگ‌طلبانه‌اش را پس از یک رویارویی چندساله در برابر سیاست عملی صلح در منتهای استیصال ازدست‌داده است. ازاین‌رو همچنان که به خاطر ماهیت جنگ‌طلبانهٔ قرون‌وسطایی‌اش، درزمینهٔ شعار صلح هرگز نمی‌تواند پس‌افتادگی استراتژیکی سالیان را جبران کند؛ در برخورد با مسئلهٔ زنان نیز تشبثات او جز اینکه به رسوایی هر چه بیشترش منجر شود ثمری ندارد. ازقضا عکس‌العمل‌های مفتضحانهٔ رژیم در برابر راهگشایی‌ها و ابتکارات مقاومت انقلابی به همه نشان می‌دهد که از کجا می‌سوزد و در برابر کدام نیروی جانشین و آلترناتیوی در حال ذوب شدن است؟ چیزی که داعیه‌ها و دروغ‌پردازی‌هایش مبنی بر اینکه گویا مقاومت را از بین برده و یا با چرخش در مسئلهٔ جنگ از مهلکه گریخته است را هم باطل می‌کند. به همین خاطر است که [خامنه‌ای] رئیس‌جمهور رژیم ـ که مثل خود خمینی و دیگر سردمداران در باتلاق احتضار و سرنگونی دست‌وپا می‌زند ـ در جمعه‌بازار تهران به مجاهدین می‌پرد و در برابر حرکات و تظاهرات جهانی اخیر مقاومت ایران از فرط غیظ انبوهی خزعبلات به هم می‌بافد و راجع به نامسلمانی ما که خمینی را نخستین دشمن اسلام معرفی کرده‌ایم داد سخن می‌دهد. راستی مزدوران مخاطب این‌ها کدام را باید باور کنند؟ آن ادعاهای پایان کار مجاهدین را یا این زوزه‌های جمعه‌بازارها را؟ راستی شیخ ریاکار و ذلیل و علیلی که خودش مصداق همان بوزینگانی‌ست که بر منبرهای جمعه بالا و پائین می‌روند و آن امام پلیدش که در خیانت به اسلام و قرآن و در مسابقهٔ رذالت، مخصوصاً در رفتار با زنان، بسا فراتر از شمر و یزید رفته؛ سنگ کدام اسلام را به سینه می‌زند؟ اسلام پیامبر رحمت و رهایی؟ یا اسلام خمینی که دختران نوباوه و زنان باردار و مادران سالخوردهٔ ما را تیرباران می‌کند؟ برای ادامهٔ حکومتش چند سال پیاپی شعار جنگ جنگ سر می‌دهد؟ ۲میلیون کشته و معلول و مجروح و میلیون‌ها زن و فرزند داغدار و آواره برجا می‌گذارد و این‌همه خسارت جبران‌ناپذیر بر دوش مردم ستمدیدهٔ ایران بار می‌کند؟ بنابراین به رئیس‌جمهور علیل‌الفکر خمینی باید گفت که دیگر این دجال بازی‌ها اثری ندارد و مردم ایران به‌خوبی می‌دانند که به‌حکم اسلام و میهن‌دوستی اولین آدمکش خائن و جنایتکاری که باید مجازات شود خود خمینی است. سردمدار رژیمی که از سال۶۰ دختران خردسال مسلمان را بدون احراز هویت اعدام می‌کرد، دژخیمانش در بیمارستان‌ها سرنگ را از رگ مجاهدان مجروح می‌کشیدند و آن‌ها را به جوخه‌های تیرباران می‌سپردند و شریح‌قاضی خمینی (محمدی‌گیلانی) صراحتاً در تلویزیون مادران شهدا را به اعدام تهدید می‌کرد و آشکارا می‌گفت که دختران از ۹سال به بالا را در همان خیابان می‌گیرند و می‌کشند و نیاز به محاکمه هم ندارند؛ بنابراین بازهم به رئیس‌جمهور خمینی و به امام پلید او که اخیراً گفته تا زنده است نخواهد گذاشت که مجاهدین «اسلام» را از بین ببرند، در یک‌کلام می‌گویم: باش! تا اگر خدا بخواهد این افتخار را نصیب مقاومت ایران و رزم‌آوران ارتش آزادی بکند که زنده‌ات را در برابر مردم ایران و جهان به محاکمه و کیفر بکشند و نام اسلام و پیامبرش را برای همیشه از ننگ وجود تو و کین شیطانی‌ات پاک کنند. هم‌میهنان، زنان آزادهٔ ایران؛ ارتش آزادی‌بخش ملی ایران قدرتمندتر از همیشه برای سرنگونی دشمن‌ترین دشمنان مردم ایران مهیا می‌شود. آگاه‌ترین و فداکارترین زنان مجاهد و مبارز ایران با ایدئولوژی‌ها و مرام و مذهب‌های گوناگون در صفوف ارتش آزادی دوش‌به‌دوش برادران قهرمانشان سهم متساوی خود را دربرداشتن بار انقلاب نوین مردم ایران به عهده‌دارند. زنانی که در آزمایش نبرد کبیر رهائی‌بخش به بالاترین مدارج شایستگی انقلابی دست‌یافته‌اند. ذره‌ذرهٔ این ارتقا و شایستگی به بهای کار خلاق و فداکارانه‌شان و به پشتوانهٔ اخلاقیات متعالی و رنج خون تمامی خواهران و برادران شهیدشان کسب‌شده است. این یک گنجینهٔ عظیم میهنی و انقلابی است که پشتوانهٔ تحقق مبرم‌ترین خواست‌های مردمی و والاترین آرمان‌های ضد استثماری به‌ویژه در راستای رهایی زن ایرانی بشمار می‌رود.

شورای ملی مقاومت ایران به‌عنوان تنها جانشین سیاسی قدرتمند و مردمی برای رژیم روبه سقوط خمینی برای نخستین بار در تاریخ ایران درزمینهٔ حقوق و آزادی‌های زنان طرح جامع و بسیار ارزنده‌ای را مورد تصویب قرار داده است که رهنمون دولت موقت آینده خواهد بود. طرحی که به خاطر پشتوانهٔ اجتماعی و مبارزاتی آلترناتیوی که آن را ارائه کرده، با هرگونه طرح و برنامهٔ صرفاً نظری کیفاً متمایز است و به‌حق باید آن را از ارزنده‌تریـن دستـاوردهای جنبش مقاومت محسوب نمود. یادآوری می‌کنم که «این طرح در چارچوب برنامهٔ دولت موقت جمهوری دمکراتیک اسلامی ایران و سند مربوط به وظایف مبرم این دولت تنظیم‌شده و بار دیگر بر تساوی حقوق سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی زن و مرد تصریح می‌کند. طرح شورا دربارهٔ آزادی‌ها و حقوق زنان به‌حق_ِ انتخاب آزادانهٔ زن در زمینه‌های مختلف ـ از انتخابات عمومی گرفته تا انتخاب آزادانهٔ هر شغل و مقام و حق هرگونه فعالیت سیاسی و اجتماعی تا حق انتخاب آزادانهٔ لباس و پوشش ـ گواهی می‌دهد و بر حق استفادهٔ بدون تبعیض از کلیهٔ امکانات و فعالیت‌های آموزشی و تحصیلی و ورزشی و هنری صحه می‌گذارد. طرح شورا، دولت موقت آینده را به حمایت از سازمان‌یابی داوطلبانهٔ زنان در سراسر کشور موظف می‌سازد و به‌منظور رفع نابرابری و ستم مضاعف، امتیازات ویژه‌ای در زمینه‌های گوناگون اجتماعی و اداری و فرهنگی و مخصوصاً درزمینهٔ آموزشی برای زنان در نظر می‌گیرد. مطابق طرح شورا، زنان می‌باید در برابر کار مساوی با مردان مزد مساوی دریافت کنند و در مزایایی از قبیل مرخصی، حقوق بازنشستگی و ازکارافتادگی و دریافت حق اولاد و تأهل و بیمهٔ بیکاری با مردان برابرند. به هنگام استخدام و اشتغال نیز بین زن و مرد تبعیضی نخواهد بود. علاوه بر این، زنان می‌باید به هنگام بارداری و زایمان و نگهداری اطفال از حقوق و تسهیلات ویژه‌ای برخوردار باشند. در امور خانوادگی نیز طرح شورا زن را در گزینش همسر و ازدواج، مطلقاً آزاد می‌شناسد و هرگونه اجبار و تحمیل به زن را در زندگی خانوادگی ممنوع می‌کند. حق طلاق برای زن و مرد متساوی است و نظام تأمین اجتماعی کشور بایستی زنان بیوه و مطلقه و اطفال تحت سرپرستی آن‌ها را تحت حمایت خود بگیرد. زن و مرد در شهادت دادن و سرپرستی اولاد و ارث یکسان‌اند. چندهمسری و تعدد زوجات اساساً ممنوع است. هرگونه بهره‌کشی و استثمار جنسی از زن تحت هر عنوان شرعی و عرفی ممنوع شناخته‌شده و همهٔ رسوم و قوانین ـ خصوصاً قوانین ارتجاع پلید خمینی ـ علیه زن و مقرراتی که طبق آن زن یا دختری را تحت هر عنوان برای تمتع جنسی یا بهره‌کشی به دیگران واگذار می‌کنند یا می‌فروشند لغو گردیده است.» باشد که با سرنگونی رژیم زهرخوردهٔ خمینی و پیروزی انقلاب نوین ایران زنان آزادهٔ میهن ما که شایستگی خود را در میدان مبارزه با دشمن ضدبشری به اعلا درجه اثبات کرده‌اند دوران رهایی پایدار خود را جشن بگیرند و سازندگی ایران آزاد و مستقل را همراه و همگام با مردان این سرزمین آغاز کنند. تباهی و تیرگی خمینی هرچه باشد نیروی خلاق انسانی ما یقیناً بر آن چیره خواهد شد.

1 COMMENT

  1. طرح شوراي ملي مقاومت درجهت امحاي تبعيض جنسي دستاورد مبارزه طولاني زنان در مقاومت ايران كه امكان حضور زنان را در رهبري اين جنبش فراهم كرده است

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here